يكشنبه 29 مرداد 1396 - 18:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

صديقه مقدس پور

 

فضايل و مناسبت هاي ماه رجب

 

ماه رجب، آغازگر سه ماه پرفضيلت سال يعني رجب، شعبان و رمضان است که هر سه از مقام والايي در ميان ديگر ماه‏هاي سال‏ برخوردارند.

اين ماه، حتي در جاهليت نيز مورد احترام زيادي بوده ‏و آن را حرام مي‏ناميدند زيرا جنگ و کارزار را نيز در اين ماه ناروا و ممنوع مي‏دانستند و چون به احترام ماه رجب، تمام سلاح‏ها بر زمين گذاشته مي‏شد،آن را «اصم‏» نيز نام‏گذاري کرده‏اند.

رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلّم) در فضيلت اين ماه چنين مي‏فرمايد:«الا ان‏رجب شهر الله الاصم و هو شهر عظيم و انما سمي الاصم لانه لايقارنه شهر من الشهورحرمه و فضلاً عند الله تبارک و تعالي‏؛ اي مردم بدانيد که ماه رجب ماه «اصم‏» خداوند است و همانا ماهي است ‏بس عظيم‏ و بزرگ و علت نام‏گذاري اين ماه به «اصم‏» اين است که هيچ ماهي از ماه‏هاي سال‏از نظر فضيلت و حرمت نزد خداي تبارک و تعالي، به آن نمي‏رسد.»

«الا و من صام من رجب يوماً ايماناً و احتساباً استوجب رضوان الله الاکبر واطفي صومه في ذلک اليوم غضب الله‏ ؛هان! هر که يک روز از ماه رجب را با ايمان و براي رضاي خدا روزه بدارد، به‏نعمت رضوان بزرگ الهي نايل آيد، و روزه‏اش در آن روز خشم خداوند را فرو مي‏نشاند.»

آن چه بيش‏تر بر عظمت و احترام اين ماه افزوده است، مناسبت‏هاي آن است که در رأس آن‏ها عيد بزرگ مبعث رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم (27 رجب) و عيد ميلاد اميرالمومنين علي بن ابي‏طالب عليه افضل الصلاه والسلام (13رجب) مي‏باشد.

 

13 رجب؛ ولادت اميرالمومنين عليه السلام:

حضرت اميرالمومنين روز 13رجب و 33 سال قبل از هجرت در کعبه خانه خدا به‏دنيا آمد. او نخستين و آخرين کسي است که در کعبه زاده مي‏شود.

شيخ صدوق در مورد ولادت امام علي عليه السلام چنين مي‏گويد:«يزيد بن قعنب مي‏گويد: من همراه با عباس بن عبدالمطلب و گروهي از بني عبدالعزي‏در برابر خانه خدا نشسته بوديم.

ناگهان فاطمه بنت اسد به کنار خانه خدا آمد، در حالي که ‏9 ماه از مدت حمل او به علي بن ابي‏طالب مي‏گذشت. درد زايمان بر او عارض شد، دست‏ها را به دعا بلند کرد و با خداي خود چنين مناجات نمود:

پروردگارا! من به تو و پيامبران و کتاب‏هايي که از سوي تو نازل شده است ‏ايمان دارم و سخن جدم حضرت ابراهيم خليل را گواهي مي‏دهم; همان کسي که اين بيت ‏عتيق را ساخت، پس به حق آن کس که اين خانه را بنا کرد و به حق جنيني که در شکم‏ دارم، زايمان را بر من آسان فرما.

يزيد بن قعنب ادامه مي‏دهد:

ناگاه ديديم پشت کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد به درون خانه خدا وارد شد و از ديدگانمان پنهان ماند، سپس ديوار خانه به هم آمد! رفتيم که قفل را باز کنيم‏ تا از حقيقت قضيه آگاه گرديم ولي قفل خانه خدا باز نشد که نشد. دانستيم که اين ‏امري است الهي.

سه روز بر اين منوال گذشت، در روز چهارم مادر علي عليه‏السلام در حالي که او را بر دست‏خود گرفته بود، از خانه خارج شد و چنين گفت:

اني فضلت علي من تقدمني من النساء لان آسيه بنت مزاحم عبدت الله عزوجل سرافي موضع لايحب ان يعبدالله الا اضطرارا و ان مريم بنت عمران هزت النخله اليابسه‏بيدها حتي اءکلت منها رطبا جنيا و اني دخلت البيت الحرام فاکلت من ثمار الجنه واوراقها فلما اردت ان اخرج، هتف بي هاتف: يا فاطمه! سميه عليا فهو علي‏والله العلي الاعلي يقول: اني شققت اسمه من اسمي و اءدبته بادبي و وقفته علي ‏غامض علمي و هو الذي يکسر الاصنام في بيتي و هو الذي يوذن فوق ظهر بيتي و يقدسني‏ و يمجدني فطوبي لمن احبه و أطاعه و ويل لمن ابغضه و عصاه‏ ؛ همانا بر بانواني که پيش از من بودند، برتري دارم زيرا آسيه دختر مزاحم در پنهاني و در جايي که نبايد خدا را عبادت کنند، به پرستش و عبادت خدا مي‏پرداخت و مريم دختر عمران، درخت‏خشک خرما را تکان داد تا از آن رطب تازه بچيند و بخورد،و اما من در خانه خدا وارد شدم (و مهمان او گشتم) و از ميوه‏ها و برگ‏هاي بهشتي ‏تناول کردم و هنگامي که خواستم از خانه بيرون آيم، هاتفي مرا ندا داد که: اي‏فاطمه! فرزندت را «علي‏» نام گذار چرا که او علي و بزرگ است و خداي علي اعلي ‏مي‏فرمايد: من نام او را از نام خود برگرفتم و او را به آداب خود ادب کردم و بر پنهاني‏هاي علمم آگاه ساختم. او کسي است که بت‏ها را در خانه‏ام مي‏شکند. او کسي‏است که بر پشت‏بام خانه‏ام اذان مي‏گويد. او کسي است که مرا بسيار ستايش و تمجيد مي‏کند. پس خوشا به حال کساني که او را دوست داشته باشند و اطاعتش کنند و واي برکساني که او را دشمن داشته و مخالفتش نمايند.» (امالي،شيخ صدوق ص‏80)

نه تنها شيعيان بر اين مطلب اتفاق نظر دارند، که بسياري‏ از مورخان و محدثان و علماي اهل سنت نيز بر اين مطلب اذعان داشته و گواهي‏مي‏دهند که علي ،  زاده کعبه است و جز او کسي در خانه خدا متولد نشده و نخواهد شد.

اين فضيلت مانند بسياري از فضايل ديگر، مخصوص علي (ع) است و هيچ کس در آن‏ها شريک ‏نيست، چه او نور خدا و کلمه خدا و پرچم هدايت ‏خداست. او مظهر حق تعالي است‏در جهان دنيا و جامع تمام کمالات و فضايل معنوي است. او برترين و بافضيلت‏ترين ‏انسان روي زمين پس از رسول خدا(ص) است.

ابن عباس گويد: روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله با مردم سخن مي‏گفت، در ضمن سخنانش‏فرمود:

«اي مردم! کيست که سخنش از سخن خداو ند بهتر و درست‏تر باشد؟ اي مردم! هماناخداوند به من دستور داده است که علي را به عنوان پيشوا، امام، خليفه و وصي خود به شما معرفي کنم و او را برادر و وزير خود قرار دهم.

اي مردم! علي پس از من باب هدايت و دعوت کننده مردم به سوي خداوند مي‏باشد.

علي، پارساترين و برگزيده‏ترين مومنان است «و من أحسن قولا ممن دعا الي الله وعمل صالحا و قال انني من المسلمين‏» و چه کسي سخنش ارزشمندتر است از آن کس که ‏مردم را به سوي خدا فرا مي‏خواند و کارهاي شايسته انجام مي‏دهد و مي‏گويد: من از مسلمانانم.

اي مردم! علي از من است. فرزندان علي فرزندان من هستند، و او همسر دختر عزيزم‏ است.

فرمان او فرمان من و نهي او نهي من است. پس اي مردم، بر شما باد به طاعت و فرمان‏برداري از او و زنهار از نافرماني و مخالفتش چرا که اطاعتش، اطاعت من ونافرمانيش، نافرماني من است.

اي مردم! علي صديق اين امت و فاروق آن است . و علي محدث و سخن‏گوي اين امت است.

علي هارون، يوشع، آصف و شمعون امت است. علي الگوي هدايت و کشتي نجات و طالوت‏امت و ذوالقرنين آن است.

اي مردم! علي آزمايش خداوند بر مردم است و علي حجت‏بزرگ پروردگار است.

علي آيت عظماي الهي و پيشواي هدايت و عروه الوثقي دين است.

اي مردم! علي با حق و حق با علي است و علي زبان گوياي حق است.

اي مردم! علي قسيم الجنه والنار (قسمت کننده بهشت و دوزخ) است. هيچ يک ازشيعيان و پيروانش به جهنم نمي‏روند و هيچ يک از دشمنانش از جهنم رها نمي‏شوند و همانا هيچ يک از دشمنانش به بهشت ره نمي‏يابند و هيچ يک از پيروانش از بهشت دور نمي‏شوند.

اي ياران و اصحاب من! من ناصح و خيرخواه شما هستم و هم اکنون رسالت و پيغام‏خدايم را به شما رساندم ولي چه کنم که شما ناصحان را دوست نمي‏داريد؟!»

 

مناسبت‏هاي ديگر ماه رجب:

 

اول رجب:

سالروز ولادت پيشواي پنجم، حضرت امام محمد باقر عليه السلام است که در نخستين روز از ماه رجب سال‏57 هجري در مدينه منوره به دنيا آمد. آن حضرت‏چهار سال از عمر مبارکش را با جد بزرگوارش امام حسين عليه السلام گذراند و 35 سال با پدرش امام سجاد عليه السلام. و پس از شهادت پدر، 18 سال زندگي کرد که مدت امامت آن حضرت را تشکيل مي‏دهد.

امام باقر عليه السلام در روز هفتم ذي الحجه از سال 114 هجري در سن ‏57 سالگي ‏به شهادت رسيد.

دوم رجب:

امام علي بن محمد الهادي عليهما السلام، دهمين امام و پيشواي شيعيان در روز دوم رجب يا پنجم رجب از سال 212 يا 214 هجري در روستايي به نام‏«بصريا» نزديک مدينه منوره به دنيا آمد.

طبق برخي روايات در روز سوم رجب يا 25 جمادي الثاني از سال 254 هجري در سامرا به شهادت رسيد.

امام هادي عليه السلام ‏6 سال و 5 ماه همراه با پدر زندگي کرد و پس ازشهادت پدر33 سال زيست که مدت امامتش مي‏باشد.

دهم رجب:

امام نهم، حضرت محمد بن علي الجواد عليهماالسلام در روز جمعه دهم ماه رجب از سال 195 هجري به دنيا آمد. آن حضرت در سن 8 يا 9 سالگي به امامت رسيد و 17 سال ‏مدت امامتش به طول انجاميد، يعني عمر مبارکش از 26 سال تجاوز نمي‏کند. ولي ‏به هر حال سن و سال براي آن بزرگواران و پيشوايان معصوم مطرح نيست، چرا كه برگزيدگان خدايند و از آغاز تولد، انسان کامل هستند. (و آتيناه الحکم صبيا)

امام جواد روز ششم ذي حجه يا به قولي در روز آخر ماه ذي‏قعده از سال 220 هجري به شهادت رسيد.

 

25 رجب:

در اين روز، هفتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت‏حضرت امام‏ موسي کاظم عليه السلام در سن 55 سالگي در سال‏183 در زندان سندي بن شاهک‏لعنه الله عليه و به دستور هارون الرشيد عباسي لعنه الله عليه به شهادت ‏رسيد.

مدت عمر مبارك امام کاظم عليه السلام که معروف به باب الحوائج است 55 سال ‏مي‏باشد که 25 سال آن دوران امامتش است.

اميدواريم اين باب الحوائج در روزي که «لاينفع مال و لابنون‏» است، دست ‏ما را بگيرد و شفاعتمان کند.

 

27 رجب:

«هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته و يزکيهم و يعلمهم‏الکتاب والحکمه و ان کانوا من قبل لفي ضلال مبين‏»

يکي از بزرگ‏ترين اعياد اسلامي ، عيد مبعث است . روزي که رسول خدا به پيامبري‏ مبعوث شد و وحي بر آن حضرت نازل گشت. روز ولادت اسلام است و روزي است که ‏مردم از ظلمات بيرون آمده و به نور پيوستند.

حضرت اميرالمومنين عليه السلام دوران بعثت را چنين تعريف مي‏کند:

«پيامبر در حالي برانگيخته شد که مردم در فتنه‏ها و آشوب‏ها و سرگرداني‏هاي‏دوران جاهليت گرفتار بودند، همان فتنه‏ها که طناب خانه دين را مي‏گسست و ستون‏هاي ‏ساختمان يقين را درهم مي‏ريخت. در اصل دين اختلاف افتاده و مطلب بر مردم مشتبه شده بود، آن سان که راه رهايي از آن حيرت‏ها و سردرگمي‏ها تنگ شده و مصدر هدايت و راهنمايي از ديدگانشان مخفي مانده بود.

پس راه حق گمنام و کوري ضلالت، جهان را فراگير شده بود. خداوند و پروردگار خود را نافرماني مي‏کردند و شيطان دور شده از رحمت الهي را اطاعت مي‏نمودند. ايمان ازميان رفته بود و ستون‏هايش درهم ريخته و نشانه‏هايش ناشناخته مانده و راه‏هايش‏فرسوده و جاده‏هايش برطرف شده بود.

شيطان را فرمان مي‏بردند و در راه‏هايش گام مي‏نهادند و به آبخورهايش سر مي‏زدند و شيطان پرچم‏هاي خود را توسط آنان برافراشته مي‏کرد. در فتنه‏هايي که مردم راپايمال نموده و همگي در آن سرگردان و گرفتار آمده بودند...» (نهج البلاغه، خطبه‏2)

 

منبع:

- سايت حوزه

- سايت راسخون

text-align: justify;

 

چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 8:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری