پنجشنبه 8 تير 1396 - 10:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

عرفان حلقه

 

عرفان حلقه

به کوشش: حميد رضا مظاهري سيف

ناشر: مؤسسه فرهنگي بهداشت معنوي، عصر آگاهي

نوبت چاپ: اول 1390

 

عرفان حلقه به عنوان يکي از فرقه هايي که با خاستگاه داخلي در حوزه ي جنبش هاي معنوي نوين، به وجود آمده، در مدت بيش از ده سال توانسته است در شهرهاي گوناگون کشور افرادي را به خود جذب کند که نسبت به ساير فرقه هاي تشکيل شده با خاستگاه داخلي، گسترش بيشتري پيدا کرده است، پرسش اصلي اين يادداشت اين است که علل گرايش به عرفان حلقه چه بوده است؟ و نيز مسئله اصلي اين تحقيق چيستي ابهامات اساسي عرفان حلقه است.مطالب اين کتاب به سه بخش کلي تقسيم شده است که بخش نخست آن بخشي است که درصدد اثبات شعور کيهاني است.

نگارنده در مقدمه اين بحث يادآور مي شود که تقريبا از نيمه دهه 1370 گروهي با نام عرفان حلقه در کشور ما شروع به فعاليت کردند. فردي به نام محمد علي طاهري با همکاري گرهي که شاخص ترين افرادشان، اسماعيل منصوري لاريجاني و خانم ويدا پيرزاده هستند، اين فرقه را پايه گذاري کرده و اساسنامه اي را تنظيم نمودند، سپس در قالب دوره هاي آموزشي که در ابتدا طاهري برگزار مي کرد به آموزش عده اي از مردم پرداختند.

در اساسنامه عرفان حلقه آمده است که اعتقادات افراد به دو بخش زيربنا و روبنا تقسيم مي شود. زيربنا بخش اشتراک فکري همه انسان ها بوده، همان گونه که در بخش نظري و عملي عرفان کيهاني(حلقه) به اثبات مي رسد، شعور الهي با هوشمندي حاکم بر جهان هستي است که در اين شاخه عرفاني مورد بهره برداري قرار مي گيرد. روبناي فکري نيز شامل دستورالعمل هاي اديان، مذاهب، تعاريف و راه هاي مختلف رسيدن انسان به تعالي است که آن نيز خود مي تواند به دو بخش اشتراکي و اختصاصي تقسيم شود. در عرفان کيهاني زير بناي فکري انسان مورد بررسي اصلي قرار گرفته، در مورد روبناي فکري اشتراکي، تعاريفي پيشنهاد مي نمايد و با بخش اختصاصي روبناي فکري انسان ها که شامل اعتقادات و مراسم و مناسک مختلف است، برخورد و مداخله اي ندارد.

با اين توصيف، عرفان حلقه ايده اي فرافرهنگي و برون ديني است که رنگي از فرهنگ هاي گوناگون بر آن ننشسته و تعاليم هيچ يک از اديان در آن اثري نگذاشته است. با توجه به اين موضوع چگونه گفته مي شود که عرفان کيهاني متکي به عرفان اين مرز و بوم است و نيز مي نويسد عرفان حلقه عرفاني ايراني و اسلامي و برخاسته از فرهنگ ماست.

اگر گفته شود که اسلام زيربناي همه اديان است و از اين رو مبناي يک ايده فراديني و فرافرهنگي قرار گرفته است، به اين موضوع توجه مي دهيم که اساس اسلام اعتقادات است و مراسم و مناسک خاص از  ضروريات اين دين هستند. اين دين کاملا با اديان ديگر متفاوت است، به طوري که پيروان اديان ديگر نمي توانند خود را متعلق به دين بدانند. گذشته از اين تأکيد بر ايراني بودن عرفان حلقه، مشکل را دو چندان مي کند و تعلق فرهنگي آن را در تضاد بيشتر با ادعاي فرافرهنگي بودن قرار مي دهد. با وجود اين تضاد توسعه ايده عرفان حلقه به تغيير اسلام و حذف اعتقادات و مناسک اسلامي و ارائه اسلامي ديگر منجر خواهد شد و يا به فروپاشي عرفان حلقه خواهد رسيد. بررسي محتواهاي آموزشي که از سوي پايه گذاران و مسترهاي عرفان حلقه ارائه شده و نيز ابهامات موجود در اين فرقه بيشتر گزينه تغيير اسلام و حذف اعتقادات و مناسک را تأييد مي کند. حتي اگر سرانجام اين فرقه به فروپاشي هم برسد، آثار ناگوار آن در زندگي معنوي پيروانش به سادگي جبران نخواهد شد.

بخش دوم اين کتاب به معرفي عرفان حلقه و بخش سوم کارکردها و شواهد مؤيدي است که براي عرفان حلقه بيان مي شود.

در قسمتي از اين کتاب به اين موضوع اشاره شده است که اساس، آغاز و انجام اين فرقه، درک با شعور بودن عالم هستي است. عرفان حلقه با اين تعبير نادقيق که ماده از حرکت و حرکت از شعور آفريده شده، دانش کمال خود را طرح ريزي کرده است. دانش کمال که از سوي حلقه به عنوان زيربناي بخش اشتراک فکري همه انسان ها معرفي مي شود، اين است که ملکول ها و اتم ها از هوشمندي آفريده شده اند، تبيين مادي و فيزيکي شعور کيهاني که از ماده و حرکت و انرژي به شعور مي رسد، باعث يک سوء تفاهم بزرگ، نسبت به کليدي ترين مفهوم عرفان شده است. وحدت وجود که اساس عرفان و توحيد ناب است به جهت رويکرد فيزيکال عرفان حلقه، به تن واحده تأويل شده است..

در بخش ديگري از اين نوشتار مي خوانيم، از ديدگاه عرفاني، سراسر عالم هستي رحمت عام الهي است، مؤمنان و کافران، خوبان و بدان، حقيقت طلبان و حقيقت ستيزان و حتي شياطين و فرشتگان غرق در رحمت عام يا رحمت رحماني هستند، رحمانيت خداوند هيچ مقابل و متضادي ندارد، اما رحمت خاصه يا رحيم بودن خدا، مخصوص خوبان، حقيقت جويان و دوستان خداست و در مقابل آن قهر و غضب الهي است. خداوند با رحمانيتش به شيطان فرصت داده است و به بدکاران زندگي ونعمت مي دهد تا خود را تغيير دهند و به رحيميت خداوند راه يابند، يا در قهر او غوطه ور شوند، بنابراين رحمانيت او هيچ خصوصيتي ندارد و همه را در برگرفته است، از يک جهت هم شامل رحيميت خدا و هم شامل قهر و غضب اوست و نتيجه برخورداري از رحمانيت هم، هدايت و رشد است و هم گمراهي و اضلال. در عرفان حلقه ادعا اين است که پيروان به حلقه هاي رحمانيت خداوند، متصل مي شوند و حقيقت رحمانيت هم فرصتي براي همنشيني با شياطين و شرارت کردن است و هم مقدمه اي براي هم سخني با فرشتگان و سير به سوي معبود، که البته هر کدام از اينها نشانه هايي دارد، اگر در فرصتي که رحمانيت خداوند به انسان داده به رحيميت بينديشد و آن را بجويد، به راستي اهل رحمت است و به زودي در آغوش عشق و رحمت خاصه خداوند آرام خواهد گرفت و از او خواهد شنيد که اي جان به آرامش رسيده به سوي پروردگارت باز گرد در حالي که شادمان و راضي هستي و او نيز از تو خشنود و راضي است. اما کساني که به رحمانيت تکيه کرده و در آن فرو مانده اند، مثل شيطان و بلکه شياطين انسان نما خواهند بود که از فرصت ها و نعمت هاي الهي براي دور شدن و دشمني با خدا استفاده مي کنند، و مورد قهر و ناخشنودي او قرار مي گيرند، عرفان حلقه به اعتراف پايه گذاران آن براي اتصال به حلقه هاي رحماني است و در طول اين سالها، نه در دوره هاي آموزشي و نه در کتاب هايشان براي حلقه هاي رحيميت تعريف و برنامه اي ارائه نداده است.

در بخشي از کتاب با عنوان نسبت ميان شريعت و طريقت و حقيقت در عرفان حلقه آمده است، با اين که از سوي مرکزيت عرفان حلقه بر التزام به شريعت تأکيد مي شود، اما عملا بسياري از سلسله مراتب مربيان چندان پايبند نيستند و حتي بعد از آشنا شدن با عرفان حلقه؛ دلبستگي و پايبندي آنها به شريعت کاهش مي يابد. نويسنده در ادامه يادآور مي شود که علت اين دوگانگي ميان گفتار و رفتار، يکي از اصول اساسنامه عرفان حلقه است. در اين اصل آمده است، در عرفان کيهاني يا حلقه، مسير اصلي طريقت است که بر روي اين مسير، که مسير عمل است از شريعت و حقيقت بر روي آن دريافت صورت مي گيرد و در انتها هر سه بر يکديگر منطبق مي گردند..

حميد رضا مظاهري سيف، در خصوص علل گرايش به عرفان حلقه مي نويسد، فعاليت رسانه اي عرفان حلقه هم تبليغ و شناخت ايجاد مي کند و هم اعتماد. چون حضور مستمر يک فرد در رسانه و يا انتشار مطالب متعدد از يک نفر در نشريات انس و شناختي را به وجود مي آورد که نتيجه طبيعي آن اعتماد به مطالب، گفته ها و ساير اعمال اوست.

وي هدف از اين بررسي را ايمن سازي جامعه از آلودگي به فرقه هاي مدعي معنويت گرايي است، در صورتي که مردم شخصيت هاي فرهنگي و فرهيختگان کشور پاسخ اين پرسش را بدانند، مي توانند از تکرار رويدادهاي مشابه پيش گيري کنند.

 

شنبه 4 خرداد 1392 - 9:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری