جمعه 28 مهر 1396 - 16:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

بايد دغدغه، خوب نوشتن باشد

 

گفتگو با جواد افهمي:

نيک پيداست بر مبناي منظرها/ رويکردهاي متعدد مي‌توان به جنبه‌هاي متنوع جنگ/ دفاع مقدس نگريست اما يک وجه و نظر، جنگ و جبهه از براي رزمندگان و روندگان به ساحت اين واقعه و باورمندان اين ميدان موقعيت خاص خودشناسي و خودسازي بوده است و از اين نگر مي‌توان آن هنگامه را هنگامه انسان سازي انقلاب اسلامي خواند و ناميد. بخش معتنابهي و مهم از اين تماشاگه راز در خاطرات گفته و نوشته و نقل شده جنگ رفتگان و جبهه مقيمان آسمان نگاه، ثبت شده و انعکاس يافته است. به اين دليل مي‌شود اين نوع از آثار را که غالباً در پهنه ادب جنگ/ دفاع مقدس بروز و ظهور پيدا کرده‌اند جايگاه و مجلاي انسان شناسي اين واقعه دانست: گسترده‌اي از چگونگي بود انسان‌ها در جبهه‌هاي جنگ تا چگونه شد آنها در خاطرات به گفت و شنود درآمده يا بازيافت شده از اين واقعه، در اينجا تمرکز معنا عمدتاً بر واژه (واقعه) است، نه رويداد. زيرا رويداد ناظر بر وجه عيني سوانح و حوادث و رخدادها است حال آنکه واقعه حاصل انکشاف و روايت دروني و ترجمان همان امور واقع و مشهود است، ادبيات، خاصه ادبيات دفاع مقدس و جنگ نقطه القاي انسان شناسي است. انسان سازي مبتني بر خودشناسي و خوديابي و انسان شناسي باشندگان باورمند جبهه‌هاي مواجه و تقابل نور و ظلمت و حق و باطل اگر اين سخن پذيرفتني باشد آنگاه آن تجربه عيني و انکشاف دروني و بازنمود زباني واقعه شأنيت خود را به تمامي بازخواهد نمود. اين شأنيت ناظر است بر گستره وسيعي از خاطره نويسي‌ها و خاطره نگاري‌ها و خاطره گوئي‌ها جنگ و دفاع مقدس که در ادبيات آييني، تعليمي و تربيتي اين دوره رد و نشان آن را مي‌توان يافت. و اينجاست که قلم افرادي چون جواد افهمي گواه بر اين مدعاست که صبقه انسان شناسي و خودشناسي در اين قلم به خوبي پياده سازي شده است.

جواد افهمي از جمله نويسندگاني است که در رمان‌هاي خود به همه جنبه‌هاي زندگي در جنگ تحميلي اشاره دارد و سرسختانه نسبت به ارائه شخصيت‌هاي واقعي و ارائه فضاهاي واقعي جنگ تحميلي جداي از بحث و تعهد متن به واقعيت و تنها به منظور نشان دادن طيف‌هاي مختلف انسان‌ها در جنگ به شکل ارزش‌هائي چون ايثار، دفاع و فداکاري مشارکت داشتند مي‌پردازد.

 

- از روند پيدايش و چگونگي شکل گيري رمان (سوران سرد) بگوييد؟

سال 88 اولين رمانم به نام سوران چاپ شد اما دغدغه نوشتن براي من برمي‌گردد به سال‌ها قبل. سالهاي جنگ که سرباز بودم سال‌هاي 65 و 66 که در جبهه خدمت مي‌کردم دغدغه نوشتن در من بود اما اينکه در جبهه خدمت مي‌کردم. دغدغه نوشتن در من اينکه روزي بنويسم و به صورت رمان چاپ شود شامل مسائلي بود که در جبهه اتفاق مي‌افتاد جنگ همه‌اش زندگي من بود برخلاف دوستاني که مي‌گويند زندگي در جنگ زندگي نمي‌شود دو سال سربازي‌ام را در جبهه‌هاي جنوب حضور داشتم. در جبهه همه جور زندگي را احساس مي‌کردم و فکر مي‌کردم که چه خوب است که اين‌ها به قالب نوشته دربيايد. اما بيشتر به فيلم نامه فکر مي‌کردم سال 68 دانشگاه قبول شدم سال 73 انجمن سينماي زاهدان قبول شدم در آنجا بود که اولين نوشته‌هايم به فيلم نامه تبديل شد.

نوشتن در من طوري قوت گرفته بود که در زندگي و حتي زندگي کاري‌ام تداخل پيدا شد و همه چيز را تحت الشعاع قرار داد. آنجائي که اين رمان برايم بسيار اهميت مي‌يابد و احتياج به فضاي مناسبي براي نوشتن داشتم تا اينکه در يک بعد از ظهر تصميم گرفتم که کارم را رها کنم. داستان بازنويسي (سوران سرد) بسيار برايم اهميت داشت چون در جريان همان بازنويسي‌ها که بيشتر از پنجاه بار صورت گرفت نوشتن در من شکل و شمايل بسيار جدي‌اي پيدا کرد پس از سه سال با تمام بازنويسي‌ها کار رمان به پايان رسيد در حال حاضر مي‌توانم بگويم که از حاصل کار خود راضيم ولي به نظر خودم تمام نيرويم را روي آن نگذاشته‌ام.

 

- رمان سوران سرد در چه بازه زماني و در کدام جغرافيا تعريف و روايت مي‌شود؟

سوران سرد را اگر به دو بخش تقسيم کنيم يک بخش آن فضائي است که کل داستان در آن اتفاق افتاده است فضاها و جغرافياي داستان جاهائي است که من دو سال در آن سکونت داشته‌ام و زندگي کرده‌ام در تمام مناطق روستاي سوران گرفته تا روستاي دله درکه سقوط کرد بخش ديگر رمان اتفاقات و خيال و روياست که در قالب رئاليسم تبديل به داستان شد. سبک رئاليسم را خودم انتخاب کردم چون داستان اينطور ايجاب مي‌کرد. در رمان سوران سرد خيال و واقعيت درهم تنيده مي‌شود تا داستان شکل بگيرد.

 

- رمان شما داستان کدام طيف از جامعه است؟

رمان سوران سرد زندگي چند سرباز است که با فرهنگ و خلق و خوهاي مختلف از نقاط مختلف ايران در يک پادگان جمع شده‌اند همه‌ي آنها انسان‌هائي ملموس و دست يافتني هستند و با خواسته‌هاي عادي و زميني بودند نه قهرمان بودند و نه خيال قهرمان شدن داشتند تنها هدف‌شان اتمام سربازي و برگشتن نزد پدر و مادر و زن و بچه‌شان بود.

چنين فضائي ايجاب مي‌کرد تا قالب رئاليسم را براي نوشتن انتخاب کنم و به نظرم قالب‌هاي ديگر مناسب نبود در فضاي واقعي و دست يافتني داستان اين سربازها را روايت کردم روايت تنها براساس زندگي يک شخصيت يا دو شخصيت‌ها با مقدمه‌اي وارد داستان مي‌شدند و در طول داستان هرکدام زماني با روائي شخصيت اول داستان را به عهده دارند و بدون اينکه داستان با شکست و تناقض روايت شود يا دچار خلا رواني شويم اين بار به شخصيت ديگر منتقل مي‌شود زمان در اين رمان چيزي حدود بيست و اندي سال تاريخ روايت جنگ است.

 

- در مرحله چاپ کتاب دست به کار نوشتن رماني ديگر بوديد؟

بله. در حاليکه مراحل بازبيني و رسيدگي سوران سرد در حال انجام بود. رمان ديگري به نام (تاکسي سمند) نوشتم و قبل از اينکه سوراي سرد به سرانجام برسد انتشارات ققنوس آنرا چاپ کرد.

 

- در تاکسي سمند به چه مضاميني مي‌پرداختيد؟

رمان تاکسي سمند مجموعه داستاني بود با مضمون اجتماعي که مورد اقبال منتقدان قرار گرفت نه خوانندگان. اگر تعريف استقبال از يک کتاب را فروخته شدن کامل چاپ اول آن بدانيم اين کتاب چاپ اولش کاملاً فروش نرفت اما کارشناسان و منتقداني که اين کتاب را خوانده بودند نقدهاي کتبي و شفاهي خوبي ارائه کردند از آنجائي سرنوشت محتوم کتاب در اين حوزه‌ها ديده نشدن و خوانده نشدن است تاکسي سمند خوانده نشد.

 

- بسياري از منتقدان کارهاي شما اذعان دارند که عموم آثار شما به شکل تصويري روايت مي‌شود اين امر را ناشي از چه عاملي مي‌دانيد؟

من به روش توصيفي ايمان دارم خيلي سفر کرده‌ام و خيلي چيزها آموخته‌ام در آن زمان حتي من در فکر نوشتن هم نبودم ولي وقتي شروع به نوشتن مي‌کنم آن خاطرات سفر و ديده‌هاي و اتفاقات خيلي به نوشتنم کمک مي‌کند سفر تنها اين نيست که سوار قطار شوي و از اين شهر به آن شهر بروي، سفر مي‌تواند در محله‌هاي تهران و تير دوقلو رخ بدهد! من اين جور سفرها را خيلي ديده‌ام اين‌ها به من خيلي ايده مي‌دهند و به هيچ وجه با اينکه در مورد سوژه‌اي تحقيق کني و بعد پشت ميز بنشيني و درباره آن بنويسي قابل مقايسه نيست. در مورد خود من هم تجربه هيچ جايگزيني ندارد.

 

- آيا در زمان نوشتن رمان درباره جنگ نگاهي به رمان‌هاي خارجي در اين حوزه هم داشته‌ايد؟ جايگاه اين دست رمان‌ها در آثار نويسندگان در حوزه دفاع مقدس چگونه است؟

تمام ملت‌هائي که به نوعي در تاريخ‌شان جنگ را تجربه کرده‌اند ادبياتي به نام ادبيات جنگ دارند جنگ ممکن است هر جائي يک سري مختصات خاص خودش را داشته باشد اما جنگ يک معناي کلي دارد و آن فرآيندي خانمان سوز و خانمان برانداز است نابودگر و منفي است. هيچ کس نمي‌تواند بگويد جنگ باعث نجات بشريت شده است هر داستاني در اين زمينه نوشته شده است اين پيام را با خود داشته است که جنگ نابودگر است و خانواده‌ها را از هم مي‌پاشد و خانه‌ها را نابود مي‌کند. اما اگر وارد جزئيات جنگ بشويم به مسائلي مانند ايثارگري، جانبازي، رشادت و فداکاري در راه وطن مي‌رسيم. ما سوژه را داريم و لازم نيست سوژه‌ها را خلق کنيم کشورهاي اسکانديناوي مانند سوئد و دانمارک هرگز در جنگ جهاني دوم نبوده‌اند آنها از خودشان سوژه درمي‌آورند و خودشان را شريک جنگ مي‌دانند ما اين همه سوژه خوب و بد داريم و هر چيزي که باشد براي نويسنده نعمت است نسل جوان ما نسلي عاقل و هوشمند است که با ادبيات جنگ قهر کرده است ما بايد کاري کنيم که اين نسل با ادبيات جنگ آشتي کند.

 

- از آنجائي که شما هم در حوزه دفاع مقدس هم ادبيات دوران انقلاب اسلامي قلم فرسائي کرده‌ايد آيا تفاوتي ميان اين دو گونه‌ي ادبي است؟

من براي داستان جنگ و دفاع مقدس يک معني و مفهوم قائليم و براي انقلاب يک مفهوم ديگر. به نظر من فضاي ادبيات انقلاب و فضاي ادبيات جنگ دو مقوله متفاوت است درست است که اين دو اتفاق در يک بازه زماني نزديک به هم اتفاق افتاده است اما نمي‌تواند وجه اشتراکي داشته باشد. وقوع جنگ در هر مملکت و اقليم و جغرافيائي پيامد طبيعي‌اش بسيج توده‌اي است.

وقتي جنگ آغاز مي‌شود از لحاظ روايت با يک فضا و جغرافياي ديگر روبرو مي‌گرديم. در رمان انقلاب اصولاً قاب نگاه و زاويه ديدمان تغيير مي‌کند.

ما نقاط عطف بسياري داشته‌ايم مانند 15 خرداد و کودتاي 28 مرداد. اصولاً واژه نخبگي و روشنفکري در کودتاي 28 مرداد تغيير کرد به اين نقاط عطف هرچه نزديک‌تر مي‌شويم هرکدام آجري هستند بر بناي اين انقلاب، در رمان انقلاب نحوه روايت اصولاً ملزومات خاصي پيدا مي‌کند که در رمان دفاع مقدس آن کارآئي را ندارد. در رمان دفاع مقدس حرکت شخصيت‌ها معمولاً حول و حوش پارامترهائي مانند مذهب و کمتر وطن پرستي است. در فضاي دفاع مقدس بايد به جغرافياي جنوب و غرب و کوهستان پرداخت در حاليکه رمان انقلاب کوچه و پس کوچه دارد و نقاط کارگري داريم. نقاط شهر مخصوصاً جنوب شهر، در رمان انقلاب نمي‌تواني از تهران خارج شوي اين تفاوت باعث مي‌شود اين دو مقوله را در ادبيات داستاني از هم جدا کنيم.

آبشخورش همان خاطراتم هستند. به عنوان مثال در ابتداي داستان (خورشيد بر شانه راستشان مي‌تابد) تا شش ماه تمام حس و حالم به سمت سيستان و بلوچستان کشيده مي‌شد. داستان از آنجا شروع مي‌شد اما مي‌ديدم داستاني نيست که بتواند سرانجامي پيدا کند. بايد از جاي ديگر شروع مي‌شد زمان گذشت مي‌نوشتم و پاک مي‌کردم تا روزي در اينترنت به مطلبي برخوردم خبري بود درباره اشرف مربوط به سال 57 توسط عده‌اي تروريست سياسي مورد سوءقصد قرار گرفته بود دقت که کردم ديدم قضيه ترور سياسي نبوده. بلکه مافيا به او حمله کرده است افراد مافياي قاچاق مواد مخدر در اروپا بر سر معامله‌اي به توافق نمي‌رسند و اشرف قصد دور زدن آنها را داشته است و آنها هم تصميم به قتل او مي‌گيرند اين مطلب تنها دو پاراگراف بود اما جرقه‌اي بود که باعث شد شروع خوبي براي داستان پيدا کنم. مي‌دانستم فضاي سيستان و بلوچستان بايد فضائي قوام يافته و پخته‌اي باشد تا خواننده را ترغيب کند که از ابتدا تا انتهاي رمان را بخواند.

داستان اشرف و قضيه ترورش در فرانسه و سپس قصه بادي گاردش که خود داستاني جدا دارد و انتقال بادي گارد به سيستان و بلوچستان. پس از آن داستان خانواده‌هاي بلوچ را داريم که چطور زندگي مي‌کنند و با چه آداب و رسومي و با چه باورهاي قومي قوي‌اي. اين دو در کنار هم قرار گرفت و مدت زمان يکساني وقت برد تا جفت و جور شود داستان شروع شد اوج گرفت و در انتها هم به پايان رسيد.    

- در رمان (ستاره دب اصغر) هم اين روند را تکرار کرديد؟

رمان ستاره دب اصغر به دفاع مقدس ختم مي‌شود اما شروعش برمي‌گردد به انقلاب 57 و سال 52. حدود 5 سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي. داستان درباره يک سري دانش آموز در مدرسه ابن سيناي شهرستان نهاوند است که با کمک معلم خود گروهي را شکل مي‌دهند و شروع به فعاليت‌هاي انقلابي مي‌کنند اين فعاليت ما در شهرستان کوچک نهاوند آنقدر سر و صدا برپا مي‌کند که ساواک حساس مي‌شود و طي عملياتي پيچيده هسته مرکزي گروه اباذر را دستگير مي‌کند آنها سن کمي داشتند حتي ديپلم هم نگرفته بودند که ساواک همه را شبانه اعدام مي‌کند سوژه اين داستان بسيار درگيرم کرد آنها خيلي با هم صميمي بودند نحوه دستگيري آنها همه و همه مرا سخت متأثر کرد حتي از سلول آنها در موزه عبرت ديدن کردم سلولي به نام آنان ثبت شده است.

 

- فضاي جغرافياي رمان شما در خارج از تهران شکل مي‌گيرد آيا در اين باره علت خاصي را دنبال مي‌کرديد؟

متأسفانه رمان‌هاي ما که خارج مي‌شوند از تهران دچار يک ريزش خواننده مي‌شود تنبلي نويسنده و خواننده با هم اين فرآيند را رقم زده است خواننده دوست دارد در مورد تهران بخواند يک سري کشش برايش بوجود آمده است انگار اتفاق داستان در خانه بغلي‌شان رخ داده است در حاليکه اين غرابت طول و عرض جغرافيائي برنمي‌دارد نويسنده اگر در داستانش يک پيرنگ درست و حسابي داشته باشد مي‌تواند ارتباط مفيدي برقرار کند اما متأسفانه هم تنبلي نويسنده براي خروج از اين جغرافيا ديده مي‌شود و هم تنبلي خواننده. کساني هستند که از کوير مي‌نويسند و داستان‌شان بسيار لذت بخش هم هست. برخي نيز از جاهاي ديگري مي‌نويسند به عنوان مثال علي چنگيزي رماني دارد در مورد کوير که توصيفات خوبي دارد.

 

- مخاطب ادبيات در حوزه جنگ و دفاع مقدس را در کشور چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

اگر بتوانيم داستاني بنويسيم که المان‌هاي کليشه‌اي جنگ مانند تپه ماهورها، لباس، بسيجي، خمپاره و مين در آن نباشد مي‌توانيم اين ارتباط داستان جنگ با جوان امروزي موفق شويم که البته خود من هنوز نتوانسته‌ام به اين مهم است پيدا کنم اگر داستان براي داستان نوشته شود ارتباط برقرار مي‌شود. اگر جامعه‌ي ما جامعه‌ي کتابخواني بود کتاب‌هاي جنگ هم مخاطب پيدا مي‌کرد.

براي داستان نويسي لازم است همين اصول رعايت شود هيچ الزامي نيست که حتماً از دفاع مقدس نوشت دغدغه بايد دغدغه خوب نوشتن باشد. آنگاه در هر حوزه‌اي بنويسيم خوب مي‌نويسيم.

 

- چه کارهاي ديگري در دست انتشار داريد؟

کار (28 مرداد) که يک کار مستند بود تمام کردم رمان (سال گرگ) را هم به اتمام رسانده‌ام اين رمان که يکسال و خورده‌اي نوشتن آن به طول انجاميد در رابطه با سازمان‌ها مجاهدين خلق بين سالهاي 52 و 57 است و جريان انحراف فکري که رخ داد. البته اگر اين ديده بشود. خود شهرستان ادب هم ناشرش است 28 مرداد هم که براي گروه سني ج و بالاتر است قسمت داستانيش از مستند بيشتر است در اين زمينه منابع خوبي بود کتاب‌هاي فريدون شهبازي و موحد خيلي کمک کرد. از اين به بعد قصد دارم چند تا کار براي دلم انجام بدهم.

 

- وضعيت نقد را در پيشبرد و ارتقاي آثار ادبي در کشور چگونه مي‌بينيد؟

در ايران نويسنده از کارش لذت نمي‌برد اين تنها قشر از جامعه‌اي است که از کارش لذت نمي‌برد و مي‌خواهد نظرات مخالف و موافق را بشنوند ولي اين طور نمي‌شود کتابش که ديده نمي‌شود خيلي دردناک است دلم مي‌خواهد نوشته‌هاي همه نويسندگان ديده شود من نظرات مخالف را بيشتر مي‌پسندم فضاي نقد هم که اصلاً حرفه‌اي نيست برخي هم که خودشان را جزء جريان روشنفکري مي‌دانند که اين به همه چيز لطمه مي‌زند نقد مي‌تواند جريان سازي کند ولي نبايد نابود کند چون به فضاي ادبي کشورمان کمک نمي‌کند.

 

- براي ارتقاي سطح کيفي و تکنيکي در حوزه ادبيات جنگ و دفاع مقدس چه پيشنهادي داريد؟

ترجمه کار بسيار خوبي است ما فضاي خاص جنگ خودمان را داريم برگردان مسائل جنگي ممالک ديگر به ما کمک مي‌کند تا در نوشتن داستان و رمان‌ها ايده بگيريم اگر خوب و به توقع ترجمه شود به آفرينش‌هاي رمان جنگ کمک مي‌کند نکات مغفول مانده جنگ در رمان‌هاي ما بسيار است مثلاً به يک جشنواره داستان‌هائي مي‌رسد که تقريباً يکسان بوده  يک حرف را مي‌زنند اگر رمان‌هائي خارجي درباره جنگ ترجمه شود ممکن است در نوشتن رمان جنگي با ديد تازه‌اي دست به قلم ببريم اين هنر نويسنده است که فرمانده عمليات چيزهائي را ببينند که با وجود حضور در آن موقعيت نتوانسته ببيند و اين را نويسنده مي‌توان ايجاد کند.      

 

يكشنبه 29 ارديبهشت 1392 - 9:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری