چهارشنبه 25 مرداد 1396 - 19:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

داود خسروي

 

نگاهي به معضل آپارتمان نشيني

 

گزارشي از نشست نقد و بررسي سريال تهران پلاک يک

 

به گزارش خبرگزاري فارس، مجموعه تلويزيوني «تهران پلاک يک» به کارگرداني «مهدي مظلومي» در حال پخش از شبکه تهران است.

عوامل اين سريال از جمله مهدي مظلومي(کارگردان)، فرهاد فرج نظام (تهيه‌کننده)، مسعود ردايي (مجري طرح)، رضا مقصودي(نويسنده)، اشکان خطيبي، مرضيه صدرايي و حامد وکيلي (بازيگران) با حضور در خبرگزاري فارس در نشست نقد و بررسي اين سريال حضور داشتند.

«اشکان خطيبي» درباره بازي در اين مجموعه گفت: «من اصلا فيلمنامه را نخواندم. آقاي مظلومي در کارش به من احتياج داشت و من هم حضور پيدا کردم.»

وي ادامه داد: «نمي‌دانم نقشم چه بود. به من گفتند که يک جواني است که معماري خوانده و در عين حال در يک بنگاه مسکن نيز کار مي کند. بچه شهرستان هم هست. ظاهرها تا دو سه روز قبل از شروع فيلمبرداري هم با بازيگري صحبت مي کنند که گويا منتفي مي شود. وضعيت بحراني بود و من هم براي کمک آمدم. جالب است که آن موقع من سر يک کار ديگر بودم که خوشبختانه هماهنگ شد تا در هر دو حضور پيدا کنم.»

وي در پاسخ به اين سوال که چطور در فاصله زماني کوتاهي توانستيد خود را با گروه هماهنگ کنيد؟‌ پاسخ داد: «نقش من بسيار خرد بود و من هم در يک ماه اول اصلا در جريان نقشم نبودم. آقاي مظلومي هم ابتدا کمي کج دار و مريز با من راه آمدند تا وقتي که در گروه قرار گرفتم و خودم را پيدا کردم. در کارهاي آپارتماني که معمولا بازيگر هم زياد هست و در ابتدا و معرفي کار کمي شلوغ مي‌شود، من سعي کردم از اين شلوغي فاصله بگيرم و دقيقا عکس بقيه بازيگران جلو رفتم.»

بازيگر سريال در مسير زاينده رود درباره اينکه آيا اين موضوع از پيش در فيلمنامه گنجانده شده بود نيز عنوان کرد: «خير. فقط و فقط به زرنگي من برمي‌گردد. من احساس کردم که الان فضا شلوغ است، اگر من هم همينطور جلو بروم فقط بر شلوغي افزوده مي‌شود به همين دليل سعي کردم از آن فرار کنم.»

وي اظهار داشت: «اين شخصيت در طول داستان رابطه حسي پيدا مي کند. اتفاقات ديگري برايش مي‌افتد و متحول مي‌شود. بالاخره هيچکدام از ما تيپ که نيستيم. اين شخصيت هم در طول سريال رنگ‌هاي متفاوتي به خود مي‌گيرد. خوبي کارهاي طنز در اين است که همانطور که تماشاچي با شخصيت‌ها به مرور آشنا مي‌شود، تماشاچي هم با شخصيتي که بازي مي‌کند آشنا مي‌شود.

وقتي هم به بازي‌ها نگاه مي‌کنيد، متوجه مي‌شويد که بازي‌ها از قسمت اول تا قسمت دهم کلي تفاوت داشته است. چيزي که در ذهن آقاي مقصودي بود کاملا در انتخاب بازيگران درست اتفاق افتاد. ما بودجه خوبي داشتيم و مي‌شد براي بازيگران ديگر نيز از هنرپيشه‌هاي معروف‌تري استفاده کنيم ولي انتخاب بازيگران تئاتري نقطه قوت اين سريال بود.»

وي در پاسخ به اينکه البته نمي‌توان پذيرفت که شما بدون شناخت نقشتان در اين سريال حضور پيدا کرده‌ايد، تصريح کرد: «من اگر فيلمنامه را مي‌گرفتم ديگر در اين سريال حضور پيدا نمي‌کردم. بعد از حدود يک ماه هم که گذشت، سعي کردم ري اکشن همان بازي را بدهم. در لحظه شخصيت‌ها را مي‌ديدم که چگونه بازي مي‌کنند.

ما در جامعه‌اي زندگي مي کنيم که شرايط هميشه براي تو مهيا نيست که از همه چيز صد در صد راضي باشي. هيچکدام ما نيز آدمهاي ايده آليستي نبوديم. دنبال اين بوديم که پروژه را به نحو احسن جلو ببريم. من از تجربه‌ام کاملا راضي هستم و از نتيجه کار مطمئن بودم. مثلا مقوله نزديک شدن به تبليغات در کارهاي نمايش واقعا هيچ وقت به اين شکل نمي‌افتد. واقعا به تخصص احتياج دارد.»

خطيبي گفت: «الان هم که سريال پخش مي شود، صد در صد از کار راضي نيستم. يک قسمت هايي را دوست نداشتم. يکسري بازي ها را دوست ندارم. اما رضايت نسبي دارم. سريال از لحاظ تصويري بسيار خوش رنگ و لعاب است.

کادرهاي خوبي هم دارد و اصلا مشخص نيست که دو دوربينه کار شده است. در يک سريال 30 الي 40 قسمتي اگر 70 درصد کار خوب باشد، يعني گرفته و ديده شده است.»

وي در پايان عنوان داشت:‌ «مردم هم از سريال راضي هستند و هم سازندگان و هم مخاطبان به آنچه که مي خواستند رسيده اند. خرده فرهنگ هايي که هميشه دوست داشتيم نشان بدهيم، اينجا يک جا حضور دارند و بسيار هم خوب است.»

رضا مقصودي(نويسنده)، درباره نگارش متن سريال مي گويد: «طبيعتا زماني که فيلمنامه‌اي نوشته مي شود، فيلمنامه نويس بازيگري را در ذهن خودش قرار مي‌دهد و شخصيت هايي را طراحي مي کند. خود من حتي بعضي شخصيت ها را بازي مي کنم. به عبارتي با آنها زندگي مي کنم. اما وقتي کار به توليد مي رسد، واقعيت هاي وجود دارد که نمي توان آنها را انکار کرد.

مثلا درست است من توقعم براي بازي فلان نقش يک بازيگر به خصوص بوده اما در زمان توليد شرايط و امکانات به سمتي مي رود که شما نمي توانيد از همان ها بهره ببريد. حال چه اتفاقي مي افتد؟ بايد سعي کنيم که فيلمنامه و بازيگر هر دو با هم چالشي داشته باشند تا به نتيجه بينابين برسيم. کارگردان هم برحسب توانايي بازيگر صحنه هايي را به کار اضافه و يا از آنها کم مي کند. در اين سريال هم همين اتفاق افتاد و من کاملا آن را درک مي کنم.»

مقصودي درباره اين موضوع که همه شخصيت‌ها همان‌هايي هستند که او مي‌خواسته، مي گويد: «يک موقع هايي هست که اين تغيير متناسب با شخصيت کلي فيلمنامه نيست. مثلا من براي بهنام يک شخصيت ويژه اي طراحي کرده بودم که با شخصيت فعلي متفاوت بود.

نمي گويم اين بد است. اما من بهنام را شخصيتي طراحي کرده بودم که دانشجوست، کار معماري هم مي کند و در عين حال در بنگاه هم فعاليت دارد. آدمي که در بنگاه کار مي کند ويژگي هاي خودش را دارد اگر همين آدم دانشجو بشود چه اتفاقي مي افتد؟ به نظر من بهنام آدم تيز و بزي بود که خيلي هم زرنگ است و منبع اطلاعات هم هست و خيلي هم خوب مي تواند مديريت کند.

... يا مثلا من خانواده وصف را اين قدر شلوغ نديده بودم که اين قدر جيغ بزنند اما آقاي مظلومي فکر کردند که اين طور بهتر است و کمدي بيشتري خواهد داشت. وقتي من طراحي مي کردم و بازي مي کردم مي خواستم که به شخصيت ها نزديک تر شوم.

البته اين را هم بگويم که تغييرات خوبي نيز در کار اتفاق افتاده که در فيلمنامه نبوده است و من از آقاي مظلومي تشکر مي کنم. مانند اينکه کرم هميشه تلفن همراهش در دستش باشد، در فيلمنامه نبود و خيلي هم خوب جواب داد. اما مثلا آوردن دو پيرمرد به سريال هم در فيلمنامه نبود و فکر مي کنم که جاهايي ريتم را انداخته و به کار آسيب رسانده است.»

مقصودي درباره حضور نويسنده در لوکيشن مي گويد: «به نظر من به تعداد کارگردان هاي روي زمين يک فيلمنامه را مي توان ساخت. چون هرکس زاويه ديد خود را دارد. سر صحنه ممکن است شرايط متعددي پيش بيايد ولي هميشه لازم نيست که نويسنده کنار کارگردان باشد. يک جايي معيار ما مشخص است. اما در جايي که نادرست باشد، نويسنده ورود پيدا مي کند.

گاهي کارگردان خودش کارش را درست انجام مي دهد و لزومي به حضور نويسنده نيست. اگر نويسنده براي بازيگر تکه کلامي قرار مي دهد، او بايد بپذيرد. يعني چه که يک بازيگر با 20 سال سابقه مي گويد من نمي توانم ديالوگ را بگويم. نويسنده براي ديالوگش دليل دارد. من جاهايي هم حضور پررنگي داشتم ولي فکر مي کنم به نتيجه دلخواه نرسيدم.»

مقصودي درباره چگونگي تحقيق براي تصوير کردن معضلات آپارتمان نشيني مي گويد: «بخشي از اين موضوع به سفارش دهنده برمي‌گردد. ما يک رجوعي هم به مراجع حقوقي سازمان داشتيم. بخشي که شکايت کرده بودند و سوال کرده بودند که اگر چنين اتفاقي بيافتد چه بايد بکنيم.

ما اين دعواها را بيرون کشيديم و تبديل به فيلمنامه کرديم. هنوز هم جا دارد. ما قرار بود سريال را در 60 قسمت بسازيم اما تعداد آن کم شد. مطالب انبوهي در اين زمينه وجود دارد و مي تواند ادامه پيدا کند.»

مرضيه صدرايي(بازيگر) به خبرگزاري فارس درباره حضورش در اين سريال گفت: «اولين کار من که به طور حرفه‌اي در تلويزيون پخش شد سريال مهمانان ويژه متعلق به آقاي رضويان بود. آقاي مظلومي هم زماني که از من دعوت کردند گفتند که به نظرم مي‌رسد تو اين نقش را بازي کني.»

وي ادامه داد: «بازيگر به ويژه بازيگر تئاتر احساس مسئوليت بيشتري نسبت به نقش خود دارد. سر و کله زدن با نقش و سابقه و گذشته آن همه باعث مي‌شود تا با يکسري اطلاعات در کار حضور پيدا کني. با نقش درگير شوي و آن را از فيلتر خودت عبور دهي ضمن وفاداري که نسبت به متن و نقش داري.»

صدرايي تصريح کرد: «ما صحبت‌هاي زيادي داشتيم. حتي آقاي خطيبي خيلي در اين کار به ما کمک کردند. مخاطب نيز از طريق يک ديالوگ متوجه مي‌شود که اين خانواده چطور به اين مکان آمده‌اند. ما سر اين خانواده خيلي صحبت کرديم.

 خانواده‌اي که فرهنگ خاص خودشان را دارند و ما در اين سريال وقتي به اين آپارتمان مي‌آييم خيلي شلوغ مي‌کنيم. آپارتمان هم براي ما يک کارکتر بود. به همين دليل اين شلوغي اتفاق افتاد.»

وي در پاسخ به اين پرسش که اين سريال پيام محور است چقدر تلاش کرديد که اين موضوع خيلي رو نباشد؟ عنوان داشت: «ما صحبت کرديم که اين پيام‌ها خيلي رو نباشد و در دل بازي‌ها قرار داشته باشد. نمي‌خواستيم بگوييم اين قانون و چارچوب وجود دارد. همه چيز در دل بازي‌ها آمده است.

 البته در طول کار با هم همکاري بسيار خوبي داشتيم و چيزي که نوشته مي‌شود با چيزي که بازي مي‌شود، خيلي تفاوت دارد. حتي اگر قرار بود يک ديالوگي بداهه گفته شود روي آن جلسه مي‌گذاشتيم. تمام بداهه‌ها با تائيد آقاي مظلومي اجرا مي‌شد.»

وي توضيح داد: «خيلي خوشحالم که آقاي مظلومي خودش من را انتخاب کرد. ايشان وسواس زيادي روي بازي داشت. همفکري بسياري با ما کرده است. مثلا آقاي خطيبي نيز به عنوان يک بازيگر مطرح هيچ وقت خودش را در اين سريال نگرفت و ادعا نکرد که فقط من باشم و من برند هستم.

مي‌آمد و با من که چهره نيستم صحبت مي‌کرد، ارژنگ اميرفضلي هم همينطور بود. هيچکدام از اين افراد به صرف رزومه شان با ما برخورد نمي‌کردند. بچه‌هاي تئاتر معمولا همان حسي که روي صحنه دارند جلوي دوربين هم دارند.»

 

سه‌شنبه 10 ارديبهشت 1392 - 9:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری