شنبه 3 تير 1396 - 8:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

زينب احمدي

 

شماره جديد ماهنامه خيمه با ويژه‌نامه «عليرضا بهاري» منتشر شد

 

شماره جديد ماهنامه «خيمه» همراه با ويژه‌نامه‌ «عليرضا بهاري» مداح اهل بيت(ع) به ماجراي مسلمان شدن يک بانوي آلماني‌تبار اشاره دارد.

 به گزارش  روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي به نقل از فارس، شماره جديد ماهنامه «خيمه» با ويژه‌نامه‌اي به مناسبت درگذشت عليرضا بهاري، مداح اهل بيت(ع)  منتشر شد.

در اين پرونده ويژه، يادداشت‌ها و گزارش‌هايي از اميرحسين مدرس، يدا‌الله بهتاش، اکبر عطري، سيدمحسن گرسويي، مهدي آصفي، سعيد مقدسيان و ... به چشم مي‌خورد،. گفتگو با حميد‌رضا بهاري برادر مرحوم بهاري درباره پدر، برادر و استادش و نيز حجت‌الاسلام حميد مقدسيان، فرزند شهيد محمد مقدسيان و نوه حاج شاه‌حسين بهاري درباره دايي‌اش مرحوم بهاري نيز در اين پرونده جاي گرفته است.

خيمه همچنين در اين شماره از خود و به بهانه سالروز ارتحال آيت‌الله‌العظمي بهجت، گزيده‌اي از بيانات ايشان را درباره عزاداري ماه محرم منتشر کرده است.

اسدالله بادامچيان نيز که خود را بيشتر فرهنگي مي‌داند تا سياسي در اين شماره از خيمه و در گفت‌وگويي اعلام داشته که رفتارش تاکنون مورد اعتراض خيلي‌ها بوده است.

«ورونيکا فاضلي» مسلمان‌ آلباني‌تبار که اين روزها در قم زندگي مي‌کند، هم سوژه گفت‌وگوي سعيده محبي در خيمه قرار گرفته و درباره جرقه‌هاي اين تغيير و تحول در درونش و زندگي‌اش قبل و بعد از مسلماني حرف‌هايي زده است.

فاضلي در بخشي از اين گفت‌و گو با اشاره به ماجراي ازدواجش با يک ايراني گفته است: او ديده بود که من تازه آنجا آمدم و کسي را هم ندارم و تنها هستم، رفته بود در مورد من تحقيق کرده بود، جالب اينکه آقاي فاضلي با صاحبخانه‌اي که من در خانه‌شان زندگي مي‌کردم، دوست بود و از طريق او تلفن من را گرفته بود، يک روز به من زنگ زد و گفت که مي‌خواهد ديدن من بيايد، يعني براي خواستگاري! خيلي هم زود بحث ازدواج را پيش کشيد، من متوجه شدم که اين آقا چيزي دارد که با بقيه فرق مي‌کند و من تا به حال نديده بودم، آقاي فاضلي به من گفت اگر با من ازدواج کني بايد مسلمان شوي، قبول کردم و ازدواج کرديم؛ ولي واقعيت اين است که اسلام آوردنم شناسنامه‌اي بود، هيچ چيز از اسلام نمي‌دانستم.

اين بانوي مسلمان در بخش ديگري از اين گفت و گو مي‌گويد: هيچ تصوري درباره اسلام و مسلمان‌ها نداشتم، اصلاً يک خانم با حجاب را تا آن روز نديده بودم، آقاي فاضلي بعد از ازدواجمان مدام دنبال اين بود که يک بار مرا ايران بفرستد و در محيط ايران يک چيزهايي را بفهمم و فضا را ببينم.

همسرم من و بچه‌ها را تنها ايران فرستاد، چون قرار بود مدت زيادي بمانم و خودش آنجا کار داشت نمي‌توانست بيايد، اضطراب زيادي داشتم، به من گفتند بايد حجاب داشته باشي گفتم: حجاب چي هست؟ توضيح دادند و من يک مانتو بلند گرفتم و يک روسري بلند سرم کردم، آن موقع حدود 16 سال پيش همه در هواپيما هم حجاب کامل داشتند... .

 

دوشنبه 9 ارديبهشت 1392 - 13:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری