پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

درام تنهايي آدم ها

 

گفت و گو با محمد حاتمي کارگردان  نمايش سه گانه اورنگ

 

نمايش سه گانه اورنگ در تماشاخانه ايرانشهر در حال اجراي عمومي است . نمايشي که به جهت متن خوبش توانسته ارتباط خوبي با مخاطبان برقرار کند . محمد حاتمي کارگردان نمايش سه گانه اورنگ  از جمله کارگردان – بازيگران تئاتر ايران است که در هر دوي اين عرصه ها فعاليت مي کند .

محمد حاتمي فعاليت هاي بازيگريش را در عرصه تئاتر از سال 1357 و در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان آغاز کرد و در ادامه در دهه هاي بعد با کارگردان هاي مشهوري مثل پري صابري در نمايش آنتيگونه ، سياوش طهمورث در نمايش هاي معرکه در معرکه و عاشق کشون ، امير دژاکام در نمايش شمس ، بهروز غريب پور در نمايش ايکاروس همکاري داشت.

محمد حاتمي از سال 1382  کارگرداني تئاتر را با نمايش شب آوازهايش را مي خواند آغاز کرد . در ادامه کارنامه کاري حاتمي نمايش هايي مثل مرثيه خواب ، خواب گردها ، تولدي ديگر ، لير شاه ، پروانه هاي آسيايي و... به چشم مي خورند. در سينما هم حاتمي کارنامه قابل اعتنايي دارد؛ او در چند فيلم -مجموعه با ابراهيم حاتمي کيا همکاري داشته و در مجموعه پر مخاطبي مثل دلنواران بازي خوبي انجام داده است.

محمد حاتمي جوز موسسين گروه تئاتر «جم» است که نمايش هايي مثل حضور درآينه پريشان ، علي کوچيکه ، شب آوازهايش را مي خواند ، من آليس ....، مقام عاشقي و مرثيه ي خواب توسط اين گروه روي صحنه رفته اند.

 حضور عليرضا نادري در تيم نويسندگي اين کار موجب شده که نمايشنامه از وزن قابل اعتباري برخوردار باشد. متن نمايش سه گانه اورنگ را علاوه بر عليرضا نادري ، محمد امير يار احمدي و نيما نادري نوشته اند.

 

به چه دليل براي  نوشتن متن نمايش سه گانه اورنگ به سراغ نويسندگاني مثل عليرضا نادري رفتيد ؟ 

 بايد متن نمايش نامه را براي اجرا به دقت و به شکل سنجيده اي آماده کرد. با همکاري که عليرضا نادري ، محمد اميريار احمدي و نيما نادري آهسته آهسته متن سرو شکل نهايي به خودش گرفت و اين کار سختي هاي خاص خودش را داشت ، در حالي که من مي توانستم راحت بروم يک متن نمايش نامه خارجي را از کتابفروشي بخرم و بر اساس آن بدون دغدغه، نمايشي را روي صحنه اجرا کنم.

معتقدم از جايگاه واقعي تئاتر مقداري دور شده ايم . ساده انگارانه با تئاتر برخورد مي کنيم و بخشي مهمي از اين رويکرد به نظارت ها برمي گردد که کارگردانها را محتاط مي کند و براي اين اينکه اجرايشان دچار دردسر نشود مي روند يک متن خارجي را مورد استفاده قرار مي دهند.  کار نوشتن را از صفحه به صفحه و با فکر و مشورت شروع کرديم . تا کار به پايان برسد همه چيز با دقت و وسواس نظر انجام شد.

 

 تنها بودن شخصيت ها در نمايش سه گانه اورنگ چه کارکردهايي داشت؟

 از روز اول استارت خوردن متن نمايش براي اجرا  به تم تنهايي آدمهاي نمايش فکر کرديم و اين مسئله به عنوان پايه اصلي نمايش ديده مي شود. خيلي از آدم ها حتي در جمع هم تنها هستند و اين مسئله  در تمام عناصر اجرايي نمايش هم رعايت شده است و سه شخصيت سه اپيزود در پيله تنهايشان گرفتار آمده اند.

 

بنا به چه دلائلي از دکور ساده واندک  در نمايش سه گانه اورنگ استفاده کرديد ؟

 در اپيزود اول داستان در يک ايستگاه ماشين دودي اتفاق مي افتد و نمي خواستم با استفاده از وسائل جانبي مثل ويدئو پروجکشن صحنه را شلوغ کنم و بيشتر مي خواستم فضا را به مخاطب القا کنم. در صحنه به دکور اعتقاد چنداني ندارم . زيرا آموخته ام اجراي تئاتر وابسته به دکور صحنه نيست. دکور مال فروشگاه و بوتيک است.

 تئاتر به فضا احتياج دارد. با استفاده ازيک چهار پايه و صندلي هم مي توان در صحنه فضا سازي کرد و مفهوم را به مخاطب منتقل کرد. در اپيزود دوم هم خانه يک شخص نظامي نشان داده مي شد . فضا بايد با خطوط هندسي ترسيم مي شد و در اپيزود سوم تنهايي يک زن در خانه اش ديده مي شد و از وسايل محدودي استفاده کردم.

 

 به چه دليل فقط در بخش اول نمايش نور صحنه در بخش تماشاگر روشن است و در دو  بخش ديگر نمايش چنين اتفاقي نمي افتد ؟

 به اين دليل چنين شرايطي در نمايش وجود دارد که هر چه به جلو مي رويم آدمها بيشتر در اجتماع حل مي شوند و از آن فاصله مي گيرند و منزوي مي شوند. در سالهاي گذشته ديوار خانه ها کوتاه تر بود و خبري از برج نبود و کل يک خانواده بزرگ در يک خانه در کنار هم زندگي مي کردند.

در بخش اول نمايش مي خواستم مخاطب خود را بخشي از معرکه ببيند و تمام مخاطبان بتوانند همديگر را ببينند. اگر تمام فضاي سالن در اختيارم بود. فضاي نمايش را ساختار دايره اي شکل طراحي مي کردم.

 

به چه دليل  فقط در بخش اول نمايش بازيگر رو به تماشاگر بازي مي کند ؟

 اقتضاي متن چنين شرايطي را به وجود آورده بود . طبيعي است اگر در صحنه بازيگر به صورت رود رو و مستقيم با تماشاگر صحبت کند ميزان اثر گذاريش بيشتر مي شود و اين اثر گذاري با نوع بازي دروني به صورت مونولوگ(تک گويي)  که در دو بخش ديگر نمايش وجود دارد تفاوت هايي را به وجود مي آورد.

در نمايش سه نوع ارتباط وجود دارد. در بخش اول ارتباط مستقيم با تماشاگر وجود دارد و بازيگر رو به تماشاگر او را مخاطب قرار مي دهد و با تماشاگر ديالوگ برقرار مي کند . در اپيزود دوم اين ويژگي کمتر مي شود  و در اپيزود سوم مخاطب زن اصلا تماشاگر نيست ، بلکه خداوند است و او مدام در طول نمايش نزد خداوند از اعمال شوهرش گلايه مي کند.

 

سه‌شنبه 31 ارديبهشت 1392 - 14:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری