دوشنبه 5 تير 1396 - 18:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

به وجوه انساني آدمها توجه داشتم

 

گفت وگو با «جليل سامان» کارگردان مجموعه تلويزيوني پروانه

 مجموعه تلويزيوني پروانه مثل ساخته قبلي جليل سامان به وقايع نگاري سال هاي آخر حکومت پهلوي مي پردازد و در متن اين موقعيت، داستان هاي متعددي را روايت مي کند .

مجموعه پروانه به لحاظ شخصيت پردازي، فضا سازي و توصيف موقعيت آدم ها و تصوير کردن فضاي دهه پنجاه جزو کارهاي موفق تلويزيوني محسوب مي شود. با جليل سامان درباره ساخت اين سريال گفت وگويي انجام داده ايم .

 

براساس چه ويژگي هاي  دوباره به سراغ ساخت سريال در مورد تاريخ انقلاب رفتيد ؟

 از دهه پنجاه و شصت به قصه پروانه نرسيدم، از قصه به اين دهه رسيدم . قصه اي داشتم که نياز به بستر خاصي داشت . قصه  اوليه اي که در ارمغان تاريکي کار قبليم در نظر داشتم . راجع به رزمنده اي بود که ازدواجي انجام داده و صورت همسرش بر اثر حادثه اي سوخته بود و براي زن تحمل درد و رنج دشوار بود و نمي خواست همسرش او را با اين شکل و شمايل ببيند . مرد با آگاهي از نيت زن ، خودش را به نابينايي مي زند تا زنش دچار تشويش نشود . اين قصه به لحاظ دراماتيک جذاب بود . در اين ميان پروسه تبديل شدن عشق صوري به عشق حقيقي را مي ديديم و براي جانباز اين نوع فداکاري و بروز عشق حقيقي کار سختي نبود .

 بعدا که اين طرح قصه در سريال مورد استفاده قرار نگرفت . بحث رمانتيک آن را دنبال کردم که مي توانم در چه گروه از آدم هاي ديگري به کار ببرم و در نهايت به آدم هاي تشکيلاتي سازمان منافقين رسيدم و در مجموعه پروانه اين ازدواج تشکيلاتي به عنوان يک بيس(پايه) مورد استفاده قرار گرفت .

موقعي که به سراغ چنين وضعيتي مي رويد بايد زمان داستان فيلم هم متناسب با اين شرايط باشد و اين مسائل مربوط به دهه پنجاه و شصت و حضور افراد مجاهد در خانه هاي تيمي بود .

 

آيا ارمغان تاريکي  و پروانه بخش سومي هم دارد ؟

 دوست دارم که بخش سومي هم وجود داشته باشد که بيشتر با تاريخ و شخصيت‌هاي اين مقطع تاريخي آشنا بشويم ، اما فکر مي‌کنم در حال حاضر چنين شرايطي فراهم نيست و به دليل مسائل مالي  و هزينه هاي توليد اين سريالهاي تاريخي بايد منتظر فراهم شدن شرايط ماند . هيچ نوع نگاه سفارشي در ساخت ارمغان تاريکي وجود نداشت .  ساخت اين نوع سريال ها سختي‌هاي زيادي دارد و براي تک‌ تک پلان‌هايش سختي کشيديم و تمام عوامل سازنده سريال کارشان را با عشق و علاقه انجام دادند .

 

آيا سريال پروانه يک کار سياسي رمانتيک است ؟

 ژانر بندي سريال پروانه کار دشواري است. پروانه يک درام حماسي است و چندان مضمون اين مجموعه با ملودرام و رومانس هم خواني ندارد . موقعيت هاي لحظه به لحظه سريال پروانه بسيار دراماتيک و شخصيت پردازانه است .

 

براي اينکه تصويري کليشه اي از نيروهاي ساواک در سريال ارائه نشود . براي شخصيت پردازي طالبي و ساير ساواکي هاي مجموعه چه کرديد؟

 سعي کردم به وجوه انساني آدمها توجه کنم و هر شخصي حتما براي هر کاري که انجام مي دهد دليل قانع کننده اي داشته باشد . شخصيت طالبي، ساواکي فيلم وجوه مختلفي دارد . به پروانه علاقه پيدا مي کند. رفتارهاي آرامي دارد و نمي بينيم که اقدام به خشونت کند و تلاش کرديم  که به مخاطب گوشزد کنيم که به ظاهر آدمها بسنده نکند .

 نه ظاهر زمخت امير و نه ظاهر زيبا و پرداخته شده طالبي هيچکدامشان ملاک تعيين کننده براي قضاوت کردن نيست. ببيننده بايد فکر کند و تشخيص بدهد . در سريال سازي مي توانيم مخاطب را به نگاه تک بعدي عادت بدهيم تا اگر کسي خطاي انجام داد تمام خوبي هايش را فراموش کنيم . از طرف ديگر چنين نگاه چند وجهي، به مخاطب براي شناخت بهتر شخصيتها کمک مي کند .

 

از بازتابهاي بعد از پخش سريال رضايت داريد ؟

 نظر سنجي رسمي در باره بازتاب ميزان رضايت مخاطب از سريال پروانه وجود ندارد که بتوانيم به صورت کلي درباره قضاوت مخاطبان اظهار نظر کنيم . در کوچه و خيابان مردم اظهار نظرهاي خوب و مثبتي در مورد اين سريال داشتند.

با توجه به تصاوير کليشه اي از ساواکي ها که در اين سه دهه در تلويزيون ارائه شده به شخصه اين ميزان ارتباط برقرار کردن مردم را با سريال پيش بيني نمي کردم. خيلي از مردم موقعي که با سريال هايي که در آن شخصيتهاي ساواکي وجود دارد سريع کانال تلويزيون را عوض مي کنند . تلاش کردم اين نگاه کليشه اي را در کارم از بين ببرم .

 

علاقه و مهر چقدر در شکل گيري درام  مجموعه پروانه نقش داشت ؟

 هميشه دوست دارم در آثارم روي مضاميني کار کنم که در همه زمانها داراي کارکرد داشته باشد . همه از بدي ، دروغ و دورويي بدشان مي آيند و همه از مردانگي ، مهر و عشق خوششان مي آيد و طبيعي بود که دوست داشتن جزو موتيف هاي اصلي کار در بيايد . معتقدم عشق مجال خوبي است براي رشد آدمها و حتي مي تواند باعث تحول شخصيت هم بشود .

 

آيا اين تحول براي آدم هايي که کارهاي تشکيلاتي مي کنند هم وجود دارد ؟

 بله ، تفاوتي نمي کند. در ارمغان تاريکي مجيد از عشق به خرد رسيد و شغل عکاسي (تنها شغلي که بلد بود) را به کناري گذاشت و با خرد اين کار را انجام داد . در پروانه امير شخصيت اصلي خيلي خردمندتر از مجيد است و آدمي درونگراست و علاقه  اش را به سختي بروز مي دهد .

 

آيا امير توانسته مرگ همسرش را فراموش کند ؟

 نه ، فراموش نمي کند و همچنان به زن مرحومش علاقه دارد . امير بيشتر از آنکه به پروانه علاقه داشته باشد ، به خاطر مصلحت پروانه اين کار را انجام مي دهد و يک جورهايي به خاطر مردانگيش با پروانه ازدواج مي کند تا شرايط زندگيش در سازمان به ثبات برسد .

 

اگر امير آدم با خرد و آگاهي بود چگونه جذب سازمان منافقين شده است؟

 برويد خاطرات عزت شاهي و احمد احمد عضوهاي سازمان و سايرين که با اين سازمان ارتباط داشتند را بخوانيد . خيلي از روحانيون چون هنوز سازمان نيات واقعي خودش را بروز نداده بود از وجوهات شرعي به آنها کمک مي کردند تا بر عليه رژيم شاه مبارزه کنند. به تدريج بعد از انقلاب منافقين چهره واقعي خودشان را نشان دادند و خرد و عقل از اعمال و سياست هاي سازمان دور شد .

در سريال هم سير تدريجي اين انحراف فکري و عقيدتي به تصوير درآمده است. عاطفه که شخصيت ساده زني با ظاهر اسلامي دارد. به تدريج بعد از تاثيرات سازمان چادرش را کنار مي گذارد و ريشه هاي مذهبيش هم سست مي شود.

 

سه‌شنبه 31 ارديبهشت 1392 - 13:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری