پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 1:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

هنرمند هرگز گم نمي‌شود

 

گفتگو با کيومرث قورچيان:

 “ آنگونه که از قرائن پيداست هنر نيز به انسان کمک مي‌کند تا به هضم جنبه‌هاي ادراک بي واسطه تجارب خود در قالب ساختاري منسجم و برخوردار از هماهنگي و زيبائي نائل آيد. به وضوح پيداست که به زبان روان‌شناسي و در مقياس کلان، نوع ادراکي که انسان از طريق حواس به آن روان‌شناسي مي‌رسد در چگونه بودنش تأثير دارد. يک هنرمند نه تنها بايد با نوعي نگاه عيني که مي‌توان آنرا منشأ تلقي دانست به طبيعت نظاره مي‌کرد، بلکه به احتمال زياد بايد از نوع درک حسي غيرمتعارف هم نسبت به فرم‌ها و ساختارهاي زيباي طبيعت برخوردار مي‌بود. از طريق بيان اين ادراک در قالب آثار خلق شده هنري، هنرمند به سايرين نيز کمک مي‌کرد که با دقت و حساسيت بيشتر ببينند.

علاوه بر اين کار او منتهي مي‌شد به شکل گيري معماري و هنرهاي تزييني که به انسان کمک مي‌کرد تا در پيرامون خود محيطي فيزيکي را بيافريند که مي‌دانست در آن به هضم ساختاري از درک و احساس نائل ‌شود. در دوران‌هاي جديد کارکردهاي علم، هنر و مذهب دچار تفرق و سردرگمي شده‌اند. علم با آهنگي عجيب و نامتوازن در ابعاد تکنيکي توسعه يافته است ولي گويا از نقشي جدا افتاده که به موجب آن مي‌توانست به انسان کمک کند تا از نظر ذهني به هضم آنچه در جهان پيرامون مي‌بيند نائل آيد و در نتيجه دچار غربت نشود و با زيبائي‌هاي آن به صورت دروني و با کمال خلوص مواجه گردد از سوي ديگر به نظر مي‌رسد که اهل هنر عموماً مايل نيستند که با روحيه علمي صرف نظر از اينکه باب ميل شان باشد يا نه، حقايق را بنگرند در عوض واقعاً مشاهده مي‌کنيم که گويا بيشتر هنرمندان – نه البته همه آنها – در بسياري موارد گرايش و تمايل به تمکين در برابر ديدگاه رايج و مرسوم دارند و بر اين اساس روابط و مناسبات انساني در اشکال فرهنگي در کارهايي نظير لذت جوئي، سردرگمي و سرگرمي و ارضاي تمايلات از اين دست به خدمت گرفته مي‌شوند، نه پرداختن به اين مکاشفه حقيقت، توجه به روابط منطقي و هم سازي و انسجام که نزد اهل علم از ابهت محوري برخوردار هستند. در مورد مذهب نيز مي‌توان گفت که کارکرد آن در دنياي مدرن از اين هم سردرگم‌تر است علم اين امکان را از بين برده است که اکثر مردم بتوانند اسطوره‌هاي مذهبي را بدون چون و چرا بپذيرند آنچه بر جاي مانده است برداشتي مبهم است که در کنار آن موارد متفرقي درباره خودشناسي در قالب پند و اندرزهاي اخلاقي ديده مي‌شود.”

استاد کيومرث قورچيان از جمله اساتيد هنر نقاشي است که با دست‌يابي به فرم و قالب جديد هنري اينگونه پيرامون انگاره‌هاي هنري خود صحبت مي‌کند با اينکه بارها با اين هنرمند گفتگوهائي انجام گرفته است اما باز هم شايد بتوان گفت تفکرات هنري، مذهبي و اخلاقي وي در بعد هنر، جزء نادرترين و کارآمدترين نظريات است لذا اين بار نيز ميهمان نظريات خاص، آقاي خاص هستيم، با ما همراه باشيد:

 

- با توجه به عناصر ايراني نقاشي‌ها، ابعاد فرهنگي و در حقيقت بومي ايراني چه نقشي در آثار شما دارد؟

گرچه هنر مرز و بومي ندارد اما هنرمند به تأسي از محيط خويش اثرش را ايجاد مي‌کند و فرهنگي و تاريخ و مدنيت به او مي‌آموزند که از چه رنگ و فرمي استفاده کند و بخش اعظمي از زايش هنري متأثر از نوع تربيت خانواده است. براي ملموس شدن اين مورد لازم است به شعري از مولانا اشاره کنم که:

آن نياز مريمي بوده است و درد    

که چنان طفلي سخن آغاز کرد

هرچه روييد از پي محتاج دست   

تا بيايد طالبي چيزي که هست

هرکجا مشکل، جواب آنجا رود

هرکجا کشتي است، آب آنجا رود

حق تعالي گر سماوات آفريد

از براي دفع حاجات آفريد

آب کم جو تشنگي آور بدست

تا بجوشد آب از بالا و پست

اين مصداق تفکرات هنرمند است و معياري براي تشخيص. اگر دنبال آب بروي آن را مي‌يابي. بسياري وطن را به مادر تشبيه مي‌کنند زماني که کودک بودم مادر برايم توپ‌هاي رنگي کاموائي درست مي‌کرد تا بازي کنم اين توپ يک تابلو است با همان رنگ‌هاي نقاشي و به من مي‌گويند فکر نکن اگر هنرمندي همه را از خودت داري. اينها همه از مادر توست تپه‌هائي را مي‌شناسم که همين رنگ‌ها را دارند جائي که زماني در دسترس ديد من و مادرم بود در آن مکان عالم خيال ديده مي‌شد جائي است که انعکاس از آسمان دارد هنگاميکه به تپه پر از کاج‌هاي جنگلي نگاه مي‌کردم دلم مي‌خواست از روي تپه ماه و ستاره‌ها را از دستانم بگيرم و سالياني که دور از آنجا بودم از بازگشت به آنجا هراس داشتم که مبادا اين عالم خيال را ويران کرده باشند و همين طور هم شد و جاي آنرا ساختمان‌هاي بلند گرفت اين مکان جاي ويژه‌اي بود که تجربه‌هاي معنوي بسياري براي من داشت در مدتي که دور از آنجا بودم خواب پرواز بالاي دره و درختان مي‌ديدم. من عاشق طبيعت هستم انسان‌ها همواره در معرض منازعات احساسي قرار مي‌گيرند که تأثيرهاي مثبت و منفي قابل حسي دارند.

 

- اين مکتب را (مکانيکوام) ناميده‌اند. چنين چيزي آيا به ثبت هم رسيده است؟ نظر خودتان در مورد اين آثار چيست؟

هنرمند همواره در جست و جوي فضاهاي ذهني و خيالي است و گاه اثرش غيرمنطقي به نظر مي‌رسد بحث و تبادل نظر راجع به دريافت آثار به ساير رشته‌ها از جمله فيزيک بازمي‌گردد گاه با مقاله‌اي روبرو مي‌شويم با مضمون فيزيک و عرفان که نشان مي‌دهد امروزه مرزها شکسته شده‌اند به عنوان مثال بحث پزشکي رمانتيک را مي‌بينيم که تمرکز پزشکي تخصصي بر بيماري و کشف آن و نهايتاً بر تجويز دارو انجام مي‌شود امروزه از کارهاي هنرمندي مانند جکسون پولاک لايه برداري مي‌کنند و فرآيند طي شده هنگام خلق اثر مورد تحليل قرار مي‌گيرد. کشفيات حاصله در حوزه علوم اعصاب قرار مي‌گيرد که در هر پديده ذهن هنرمند تحليل مي‌شود رفتارهاي همگي ما منبعث از فعل و انفعالات برون مغزي هستند و بايد در حيطه علوم اعصاب مورد بررسي قرار بگيرند جراح مغزي مي‌گفت کارهايم دقيقاً شبيه بافت مغز هستند هنگام خلق اثر حداکثر استفاده از ضمير خود را مي‌کنم و حتي ضربان قلبم را در کف دستان و نوک انگشتان احساس مي‌کنم و آن لحظه‌اي است که کار به صورت آگاهانه انجام نمي‌گيرد و مي‌تواند مسائل ناديدني را آشکار کند.

نکته ديگر مربوط به بحث احتمال در رياضيات است که در اينجا به وضوح با آن مواجهيم. شکلي که در ابتدا وجود ندارد و هنوز محاسبه‌اي برايش نمي‌توان داشت ولي ايجاد، ديده و تعبير مي‌شود. بنابراين همه چيز براساس واقعيت‌هاي از پيش پذيرفته شده نيست و بحث کوانتوم نيز خود را نشان مي‌دهد و در اينجا اهل علم و فلسفه بايد به آناليز آثار بپردازند آثاري که به منزله بسته‌هاي انرژي هستند که هرکس به نحوي با آن‌ها ارتباط برقرار مي‌کند.

 

- کارها به نظر ترکيبي از آبستره، اکسپرسيونيسم، نگارگري ايراني و گاه همراه با فيگور هستند هم نشيني و تعادل اين سبک‌ها را چگونه ايجاد کرديد؟

اين نقاشي‌ها زماني آبستره هستند شايد به کارهاي جکسون پولاک نزديکترند با همان فعل و انفعلات متافيزيکي و همراه با هيجان اما دليل اينکه برخي از صاحب نظران مي‌گويند کارها متفاوت هستند و مي‌توان آن‌ها پديده‌اي در هزاره سوم دانست اين است که از درون همين آثار هم فرم‌ها را درمي‌آورم و هم تداعي نگارگري را در آنها شاهديم که نشانگر تعلقات خاطر من از نگارگري ايراني به عنوان يک بيان معرفتي و هويتي است.

 

- شما به حوزه‌اي متفاوت از آثار برخي از هنرمندان قدم گذاشته‌ايد. اين نقاشي‌ها برخاسته از چه نوع ذهنيتي است؟

اين يک تاريخچه از جريان هنر طي سال‌هاي گذشته است که لازم است به طور جدي مورد بررسي قرار بگيرد و قالب مباحث تاريخ شفاهي، هنر کاربردي و هنر سياسي مي‌گنجد، موقعيت‌هاي گوناگون انواع متفاوتي از آثار را ايجاب مي‌کنند مثلاً من با وجود تفاوت کارهايم در اين محيط شکل گرفته‌ام و هنرمندان در اين محيط از هم اثر مي‌پذيرند زماني هنرمندان معدود بودند که آثاري محدود را در جريان انقلاب اسلامي پديد آوردند وليکن شرايط براي برخي مساعد نبود ايران را ترک کردند و برخي هم بازگشتند گاه هنرمنداني اينجا کار مي‌کنند که با ديگران متفاوت بودند و احساس هنرمندانه خود را نسبت به وقايع اطراف خود بيان مي‌کردند ممکن است کسي به واقعه‌اي تعلق خاطر پيدا کرده و سعي در تصوير کردن آن بکند. بنابراين شرايط محيطي بسيار مهم است من بر اين باور نيستم که بايد صرفاً از طريق رئاليسم با مسائل برخورد شود.

جايگاه هنرمند بسيار فراتر دورتر و عميق‌تر است اگر تاريخ زمان مکان را از هنر برداريم تنها هنر باقي مي‌ماند چرا که هنر ازلي و ريشه‌اي است شايد قبل از خلقت زمان هنر تعريف شده باشد هنر قائل به زمان نيست و از باطن هنرمند نشأت مي‌گيرد صداي صوت قرآن شحات محمد انور هرگز گم نمي‌شود و در جائي در وجود انسان لانه دارد. چون از مکاني بالاتر آمده است، همانند انسان. هنرمندان هرگز گم نمي‌شوند هنرمندان عادت شکن هستند و گاه منزوي مي‌شوند و بر بانيان فرهنگ و هنر است که وي را مورد حمايت قرار دهند.

مثالي از سفرم مي‌زنم. هنگاميکه در جلسه معارفه شهرک بين المللي هنرمندان به من پيشنهاد شد شعري بخوانم از مولانا خواندم که:

صورتگر نقاشم هر لحظه بتي سازم                    وانگه همه بت‌ها را در پيش تو بگذارم

صد نقش برانگيزم با روح درآميزم                     چون نقش تو را بينم در آتشش اندازم

همه مولانا را مي‌شناختند و اين تجربه جالب و اثرگذار و نشان دهنده رسوخ هنر ازلي و واقعي نزد انسان‌هاي متفاوت بود.

 

- مضمون و محور اصلي کارهايتان در حقيقت بازنماينده چه چيزي است؟     

در يک کلمه: آنچه از چشمه وجود جاري مي‌شود خود به خود به اقيانوس هستي منتهي مي‌شود و اين مقصد نهائي است.

 

- چه ارتباطي ميان جهان بيني و هنر شما وجود دارد؟

پردازش هنر در حقيقت زاييده بينش و حقيقت و جهان بيني هر هنرمندي است که به اشکال متفاوتي بروز مي‌کند ولي اگر هنر واقعي و الهي باشد همه در نهايت به يک مسير راه مي‌يابند و يکي مي‌شوند.

 

- انتخاب عناصر کارتان چه ميزان به شما کمک مي‌کند؟

در اجراي کارها بافت را مهمترين عنصر تبادل انرژي با مخاطب مي‌دانم.

 

- مفاهيم ديني و عرفاني و الهي در نقاشي‌هاي شما چه جايگاهي دارند؟

اين مضامين نه تنها محدوديتي ايجاد نمي‌کند بلکه همه در حوزه هنر هستند و جنس هنر از الهام و وحي است همين که مباحثي چون حضرت مريم حضرت يوسف يا حضرت ابراهيم مطرح مي‌شود مي‌توان گفت اين مباحث بصورت عميق شايسته توجه هنرمندانه‌اند. و من سعي کردم از اين موهبت قرآني بهره‌مند شدم من واقعاً همان نگاه هنري را در اين وقايع مستتر ديدم. يوسف هم تعبير خواب مي‌کرد و اين ثابت مي‌کند که چقدر رويا واقعيت بيروني هم مي‌يابد و نوع آثار من نيز منطبق با آن داستان است. تابلوها تعبير خواب هستند من هم در خلق کارهايم به تنهائي دخيل نيستم اثر وجود دارد و من تنها اين اتفاق را بر روي بوم سامان مي‌دهم و در حقيقت اينکه آنها را ايجاد مي‌کنم دست خالق هنرمند است و قالب دستان و قلم من.

 

- نقش هنرمند در انعکاس زيبائي الهي را چگونه مي‌بينيد؟

بهتر اين است که خود زيبا باشد و به زيبائي واقعي دست پيدا کند. زيبائي در صداقت و روشن بيني است دوست داشته شدن و ميل به دوست داشتن.

 

- تعريفي که از زيبائي متعالي داريد چگونه است و در آثارتان چگونه ديده مي‌شود؟

خداوند هرآنچه نازل کرده جز زيبائي، عشق و معرفت و نياز به تمام معناي وجود انسان‌ها چيز ديگري نيست حق تعالي گر سماوات آفريد/ از براي رفع حاجت آفريد. همه‌ي اين آفريده‌ها براي انسان است حتي اين تابلو که تصوير آن را خلق کرده‌ام نيز در ازل وجود دارد و نياز من همان فرم و رنگ و بافتي است که بر بوم تجلي يافته است.

 

- آيا آثار شما که در نمايشگاه‌هاي بزرگ به نمايش درآمده است بازتاب فرهنگي نمايش اين آثار در نمايشگاه‌هاي خارج کشور چه بوده؟

بيشتر مايل بودم درباره هنر صحبت و سؤال شود که اساساً هنر چيست آيا لازم است که من به عنوان نقاش صحبت کنم يا اينکه هنرمند اصولاً با اثرش احساس خود را بيان مي‌کند نه با کلام. اينگونه نمايشگاه‌ها به دعوت رئيس شهرک بين المللي هنرمندان در خارج کشور صورت گرفت و اين نخستين سفر من به کشور فرانسه بود که البته در اين باره زياد صحبت شده است فرانسه مهد هنر است و هنرمندان بسياري را پرورش داده است به نظرم بيشتر احساس حاکم بود تا اينکه کار را با جنبه‌ي عقلاني پيش ببرم در آنجا آتليه‌اي در اختيارم گذاشته شد و در کنار ساير هنرمندان ديگر کشورها با جنبه‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي کار را آغاز کردم.

تعداد بيست تا سي بوم که برخي از آنها نقاشي شده بودند برخي نيمه کاره و برخي هم اصلاً کار نشده بودن را با خود به آنجا بردم و در همين حال خانه فرهنگ ايران نيز براي نمايش آثار از من دعوت به عمل آورده آنچه در اين ميان برايم بيشتر از گذشته قابل تأمل بود قرار گرفتن در کنار هنرمندان ساير کشورها بود که تجربه‌ي جديدي براي هنر کشور تلقي مي‌شود. اينکه در کنار رود سن با محيطي لذت بخش بود که در آنجا با نظاره ابرهاي پاريس به تبادل انرژي با اين فضا پرداخته و نمودهاي ابر و بادي نيز در کارهايم پديدار شدند از ويژگي‌هاي نقاشي‌هايم خيال گرائي، عبور، برجسته سازي، بالا بودن از سطح زمين است و آسمان، تعليق و اقيانوس را بيشتر از زمين دوست دارم.

پيش از اين تصاوير فضاهائي اين گونه را در روياهايم ديده بودم که به نوع نگاهم به نقاش بازمي‌گردد. طبقات مختلف هنرمندان و مردم از آثار بازديد کردند و هريک به نوعي کارها را مورد توجه قرار مي‌دادند نکته مهم اينکه بعد از بازديد از موزه‌هاي پاريس احساسم اين بود که کارهاي ما متفاوت است شايد به اين دليل که سرزمين ما متفاوت است. هرچند سرزمين ما رود سن و ابرهاي پاريس را ندارد اما خورشيد، کوه‌ها و دشت‌هاي متفاوتي دارد. که همگي بر اجراي کارهايم اثرگذار بوده است.

آنچه ديگران را تحت تأثير قرار داد نوع نگاه، تکنيک متفاوت من بود در ابتدا رنگ و بافت را ايجاد کرده و فرم را از دل اين رنگ و بافت‌ها بيرون مي‌آورم و اين‌ها همه در هستي و ضمير جريان دارند ضمن اينکه تجربيات هنري‌ام در اين ترکيب‌ها مورد بهره برداري قرار مي‌گيرند و با استفاده از مطالعات خود با طراحي جداي از صفحه اصلي کار، نقاشي را اجرا مي‌کنم در نقاشي‌هاي اخير سيمرغ را بسيار مشاهده مي‌کنم که به مطالعه‌ام از منطق الطير بازمي‌گردد و ... ساختش ماورائي است و به صورت لمس به مخاطب منتقل مي‌شود در همين اثنا من سه جهان متافيزيک، طبيعت و علم را طي کردم و البته بحث علمي ماجرا در اين باره بر عهده دانشمندان است در اين نوع نگاه آثار خود به خود خلق مي‌شوند و اين امر بي ارتباط با متافيزيک‌ترين، علوم جديد هزاره سوم، مباحث رياضي و منطق فازي نيست.

نوع نگاه آثار بر باطن و ضمير انسان‌ها نفوذ مي‌کند و نشان مي‌دهد که اين جهان و هستي منشأ مؤثري دارد که مطلق هنرمند است و اين اثر بي نهايت را خلق کرده است و اگر انساني اين ماجرا را درک کند مي‌تواند آثارش را با آن عالم گسترده همراهي و همگون سازد مورد ديگري که مايلم در مورد نمايشگاه بيان کنم اين بود که سعي کردم در کنار رود سن شروع به نقاشي کرده و دريافت‌هاي خود را از رود و باران منعکس کنم. قطرات باراني که سرشار از انرژي بودند و فضائي غني را ايجاد کرده بودند من راه گريز از سرگرداني‌هاي بشري را هنر مي‌دانم که قادر به حل مشکلات بشر است منشأ اثر هنري خلاقيت است نه تقليد. هنري که از درون جوشيده و شکل بيروني به خود گرفته است.

هنرمند غالباً حرف نمي‌زند و گفتمان ندارد بلکه خلق مي‌کند و فيلسوف آن است که تعبير مي‌کند و پس از آن دانشمندان آنچه را که از ذهن فيلسوف برگرفته‌اند تبديل به علم مي‌کنند و سپس اين علم را در زمينه‌هاي اجتماعي و سياسي و ... به کار مي‌گيرند. اساس کار هنرمند خيال است و مصداق و زايش بيروني است اثر هنري است که خيال در آن متجلي شده و باورها و اعتقادات واقعيت بيروني پيدا مي‌کند به همين ترتيب هنرمند با تخيلات خويش ساز و کارهائي را ارائه مي‌دهد که تا بحال وجود نداشته است امروزه کهکشان‌هائي کشف شده است که نشانگر کيهان لايتناهي است براي اثبات اين لايتناهي بايد از مسير هنر برويم که طي آن هنرمند با تخيلات ذهنيت جسارت و کنکاش به اين امر نائل مي‌شود آنچه مهم است اينکه جامعه ما اين پتانسيل را دارد که به تأسي از هنرمندان واقعي دست به کارهاي شگرف بزند که دستاوردش صلح به معناي واقعي باشد جنگي که امروزه درگير آن هستيم حاصلي جز سرگرداني و خونريزي ندارد امروزه انسان‌ها از جنگ و انحرافات خسته شده‌اند روابط سياسي اقتصادي و اجتماعي به بن بست رسيده است و به تبع آن روابط فرهنگي. فرهنگ تزريقي نيست بلکه با نوع تربيت در جامعه شکل مي‌گيرد.

چگونه کساني که خود دچار ضعف فرهنگي هستند مي‌خواهند زمام امور فرهنگي جامعه را بدست بگيرند؟ ايسم‌ها به کجا رسيده‌اند؟ و تنها با توجه به تجربه تاريخي مي‌بينم هنر و هنرمند نمي‌تواند راهگشا باشد حتي در کشورهاي مدعي غني هنري آثار تنها به موزه‌ها و نه زنديگ مردم راه يافته‌اند و چون هنر به دليل شرايط موجود پشتيباني فرهنگي غني‌اي ندارد آن هم به بيراهه مي‌رود هنرمند در خلال آفرينش هنري به ابزارهائي دست پيدا مي‌کند که هيچ سياست مداري ندارد.

 

چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 9:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری