يكشنبه 30 مهر 1396 - 4:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

داستان اولويت سينما است

 

گفتگو با شهريار بحراني

با نگاهي به کارنامه فيلم سازي شهريار بحراني مي‌توان به اين نتيجه رسيد که اکثر آثار کارگردان پرفروش بوده است و (ملک سليمان) آخرين اثرش نيز از قدرت مخاطب شناسي اين کارگردان بهره برده است. او در سال 1366 فيلم سينمائي (گذرگاه) را ساخته که در آن سال اين فيلم رتبه دوم را در تهران به خود اختصاص داده و در شهرستان‌ها نيز موفقيت جالب توجهي داشته است. سازنده فيلم‌هاي (پرچمدار) (آب را گل نکنيم) و (دنياي وارونه) در سال 1366 فيلم سينمائي (هراس) را در ژانر دفاع مقدس ساخته است که در آن سال هم رتبه خوبي کسب کرده است جالب آن که بحراني در سال 68 در فيلم (دزد عروسک‌ها) که در مهاب فيلم ساخته شد و عنوان پرفروش‌ترين فيلم سال بعد را به دست آورد کارگردان بخش انيميشن بوده است.

فيلم پرفروش بعدي شهريار بحراني (حمله به اچ 3) نام دارد که در سال 73 ساخته شد اين فيلم هم در ژانر دفاع مقدس ساخته شد مريم مقدس فيلم بعدي شهريار بحراني نام دارد که در سال 1379 ساخته شد و باز هم جزء فيلم‌هاي پرطرفدار بوده است ملک سليمان آخرين ساخته او بود که باز هم رکورد خوبي را در زمان اکران زد. شهريار بحراني از جمله فيلم سازاني است که طي مدت فعاليت خود ساخت تقريباً 7 و 8 فيلم را در پرونده خود دارد اين کارگردان دهه 60 تقريباً در دوران جنگ 3 فيلم جنگي ساخت اين کارگردان در عرصه فيلم سازي دفاع مقدس حضور فعالي داشته است و به نظر مي‌رسد بهترين فيلم کارنامه ايشان حمله به اچ 3 که يک فيلم هوائي و مربوط به نيروي هوائي بود محسوب مي‌شود. اين فيلم به خاطر هيجان و خلاقيت جزو آثار خوب و موفق دوران خود شد دو اثر آخر بحراني با تأکيد بر قصه‌هاي قرآني با فاصله 10 سال ساخته و مخاطبان زيادي را هم جلب کرد اين دو فيلم مسير جديد فيلم سازي را براي او رقم زد. چرا که با بودجه‌اي بالادستي و فراوان ساخته شد هزينه‌ي بالاي اين فيلم نشان دهنده اين بود که اين هزينه از عهده‌ي بخش خصوصي بيرون است و بدون شک تأمين بودجه‌ي آن با دولت گره خورده است.

به هر حال شهريار بحراني مفاهيم و عقايد خاص خود را پيرامون ساخت آثار مذهبي و ارزشي دارد و اين نظريات و عقايد را در گفتگوي زير با ما در ميان گذاشته است:

- داستان‌هائي که شما به آنها مي‌پردازيد داستان‌هائي هستند که عموماً ما آنها را از پيش مي‌شناسيم و از بود و نبود و در اصل چه بود و چه نبود آنها طبق روايت‌هاي مختلف آگاهيم. با اين حال باز هم مخاطبان پاي روايت و قصه گوئي شما مي‌نشينند و مي‌خواهند آنرا بشنوند و ببينند. به اين وجه کار شما کمتر نگاه شده که چرا اين اتفاق مي‌افتد؟

ما فکر مي‌کنيم که داستان اولويت سينما است به اين معنا که قصه آنچه که در پي خواهد آمد قدم به قدم جلو مي‌رود و مخاطب را با حوادث مختلف پيش مي‌کشد! تصور مي‌شود که اين رسالت تصوير است اما من و دوستان همراهم معتقديم که اين چنين نيست و آنچه که مهم است تأثيراتي است که اين رسانه بر مخاطبين خود خواهد گذاشت نه صرفاً خود قصه گوئي به اين معنا که خود داستان پردازي هم در بسياري از کارها اصل و مبنا نيست بلکه بيشتر هدف و تأثيرگذاري روي مخاطب است. اگر اين وجه را قبول کنيم که وجهي هم هست که خداوند در قرآن کريم بر اين اساس داستان سرائي مي‌کند. ديگر اصل قصه نيست. در قرآن داستان‌ها في نفسه براي سرگرمي نيستند بلکه براي هدف خاصي خلق شده‌اند و خيلي وقت‌ها قوانيني که ما به آنها مي‌گوييم درام و فکر مي‌کنيم که مهم هستند از ديدگاه ضعيف بشري خودمان توسط خداوند رعايت نمي‌شود چرا که مي‌خواهد قسمتي از داستان را بگويد که يک هدف و منظوري از آن دارد در بعضي از آيات حتي صراحتاً گفته شده که اين آيه را براي عبرت است. مثلاً جائي درباره قصه حضرت يوسف(ع) مي‌گويد که اين قصه از آيات الهي است خداوند چنين توضيحي مي‌دهد اين به اين معني است که براي سرگرمي اين داستان نيامده و حتي براي بازگو کردن داستان اخلاقي هم نيامده است اگرچه اخلاق هم درس هست اما اخلاق يکي از مباني است که فضاي داستان را شکل مي‌دهد خداوند داستان را براي اهداف بسيار متعالي بيان مي‌کند و چه بسا در صورت مختلف براي کارکردي که مي‌خواهد از آن بگيرد قسمت‌هائي از داستان را تکرار هم مي‌کند پس ما مشاهده مي‌کنيم که با يک خداوند مهربان و صاحب جمال و صاحب زيبائي مواجه هستيم که در حين زيبائي و اوج زيبائي کلام و در عين اينکه خودش احسن الخالقين است و در اوج حسن خلق مي‌کند با اين وجود هدف اصلي‌اش زيبائي نيست بلکه هدفش بيان اهداف متعالي است که خواننده بتواند به آنها دست پيدا کند و همين طور رشد کند به اين خاطر است که اگر بتوانيم از رسانه‌ي سينما طوري استفاده کنيم که خودمان درگير فضاسازي نفساني و دنيائي نشويم و همين طور سعي کنيم به اين ديدگاه الهي نزديک شويم و چنين ديدگاهي را قلباً قبول کنيم و باز سعي کنيم چنين روشي را پياده کنيم به نظر مي‌آيد که خيلي موفق شده‌ايم و داستان‌هايمان از اين بعد متعالي و عبرت آموز مي‌شود در اين حالت است که از فيلم‌هايي که زودگذر است و اثر و عمقي روي مخاطب نمي‌گذارند فاصله مي‌گيريم در اين حالت است که فيلم‌هاي ما اوج مي‌گيرد و به جائي مي‌رسد که ديگر تاريخ مصرف ندارد و اين آن هنري است که ما انتظار داريم در اين صورت است که فيلم‌هايمان مي‌تواند مخاطبانش را به ارتفاعات اخلاقي و معارفي برساند و زندگي‌شان را از حالت روزمرگي نجات دهد و به جاي فيلم‌هائي که اتلاف وقت است و حتي از آن برتر فيلم‌هائي که تماشاچي و مخاطب را وارد فضاهاي تيره و تار مي‌کند و اميد زندگي و خدا را از او مي‌گيرد فاصله بگيريم و به روشنائي سوق دهيم.

- وقتي صحبت از هنر تعليمي مي‌شود هنر به معناي واقعي هنر ديگر مورد بحث نيست بلکه کارکردي که از هنر براي رساندن پيام يا ارائه آن گرفته مي‌شود اهميت دارد صحبت‌هاي شما نشان مي‌دهد که به اين وجه نگرش دقيقي داريد يعني سينما ابزاري است براي ارائه پند. با اين حال شما از تکنيک‌هاي روز دنيا استفاده مي‌کنيد آيا سينماي شما را مي‌توان سينماي تعليمي گفت؟ و مسئله ديگر اين است که کسي که مي‌خواهد تعليم دهد بايد همواره همراه باشد و حضور داشته باشد و به قول خودتان به استناد به آيات قرآني گاهي حتي تکرار هم داشته باشد ... اما شما عملاً بعد هر اثر کم کارتر شده‌ايد.

با دوستاني که کار مي‌کنم تقريباً همان زماني که مي‌خواستيم حمله به اچ 3 را شروع کنيم به اين نتيجه رسيديم که سينما ديگر جواب ما را نمي‌دهد ... يعني به نوعي به اين نتيجه رسيديم که برويم دنبال يک زندگي شرافتمندانه! اما در کل ديديم جريان موجود جرياني نيست که ما مي‌خواهيم دنبال آن باشيم. ما با رويکردي مذهبي و انقلابي از ابتدا وارد شديم اما بعد احساس کرديم که زبان احساسات اوليه‌مان را از دست داده‌ايم بعد از مدتي که حالت نااميدي داشتم حمله به اچ 3 پيش آمد که فيلم جنگي متفاوتي بود و شهيد ستاري به ما پيشنهاد کرد.

اما سعادتي شد که در يک فيلم قرآني به نام (مردان آنجلس) کار کرديم. با همه ضعف‌ها و نقاط قوتي که داشتيم در آن کار بود که متوجه شديم خداوند کمکي کرده که دريابيم اينجا جائي است که مي‌توانيم به اهدافمان برسيم و آن فيلم قرآني و مذهبي و همين طور داراي مفاهيم بزرگ مذهبي است اين آن گمشده‌اي بود که ما از دست داده بوديم حتي در سينماي دفاع مقدس. سينماي دفاع مقدس براي ما سينمائي بود که صرفاً به مسائل اخلاقي مي‌پرداخت به غير از سلحشوري و جنگ و ... اوج پردازش اخلاق بود اما انسان وجوه بسيار بالاتري دارد که بالاترينش عقل و ايمان است احساس کرديم که مي‌شود موضوعاتي از خود احاديث و متون مذهبي انتخاب کرد که اينها مخاطب را به آن سمت سوق مي‌دهد و ما هم در ساخت اين آموزش‌ها مشاهده مي‌کنيم و تربيت مي‌شويم و آدم‌هاي خوبي بشويم يک دفعه رسيديم نه جائي که بايد از نقطه صفر شروع کنيم ...

- چطور از صفر بايد شروع مي‌کرديد؟ شما تجربه‌هاي خوبي داشتيد؟

بايد از کار ديگران شروع کنيم بايد براي کار قرآني نوکري مي‌کرديم و خدمتگذاري مي‌کرديم بايد براي فيلم ديگران همراه مي‌شديم و رفته رفته جلو مي‌آمديم و آهسته آهسته رسانه را به خدمت اين مفاهيم درمي‌آورديم. اين راه طولاني است و عجله نبايد کرد بايد پخته و با صبر و حوصله عمل کرد. هرچند که عمرهاي ما کوتاه است و فرصت کم است با اين حال حتي اگر کارهاي کوچکي در اين زمينه اتفاق بيافتد اگر خداوند به اين کارها برکت بدهد که عموماً هم مي‌دهد تأثير خوبي خواهد گذاشت.

- در دو اثر (ملک سليمان) و (مريم مقدس) اتفاقاً شما بازگشتي به تحصيلاتتان داشتيد يعني انيميشن ... اين بازگشت شما با به کارگيري جلوه‌هاي ويژه بصري به ما مي‌گويد که شما انگار اين دست مايه را داشته‌ايد اما حالا از اين ظرف استفاده مي‌کنيد اگر نه تا همان زمان که شما مي‌گوييد هم کارهاي قرآني، مذهبي مثل فيلم‌هاي امام علي(ع) و يا خود مردان آنجلس بود که چنين رويکردي را نداشت.    

بحث جلوه‌هاي ويژه بحث ابزار است ما بايد از بهترين ابزار براي بيان اينگونه فيلم‌ها استفاده کنيم اين در سينماي دنيا باب شده است و ما هم همين کار را کرديم در کارهاي مذهبي همان طور که از اسمشان آمد، کار، کار گروهي است و اين فيلم‌ها ساخته دوستان ما هستند حاصل زحمت گروهي است که هميشه در پشت پرده هستند و کار مي‌کنند و من هميشه به آنان متکي هستم و به تنهائي نتوانستم کاري از پيش ببرم کار بزرگ بايد همراه با کار فرهنگي و جمعي باشد. بايد در فضاي پر از صميميت دوستاني را جمع کرد که با استعداد باشند و با استعداد کار را ارتقا بدهند.

- بله اما جائي هم اين ابزار شکست مي‌خورد يعني مثلاً براي فيلم نيمه تمام شما (امام حسين(ع)) بسيار مهم و کارآمد مي‌توانست باشد ...

آن فيلم نوشته زيبائي از دوست بسيار خوبم آقاي مجتبي فرآورده بود که اگر اشتباه نکنم در سي قسمتي نوشته شده بود تلويزيون آن زمان آن را جزء الويت‌هاي خودش قرار داده و گفته بود که اين سريال استراتژيک است و بايد حتماً ساخته شود اما بنابر دلايلي در بدو فيلمبرداري يعني يک ماه يا دو ماه بعد از فيلمبرداري متوقف شد. براي آن فيلم خيلي برنامه ريزي شده مثلاً بارها متن بازنويسي و خوانده شده بود ما فکر مي‌کرديم اگر اين اتفاق بيفتد و سريال ساخته شود براي آينده جمهوري اسلامي ايران رفتاري از ياران امام حسين(ع) را ما مطرح کرديم و نشان داده‌ايم. پيکره اصلي نظام جمهوري اسلامي ايران تعاملي است بين امام جمعه، رهبر جامعه و پيروان. اين رابطه اگر تبيين و اصلاح و صحيح و درست و خوب بيان شود هم در رفتار مردم در قبال مردمش تأثير مي‌گذارد هم نظام را استوار و محکم مي‌کند.

- تا از اين بحث دور نشده‌ايم بپرسم آيا شما واقعاً مي‌خواستيد چهره امام را نشان بدهيد؟

سريال به اين بهانه نامه نگاري و متوقف شد که اينها مي‌خواهند چهره امام حسين(ع) را نشان دهند. در حاليکه ما اصلاً چنين قصدي را نداشتيم و از قبل فيلم ولايت عشق ساخته شده بود اما احساس مي‌کرديم که مقدسين ما مثل امام حسين(ع)، امام سجاد(ع)، حضرت ابوالفضل، حضرت علي اکبر(ع)، حضرت زينب(س) را بايد قسمت‌هاي کامپيوتري بزنيم و دوستان ما اين کارها را با ظرافت انجام خواهند داد و ما در نظر گرفته و محاسبه کرده بوديم که تا چه حد چهره‌ها نوراني باشد که هم از آن تخت گونگي سريال ولايت عشق خارج شود و هم دلپذير و سه بعدي و شيرين‌تر باشد اما به هر حال اين بهانه سريال را متوقف کرد. بعدها چند کار در رابطه با امام حسين انجام شد اما من هنوز معتقدم فيلم نامه آقاي فرآورده با کلام بسيار زيبا و تا حدودي در شأن آن بزرگوار است.

- شما به عنوان کارگردان بايد تمامي زير و بم کار را بدانيد اما در بخش پژوهش اگر اين مسئله پيش از نوشتن اتفاق افتاده باشد مثل همين فيلم امام حسين(ع) شما بعد از نگارش قرار باشد فيلم را بسازيد جايگاه شما و نگاه شما در پروسه پژوهش و انطباق آن با ابزارآلات‌مان کجاست؟  

اين گروه ما سر فيلم مريم مقدس تحقيقات را وارد کرد هرچند که راضي نيستم يعني وقتي به گذشته نگاه مي‌کنم – مي‌بينم که کارمان نقص‌هائي داشته است سعي مي‌کنم مرحله به مرحله کارهاي بهتري انجام بدهم من از ابتداي کار هستم اما چون اين کار تخصصي است رفته رفته از کنترل ما خارج مي‌شود و مسير تازه خودش را پيدا مي‌کند در برخي از جاها ما که ظرفيت وجودي‌اش را هم نداريم که همراه برخي از علما و فضلا پيش برويم در فيلم ملک سليمان من بخشي از کار تاريخ يهود را دست گرفته بودم که منجر به کتابي شد که منتشر مي‌شود اما بحث‌هاي سنگين روائي و حديثي و ... ما را فقط نظاره و از نتايج آن استفاده مي‌کرديم ما بايد تابع باشيم در چنين موضوعاتي بايد بيشتر از موضوعات روزمره از خطوط که مذهب دارد تبعيت داشته باشيم و طبيعتاً بايد قيد و بندهاي بيشتري هم داشته باشيم کساني که اينجا وارد مي‌شوند مي‌دانند که آزادي مطلق نيست بلکه آزادي در حيطه کاري است که از پيش تعريف شده است اين وادي وادي نيست که هر کاري در آن بشود انجام داد. داستان‌ها دست ما نيستند داستان‌هاي عظيمي است که پيش‌تر از اينها اتفاق افتاده است ما بايد سعي کنيم هنر را در راستاي کارمان جهت بدهيم.

- کارهاي شما کار آئيني است و شما اخلاق خاص خودتان را براي کار داريد. آيا در انتخاب همکاران شما حساسيت خاصي داريد؟ اين سؤال از اين جهت است که احساس مي‌شود يک دسته از بازيگراني که تجربه‌هاي مفيدي هم دارند اصلاً در کارهاي شما جايگاهي ندارند؟

اين سفره، سفره شخص ديگري است و بايد بدانيم که اگر قرار است کار مذهبي ساخته شود ما صاحب سفره نيستيم شخص ديگري اين سفره را پهن مي‌کند و من نمي‌توانم خودم را متقاعد کنم که افرادي را حذف کنم. سفره آنقدر شأنش بالاست که صاحب سفره احتمالاً کساني را هم جذب مي‌کند کمااينکه تا حالا ديده‌ايم که اين طور شده است. من خودم سخت گيري خاصي ندارم يعني هرکسي که دوست داشته باشد ما خير مقدم مي‌گوييم البته ما در بسياري از کارها از خيلي از افراد دعوت مي‌کنيم اما به چند دليل که شايد اين دلايل چيزهائي نظير اين باشد که از ما تصوراتي دارند يا فضاي مذهبي‌اش در آن شرکت نمي‌کنند من هميشه دنبال هنرپيشه‌ها بوده‌ام اما هميشه همگي با ما همکاري نداشته‌اند درواقع برعکس است هميشه ما دست دوستي دراز کرده‌ايم در فيلم ملک سليمان دستيار من فهرست بلندبالائي را آماده کرده بود و صحبت شد بعضي‌ها هم قبول نکردند برخي حتي قرارداد نوشتند اما چون کار به عقب افتاد نشد که حضور داشته باشند و برخي هم پاي قرارداد توافق نکردند ما دوست داريم افراد بيايند و استعدادهايشان را در خدمت چنين مفاهيمي قرار بدهند اين مفاهيم براي من و دوستان من نيست براي من صاحب سفره است و اميدوارم که خودشان هدايتمان کند بحث‌هائي که ميان ما جدائي مي‌آورد را من نمي‌پسندم ما همه بندگان روسياه پروردگاريم و هيچ کدام بر ديگري فضلي نداريم اما برخي از ما شايد نزد خداوند پرفضيلت‌تر باشند که آن هم دست خداست، چرا بايد براي هم از القابي خاص استفاده کنيم؟ همه مومن و همه خدائي هستيم اما برخي در بعضي موضوعات بيشتر وارد شده‌اند و در برخي از موضوعات کمتر خداوند ستارالعيوب است ابتدا عيب‌هاي مرا که مي‌دانم پوشانده است ... ما يک جامعه‌ي هنري سينمائي هستيم که انشاالله همه با هم اين مسير را در پيش خواهيم گرفت.

- يکي از نقدهائي که کم به شما نشده است و هيچ پاسخي از شما هم به همراه نداشته است اين بوده و هست که در فيلم‌هاي شما ديالوگ‌ها ديالوگ‌هاي مناسبي نيستند اين جنس از ديالوگ‌ها گاهي در روايت فيلم و همين طور در نگه داشتن مخاطب تأثير مي‌گذارد ...

جنس ديالوگ‌ها و نحوه محاوراتمان و نحوه بيان گويش‌ها براي فيلم‌هاي فاخر چطور بايد باشد؟ براي فيلم‌هاي فاخر نقل قولي مي‌کنم از مقام معظم رهبري که از منظر شفاف و تاريخي و صحيح و درستي که به هنر دارند درباره فيلم‌هاي تاريخي فرمودند: از ديالوگ‌ها بايد از ادبياتي ساده و روشن باشد و متعلق و پيچيده نباشد و در حدي باشد که بتواند مفاهيم فيلم‌هاي فاخر را بيان کنند. پس نتيجه مي‌گيريم که محاورات کوچه و بازار اصطلاحات عاميانه و کلام‌هاي خودماني جايگاهي ندارد و بايد سطح آن بسيار فراتر از آن چيزي باشد که ما شاهدش هستيم چنين فيلم‌هائي ديالوگ‌هايش نبايد در سطح گفت و گوهاي روزمره و عوام باشد که تنها عوام از آن خوششان بيايد. اتفاقاً ديالوگ‌ها بايد مخاطب را بالا بکشد و او را تربيت کنند براي روشن و بيان صادقانه و شفاف. از اين جهت مي‌گويم صادقانه که خداي ناکرده شايد در فيلم‌هاي ما ديالوگي اتفاق بيفتد که از صداقت به دور باشد با استفاده از پيرايه‌هاي ادبي و زيبائي‌هاي کلامي نحوه بيان طوري باشد که ظاهراً مخاطب لذت ببرد اما از اثرگذاري مثبت به دور باشد. ما نياز به تعامل داريم که زبان روشن و شفاف باشد بدور از پيرايه‌هاي ادبي کهن بلکه زباني براي جامعه امروز سليس و در عين حال قابل فهم باشد چون ما براي مخاطب امروزه صحبت مي‌کنيم چون ما مي‌خواهيم بيان مفهومي کنيم فيلم نبايد پيچيدگي داشته باشد خداوند هيچ گاه پيچيدگي ندارد و مي‌خواهد دست بنده‌هايش را بگيرد و به فضائي نوراني هدايت کند با کلامي روشن ... کار سختي است به اين سمت پيش رفتن به خصوص در جامعه‌اي که پيچيده حرف زدن و لوده بازي و ساده حرف زدن همگي ارزش هستند ... در اين جامعه زيبا سخن گفتن سخت است.

- کساني که در کار بازآفريني اتفاقات گذشته هستند به دو گروه تقسيم مي‌شوند اول کساني که معتقدند بايد مو به موي آنچه که اتفاق افتاده است را بازسازي کرد و دوم کساني که مي‌گويند براي بهتر شدن روند اگر جائي از واقعه تاريخي تخطي هم شد ايرادي ندارد و مي‌شود براي خودش ساخت و مفهوم کردن اثر جائي از تاريخ را به شکلي نشان داد که شايد اصلاً آنطور اتفاق نيافتاده است با توجه به حساسيت‌هائي که بر کار شما وجود دارد شما خودتان را از کدام دسته مي‌دانيد؟

هدف ما چون بيان عبرت و مفهوم است اگر منطق سليمي باشد که بتواند بين روايت‌هاي مختلف تاريخي انتخاب کند مي‌تواند در راستاي روايت‌ها داستان را چرخش دهد اما ما در کارهاي تاريخي بايد سنديت را بر پايه باورپذيري از ارکان کار بدانيم. چرا که کار صرفاً سرگرمي نيست. در کارهاي مذهبي جذابيت آنقدر مهم است چه بسا بسياري از کارهاي داستان‌هاي کوتاه درون داستان به نظر ما جذاب نباشد ولي خداوند هدفي از گفتنش دارد در فيلم‌هاي ما هم صفحه‌هائي هست که ما اصلاً فکر نمي‌کنيم اثري بگذارد و مي‌بينيم که مي‌گذارد و گاهي هم بالعکس است بخش‌‌هائي را مي‌بينيم که فکر مي‌کنيم اثرگذارند اما وقتي مي‌بينيد مي‌بينيم که اصلاً اينطور نبوده‌اند بايد خودمان را بسپريم اين به همان بحث تبعيت ربط پيدا مي‌کند.

- بحث تبعيت که شما گفتيد در چنين کارهاي مذهبي اگر شخص باشد معنا پيدا مي‌کند اما کار شما کاري گروهي است اين همدلي گروهي خيلي سخت به وجود مي‌آيد وقتي نشدني است!            

نه. اينطور نيست اولاً که همکارها بايد احساس کنند فضاي کار فضاي امني است بخاطر اينکه همه مي‌توانند ابراز وجود کنند و مي‌توانند داشته‌هايشان را به صحنه بياورند. در اين فضا خودشان متوجه مي‌شوند که بايد سنديت را رعايت کنند در اين شرايط هرکسي هر پيشنهادي را نمي‌تواند ارائه کند من که خودم حيا مي‌کنم داستان‌هاي تخيلي‌ام را وارد داستان حقيقي بکنم.

- آيا تا به حال هرگز نگران تأويل پذيري‌هائي بوديد که امکان دارد از کار شما بشود؟ کاري که با اعتقادات مردم سر و کار دارد! چون کار شما عموماً کارهاي لب مرز با اديان ديگر هستند ...

اتفاقاً ما به شدت نگرانيم و سر کارها با نگراني خاصي روزگار مي‌گذرانيم و روز و شبمان درگير اين است که فلان جمله چه معنائي پيدا مي‌کند يا اگر بازيگر اينجا سکوت مي‌کند چه اتفاقي خواهد افتاد! يا حرکت‌ها و نشستن‌ها و برخاستن‌ها ... در فيلم ملک سليمان وقتي که کاهن‌هاي يهود مشغول تحقير کردن سليمان مي‌شوند اين سلکوت سليمان نکند هزار طور معنا پيدا کند و خداي ناکرده تحقير يک پيامبر به حساب بيايد! ما 39 بار فيلم ملک سليمان را بازنويسي کرديم و هر بار فيلم نامه به افراد مختلفي داده مي‌شد که بخوانند. حتي بعضي از آنها کارشناسان سياسي در حوزه يهود و صهيونيسم و استراتژيست بودند که نظرشان را مي‌دادند مثلاً در صحنه‌اي که سليمان مرز شهرها را مي‌گويد ما مدام جاي دوربين‌مان تغيير مي‌کرد چون بايد با دقتي پيش مي‌رفتيم که حکومت غاصب فلسطين بهانه نداشته باشد که بگويد شما خودتان اين مرز را تأييد کرده‌ايد فيلم مقوله حساسي است و با زمينه‌ي حسي و فکري و فرهنگي مردم سر و کار دارد عجله نبايد کرد برخي از کارها چنان با شتاب نوشته شده‌اند و ساخته مي‌شوند که انگار خيلي هم قيد و بند نداشته‌اند که به مخاطب چه مي‌دهند ما اين طور نيستيم.

- شايد اين سؤال‌ها براي خيلي‌ها مطرح باشد که چطور با سابقه سينمائي رو به سريال‌سازي هم آورديد ...

من با دوستانم نزديک به دو سال است که مشغول سريال بيست قسمتي درباره مفاهيم قرآني هستيم البته ابتدا قرار نبود بيست قسمت باشد ما فکر مي‌کرديم که در 5 يا 6 قسمت مسائل اصلي حجاب را مي‌توانيم بگوييم اما وقتي تحقيقاتمان پيش رفت ديديم که به جز سيزده آيه محوري حجاب از قرآن تعداد آيات پيراموني هم زياد است الان هر قسمتي از سريال چه بسا به يکي از اين مفاهيم مي‌پردازد اميدواريم کار فاخري شود اصلاً وارد آسيب‌هاي اجتماعي و مصاديق حجاب نمي‌شود ...

- چطور؟

ما بر اين باوريم که اگر انسان تفکرش اصلاح شود خودش مصاديق زندگي‌اش را درک خواهد کرد و به کار خواهد گرفت اين رويه‌اي است که اينجا داريم پيش مي‌گيريم و سعي مي‌کنيم به بهترين شکل اين کار قرآني را غلامي و نوکري کنيم و به بهترين شکل آنرا پياده کنيم هنوز چند ماهي پلاتوهايمان کار دارد .... گروه تدوين و جلوه‌هاي ويژه به موازات ما کار مي‌کنند.

 

سه‌شنبه 17 ارديبهشت 1392 - 13:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری