سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 23:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

از سوي بارقه هاي اميد

 

 

با نگاهي به کتاب« گامهايي در راه تبليغ»

دغدغه هاي مرد تنها اين بود که بداند در گذشته قبيله اش چه داستاني خواهد يافت آيا هنوز هم مي توان بازگشت به آن سرزمين پر از نعمت و پر از هرچيزي که براي خوشبختي لازم بوده پر از هرچيز خوب و خالي از هرچيز بد آيا زمان برگشت رسيده. براي هر صاحب دردي غمي جانکاه تر از آن نيست که مشاهده کند در اين زمان حاضر چگونه اعتبار عقيدتي و قومي اش لگد مال مي شود.چگونه اين تحقير را تحمل کنيم زماني که سرزمينهاي مسلمانان آباد و آزاد بود چه پر شکوه تمدن جهاني را به دنبال خويش به بلداي فرهنگ بشري مي کشاند.

از زماني که سرزمينهاي اسلامي و شرقي مورد تهاجم نظامي و فرهنگي غرب قرار گرفت. بيگانگان شروع به تخريب فرهنگ و تمدن اسلامي کردند تا آن که براثر تبليغات سوء آنها از يک سو مسلمانان به اين باور رسيدند که سرگذشت آنها اين گونه است. و در طرف ديگر بيگانگان فضايل مسلمين را انکار کردند. تغيير حال فعلي جامعه ي مسلمانان جهان تنها با بيداري اسلامي در تمامي زمينه ها ميسر است. تلاشي که در کتاب حاضر صورت گرفته به تعبيري مي تواند حرکتي به سوي بازگشت باشد.

 جامعه اسلامي با اين گونه تفکرات مي تواند به اين سو حرکت کند شايد امروز بسيار دير شده و بايد اين حرکت بيداري پيش از اينها شروع مي شد و امروزه ما براي آنکه زمانهاي طولاني را در پس پرده ي تبليغات غربي گذرانده ايم اکنون بايد شروع به شکوفايي کنيم. امواج بيداري اسلامي از دويست سال پيش تا کنون هر روز بلند تر و گسترده تر شده است. مهم ترين دستاورد اين حرکت تاريخي، بازگرداندن تدريجي خود باوري به جهان اسلام است.

 به گونه اي که امروز با وجود توسعه و تبليغ اين بيداري مدعاي قديمي برتري غرب اثر گذار نبوده و ملتهاي مسلمان به راه خود ادامه مي دهند. امروزه مشت سحرۀ فراعنه ي زمان ما باز شده و حناي آنها ديگر رنگي ندارد وليکن اين جو سازي ها و تبليغات غرب بيش از اينکه علمي باشد سياسي است. همان گونه که جريان اوليه و معکوس استعمار فرهنگي به دنبال استعمار سياسي و به مقصد استثمار اقتصادي بوده است. بنابراين بايد از زمينه سازي بيدارگران پيشتاز سياسي و فرهنگي استفاده و در عين حال زمينه هاي بازگرداندن خود باوري علمي، معرفتي و فرهنگي نيز فراهم شود.

 براي نيل به اين هدف برخي از بزرگان کوششهاي ارزنده اي کردند. کندوکاو در اين حوزه نشان مي دهد که در آغاز راه هستيم و تا رسيدن به مقصود فاصله زيادي داريم اما بي ترديد حرکت آغاز شده است.

 در ادامه در اين خصوص بيشتر به بحث خواهيم پرداخت اثر به قلم روحاني متعهد علامه محمد حسين فضل الله نگاشته شده و توسط دکتر احمد بهشتي به نگارش و ترجمه در آمده است. کتاب در هفت فصل به رشته ي تحرير در آمده است که عبارتند از: فصل اول پيرامون گامهاي تبليغ، فصل دوم به همراه دانش در گامهاي عمليش، فصل سوم مبلغان در راه، فصل چهارم با تبليغ به روش عملي آن، فصل پنجم با تبليغ در اصلوب تربيتي آن، فصل ششم قضيه ها و موقف ها و در نهايت فصل هفتم به همراه روش ها و دروس نبوت. در اين فهرست بندي موضوعات به نحوي شايسته مورد مطالعه و تجسس واقع شده اند با اين حال بهتر است در ابتدا مستقيماً وارد موضوع اصلي شويم و بيشتر با آن و باابعاد نظري و عملي مورد نظر نويسنده آشنا شويم.

 تبليغات در جهان امروز نقشي اساسي ايفا مي کند در هر سطح و هر جايگاهي نقش تبليغات قابل بررسي خواهد بود وليکن امروزه مصبيتهاي در راه تبليغات واقع شده است که در ادامه به آنها خواهيم پرداخت. تبليغات هميشه با يک هدف کلي به انجام مي رسد شناساندن چيزي که بر ديگران پوشيده است حال مي تواند اين شناساندن در حقيقت آن چيز باشد يا از سوي مبلغ به دروغ در آن افزوده شده باشد.

براي توضيح اين جمله بايد اندکي آن را بيشتر واکاوي کنيم. براي تبليغات مسلماً فلسفه اي مورد نياز است حال اگر فلسفه ي تبليغ صحيح باشد يعني به نفع مردم و در جهت رضايت خداوند باشد مي توان آن را داراي راه و روش درست تلقي کرد. اگر فلسفه ي تبليغ تنها بر پايه ي گسترش استقبال مردم قرار گيرد و بدون در نظر گرفتن نفع مردم و رضايت خداوند قطعاً پايه هاي آن بر فساد است. دوگونه ي ذکر شده هر کدام داراي نمايندگاني در دنياي امروز هستند و با توجه به روشهاي تبليغي آنها مي توان دسته بندي بسيار گسترده تري نيز انجام داد وليکن همين دو گونه اصلي در تمامي اين تقسيم بندي ها وجود دارد و خلاصه کلييتي از تمامي تقسيمات موجود مي باشد.

 پرسش اولي که نويسنده در ذهن خوانندگان ايجاد مي کند به نوعي باز مي گردد به چگونگي تبليغ و از اين نظر گاه مي خواهد ضرورت تبليغ را به مخاطب نمايان سازد. که تبليغ اصولاً چگونه بايد آغاز گردد و آغاز آن از چه پايگاهي شروع شود. پيش از پرداختن به اين پرسشها بايد تبليغات را بر دو گونه ي کلي از ديدگاه فلسفه ي اسلامي تقسيم کرد و بايد مشخص شود تبليغي که از نظر اسلام و شريعت صحيح است کدام گونه مي باشد. تبليغ بر پايه ي نفع شخصي يا گروهي در اين نوع از تبليغات هدف تنها قبولاندن مسئله است حال اين مسئله از چه راهي ارائه مي گردد مهم نيست. بلکه راههاي مختلف ائم از درست يا غلط بايد مورد استفاده قرار گيرد تا هدف به انجام برسد اين ديدگاه از سوي به اين جمله دلالت دارد که هدف وسيله را توجيح مي کند. در اين روش تمامي توان بر انجام کار استوار است و حتي راههاي انديشيده مي شود که با در نظر گرفتن نقاط ضعف مخاطب به او بقبولانند که محتاج انديشه ديگري است به طور مثال استفاده از غرايز انساني و بزرگنمايي آنها و تحريک آن غرايز باعث شود فرد در موقعيتي قرار گيرد که ناگزير به سوي هدفي از پيش تعيين شده حرکت کند اين روش در بسياري از رفتارهاي انساني قابل اجرا است زيرا هر فردي نقاط ضعف مشخصي دارد و براي نيل به هدف مي توان با دست گذاشتن بر نقاط ضعف طرف مقابل به نتيجه ي دلخواه رسيد.

 جالب توجه است که با اين اصول اساسي اين نوع تبليغ هم اکنون توسط مبلغان ديني و غير ديني در بسياري از نقاط استفاده مي شود و بر بسياري از مردم کلييت آن بر ملا شده و هنوز هم موثر واقع مي شود. در مقابل اين ترفند نوع ديگري از تبليغ وجود دارد که مورد استفاده ي قرآن و پيامبران الهي بوده است در اين نوع تبليغ هدف اصلي رضايت خداوند و در پي آن رضايت خلق او مد نظر است از هر وسيله اي براي تبليغ بهره گرفته نمي شود. تنها با فطرت انساني سروکار داريم و آثار تبليغ خود را به سوي دلهاي مشتاق از شنيدن حقيقت مي فرستيم.

 در اين نوع از کارکردهاي مثبت انساني الگوهايي واقعي مي سازيم تا مردم با ديدن روح حقيقت به سوي آن بشتابند با نگاهي کلي اين نوع از تبليغ را دريافت پيامبران اين شيوها را براي ما به يادگار نهاده اند تا با تمسک به آنها بتوانيم راه حقيقي هدايت را بيابيم در اين اثر نويسنده ي فاضل ما را در اين عرصه به پيش خواهد برد و نمايان مي سازد که تبليغات بر پايه ي اصول انساني، اسلامي و الهي بايد چگونه به انجام برسد.

 نمايش واقعيت هاي موجود در دنياي امروز ما شايد کمتر صورت پذيرفته باشد امروزه کمتر رسانه اي پيدا مي شود که تمام اتفاقات را آن گونه که هستند به مخاطبان بنماياند دليل اين امر هم همان گونه که در پيش از اين گفته شد، پايه هاي شکل گيري آن رسانه ها است هنگامي که اصلي بر پايه ي دروغ و فساد بنا شده باشد تا انتهاي آن نيز بر همين اساس واقع مي شود و نبايد در اين زمان توقع داشت بيش از اين مردم جهان به اين گونه جو سازي هاي غير اخلاقي و غير انساني توجه کنند. اعتقاد نويسنده بر اين اساس است که تبليغ در راه خدا بدون برنامه ريزي ممکن نيست. اين سخن را بايد اين گونه توضيح داد. تبليغ بايد از سر منشع آن آغاز شود سر منشا هستي خداوند متعال است يک مبلغ بايد با تمسک به حقانيت خداوند متعال و نمايش پرشکوه عظمت او در ابتداي راه نگاهي به گذشتگان دين داشته باشد.

 برنامه هاي که در دين اسلام براي زندگي فردي و اجتماعي آورده شده تنها بر يک يا دو جنبه ي زندگي انساني خلاصه نمي شود. با توجه به نوع گسترش اين برنامه ريزي و تکميل آن بايد نوع تبليغ آن نيز بر همان شکل گسترش يابد. نگاهي اجتمالي به تاريخ انبياء الهي و امامان معصوم نگرش درست را به ما مي نماياند که در ابتداي امر چگونه به صورت اندک اندک اين شکل کلي از دين خداوند بر بشر نازل شده است و تعليمات مقدماتي پيامبران در ابتداي امر چگونه ذره ذره به گسترش دين انجاميده است.

سيره ي امامان معصوم در اين امر نيز بر همين پايه بوده است در حاليکه در ابتداي اسلام پيامبر تاکيد فراواني بر چند جنبه ي کلي انجام مي داد و ديگر دقايق و ظرافي دين را بر مردم بر ملا نمي کرد گويي روش تبليغاتي پيامبر بر پايه ي آموزشهاي مقدماتي بناشده بود تا با گسترش درک و فهم انسانها حقايق را مرحله به مرحله بر جان هاي تشنه بر ملا سازد و رمز و راز رفتارهاي اسلامي و انساني ذکر شده در برنامه ي دين اسلام را براي مردم بازگو کند. با توجه به گسترش اسلام ابتدا پوسته ي دين که همان اعمال واجب آن بود گسترش يافت هنگامي که اين پوسته در جان مردم رخنه کرد حال فرصتي پيش آمد تا معاني عميق تري براي پيروان دين گفته شود.

 اين روش تبليغي تنها در آن برهه تاريخي موثر نبوده بلکه با شناخت روحيه انساني و فطرت او در حال حاضر نيز همين روش کارساز خواهد بود هنگامي که نويسنده اشاره اي به گذشتگان در راه تبليغ و استفاده از برنامه هاي ايشان مي کند بايد متذکر شويم نماينده ي اصلي مبلغان ديني و اصول، اساسي تبليغ در سيره ي نبوي و قرآن کريم نهفته است و با توجه کافي به اين دو مي توان برنامه اي منسجم براي تبليغ را يافت در بيان بهتر همين مطلب نويسنده با تمسک به حديثي از امام صادق(ع) نقل مي کند، موضوع را روشنتر مي سازد در اين سخن اينچنين مي خوانيم.« ايمان، همچون نردباني داراي ده پله است و پله پله بالا مي روند. کسي که در پله دوم است، نبايد به کسي که در پله اول است بگويد: توچيزي نيستي. تا مي رسند به پله دهم. تو نبايد پايين تر از خود را سقوط دهي، تا آنکه بالاتر از توست، تو را سقوط دهد. هرگاه پايين تر از خود را بنگري، او را با مدارا بالا بياور و چيزي که طاقت آن را ندارد، بر او تحميل نکن که او درهم مي شکني زيرا هرکس مومني را در هم بشکند، بر او لازم است که جبران کند.»

 اين سخن از امام معصوم داراي دقايقي بسيار است تشبيع دين و ايمان به پله هاي نردبان بهترين مثالي است که مي توان بر آن تکيه کرد فهم مردم در تمامي حقايق يکسان نيست و همين نردباني دانستن ايمان نشان از اين سخن دارد که امام صادق(ع) مي خواهد به ما بفهماند مراتب ايمان چگونه تقسيم بندي مي شوند و هر فرد خود را با توجه به ايماني که دارد دسته بندي کند هنگامي که فردي جايگاهي اصلي واقعي خود را يافت ديگر براي درک موضوعات دچار مشکل نمي شود و تنها با سه نوع از مفاهيم درگير است مفاهيمي که در سطح فهم او هستند مفاهيمي که براي درک آن بسيار بايد تلاش کرد و مفاهيم ساده.

 هر فردي در تمامي طول زندگي چيزهايي را آموزش مي بيند که در ابتداي شروع زندگي آنها را نمي دانسته وليکن تلاشهاي فردي هر شخص باعث مي شود پيشرفتي براي او حاصل آيد که در گذشته به آن پيشرفت نايل نيامده بود در اين حديث يک نکته ي مهم ديگر نيز اشاره شده است و آن همان فخر نفروختن به ايمان و داشته هاي معنوي و همچنين کمک و ياري به ديگران در پيشرفت در اين عرصه است در جايي که امام سفارش مي کند افراد پايين تر از خود را دست گيري و کمک کنيم تا افراد بالاتر از ما دست گيري کنند و اين امر را واجب مي داند که اگر بنا بر سخنان و اعمال ما کسي که پايين تر است ناراحت شود بايد جبران گردد و تاکيد دارند که حقايق را در سطح درک هر فرد با او بازگو کنيم. در تبليغ دين نکته مهم همين است.

 زيرا چنان چه نويسنده هم به اين موضوع قائل مي شود که هر نوع از مفاهيم براي گروهي قابل درک است و هر گروهي با توجه به درک دين و ايمان خود مي توانند از بهره مندان مسائل ديني گردند. هنگاميکه مسائل عرفاني براي فردي مطرح شود که در پوسته ي دين بسر بردن براي او گمراهي حاصل شود و يا از همان درکي که داشته سرخورده شود و با نگاه به مسيري که بايد پيمايش شود به نوعي ياس و نااميدي تن در دهد همين ياس در دين بسيار نکوهيده است.

 زيرا از اين خلال بسياري از مشکلات پيش مي آيد در واقع تبليغ گام به گام جلوگيري از اين دو مشکل مي کند. نخست با تبليغ گام به گام از تفسيرهاي نابجا و اعمال بي خردانه جلوگيري مي شود زيرا اگر مفاهيمي در جاي که درک آن مفاهيم نيست گفته شود اين چالش به وجود مي آيد که مردم از بيان آن سوء تعبيري حاصل کنند و ايمانشان را بر پايه ي همان تعبيرات غلط بنا نهند و در نهايت عملشان نيز به تبعيت از همان افکار انجام پذيرد.

 به فرض هم اگر اينگونه نشود گفتن سخني که يقين داريم مستمع قادر به فهم آن نيست چيست؟ آيا اظهار فضلي بيش نيست به طور مثال پزشکي را در نظر بگيريم که تمامي تشخيص خود را با مفاهيم پزشکي به بيمار بيان کند و يقين داشته باشد که بيمار از سخنان او چيزي درک نخواهد کرد آيا اين رفتار چيزي جز بيهودگي را حاصل خواهد کرد. در درجه دوم نيز اگر حقايقي بالاتر از سطح درک فردي گفته شود و او بدون سوء تعبير به آن نظر کند حاصل چه خواهد بود تنها به ياس و نا اميدي او مي انجامد زيرا خود را در درک اين مسئله ناتوان مي يابد و در همين مقطع به ياس فراگير دست مي يابد البته اين کمترين خسارتي است که بر فرد وارد مي شود.

 پس اگر در اين دو نکته دقت کافي شود متوجه تأکيد نويسنده بر گام به گام بودن تبليغات ديني مي شويم و در دقت نظر او يقين حاصل مي کنيم اين رويکرد گام به گام بسيار پر اهميت تر از آن است که در ابتداي امر به نظر مي رسيد واکاوي همين دو نکته چه بسا در تفکر مخاطبان عزيز اين اثر حقايق بسيار بيش از آنکه گفته شد را روشن سازد. در ديدگاه ديگري که نويسنده در حوزه ي تبليغ دارد رابطه اي است که او ميان علم و تبليغ برقرار مي سازد در اين ديدگاه او مخاطب را به چند نکته سوق مي دهد.

 نخست خدمت علم به تبليغ دوم خدمت تبليغ به علم. در اين دو محور بايد سخن اصلي را بيان کرد رابطه ي علم و تبليغ مانند رابطه ي علم و دين است اصولاً علوم براي کمک به زندگي بهتر انسان شکل گرفته و توليد شده اند علوم انساني پيشرفت خود را مديون توجه انسان به اين علوم مي دانند. و دانشمندان اين علوم جهت گيري اساسي را بر زندگي بشر خلاصه کرده اند و خارج از اين هدف چيز ديگري در کار نيست.

 حال با توجه به لزوم خدمت رساني علم در زندگي انسان بايد گفت همين رابطه در خدمت رساني علم به تبليغ نيز صادق است زيرا بر اساس دستاوردهاي علمي مي توان تبليغات گسترده تري را به انجام رساند گاهي از دستاوردهاي علمي استفاده هاي غير انساني و غير ديني مي شود که نمونه هاي آن در دنياي امروز کم نيستند وليکن بايد توجه داشت علم مانند يک ابزار در دست بشر امروزه است شکل استفاده از ابزار اهميت بسزايي دارد پس طرز استفاده ما است که نوع محصول را نمايان مي سازد.

 هنگامي که از يک پيشرفت علمي يا پشتوانه ي تفکر غلط استفاده شود اين پيشرفت به چشم مردم غلط و نادرست جلوه مي کند ولي با نگاه دقيق مي توان پي برد که ابزار مورد استفاده در ذرات خود تنها يک وسيله است و به خودي خود داراي اراده نيست اين ظرفي است که تفکر ما در آن ريخته مي شود. مي تواند اين تفکر دين مدار باشد يا ضد دين پس به اثبات مي رسد علمي مي تواند به راحتي با تبليغات ديني همراه شود مبحث بعدي همان رابطه اي است که عالم با عمل خود در راه تبليغ دين قدم بر مي دارد در اين مورد بايد به نکته اي ظريف اشاره کنيم عالم بي عمل در تمامي مفاهيم ديني به درختي بي بار تعبير شده به اين معني که استفاده اي از اين عالم صورت نمي گيرد در اين نگرش عالم بايد اثر گذار باشد با عمل خود اثر را مي گذارد موثر بودن بر عمل تکيه دارد. اين وظيفه دردو جنبه استوار است جنبه عام و جنبه خاص در کتاب همه نوع از عمل در نظر گرفته نشده تنها به عمال تبليغي توجه شده ضعفي که در اين بخش به چشم مي خورد کلي نگر نبودن اين مضمون است.

 تبليغات در اسلام يا هر جنبه اي مي تواند رشد کند يک فرد مومن با هر حرکتي که انجام مي دهد جنبه اي از شکوه ايمان را به نمايش مي گذارد در يادآوري سيره ي پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) که نمونه اي از ايمان کامل بوده اند هر عملي از ايشان سر زده است و هر حرکتي که در طول زندگاني ايشان شکل گرفته مويد همين سخن است که مسلمان  واقعي در خلال زندگي خويش با اعمال خود به تبليغ مي پردازد.

 اين جنبه ي عام تبليغ است وليکن  جنبه ي خاص آن متوجه مبلغان آموزش ديده و پژوهشگري است که علاوه بر جنبه ي عملي تبليغي رفتار گونه بر جنبه هاي جامعه شناسانه، روان شناسانه و ديگر شئون زندگي نيز بايد توجه داشته باشد و فراگيري پيامهاي ديني را در ظرفهاي امروزي و علم محور ريخته و از آن جهت براي نيازهاي تبليغاتي خود بهره بگيرند در واقع بايد دانسته شود.

 اين جنبه ي خاص تبليغاتي مختص به کساني است که مي توانند از آن به شکل صحيح بهره ببرند بدون آموزش صحيح شايد نتايج کسب شده عکس چيزي باشد که مد نظر بوده است. اين جنبه تبليغي موجب مي شود ملاکهاي تشخيص خوب و بد در ميان مردم استوار گردد و مردم بتوانند با تمسک بر آن ملاکها تشخيص دهند هر پديده اي چه جنبه هاي مثبت و منفي را دارد.

 نويسنده در اين بخش چندان جزئي نگر شده که پيامهاي او بر تمامي جنبه ها حاکم نيست اين ضعف و کاستي را مي توان نتيجه ي بحث پذيري کامل موضوع دانست تنها به از قلم افتادن موضوع از سوي نويسنده مربوط نمي شود. بي گمان حاصل اين بخش از کتاب تنها به تلاش نويسنده بوده است. در ادامه نويسنده براي مبلغ خلقياتي را بيان مي کند که عبارتند از داشتن روحيه رسالت، روحيه پيامبران در راه تبليغ دين، جامعه شناس و مردم شناس بودن، داشتن روحيه مبارزه طلبي و ايستادگي در شرايط دشوار، از بيان همين خصوصياتي که نويسنده براي مبلغان معرفي مي کند، چند جنبه ي اساسي را مي توان بازيافت کرد نخست داشتن روحيه ي رسالت گونه در تبليغات يادآور روحيه ي پيامبران الهي است ايشان با تمام توان در راهي که هدف زندگيشان بود قدم مي نهادند و همان هدف تمامي نيازهاي ايشان را تحت شعاع قرار مي داد اگر مبلغي در راه دين فداکاري پيامبر(ص) را الگو قرار دهد مسلماً به موفقيتي چشمگير خواهد رسيد زيرا مردم متوجه ي اين روحيه مي شوند که کسي در راه تبليغ دين از هيچ جانفشاني دريغ نکند و در تمامي طول زندگي بر اساس عقيده اي استوار باقي بماند و همچنان با پافشاري بر مواضع خود به تبليغ ادامه دهد اين چنين انسانهايي در نظر جامعه بسيار پر ارزش هستند و مردم از آنها تبعيت مي کند همين روحيه در تبليغ دين بسيار موثر خواهد بود.

جامعه شناس بودن مبلغ مبين اين سخن است که او بايد در ميان مردم زندگي کند و آگاهي کاملي نسبت به امور مربوط به فرهنگ سياست و اجتماع داشته باشد در اين رويکرد مبلغ يک عالم ديني آگاه به مسائل روز معرفي مي شود شخصي که هرچند در يک زمينه عالم محسوب مي شود و آن شناخت دين است وليکن در زمينه هاي ديگر نيز آگاهي لازمي را خواهد داشت در خصوص مفهوم عالم و آگاه بايد توضيحي کوتاه آورده شود.

 شخصي که در يک علم به مرحله اي رسيده باشد که بتواند تفسير و تعبيرات پنهاني آن علم را شناسايي و مورد مطالعه قرار دهد به نحوي که از عمق مطالب آن مطلع گردد در آن علم عالم خوانده مي شود عالم بر تمامي جنبه هاي يک علم احاطه دارد به نوعي مي توان گفت عالم به يک علم بايد بتواند دامنه ي آن علم را دريابد و حوزه ي گسترش آن علم را اندکي از گذشته بيشتر کند و بر گسترش معاني آن همت بگمارد.

اما فرد آگاه کسي است که بر جنبه هاي عمومي يک علم واقف باشد و تمامي معاني را حتي براي اندکي نيز مورد فهم قرار دهد شخص آگاه در يک جامعه رو به گسترش بايد از هر مفهومي درکي داشته باشد با اين توضيحات منظور نويسنده کاملاً روشن مي گردد که قائم به اين نکته بوده است که مبلغان مذهبي بايد داراي ويژگي هاي منحصر به فردي باشند.

 اين جنبه هاي روحي و رواني مذکور در نگاه اول به چشم خواننده آشنا نيست ولي با مطالعه دقيق تر کتاب در مي يابيم که آنچه نويسنده به بيان آن همت گمارده است مسائلي مهم و اساسي در راه تبليغ دين مي باشد و نتيجه ي آن رويکردي اين چنين است.

 تلقي از اين مطلب بايد بردو محور بيان شود بسياري از مردمي که مبلغان ديني با آنها رو به رو مي شوند کلييت مسائل ديني را بر اعتقادات گذشتگان دريافته اند يعني پايه و اساس اعتقادات آنها پژوهش و تحقيق فردي نيست بلکه با اتکا به شنيده ها و ديده هاي خود تفکراتي را بنا به دين دارند اين نحوه دين داري براي مبلغان بسيار دشواري ايجاد مي کند.

بنابراين بايد توجه داشت با چه گونه از اعتقاداتي رو در رو هستيم هنگامي که با اعتقادات تحقيق گرايانه مواجه مي شويم کار ما ساده تر از ديگران است زيرا فردي که با اتکا به پژوهش خود در منابع ديني به يک امر معتقد شده است ولو آن امر از نظر اصول دين اشکال نيز داشته باشد به راحتي مي توان او را از اين کاستي باخبر ساخت زيرا تنها با نشانه هايي از اشکالاتي که در اعتقادات او وجود دارد بکلي مي توان طرز تفکر آن فرد را تغيير داد و اين امر از نحوه ي شناخت آن فرد به دين سرچشمه مي گيرد. در حاليکه در افرادي با سابقه ي ديني بسيار ولي با پايه هاي اعتقادي مبتني بر شنيده ها به راحتي نمي توان اين گونه وارد موضوع شد ابتدا بايد آنها را براي پذيرش سخن آماده کنيم و بعد مشکل را مطرح کنيم و اين دشواريهايي که در راه تبليغ دين در سر راه مبلغان وجود دارد به خوبي در اين کتاب آورده شده اند.

 تنها با باز کردن بحث هاي اين اثر مي توان به نتايجي در خور توجه رسيد زيرا نويسنده ي محترم اين کتاب تمامي مطالب را چندان باز و گسترده توضيح نداده است و براي خوانندگاني که کمتر با موضوعات آشنايي دارند درک حقيقت پنهان آنها دشوار تر خواهد بود در فصول پاياني اثر نويسنده به روشهاي پيامبران و نگاه قرآن به نوع تبليغات ديني توجه کافي مبذول داشته است.

 تنها نکته اي که بايد آن را بيشتر و بهتر مورد نظر قرار دهيم روش هايي است که قرآن مورد توجه قرار داده است. در قرآن کريم آياتي وجود دارند که مردم را به نشانه هاي ايمان در راه خدا هدايت مي کند و فلسفه ي عذاب و ثواب را به ميان مي آرود. در مفهوم نهايي تبليغ براي دين اصل اساسي که قرآن مورد توجه قرار داده است. در مفهوم نهايي تبليغ براي دين اصل اساسي که قرآن به آن اشاره دارد خلوص نيت مبلغ است در هنگاميکه پيامبران الهي در مقابل انکار کنندگان دعوت خويش قرار مي گرفتند با تمام توان خود به مقابله با آنها مي پرداختند يادآوري حوادثي است که در راه تبليغ دين اسلام براي پيامبر بزرگ ما اتفاق افتاده است.

 بررسي نويسنده نيز در همين راستا صورت پذيرفته است. در حال حاضر و دنيايي امروزي ما مبلغاني که با تاثير از سيره ي پيامبران الهي در راه هدف خود که همان گسترش دين خداوند در ميان زمين است به تبليغ بپردازند و جان و مال و حيثيت خود را در اين راه عرضه کنند بسيار قابل ستايش خواهند بود زندگي مادي امروز و نفع گرايي آنچنان جامع بشري را در بر گرفته که هر لحظه بايد پنداشت که چه امري براي منافع شخصي و مادي ما مضر است و چه عملي براي منافع ما مفيد وليکن فردي که در راه تبليغ دين قدم بر مي دارد با توجه به نتايجي که از سخنان نويسنده استخراج مي کنيم بايد به نفع اخروي خود بينديشد.

 انديشمند ديني از چنان تفکري برخوردار خواهد بود که در مقابل اميال دنيوي سرخم نمي کند زيرا مي داند و درک مي کند که منابع دنيوي ناپايدار و زوال پذيرند.بر مبحثي با عنوان آيا در غياب حکومت اسلامي برنامه هاي ديگر بي اثر است؟ در کتاب آمده، سخن نويسنده به جاي مي رسد که از آن مي توان به جان کلام او پي برد هنگامي که اين چنين مي نويسد.«ما براي اسلام دو وجود قائليم. يکي در چارچوب دولت و ديگري در چارچوب مسائل فردي و اجتماعي. به همين جهت است که اسلام با ساير مکاتب فکري و اجتماعي مهم جهان، اختلاف پيدا مي کند.» همين نحوه نگرش به اسلام در موقعيت يک مبلغ ديني مي تواند راهگشاي او باشد هنگامي که اسلام را در دو جنبه مورد بررسي قرار دهيم هم در عرصه ي فردي و اجتماعي و هم در عرصه ي حکومتي جالب توجه است که اين نحوه ي نگرش داراي نتايجي بس گرانبها مي باشد.

 انساني که در جامعه ي غير مسلمان و غير مذهبي زندگي مي کند، تنها با حفظ آداب و رسوم ديني خود مي تواند احساس رضايت مندي کند و در مقابل عناصر کفر آميز جامعه ي مدرن ايستادگي کند در اين ديدگاه فردي هر مسلمان يک مبلغ ديني به حساب مي آيد که با به انجام رساندن تکاليف ديني خود روح اسلام را در جامعه ي غير ديني به خوبي زنده نگاه دارد.

 انسان مسلمان نه تنها مي تواند از اين رويکرد بهره ي شخصي ببرد بلکه عمل او در نظر ديگران نوعي مبارزه ي خاموش با عناصر شرک به حساب مي آيد هم اکنون که در برخي از کشورها زمزمه نفي حجاب شخصي به چشم مي خورد و محدوديتهاي براي مسلماناني که با حجاب به زندگي اجتماعي خود مي پردازند به وقوع پيوسته چهره کفر بيش از پيش نمايان مي گردد.

 زيرا تنها حضور يک مسلمان با حجاب اسلامي پايه هاي کفر را به لرزه در خواهد آورد و فلسفه مخالفت با اين پديده در جوامع غربي چيزي جز اين نيست وليکن در ظاهر امر با توضيحاتي خلاف واقع مي خواهند اين فلسفه را پنهان کنند که در مقابل اين عمل به تکليف ديني از اعتباري برخوردار نيستند. در حاليکه به عينه مشاهده مي کنيم که در محافل انديشه و تفکر همان جوامع دين را امري شخصي و دروني مي دانند وليکن مظاهر دين را مي خواهد از جامعه بزدايند اين امر مانند آن است که بگوييم فردي که مي خواهد به دين مسيحيت عمل کند بايد مانند يک انسان کافر لباس بپوشد و مانند او در جامعه رفتار کند چگونه ممکن است.

 در جنبه سياسي و حکومتي نيز نويسنده معتقد است مي توان اين دو جنبه را از هم جدا کرد البته در باطن اسلام ارجح تر خواهد بود که حکومت اسلامي تشکيل شود تا مسلمانان همگي در لقاي حکومت اسلامي زندگي کنند وليکن نظر به اينکه در تمامي کشورها اين امر در حال حاضر نمي تواند شکل بگيرد پس بايد به جنبه هاي فردي و اجتماعي دين اسلام توجه ي کافي مبذول داشت.

 سرانجام کتاب گامهايي در راه تبليغ همچنان که خود نويسنده به آن اشاره دارد نتيجه گيري در راه تبليغات اسلامي است نتايجي که هرچند شخصي و قابل نقد است وليکن به خوبي در مرحله عمل به آنها جامعه ي حرکت پوشيده شده است تجربيات فوق در طول سالها تلاش نويسنده به دست آمده و او براي رضاي خداوند متعال اين تجربيات را در اختيار همگان قرار مي دهد و اميد دارد که کار به جاي برسد که براي تبليغ دين خدا بتوان سلسله قواعد فکري و عملي ايجاد کرد و از خلال آن با پويايي و توان بيشتر به تبليغ پرداخته شود و يکپارچگي تربيت اسلامي صورت پذيرد.

 با اين حال نويسنده ي کتاب فوق اصولاً ادعاي چنين مبحثي نيست که توانسته در راه تبليغات اسلامي قواعدي را ارائه دهد که مورد خدشه نباشد او تنها به اين نکته اذعان مي کند که در اين راه مسير طولاني است و رهروان ديگري را مي طلبد که در ادامه ي همين مباحث گام بر دارند.

 کتاب را بايد در ابتدا اثري گران سنگ در پايه ي تجربيات يک مبلغ موفق دانست وليکن در بيان قواعد کلي و همچنين نقش اصول تبليغي يکپارچه که بتوان در راستاي آن به حرکت ادامه داد اين موفقيت کمتر حاصل شده است با اين حال اين کتاب حاصل فروتني و ذوق بسيار خاص نويسنده ي خود مي باشد و در نگاه يک مسلمان که درد آشناست بسيار در خور توجه است.

 در پايان با تشکر از نويسنده و ناشر اين اثر گرانبها لزوم به فعليت درآوردن چنين آثاري را متذکر مي شويم و از خداوند متعال براي اين عزيزان آرزوي توفيق روز افزون را داريم.

 

 

 

چهارشنبه 28 فروردين 1392 - 13:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری