چهارشنبه 26 مهر 1396 - 19:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

مادر در سينماي ايران

 

شخصيت مادر در سينماي ايران به ويژه بعد از پيروزي انقلاب جايگاه مهمي پيدا کرده و از اين رو يکي از واژگاني که در عناوين فيلم‌هاي ايراني زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرد کلمه "مادر" است.

 تعداد فيلم‌هايي که شخصيت محوري آن را مادر خانواده تشکيل مي‌دهد در سينماي ما به اندازه‌اي زياد است که حتي اشاره به نام آنها بسيار طولاني مي‌شود. ولي بررسي سينماي ايران از منظر استفاده از واژه "مادر" در نام فيلم‌ها قابل توجه است. با آنکه تمام سينماگران ترجيح مي‌دهند عنواني را براي اثر خود انتخاب کنند که پيش از آن مورد استفاده قرار نگرفته باشد اما اين موضوع در مورد کلمه مادر بسيار متفاوت است.

 به طور کلي فيلم‌هايي را که با استفاده از عنوان "مادر" ساخته شده است از نظر مضمون و ساختار مي‌توان به دو بخش آثار پيش و پس از انقلاب تقسيم کرد.

 بيشتر فيلم‌هايي که با توجه به استفاده از اين نام قبل از انقلاب ساخته شده‌اند در ژانر حادثه‌اي قرار دارند و البته بازتاب‌دهنده شرايط اجتماعي آن روزگار هستند. در اين دوره مادر از اهميت برخوردار است اما به هيچ‌وجه از قداست و اعتباري برخوردار نبوده‌اند که فيلم‌هاي امروز براي اين شخصيت و جايگاه قائل هستند. مادران فيلم‌هاي ديروز براي اينکه بتوانند اهميت خود را ثابت کنند بايد درگير اتفاقات عجيب و پيچيده‌اي مي‌شدند. غير از اين نيز در آثار کمدي از اين عنوان به شکلي نامناسب استفاده شده است.

  فيلم "مادر" به کارگرداني اسماعيل کوشان، "مادر فداکار" ابراهيم باقري، "من مادرم" فرج‌الله نسيميان، "روزهاي تاريک يک مادر" محمدعلي زرندي هم، "نامادري" عباس کسايي و "مادر دوستت دارم" داريوش کوشان از آن جمله آثاري بودند که پيش از انقلاب ساخته شده‌اند.

 اما سينماي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز به ساخت فيلم‌هايي با استفاده از نام مادر ادامه مي‌دهد اما آثار جديد از ساختار ملودرام برخوردارند و مادر در آنها قداست خاصي دارد. وقتي اين شخصيت در محور فيلم قرار مي‌گيرد، همه چيز با دستان معجزه‌گر وي به سمت خوبي و رشد همه جانبه پيش مي‌رود. در عين حال مادران براي اثبات خوبي خود نياز به انجام کارهاي عجيب ندارند.

 در فيلم‌هاي امروزي حقانيت مادر در محبتي نمود پيدا مي‌کند که نسبت به فرزندان خود دارند. حمايت و توجه مادران از فرزندانشان وجهي فراگير و همه جانبه و آميخته با ايثار و از خودگذشتگي دارد. مادران فيلم‌هاي پس از انقلاب براي تربيت فرزندان خود مي‌کوشند و غناي اثر به خاطر همين عشق‌ورزي خالصانه افزايش پيدا مي‌کند.

 فيلم سينمايي "مادر" که فتحعلي اويسي سال 63 ساخت، داستاني تاريخي دارد و قصه مادري را بيان مي کند که براي ملاقات با فرزند اسيرش در چنگ مغول‌ها تلاش مي کند. او که قصد دارد فرزندش را رها کند، قبل از آنکه مغول‌ها حکم اعدام فرزندش را اجرا کنند، موفق به ديدار با او مي‌شود.

  علي حاتمي سال 68 فيلم "مادر" را مي‌سازد. اين اثر را به خاطر پخش بي‌شمار از تلويزيون مي توان مشهورترين اثر با اين عنوان و مضمون نزد مخاطب ايراني معرفي کرد. داستان فيلم درباره مادري است که در روزهاي پاياني زندگي‌اش از آسايشگاه سالمندان به خانه مي‌آيد تا تمام فرزندانش که رابطه خوبي با همديگر ندارند کنار هم جمع کند و آنها را به داشتن رابطه‌اي خوب تشويق کند. طي اين مدت خاطرات گذشته نيز مرور مي‌شود.

 سيامک شايقي فيلم "مادرم گيسو" را سال 74 مي‌سازد. مردي به نام منوچهر پس از فوت همسرش قصد ازدواج با منشي خود را دارد که دخترش مانع‌تراشي مي‌کند. دختر اين مرد متوجه مي‌شود گيسو يک فرزند ناشنوا دارد که او را مخفي کرده است. پسر از مدرسه مخصوص ناشنوايان مي‌گريزد و مدتي بعد او را هنگام اجراي يک تئاتر خياباني پيدا مي‌کنند و خانواده آنها تشکيل مي‌شود.

 "مهر مادري" سال  76 توسط کمال تبريزي ساخته شده و داستان نوجواني است که مددکار اجتماعي کانون اصلاح و تربيت را با مادرش اشتباه مي‌گيرد. او مي‌گريزد و به خانه زن مي‌رود. زن هر چقدر تلاش مي‌کند حسين را بازگرداند موفق به اين کار نمي‌شود تا اينکه يک شب با ترفندي ماموران را به خانه مي‌آورد و نوجوان را مي‌برند. حسين دوباره فرار مي‌کند، اما به خانه زن نمي‌رود.

 "مهمان مامان" فيلمي از داريوش مهرجويي است که در سال 82 ساخته شد که البته فيلمي متفاوت در کارنامه اين کارگردان نيز به شمار مي رود. در اين فيلم گلاب آدينه نقش محوري را بازي مي‌کند. البته حسن پورشيرازي بازيگر مقابل او و مجموع بازيگران اين فيلم هم آدينه را کامل مي‌کردند اما او در اين فيلم نشان داد در بحراني‌ترين موقعيت‌ها تنها مادر مي‌تواند تصميم گيرنده و چاره ساز باشد. در اين فيلم مهماناني ناخوانده يک شب مهمان خانه مي شوند و همه اهالي خانه تلاش مي کنند تا آبروداري کنند.

 
 "ميم مثل مادر" آخرين فيلم رسول ملا قلي پور که با استفاده از اين عنوان در سال 85 ساخته شد. داستان فيلم درباره زني است که متوجه مي‌شود کودکش به خاطر بمباران شيميايي معلول به دنيا مي‌آيد. شوهر زن تلاش مي‌کند او را به سقط جنين راضي کند اما زن کودک را نگه مي‌دارد و او را با مشقت‌ها و فداکاري هاي زياد بزرگ مي‌کند.

 "مامان بهروز منو زد" ساخته عباس مراديان در سال 90 از گونه هاي کمدي است. اين فيلم که در ژانر کودک و نوجوان است با شخصيت محوري کودک قصه جلو مي رود و انتخاب عنوان آن نيز بيشتر يک شيطنت محسوب مي شود.

 "من مادر هستم" فريدون جيراني هم که سال 91 اکران عمومي شد ديگر فيلمي است که اين عنوان را يدک کشيده است. مفهوم و محتواي فيلم با شخصيت محوري مادر با رويکرد هميشگي سينماي بعد از انقلاب و با نگاهي مثبت به مادر جلو نمي رود. البته اين فيلم در اکران نيز با مخالفت‌هايي روبرو شد. حتي در برخي از اين نقدها به استفاده بي مورد از عنوان مادر در اين فيلم اشاره شده بود.

 "گهواره اي براي مادر" نيز فيلمي از پناه برخدا رضايي است که در جشنواره فجر سال گذشته اکران عمومي شد. اين فيلم و "مادر پاييزي" قربان محمدپور هنوز امکان اکران عمومي پيدا نکرده اند.

 البته سينماي ايران فيلم‌هاي ديگري هم که در نام آنها از واژه مادر استفاده شده و يا مضمون آنها درباره مادر است، دارد که توسط فيلمسازان مختلف ساخته شده و دين خود را به جايگاه مادر ادا کرده‌اند.

 

چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 - 14:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری