شنبه 25 آذر 1396 - 4:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

محمدرضا صادقي

 

شمع راه انقلاب اسلامي در سال هاي ظلمت شاهنشاهي

 

 نگاهي به كتاب «بوسه بردار» نوشته: محمدجواد مرادي‌نيا

 كتاب «بوسه بردار» زندگي‌نامه داستاني شهيد آيت‌الله حسين غفاري به قلم محمدجوادمرادي‌نيا، هجدمين محصول بخش مفاخر ملي - مذهبي، كارگاه قصه و رمان حوزه هنري محسوب مي شود که توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي چاپ و منتشر كرده است. براي ورود به بحث نقد اين کتاب، يادآوري اين نکته ضروري است که زندگي بعضي از آدم‌ها، آن قدر پرفراز و نشيب است كه اگر نويسنده‌اي خوش ذوق با قلمي روان، عين آن را روي كاغذ بياورد، داستاني زيبا شكل مي‌گيرد. آدم‌ها معمولا از روزي كه به دنيا مي‌آيند، تا روزي كه چشم از اين جهان خاكي برمي‌بندند، داستاني بر انبوه داستان‌هاي گيتي اضافه مي‌كنند اگر چه در طول حيات خود زندگي آرام و بي دغدغه‌اي داشته باشند. داستان زندگي آدم‌ها را مي‌توان در ساده‌ترين شكل به دو گروه ابتدايي تقسيم‌بندي كرد، گروه اول كه تمام اتفاقات و حوادث زندگيشان به نوعي با شخصيت فرديشان گره خورده و عجين شده است و كمتر به مسائل مربوط به ديگران نظر دارند؛ اما گروه دوم درست برعكس گروه اول عملكردي گسترده دارند. زندگي آنان به  زندگي و مسائل مربوط به ديگران هم به نوعي گره خورده است.  مبارزاني كه براي آرمان‌هاي بشري فعاليت و تلاش مي‌كنند در اين گروه قرار مي‌گيرند. اينان زندگي شخصي و خانوادگي خود را در حاشيه رويدادها قرار مي‌دهند و خود را به قلب حوادث و اتفاقاتي كه با سرنوشت عموم جامعه گره خورده است، مي‌سپارند. در اين خصوص، كتاب «بوسه بردار»؛ زندگي‌نامه داستاني شهيد آيت‌الله حسين غفاري نوشته  محمدجوادمرادي‌نيا اثري قابل تامل است که به زندگي و مبارزات يکي از شهداي انقلاب اسلامي مي پردازد. كتاب حاضر در شانزده فصل نگارش يافته و سال هاي زندگي شهيد غفاري از ابتداي تولد تا زمان شهادت وي را در بر مي‌گيرد. تولد شهيد غفاري در روستاي دهخوارقان در استان آذربايجان شرقي همزمان با خروج نيروهاي روسي از ايران و عبور آن ها از روستاي محل تولد وي است، كه روستائيان ناظر اين واقعه هستند.

دوران كودكي و نوجواني وي در اين روستا بر اثر فوت پدر، در حالي كه سايه فقر بر خانواده كوچك آنها گسترده شده، سپري مي‌شود. حسين به همراه برادر بزرگ تر از خود براي كار به تبريز مي‌رود و مدتي در آن جا كار مي‌كند. عشق فراگيري دانش حوزوي از اين زمان در وجود او شعله مي‌كشد. او ابتدا از محضر اساتيد بومي فيض مي‌برد و در نهايت براي تكميل دانش خود به شهر قم مي‌رود. تحصيل در قم همراه با تنگدستي خانواده است كه بر روحيه وي تأثير مي‌گذارد، او مسير تعالي را با سرعت طي مي‌كند. زماني كه به روستاي محل زادگاهش برمي‌گردد تشكيل خانواده مي‌دهد و  بعد از مدتي كار در روستا دوباره به قم عزيمت مي‌كند. آشنايي حسين غفاري با حضرت امام خميني(ره) در قم، كه در كسوت شاگردي در محضر ايشان تحقق مي‌يابد، زندگي او را بار ديگر به چالش مي‌كشد.

حسين غفاري شيفته شخصيت حضرت امام خميني (ره) مي‌شود، در تمام درس‌ها و مباحث نظري وي شركت مي‌كند و در نهايت اين شيفتگي به مرحله مريدي مي‌رسد. حسين سايه به سايه فعاليت‌هاي مبارزاتي حضرت امام (ره؟) را دنبال مي‌كند و در بسياري از آنها شركت مي‌كند. او سرانجام به تهران مي‌آيد و در محله تهران‌نو امامت جماعت مسجد خاتم‌انبياء را به عهده مي‌گيرد. فعاليت‌هاي مبارزاتي وي در اين مسجد باعث رودررويي وي با مأموران ساواك و در نتيجه به زندان افتادن وي مي‌شود.

زماني كه حضرت امام(ره) از ايران به خارج از كشور تبعيد مي‌شوند، حسين غفاري به عنوان يك از مدافعان آن حضرت در داخل كشور به فعاليت‌هاي مبارزاتي خود ادامه مي‌دهد و بارها به زندان مي‌افتد، و نهايتآ پس از تحمل شكنجه‌هاي فراوان در دي ماه 1353 در زندان به شهادت مي‌رسد. كتاب حاضر داستاني مستند و وفادار به بن‌مايه‌هاي واقعي زندگي شهيد حسين غفاري است.اين سرگذشتنامه خود به تنهايي يكي از تأثيرگذارترين داستان هاي واقع محور است.

نويسنده در پايان اين كتاب، اسامي منابع مورد استفاده خود را ذكر كرده، اما چينش اين منابع چقدر مسير خوانش اين كتاب را هموار كرده است؟  ابتداي كتاب با ساده‌ترين شكل آغاز مي‌شود. با ذكر تاريخ و محل تولد شخصيت محوري كتاب، مراحل بعدي به صورت خطي روايت مي‌شوند. و نويسنده در پس و پيش كردن روايت‌هاي كوتاه درون متن هيچ‌گونه اقدامي نمي‌كند تا بلكه بتواند از يكنواختي اين روايت بكاهد. اين‌گونه روايت‌ها ريشه در واقعيت دارند و براي بيان آن ها نياز است. كه نويسنده قبل از هر چيزي اطلاعات خود را كامل كند و هيچ‌گونه ابهامي در اثر خود نيافريند.

 نيازي نيست نويسنده از عدم ترتيب خطي خرده روايت‌ها هراسي داشته باشد. اين بازي‌هاي روايي در جاهايي به زيبايي و دلنشيني اثر كمك شاياني مي‌كنند.

يكي از مواردي كه به شدت به بافت و روايت داستاني اثر لطمه زده، مراجعه مستقيم به يادداشت ها و خاطرات شخصيت اصلي كتاب در اواسط كار است. نويسنده در وسط روايت داستاني كتاب براي مدتي آن حس خيال‌انگيز داستاني مخاطب راپاره مي‌كند و مانند يك كتاب مستند مي‌نويسد.« آيت‌الله غفاري ماجراي روز اول بازداشت را در يادداشت‌هاي خويش چنين ثبت كرد: «هشتاد نفرند، در دو اتاق كوچك،حاج آقا حسن قمي از مشهد، عماي قوم و علماي فرياددار از قم،زنجان، تبريز، تهران، شيراز، اصفهان، همدان،كرمان، كرمانشاه، يزد و از همه‌جا و همه‌جا آن‌كس را كه صدايي داشته است، تا قبل از طلوع آفتاب روز 15 خرداد، يعني دوازدهم محرم گرفته‌اند و در زندان جمع كرده‌اند تا صبح فاجعه به بار آورند.»  (صفحات 75 و 76)

در ادامه باز خط داستاني به قلم نويسنده پيگيري مي‌شود. شايد اين مورد را مي‌شد با كمي جابه‌جايي فعل‌ها و استفاده از عناصر داستاني  به حس‌برانگيزترين صحنه‌هاي داستان تبديل كرد. اين مورد اگر در ساير صحنه‌ها و فصل‌ها كتاب تكرار مي‌شد به نوعي شگرد نوشتاري  تبديل مي‌شد كه احتمال پذيرش آن از جانب مخاطبان دور از انتظار نبود، كه البته نشده است. كتاب حاضر از بابت نثر رواني كه دارد امتيازي ويژه كسب مي‌كند. سطرهاي پاياني كتاب از صحنه‌هاي حس‌برانگيز آن است كه پايان داستان را با ذهن مخاطب گره مي‌زند.«بلافاصله اوضاع به هم ريخت، پليس كه بانيروي كمكي جان گرفته بود، در ميان جمعيت افتاد و با باتوم شروع به ضرب و جرح آنان كرد.

پاسبان‌ها تعدادي را به داخل رودخانه كنار قبرستان كه حدود سه متر عمق داشت و آب آن كم بود، هل دادند. جمعيت به  صورت متفرق  در كوچه‌ها و خيابان‌ها در حال فرار، شعار مي‌دادند، خانواده آيت‌الله غفاري با زحمت به ماشيني منتقل شده و به سرعت به طرف تهران حركت كردند، دقايقي بعد سكوت مرگبار بر قبرستان دارالسلام قم حاكم شد. دانه‌هاي سفيد برف آن‌قدر باريد و باريد كه  خاك قبر شهيدغفاري  را زير خود پنهان كرد. به هنگام غروب زودرس زمستان، تمام خاك قبرستان به زير لايه‌اي از  برف فرو رفته و فقط در گوشه و كنار، تعدادي عمامه و نعلين ديده مي‌شد كه هنوز در برف سرد و سنگين محو نشده و  خودنمايي مي‌كردند.»

 

 

سه‌شنبه 17 ارديبهشت 1392 - 11:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری