پنجشنبه 8 تير 1396 - 1:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

داود خسروي

 

داستان حفظ زندگي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«زن،مرد، زندگي»( مهدي ودادي)

 

مهدي ودادي با نام اصلي مهدي ودادي قاراب متولد 1340 تهران، فارغ التحصيل نقاشي از دانشگاه هنر است. وي فعاليت فيلمسازي را از کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان شروع کرد.

او نخستين فيلم کوتاه 16 ميليمتري اش را به نام «فرياد پيروزي» براي امور تربيتي وزارت آموزش و پرورش ساخت و سپس براي مرکز سينماي تجربي و نيمه حرفه اي و حوزه هنري هم فيلم هاي کوتاهي ساخت.

سه فيلم «پسران مهتاب» (ارتشي در تاريکي)، «ستاره‌هاي سربي» و «بيا با من» در کارنامه فيلمسازي وي به ثبت رسيده است.

ودادي درباره فيلمنامه زن، مرد، زندگي مي گويد: «نويسنده فيلمنامه اوليه زامياد سعدونديان است و من در هر شرايطي نام ايشان را به عنوان نويسنده قيد مي‌كنم و تنها بازنويسي نهايي آن بر عهده من بود و البته با همكاري خود ايشان. واقعيت اين است كه نسخه اوليه اين فيلمنامه به طنز نگارش شده بود و ما در يك بازبيني ترجيح داديم آن را به صورت درام در بياوريم.

...قبل از اينكه من وارد ماجرا شوم آقاي سعدونديان مطالعات زيادي در زمينه مشكلات خانوادگي انجام داده بود و بعد از اينكه قصه به دست من رسيد با چند نفر مشاور خانواده و روان‌شناس صحبت‌هايي داشتم. آنان آمارهايي را به من دادند كه نشان مي‌داد بر اثر چه اتفاقاتي و تا چه ميزان، زندگي مردم از هم پاشيده است. تلاش‌مان اين بود كه يك كار سلامت به سينما تحويل دهيم و اميدوارم موفق شده باشيم.»

ودادي درباره ساخت اين فيلم هم مي گويد: «در سينماي ايران به جز چند نمونه انگشت شمار کمتر فيلمي در ژانر سايکودرام ساخته شده است. من به ژانر سايکودرام علاقه دارم چرا که ساخت اين نوع فيلم ها نسبت مستقيمي به شرايط و روابط اجتماعي بين آدمها دارد و همانطوري که در جامعه مي بينيم در زندگي خيلي از جوانها تنش ها و اختلافات زيادي وجود دارد که بايد در رسانه فراگيري مثل سينما در قالب فيلم سازي مورد تجزيه و بررسي قرار بگيرد. در فيلم زن، مرد، زندگي هم نکته مهم دور شدن و غفلت از يکديگر مطرح بود.»

ودادي درباره استفاده فراوان از نماي نزديک(کلوزآپ) در فيلم مي گويد:« خيلي از مسائل سينما را در قاب کلوزآپ به صورت حساب شده مي بينم و در کلوزآپ ها درونيات شخصيتها مشخص مي شود. به دو مسئله در فيلم سازي اعتقاد ويژه دارم؛ بخش نخست نشان دادن واکنش شخصيتي که متکلم بازيگري است که در فيلم مشغول گفتن ديالوگ است و بابت شنيدن اين حرفها ري اکشن(واکنش) انجام مي دهد.

نماي کلوزاپ يا نماي بسته ويژگي دومي است که در فيلمسازي روي آن تاکيد دارم . در خيلي از فيلم ها اين کلوزآپ ها بدون منطق است و در اين فيلم ها ديالوگ هايي گفته مي شود که حکم مي کنند اندازه پلان چقدر باشد و برخي مواقع اين ديالوگها در توشات(نماي دو نفري) فيلمبرداري مي شود . در حالي که تماشاگر دوست دارد از نماي نزديک اثر گذاري اين گفتن ديالوگ را در چهره بازيگر ببيند و هميشه اين رويکرد را پيگيري مي کنم.»

ودادي درباره سكانس طنزآميز و آغازين فيلم مي گويد:«...ما از ابتدا قصد داشتيم كاراكتر زن قصه غافلگير شود. به نظر من در سينماي ايران جاي خالي زيادي براي توليد فيلم‌هاي خانوادگي كه به مسائل آن بپردازد و به نوعي آسيب‌شناسي هم داشته باشد، وجود دارد.

به خصوص در مورد دختر و پسرهاي جواني كه چيز زيادي از شروع زندگي مشترك آنها نمي‌گذرد. در ابتدا وقتي تصميم به ساخت اين فيلم گرفتم خيلي به اين موضوع فكر مي‌كردم كه چگونه كار كنم تا حرفي كه در نظرم هست منتقل شود و آن تاثيرگذاري مطلوب حاصل شود. در نتيجه به آن سكانس شروع رسيديم و مي‌خواستيم كاراكتر زن فيلم به آن صورت غافل‌گير شود.

ما مي‌خواستيم تبلور ناگفته‌هاي مردي را نشان بدهيم كه براي مدت زيادي احساسات خود را پنهان كرده است و در طي يك جريان، انفجار تلنبار مسائل حل نشده‌اش را به تصوير كشيديم. اين مرد در پنجمين سال زندگي خود بالاخره به حرف مي‌آيد و ابايي از گفتن اين موضوع به همسرش ندارد كه مي‌خواهد او را ترك كند.

طي اتفاقات بعدي، حرف‌هاي هميشه سر به مهر مجال بروز پيدا مي‌كنند و اين موضوع متجلي مي‌شود كه گاهي آدم‌ها تنها از سر عادت در كنار هم زندگي مي‌كنند و آن علاقه‌اي كه لازمه يك زندگي مشترك است ديگر وجود ندارد.

مشكل زن و شوهرها اين است كه معمولاً نمي‌نشينند تا با هم صحبت كنند و مسائل‌شان را طي يك گفتمان حل و فصل كنند و همين گفتمان‌هاي هرگز ايجاد نشده است كه به جنگ و جدل‌هاي آنچناني مي‌انجامد. اگر مشكلات خانوادگي از ريشه حل نشوند و يا هرگز مجال مطرح شدن پيدا نكنند، مي‌توانند پايان‌بخش يك زندگي باشند.

شايد برايتان جالب باشد بدانيد وقتي خودمان نشستيم به بررسي اين موضوع كه يك زن و شوهر جوان ممكن است بر سر چه مسائلي بحث و جدل داشته باشند، به اتفاقات كوچكي رسيديم كه شايد در نگاه اول اهميتي نداشتند، اما همين مسائل به مرور مي‌توانند خطرناك شوند. بايد دانست كه حل كردن يك مسئله با رد كردن آن فرق دارد.»

ودادي درباره شخصيت فرهاد مي گويد: «در فيلم ليلي تلاش مي کند زندگيش را حفظ کند و زني است که علي رغم ظاهر روشنفکرش زني است که به اصول پايبند است و شخصيت مقتدري دارد و در مواجه با آدمها محکم برخورد مي کند. اين تفکر را در مخاطب به وجود مي آورد که فرهاد مقداري در رفتارهايش تزلزل دارد.»

ودادي درباره انتخاب بازيگران فيلم مي گويد: «هميشه شرايط براي انتخاب بازيگران به صورت ايده آلي فراهم نيست و با توجه به بودجه اندک فيلم مجبور بوديم که از خيلي از انتخابهاي اوليه ام فاصله بگيرم و بر اساس بودجه فيلم بازيگران را انتخاب کردم.

ليلا اوتادي و سحر قريشي را بعد از بازنويسي نقش‌ها انتخاب كرده بودم. روال كار هم هميشه به اينگونه است كه وقتي فيلمنامه‌اي در دست هست، بر اساس بودجه موجود و همچنين شناختي كه از بازيگرها داري، دست به انتخاب مي‌زني و من بر همين اساس از گروه بازيگرانم رضايت دارم.»

ودادي درباره انتخاب امير حسين رستمي مي گويد: « ...او از همان ورژن(نسخه) اوليه انتخاب شده بود و بعد از بازنويسي هم ترجيح دادم كه بازيگر ديگري را جايگزين نكنم و از اين اتفاق هم ناراضي نيستم.

...احساس كردم اميرحسين رستمي هم مي‌تواند از پس يك نقش درام بر بيايد و چرا كه نه؟ در واقع بر اساس آن معيارهايي كه من در نظر داشتم، اين كار شدني بود و به نظرم اميرحسين هم به خوبي آن را ايفا كرد.»

ودادي در مورد پايان فيلم مي گويد: «خيلي به من گفتند که با رفتن آوا از خانه ليلي با ديزالو کردن صحنه مي توان فيلم رابه پايان برد. اما احساس کردم اين پايان مناسب فيلم هاي مثلث عشقي است که مدتها ساختش در سينماي ايران رواج داشت ومناسب با فضاي فيلمم نيست و خواستم بر مبناي فضاي فيلم که انجام يک بازي توسط ليلي براي پايبند کزدن فرهاد به زندگيش بود، آن را طرح کنم و درپايان فيلم هم عاقبت اين بازي را در يک هپي اند(پايان خوش) نشان بدهم و همه شخصيتهاي که در گير ترتيب دادن چنين بازي بودند به محل کافي شاپ آمدند.

...دو پايان‌بندي براي فيلم در نظر داشتم كه هر دو را هم فيلمبرداري كردم، اما در نهايت پس از مشورت گرفتن از چند نفر از دوستانم كه به درايت آنان اطمينان داشتم، پايان‌بندي فعلي انتخاب شد و به نظرم با فضاي كلي كار مناسب‌تر بود و ارتباط بيشتري با مخاطب برقرار مي‌كرد. ممكن است اينطور گفته شود كه پايان فعلي گل‌درشت شده است، اما به نظر من با توجه به ژانر خانوادگي فيلم، اين پايان‌بندي بهتر بود.»

عادل سنجابي(تهيه کننده زن،مرد،زندگي) درباره ايده اصلي ساخت فيلم مي گويد:«ايده اصلي  فيلمنامه‌اي بود  که آقاي سعدونديان  نوشته  بودند. ازسوي ديگر آمارهاي مربوط به افزايش آمار طلاق درکشور که مسائل اجتماعي متعددي را درپي داشت، از انگيزه‌هاي  اصلي  ساخت  فيلم محسوب  مي‌شود.

 تهاجم  فرهنگي  موجود در جامعه به خصوص از  طريق  فضاي رسانه‌اي، زندگي زوج‌هاي  جوان  را مورد حمله  قرار داده است، ضرورت مقابله با اين فضاي  آسيب‌زا را ايجاب  مي‌کرد. به همين دليل  براي اولين بار در تاريخ سينماي ايران، خرده مشکلات زناشويي که بسيار جزيي اما  در عمل  تاثيرگذار در روند زندگي هستند را مورد توجه  قرار داديم.

عدم بازگويي اين مشکلات  براي زوجين، امکان بروز مشکلات جدي  و جدايي را  براي زوج‌هاي  جوان به وجود مي‌آورد. مسئله جدايي يکي از مسائل روز و مهم جامعه امروز ايران است و دليل انتخاب  اين گروه نيز همين مسائل بود.

ما ابتدا آسيب‌شناسي درباره  جدايي زن و شوهر در جامعه داشتيم  و يکي از  اصلي‌تريان عوامل  جدايي  و طلاق را عدم  بيان مسائل  و مشکلات جزئي  و خرد يافتيم. زماني  که  زن و  شوهرها از  مشکلات خرد  يکديگر غافل شوند، امکان   جدايي فراهم مي‌شود.  بنابراين ما با تمرکز براين مسئله، خواستيم  به  زوج‌هاي جوان يادآور شويم که  بايد  براي  حفظ  زندگي  خود تلاش  کنند وهر مشکلي را با جدايي  حل  نکنند.»

سنجابي درباره مضمون فيلم مي گويد:«...روند اين فيلم بازگشت به زندگي مشترک وتلاش براي حفظ علاقه زن وشوهر است ...البته بار اصلي بازگشت به زندگي در اين فيلم  برعهده زن است. همان  طور که در تعاليم اسلامي نيز  ديده مي‌شود، زن در خانواده نقش محوري دارد و در اين فيلم نيزاين مسئله اين گونه بازنمايي شده است.

 ما  تلاش  کرديم  به جاي  پرداختن  به مشکلات  جدايي  و انتقال اختلال بيشتر در زندگي  خانوادگي  مخاطبان، به حل  و چاره‌جويي براي حفظ  بنيان خانواده و زندگي  زناشويي  بپردازيم؛ چرا که  طلاق، منفورترين حلال در دين ماست.

بازنمايي مجدد آسيب‌هاي  تاثيرگذار بر طلاق  و يا متاثر بر طلاق  به ايجاد  تنش  در  زندگي  خانوادگي  منجرمي‌شود اما ما درصدد آن  بوديم که راه حلي براي  خروج از بحران جدايي بينديشيم. معتقد هستم که   تاثيرپذيري بالاي مخاطبان از رسانه‌هاي جمعي باعث مي‌شود که بازنمايي مکرر يک موضوع و آسيب، ضمير ناخودآگاه  مخاطب را  به آن  سمت  بکشاند و  وظيفه خود دانستيم که به جاي تشريح و توصيف  مسائل، حل  و چاره‌جويي براي  بازگشت به زندگي  زناشويي و تلاش مشترک  زن و شوهر براي  حل  مشکلات را  به تصوير بکشيم.»

ودادي درباره مشکلات تهيه فيلم مي گويد:«همواره مشکلاتي  در توليد  فيلم  سينمايي  وجود دارد  اما  يکي از مشکلات ما مخالفت‌هاي شديد برسرتوليد فيلم با اين سبک و محتوا بود. اين فيلم با سرمايه  شخصي تهيه و توليد شده است و شايد در آينده از مخالفت‌ها وناملايماتي که در اين راه متحمل شديم، حرف زدم. از مخاطبان هم تقاضا دارم اين فيلم  را ببينند  و نظراتشان را در باره آن  بيان کنند.»

ليلا اوتادي(بازيگر) درباره زن،مرد،زندگي وهمچنين شايعاتي درباره دستمزدش مي گويد: «فيلمنامه فيلم زن، مرد زندگي اثري قابل توجه بود و به همين دليل بازي در اين فيلم را پذيرفتم.

شايعاتي مبني بر اينكه من گرانترين بازيگر سينماي كشور هستم گاه در فضاي اينترنتي منتشر مي شود كه صحت ندارد.اين اقدام يك دشمني بوده و معتقدم بازيگر به هر حال در فروش يك اثر سينمايي اثرگذار است.»

 

مشخصات «زن،مرد، زندگي»:

نويسنده: زامياد سعدونديان، تهيه‌کننده و کارگردان: مهدي ودادي، سرمايه‌گذار: عادل سنجاني، مجري طرح: سيد رضا دوشيري، مدير توليد: داود طامهري،مدير فيلمبرداري: فرشاد گل‌سفيدي، صدابردار: علي کيان ارثي، طراح گريم: بيتا آريا، طراح صحنه ولباس: رامين غفوري، عکاس: مهرداد اميني،برنامه‌ريز و دستيار اول کارگردان: امير علي قنبري، تدوين: امير اديب‌پرور، صداگذار: نادر بادامچي، ميکس: حيدر نجفي،با تشکر از ايرج شهزادي و موزيک: فرزين قره گوزلو.

بازيگران: ليلا اوتادي، امير حسين رستمي، سحر قريشي، نيما شاهرخ شاهي، شراره سليم بيات و سميه برجي.

 

سه‌شنبه 24 ارديبهشت 1392 - 12:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری