دوشنبه 1 آبان 1396 - 4:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان كردستان

 

حضرت زهرا(س) سيماي پر فروغ ايمان

 

 

مقدمه:

فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيامبر اکرم، سيماي پرفروغ ايمان، نمونه روشن تقوا، و اسوه تمام‏عيار زن مسلمان است. در فضيلت آن بانوي بزرگوار نويسندگان مذاهب اسلامي روايتها آورده‏اند که هر يک بيانگر گوشه‏اي از عظمت روحي آن نور مبين و گوهر ثمين است. مسلمانان نيک‏ نهاد عموما و شيعيان شيفته‏جان خصوصا عشق محمّد و آل محمّد را پيوسته در سويداي دل نهفته داشته‏اند. در طول قرون با دل و جان به خاندان رسالت عشق ورزيده و جلوه‏هاي اين مهرورزي را با خامه اخلاص رقم زده‏اند.

فاطمه عليها السلام در نزد مسلمانان برترين و والامقام ترين بانوي جهان در تمام قرون و اعصار مي‌باشد. اين عقيده بر گرفته از مضامين احاديث نبوي است. اين طايفه از احاديث، اگر چه از لحاظ لفظي داراي تفاوت هستند، اما داراي مضموني واحد مي‌باشند. در يکي از اين گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شيعه و سني است)، رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند: "فاطمه سرور زنان جهانيان است". اگر چه بنابر نص آيه شريفه قرآن، حضرت مريم برگزيده زنان جهانيان معرفي گرديده و در نزد مسلمانان داراي مقامي بلند و عفت و پاکدامني مثال‌زدني مي‌باشد و از زنان برتر جهان معرفي گشته است، اما او برگزيده‌ي زنان عصر خويش بوده است. ولي علو مقام حضرت زهرا (عليها السلام) تنها محدود به عصر حيات آن بزرگوار نمي‌باشد و در تمامي اعصار جريان دارد. لذا است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در کلامي ديگر صراحتاً فاطمه (عليها السلام) را سرور زنان اولين و آخرين ذکر مي‌نمايند. اما نکته‌اي ديگر نيز در اين دو حديث نبوي و احاديث مشابه دريافت مي‌شود و آن اينست که اگر فاطمه (عليها السلام) برترين بانوي جهانيان است و در بين زنان از هر جهت، کسي داراي مقامي والاتر از او نيست، پس شناخت سراسر زندگاني و تمامي لحظات حيات او، از ارزش فوق العاده برخوردار مي‌باشد. چرا که آدمي با دقت و تأمل در آن مي‌تواند به عاليترين رتبه‌هاي روحاني نائل گردد. از سوي ديگر با مراجعه به قرآن کريم درمي‌يابيم که آيات متعددي در بيان شأن و مقام حضرتش نازل گرديده است که از آن جمله مي‌توان به آيه‌ي تطهير، آيه مباهله، آيات آغازين سوره دهر، سوره کوثر، آيه اعطاي حق ذي القربي و... اشاره نمود که خود تأکيدي بر مقام عميق آن حضرت در نزد خداوند است. اين آيات با تکيه بر توفيق الهي، در مقالات ديگر مورد بررسي قرار خواهد گرفت. ما در اين قسمت به طور مختصر و با رعايت اختصار، به مطالعه شخصيت و زندگاني آن بزرگوار خواهيم پرداخت.

گاهي شکوه بانوي بزرگ جهان، چنان دل و جان را سرشار مي‌كند که توان هر سخن را از انسان مي‌گيرد. جايگاه رفيع فاطمه اطهر (سلام الله عليها)، خيره‌کننده‌ي ديدگان هر بيناست. بايد چشم بصيرت داشت، تا گوشه‌اي از سراپرده جلال فاطمي را ديد.

برخي در شناختن و شناساندن اين بانو، که مادر عصمت و آينه عفاف است، به دامن روايات و آياتي پناه مي‌برند که گوياي شأن والاي اوست. اما در اين ميان، راه ديگري نيز وجود دارد که ما را با ژرفاي کمالات و جلوه فضيلت‌هاي اين بانو، آشنا سازد، آن هم نگريستن به «سيره عملي» و «شيوه رفتاري» او است. در واقع، زندگي نامه زيبا و پر نکته و آموزنده او در ابعاد گوناگون، آينه‌اي است که نوري از بزرگي‌ها و فضايل او را بر رواق دل مان مي‌تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن مي‌سازد.

از اين رو، مروري داريم بر چند فراز فروزان و برجسته از زندگي حضرت زهرا(س) که بيشتر کاربردي و عملي است. چون او «اسوه» است و «الگو»، ... و ما نيز که در پي «تأسي» و الگوگيري از سيره و زندگاني و خصلت‌هاي آن محبوبه خداييم، شايسته است که در بندبند اين بخش‌هاي نوراني از حيات فاطمه(س)، به دقت بنگريم و درس‌هايي را که از تک تک اين نمونه‌ها مي‌آموزيم، در کلاس زندگي به کار بنديم.

حضرت زهرا(س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. عقيده داشت بهترين چيز براي زن، آن است که نه مردان نامحرم او را ببينند، و نه او مردانِ نامحرم را

 

 حضرت فاطمه(س) از ديدگاه قرآن

 حضرت صدّيقة زهرا(س) نيز وليّة انبيا بوده است، چنان‌كه پيامبر اعظم و علي و ‏يازده امام ديگر وليّ آنان بوده‌اند. يعني همة انبيا به خضوع و فروتني در مقابل اين چهارده وجود مقدّس ‏ايمان و اعتقاد داشته‌اند.
بعد از آن‌كه خداي تعالي آدم را آفريد و فرشتگان بر حضرت آدم سجده كردند، عُجب و ‏خودپسندي به او راه يافت و در حالي‌كه به خود مي‌باليد، عرض كرد: پروردگارا! آيا مخلوقي كه نزد تو محبوب‌‏تر از من باشد، آفريده‌اي؟ از جانب پروردگار خطاب آمد: بلي، و به امر پروردگار حجاب‌ها برداشته شد و پنج ‏شبه ظاهر شدند كه در پيشگاه عرش ايستاده بودند. آدم عرض كرد: اينان كيانند؟

آية اول: آية تطهير

إنّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت و يطهّركم تطهيرا
خدا چنين مي‌خواهد كه رِجس (هر آلايش) را از شما خاندان نبوّت ببرد و شما را پاك و منزّه ‏گرداند
در شأن نزول اين آيه، روايات متواتري در دست است كه حاكي است آية تطهير در خانة امّ سلمه نازل ‏شده است و در آن هنگام رسول اكرم(ص)، حضرت صدّيقه(س)، اميرالمؤمنين و حسنين(ع) حضور داشته ‏اند. جناب امّ سلمه از رسول اكرم(ص) تقاضا مي‌كند كه من نيز به جمع شما داخل شوم و تحت كِساء نزد شما ‏خاندان رسالت قرار گيرم؟ حضرت او را نهي كرد و فرمود: «نه ، تو داخل نشو! هر چند تو برخيري. چون اين آيه ‏مخصوص است به ما پنج تن».

‏نام جماعتي از صحابه كه شأن نزول اين آيه را در خصوص پنج تن نقل كرده اند و روايات آن‌ها متواتر است ‏به اين شرح مي‌باشد: سعد بن ابي وقّاص، انس بن مالك، ابن عبّاس، ابو سعيد خدري، عمر بن ابي سلمه، ‏وائله ابن اسقع، عبدالله بن جعفر، ابو حمراء هلال، امّ سلمه، عايشه، ابو هريره، معقل بن يسار، ابوالطفيل، جابر بن عبدالله، ابو برزة اسلمي و مقداد بن اسود.

 پس با توجه به مطلب فوق، جاي هيچ‌گونه ترديدي نيست كه حضرت صدّيقة زهرا(س) نيز ‏مشمول آية تطهير است و در كلمة «اهل‌البيت»، او نيز مراد مي‌باشد. گذشته از اين‌ها، پيامبر اكرم(ص) براي ‏اثبات و روشن شدن حقيقت امر، كار بسيار جالبي كردند كه 9 نفر از صحابه آن را نقل كرده‌اند. به اين ‏شرح كه بعد از نزول اين آيه، حضرت رسول(ص) هر روز هنگام خروج از منزل كه براي ‏اقامة نماز صبح به مسجد تشريف مي‌برد، به در خانة حضرت صدّيقه مي‌آمد و مي‌فرمود:

‏السّلام عليكم يا اهل البيت ، إنّما يريد الله ليذهب عنكُم الرّجسَ أهل البيت يطهرّكم تطهيرا.
سلام بر شما اي اهل بيت؛ خداوند تنها مي‌خواهد آلودگي‌ها را از شما بزدايد و پاك كند، پاك شدني.
راوي مي‌گويد: من شش ماه در مدينه بودم و اين جريان را هر روز مشاهده كردم.

 همين يك آيه، برهاني است كافي و نشانگر اين‌كه حضرت صدّيقه(س) معصومه است، و ‏عصمت از جمله شئون و مناصب ولايت است؛ و ما غير «ولي» كه معصوم باشد، سراغ ‏نداريم. ‏

آية دوم: آية مباهله

فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم وأنفسكم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين
پس بگو (اي پيامبر) بياييد ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخيزيم (يعني در حقّ ‏يكديگر نفرين كنيم) تادروغگويان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم.‏

اين آيه به طور صريح و آشكار اشاره مي‌كند به اين‌كه پيامبر اكرم(ص) هنگامي‌كه با نصاراي نَجران مباهله نمود، ‏حضرت صدّيقه(س) نيز در اين مباهله شركت داشت. ايشان وجود مقدّسي است كه ميان چهار ‏معصوم ديگر در آية مباهله قرار گرفته است.5 با توجه به اين مطلب كه مباهله (ابتهال و نفرين كردن) ‏با نصاراي نجران يك كار عادي نيست و زن و مرد عادي نمي‌توانند اقدام به مباهله نمايند و طرف مقابل را ‏مغلوب و رسوا كنند، لذا صلاحيت اقدام به چنين امر خطيري را افراد مقدس و شايسته اي دارا هستند كه ‏مورد نظر مرحمت حضرت حق تبارك و تعالي بوده باشند، و حضرت صدّيقه(س) نيز يكي از آن ‏شخصيت‌هايي است كه مشمول اين آية شريفه است و اين از مسلّمات است.‏


‏آية سوم

فتلقّى آدم من ‎رّبّه كلماتٍ فتاب عليه إنّه هو التّوّاب الرّحيم.6

پس حضرت آدم از حضرت حق تبارك و تعالي كلماتي را فرا گرفت (و آن كلمات را وسيلة قبولِ توبة ‏خويش قرار داد) و خداوند توبة او را پذيرفت.

در بارة اين آيه احاديثي نقل شده است كه بسيار فوق‌العاده است و با توجه به آية مذكور و اين روايات، ‏انسان به خوبي مي‌تواند درك نمايد كه حضرت‌صدّيقه(س) يكي از علل خلقت است و يكي از ‏اسباب آفرينش جهان مي‌باشد، يعني همان‌طور كه رسول اكرم(ص)، اميرالمؤمنين(ع) و حسنين(ع)، سبب خلقتند؛ ‏حضرت صدّيقه نيز يكي از علل آفرينش است، و معقول نيست كسي علّت خلقت باشد و ولايت نداشته ‏باشد.

‏ابن عبّاس از پيامبر اكرم(ص) روايتي نقل مي‌كند كه خلاصه اي از آن را در اين‌جا مي‌آوريم:‏
بعد از آن‌كه خداي تعالي آدم را آفريد و فرشتگان بر حضرت آدم سجده كردند، عُجب و ‏خودپسندي به او راه يافت و در حالي‌كه به خود مي‌باليد، عرض كرد: پروردگارا! آيا مخلوقي كه نزد تو محبوب‌‏تر از من باشد، آفريده‌اي؟ از جانب پروردگار خطاب آمد: بلي، و به امر پروردگار حجاب‌ها برداشته شد و پنج ‏شبه ظاهر شدند كه در پيشگاه عرش ايستاده بودند. آدم عرض كرد: اينان كيانند؟ خطاب آمد: اين پيامبر ‏من، اين علي اميرالمؤمنين پسرعمّ او، اين فاطمه دخترش، و اين دو حسن و حسين، پسران علي و ‏فرزندان پيامبر من هستند. اينان مقام اوّل را دارا هستند و درجاتشان بسيار عالي و مرتبة تو تاليِ مقام ‏والاي اينان است.

بعدها وقتي كه حضرت آدم مرتكب و مبتلاي آن ترك اولي شد، عرض كرد: پروردگارا از تو مسئلت دارم ‏كه به حق محمّد و علي و فاطمه و حسن و حسين از خطاي من درگذري. پس دعايش مستجاب شد. و ‏مشمول عفو و آمرزش خداي تعالي قرار گرفت و اين است معناي آية شريفه كه خدا مي‌فرمايد: پس آدم ‏كلماتي از پروردگارش فرا گرفت كه به وسيلة آن كلمات توبة او مورد قبول واقع گرديد.7

به بيان علّامه، منظور از «كلمات» در آية 124 سورة بقره نيز همين ذوات مقدّسه هستند كه ‏شرح و روايات مربوط به آن‌ها در اصل كتاب قابل مراجعه است.]‏

 

آية چهارم: آية مودّت

قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودّة في القربي.8

بگو ( اي پيامبر) من براي انجام رسالتم پاداشي از شما نمي‌خواهم، مگر مودّت با خويشان نزديكم.‏
پيامبر اكرم(ص) اجر رسالت خودش را از طرف حضرت حق تبارك و تعالي، مودّت نزديكان خويش اعلام مي‌‏دارد. يعني فقط مودّت خويشان حضرت‌رسول(ص) را مي‌توان اجر و مزد رسالتِ عظماي احمدي دانست. ‏اين مودّت ارزنده، هم وزن اجر رسالت پيامبر است و به اجماع فريقين (شيعه و سنّي) اين آيه در شأن اهل ‏بيت عصمت و قداست نازل شده است ، يعني علي، فاطمه، حسن و حسين(ع)

‏ احمد بن حنبل در مناقب، حافظ ابن منذر، حافظ بن ابي حاتم، حافظ طبراني، حافظ ابن مردويه، واحدي ‏مفسّر، ثعلبي مفسّر، حافظ ابو نعيم، بغوي مفسر و فقيه ابن مغازلي9 از ابن عباس روايت مي‌كنند كه:‏
بعد از نزول اين آيه از پيامبر اكرم(ص) سؤال شد: خويشاوندان نزديك به تو كه مودّت آنان بر ما واجب است، ‏چه كساني هستند؟ حضرت در جواب فرمود: علي، فاطمه، و دو فرزند آنان (حسن و حسين
‏محبّ الدّين طبري در ذخائر، زَمَخشَري در كشّاف، حَمَويني در فرائد، نيشابوري در تفسيرش، ابن طلحه ‏شافعي در مطالب السّؤول، رازي در تفسيرش، ابو السُّعود در تفسيرش، ابو حيّان در تفسيرش، نَسَفي در ‏تفسيرش، حافظ هَيثَمي‌در مجمع، ابن صَبّاغ مالكي و ديگران روايت مذكور را نقل كرده اند.

قسطلّاني در المواهب اللّدنّيّه‌ مي‌گويد:

خداي تعالي مودّت خويشان نزديك پيامبر را بر همگان واجب ‏كرده است و دربارة وجوب محبّت اهل بيت معظّم حضرت رسول و ذرّيّة اوست كه خدا مي‌فرمايد: بگو اي ‏پيامبر، در مقابل انجام رسالتم از شما مزدي نمي‌خواهم به جز مودّت خويشان نزديكم.

در متن كتاب روايات زيادي در اين باره آمده كه ما به اين دو اكتفا مي‌كنيم] و خلاصة كلام اين‌كه مسلّماً ‏علي، فاطمه و حسنين، آل پيامبر مي‌باشند و قطعاً حبّ فاطمه(س) ضميمة اجر نبوّت و نشان ‏دهندة ولايت اوست.‏

آية پنجم

إنّا عرضنا الأمانة علي السّموات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنّه كان ظلوماً جهولاً

ما امانت [الهي و بار تكليف] را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرديم پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند، و[لي] انسان آن را برداشت؛ راستي او ستمگري نادان بود.

آية مذكور نيز از آياتي است كه در اثبات ولايت حضرت صدّيقه(س) مي‌توان از آن استفاده ‏كرد. امانتي كه خداي تعالي به آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرده است و از آن‌ها خواسته تا آن را بپذيرند ‏و اين امانت، همان ولايت پيامبر اكرم(ص) و امير المؤمنين و فاطمه و حسنين و ائمّة بعد از آنان مي‌باشد.


‏مفَضَّل بن عمر از حضرت امام صادق (ع) نقل مي‌كند:‏

خداي تعالي ارواح را دو هزار سال قبل از خلقت بدن‌ها آفريد، و شريف‌ترين و برترين روح‌ها را، ارواح ‏محمّد، علي، فاطمه و حسنين و ائمّة نه گانه از نسل حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ قرار داد و آنان را ‏برآسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرد، نور چهارده معصوم همه جا را فرا گرفت و جهان‌گير شد. آنگاه از جانب ‏حق تبارك و تعالي به آسمان‌ها و زمين خطاب آمد كه: اينانند دوستان و اولياي من، و اينان هستند حجّت‌هاي ‏من بر همة مخلوقاتم. (لذا حضرت صدّيقه(س) حجّت و وليّةالله است به نصّ خود حضرت ‏احديّت جلّت عظمته). هيچ‌يك از آفريدگانم نزد من محبوب‌تر از آن‌ها نيست؛ بهشتم را براي دوستان آنان، و ‏آتش دوزخم را براي مخالفين و دشمنان آنان آفريده‌ام؛ پس ولايتشان امانت من است در نزد مخلوقاتم. به ‏جز اين برگزيدگان من، كيست كه بتواند اين بار امانت را با تمام سنگيني‌اش بر دوش كشد و يا مدّعي ‏اين مقام باشد؟

 در قسمتي ديگر از حديث حضرت صادق(ع) مي‌فرمايد:‏

بعد از اين جريان، فرستادگان الهي (درساية ولايت چهارده معصوم) نگهدارندة اين امانت و معرِّف آن ‏بوده اند، و به اوصياي خود و مخلصين امّت خويش نيز اين موضوع را بيان مي‌كردند...

 در نتيجه، حضرت صدّيقة زهرا(س) نيز وليّة انبيا بوده است، چنان‌كه پيامبر اعظم و علي و ‏يازده امام ديگر وليّ آنان بوده‌اند. يعني همة انبيا به خضوع و فروتني در مقابل اين چهارده وجود مقدّس ‏ايمان و اعتقاد داشته‌اند، چنان‌كه در بعضي از احاديث آمده است كه از جمله اعمال حضرت موسي و ‏حضرت عيسي در زمان نبوّت آن دو پيامبر، ذكر صلوات بر محمّد و آل‌محمّد بوده است، و اين خود نشان ‏دهندة اعتراف به ولايت چهارده معصوم مي‌باشد... و سپس اضافه مي‌نمايد كه اين ولايت همان است كه ‏خدا مي‌فرمايد:

إنّا عرضنا الأمانة ...

*فاطمه (س)كلمه بي پايان خداوند و الگوي كامل بشريت

خداوند متعال در قرآن كريم، با تعابير مختلفي از انبياي بزرگ و اولياي خود ياد كرده است؛ يكي از اين تعابير كه بيانگر حكمتهاي بسياري است، «كلمه و كلمات» است. قرآن حضرت عيسي(ع) را كلمه ناميده و مي فرمايد: « مسيح عيسي بن مريم فقط فرستاده خدا، و كلمه اوست كه او را به مريم القا نمود»(نساء/171) و يا آن جا كه از قول ملائكه فرموده: « اي مريم! خداوند تو را به كلمه اي از طرف خودش بشارت مي دهد كه نامش مسيح، عيسي پسر مريم است.»(آل عمران/45)

قرآن كريم در آيات متعددي، اهل بيت (عليهم السلام) را «كلمات» ناميده؛ يكي آيه 37 سوره بقره است كه ماجراي توبه حضرت آدم را بيان كرده كه آن حضرت با توسل به كلمات خداوند توبه كرد و توبه او پذيرفته شد: « سپس آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و خداوند توبه او را پذيرفت، زيرا خداوند توبه پذير و مهربان است.»(بقره/37) در روايات اين كلمات، به محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) تفسير شده است كه حضرت آدم با توسل به اين بزرگواران توبه كرد و خداوند توبه اش را پذيرفت.( الكافي، ج8، ص304)

در آيه 109 از سوره كهف نيز كلمات خدا را بي پايان مي شمارد و مي فرمايد:بگو اگر درياها براي (نوشتن) كلمات پروردگارم مركب شود، درياها پايان مي گيرد پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد، هر چند همانند آن (درياها) را كمك آن قرار دهيم»(الكهف 109) در آيه 27 سوره لقمان نيز مشابه آن را فرموده است: « و اگر همه درختان روي زمين قلم، و دريا براي آن مركب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده شود، اينها همه تمام مي شود ولي كلمات خدا پايان نمي گيرد.»(لقمان/27)

ائمه معصومين(ع) در تفسير اين آيه شريفه فرموده اند: «ماييم كلماتي كه فضايل آن درك نمي شود و به شماره در نمي آيد»( الاحتجاج، ج2، ص454) نتيجه آن كه حضرت فاطمه(س) يكي از كلمات بي پايان خداوند است كه زبان از شمارش فضايل او و قلم از نوشتن آن عجز است. و نه قلمي هست كه بتواند همه فضائل او را بنويسد و نه جوهري ياراي اين همه كمالات را داشته باشد. به علاوه، كيست كه بتواند بر بلنداي كمال او دست يابد تا بتواند به بيان يا نوشته در آورد. لكن بر ماست كه قدر آنچه را كه از وجود بي مثالش به دلهاي ما تراوش مي كند بدانيم و بر محبت او استوار مانيم و در زندگي مادي و معنوي خود سيره و سخن او را شاه راه سعادت و نجات قرار دهيم و با پيروي از آن بانوي بزرگ، خود را از اسارت شعارهاي دلفريب فمينيسم، ليبراليسم و ايسم هاي ديگر آزاد سازيم.
نكته اي كه تذكر آن در اين جا لازم مي نمايد اين است كه چگونه مي توان از كسي كه بر قله فضايلش صعود نتوان كرد، الگو گرفت؟ آيا اساساً موجودي كه انسانها از شناخت كامل آن عاجزند، مي تواند الگوي مردم باشد؟ پاسخ آن است كه بله، بايد الگوي معنويت و كمال، خود بي نقص و عيب باشد و بايد كمالاتش محدود نباشد، زيرا اگر مردم بتوانند به الگوي خود برسند، ديگر او الگو نخواهد بود و حركت نيز متوقف مي شود. لذا بايد الگو در حدي باشد كه همه مدعيان در برابر او تواضع كنند. بدين روي پيامبران از جميع امت خود افضل بوده اند. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: ِ هيچ پيامبري را خدا مبعوث نكرد مگر آن كه عقل او را كامل كرد و عقل او از جميع امتش برتر شد و آن چه نبي در نفس و ضمير خود دارد از اجتهاد و تلاش همه مجتهدان برتر است. (المحاسن، ج1، ص193)
بشر هم از ابتدا به الگوي قدسي گرايش نشان داده و اين طور نبوده است كه اگر الگويي خيلي عظمت داشت از او گريزان باشد؛ لذا در همه اديان مذاهب چنين الگوهايي مطرح است.


خلاصه آنكه، در اعتقاد ما مسلمانان، پيامبران و ائمه(ع) خلفاي به حق خدا در زمين اند و در عين آن كه موجوداتي ملكوتي و فوق معرفت بشر غير معصومند، لكن مشاكلت ظاهري و موانست با مردم(}براهيم 11) از ويژگيهاي آنان است. پيامبر اكرم (ص) فرمود: «ما پيامبران مأموريم به اندازه عقول مردم با آنان سخن بگوييم»( الامالي للطوسي، ص481، ح1050) با فقرا بيشتر همنشين بوده اند تا اغنيا، از ضعيفان حمايت و دستگيري كرده اند و ... اين خصايص موجب گشته هر كس بتواند در حد ظرفيت خود از آنان بهره گيرد. از اين رو تقديس آنها منافاتي با الگو گيري از آنان ندارد.

حضرت فاطمه (س) نيز از اين قاعده مستثنا نيست، با آن كه سيده زنان عالميان و كلمه بي پايان خداوند است و هيچ كس غير از خدا و خود معصومان را ياراي شناخت همه فضايلش نيست، در عين حال كامل ترين الگوي جهانيان است و بلكه به همان دليل تا ابد الگوي همگان است.

*عصمت و طهارت فاطمه (س)

در اعتقاد شيعيان، هيچ گونه ترديدي در عصمت و پاكي اهل بيت(ع) از هر گونه معصيت و پليدي وجود ندارد. چنين عقيده اي محصول برهانهاي عقلي و نقلي بسيار است كه در مجموع هر گونه شكي را در اين زمينه از بين مي برد. روايات معتبر در اين زمينه از نظر لفظي و معنوي بيش از حد تواتر است. در قرآن كريم نيز آيات متعددي بر اين معنا صراحت يا اشارت دارند، مثلاً آياتي كه بر وجوب اطاعت بي چون و چرا از اهل بيت دارند، لزوم عصمت آنها را نيز به ارمغان مي آورند. يكي از صريح ترين آياتي كه در اين زمينه وجود دارد، آيه 33 از سوره احزاب است كه به آيه تطهير شهرت يافته است: «خداوند فقط مي خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»

شيعيان اتفاق نظر دارند كه مراد از اهل بيت در آيه شريفه، خمسه طيبه يعني پيامبر اكرم (ص)، علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) هستند و به تبع آنها بقيه ائمه را نيز شامل مي شود. رواياتي كه در تفسير اين آيه شريفه بر خمسه طيبه وارد شده، بسيار زياد است. در تعدادي از اين روايات متواتر آمده است كه پيامبر (ص)؛ علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) را زير كسا (عبا) قرار داد و اين آيه در حق آنان نازل شد.( الكافي، ج1، ص286) اهل سنت نيز روايات بسياري را نقل كرده اند كه همين تفسير در آنها ارائه شده است. حسكاني در «شواهد التنزيل» بيش از 130 حديث در اين زمينه نقل كرده است. صحيح مسلم، صحيح ترمزي، مسند حنبل، تفسير طبري، در المنثور سيوطي و ... نيز احاديثي در اين زمينه نقل كرده اند. در «احقاق الحق» بيش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گردآوري شده و منابع شيعه در اين زمينه از هزار هم مي گذرد. (دايره المعارف قرآن كريم، ج1، ص424) از نگاه قرآن كريم، حضرت فاطمه (س) كرامتهاي منحصر به فرد نيز دارد؛ شب قدر بودن فاطمه (س) كه در تفسير فرات كوفي(تفسيرفرات الكوفي، ص581، ح581) از امام صادق(ع) نقل شده، از جمله اسراري است به تصريح همان حديث كه فهم آن بر همگان ميسر نيست و بحث از آن نيز مجالي ديگر مي طلبد.

اختر تابناك زنان عالم

از ديگر ويژگيهاي فاطمه زهرا( س) اين است كه سيده زنان عالميان است و احاديث متواتر(الكافي، ج1، ص458) نيز در اين زمينه وارد شده است كه اين عقيده آسماني را تأييد مي كند. هر چند اين عقيده به لفظ «سيده نساء العالمين» در قرآن كريم نيامده است، ولي قرآن كريم با تعبير «كوكب دري» كه ستاره فروزان عالم اختران است، به بهترين وجه بر اين كه فاطمه (س) سيده زنان عالميان است، اشاره كرده است. آيه 35 سوره نور مي فرمايد: « خداوند نور آسمانها و زمين است. مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي (پر فروغ) باشد، و آن چراغ در شيشه اي است. آن شيشه گويي ستاره اي فروزان است». امام صادق (ع ) در تفسير آيه شريفه فرمودند: « فاطمه ستاره درخشان زنان دنياست»( الكافي، ج1، ص195)

 

فضايل قرآني فاطمه(س)

حضرت فاطمه زهرا(س) در تاريخ اسلام بانويي نمونه و يگانه است كه در عرصه هاي مختلف جايگاه درخشنده اش بروز و ظهور پيدا كرده است و شان و منزلت اين كوثر پرعظمت در روايات و احاديث و تفاسير و تاويل هايي كه از سوي معصومين به آن اشاره گرديد بارها يادآوري شده است.


احاديثي كه فضايل حضرت زهرا را بيان مي كند بسيار زياد است اما آنچه كه در اين نوشتار به آن پرداخته شده، رواياتي است كه در تفسير و تاويل و بيان شان نزول برخي از آيات قرآن درباره فاطمه(س) وارد شده است. بديهي است كه اين مطالب تنها گوشه اي از فضايل شخصيت باعظمت فاطمه زهرا(س) است كه اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم .

شناخت فاطمه محوريت ليله القدر

در تفسير فرات كوفي از امام صادق(ع) درباره آيه نخست سوره قدر «انا انزلناه في ليله القدر» روايت شده است كه حضرت فرمودند: منظور و مراد از «ليله» فاطمه است و مقصود از «القدر» الله جل جلاله است، پس هر كسي كه فاطمه(س) را آن گونه كه حق آن است، بشناسد، به تحقيق شب قدر را درك كرده است و همانا او فاطمه ناميده شد زيرا كه مردم از شناخت او بازماندند (عاجز ماندند).(1)

 

آيين پايدار

در كتاب البرهان في تفسير القرآن، نوشته سيدهاشم بحراني، در تفسير آيه پنجم سوره بينه آنجا كه خداوند متعال مي فرمايد: «ذلك دين القيمه» از حضرت امام محمدباقر(ع) روايت شده كه فرمودند: منظور از اين آيه فاطمه(س) است (2)
در اين رابطه بايد گفت كه ولايت اهل بيت(ع) لازمه قبولي همه فرائض و عبادات است و در حقيقت دين بدون ولايت محمد و آل محمد كامل و پايدار نيست و اينكه در روايت، پايداري دين به (محبت) فاطمه (و ذريه او) تفسير شده است، حاكي از همين مطلب مهم مي باشد.


فاطمه زهرا بر اساس سخنان معصومين عليهم السلام حجت و نشانه الهي بر اين ذوات مقدسه بوده است و ولايت و محبت او و فرزندانش يكسان و در راستاي ولايت الهي است و آييني كه اين ولايت را همراه نداشته باشد پايدار نمي ماند.(3) همچنان كه امام صادق(ع) مي فرمايند: هنگامي كه بنده اي در آخرت در برابر خداوند متعال قرار مي گيرد، نخست درباره نمازهاي واجب، زكات، روزه و ولايت ما اهل بيت مورد سوال قرار مي گيرد، پس اگر به ولايت ما اقرار نموده و بر اين عقيده از دنيا رخت بربسته باشد، نماز ، زكات، روزه و حج او مورد قبول حق تعالي خواهد بود، اما چنانكه اقرار به ولايت ما نكند هيچ يك از اعمال او پذيرفته نخواهد شد. (4)

عذاب و دوري از رحمت الهي در كمين دشمنان

در تفسير قمي درباره آيه 57 سوره احزاب آنجا كه خداوند متعال مي فرمايد: «ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الاخره و أعد لهم عذاباً مهينا» «آنان كه خدا و پيامبرش را آزار مي دهند، خداوند آنانرا از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته و براي آنها عذاب خواركننده اي آماده كرده است.»
علي بن ابراهيم قمي با بيان اينكه اين آيه درباره غصب حق اميرالمؤمنين(ع) و حق فاطمه زهرا(س) نازل شده است، روايتي از پيامبر اكرم(ص) نقل مي كند كه در آن حضرت فرمودند: «هركس فاطمه را در حيات و زنده بودن من آزار دهد گويي بعد از مرگ من نيز او را آزرده است و هر آنكه او را پس از رحلت من بيازارد مانند كسي است كه در هنگام زندگي من، او را بيازرده است، هركس فاطمه را آزار دهد به من آزار رسانده و كسي كه من را آزرده خاطر سازد خداي متعال را آزرده است و اين قول خداي عزوجل است كه فرمود: «ان الذين يوذون الله و رسوله... الخ»(9)

قيامت و دستگيري از شيعيان و دوستداران

در تفسير آيات چهارم و پنجم سوره روم كه در آن حق تعالي فرموده است: «... يومئذ يفرح المؤمنون¤ بنصرالله ينصرمن يشاء...» «در آن روز مؤمنان بخاطر ياري خداوند خوشحال خواهند شد و او هركس را بخواهد ياري مي دهد.»

شيخ صدوق از رسول خدا(ص) روايت مي كند كه حضرت از جبرئيل سؤال كرد: حبيب من جبرئيل، چرا فاطمه در آسمانها به «منصوره» و در زمين به «فاطمه» نام گرفت؟ جبرئيل فرمود «او در زمين فاطمه ناميده شد زيرا كه شيعيان او از آتش جهنم و دشمنانش از محبت او دور شدند و در آسمانها نيز منصوره ناميده شد، (به خاطر ياري نمودن مؤمنان در قيامت) آنچنانكه مراد از قول خدا در آيات «يومئذ يفرح المؤمنون¤ بنصرالله ينصرمن يشاء» ياري فاطمه(س) به محبان و دوستدارانش در قيامت است. (10)

همچنين شبيه اين روايت تفسيري را فرات كوفي نيز در تفسير خود از حضرت صادق(ع) نقل كرده است.(11)

 

 

پي نوشت ها:

برگرفته از: كتاب فاطمه‌الزهرا(س)، به كوشش حبيب چاپچيان، چاپ اميركبير.
‏1. سوره احزاب  آيه 33‏.

2. اسناد شأن نزول آية تطهير، در مجلدات دوازدهم به بعد الغدير آمده و متأسفانه تاكنون طبع نگرديده ‏است.‏
‏3. مسند احمد، ج 2، ص 259 ـ 285 ، شواهد التنزيل، ج 2، ح 637 ـ 639 و 644 و 773‏.

4. سوره آل عمران ، آيه 61‏.

5. بعضي از مصادر شأن نزول اين آيه: صحيح مسلم، مسند احمد بن حنبل، سنن تِرمِذي، تفسير طبري، ‏السنن الكبري (بيهقي)، الاغاني.

6. سوره بقره  ، آيه 37‏.

7. الخصائص العلويه، ابو الفتح محمد بن علي نطنزي، الغدير، ج 7، ص 301‏.

8. سوره شوري (42)، آيه 23‏.

‏9. براي ديدن توصيف و توثيق اين افراد در نزد دانشمندان اهل سنت ، به پاورقي‌هاي كتاب فاطمه زهرا ‏مراجعه فرماييد.‏

10. شماره 9‏.

11. شرح المواهب اللَّدُنّيّه، ج 3، ص 21‏.

12. سوره احزاب  آيه 72‏.

13. معاني الاخبار ص 108 تا 110 . خوانندگاني كه مايل به كسب آگاهي بيشتر از وجوه تفسيري اين آيه ‏در روايات اهل بيت هستند مي‌توانند به بحار ج 57 ص 278 مراجعه بفرمايند.

 

گرد آورنده:

سميه رمضان نيا

اداره تبليغات اسلامي شهرستان بيجار

 

چهارشنبه 28 فروردين 1392 - 12:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری