شنبه 3 تير 1396 - 16:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

«...همگي ذکر تو گويند»

 

نگاهي به گروه فيلمسازي يک فيلم شبکه نمايش خانگي کشور «چراغي در مه»( پناه برخدا رضايي):

 

پناه برخدا رضايي که فارغ التحصيل کارگرداني سينماست، تا پيش از کارگرداني «چراغي در مه» سي فيلم کوتاه ساخته و در جشنواره هاي داخلي و خارجي نمايش داده است. فيلم دوم رضايي گهواره‌اي براي مادر(1391) هم در جشنواره فيلم فجر اخير شرکت داشته است.

چراغي در مه(1386) نخستين فيلم پناه برخدا رضايي در ژانر معناگرا ساخته شده و حاوي دغدغه هاي ذهني و شخصي اوست. پناه برخدا رضايي در يک جمله فيلمش را چنين توصيف مي کند: «... و آسمان و زمين و هر آن چه در اوست، همه در حال ذکرند.»

«چراغي در مه» در جشنواره‌هاي كپنهاك، ادينبورگ، اسكاتلند، پوسان و.... حضور داشته است. چراغي در مه در پنجمين دوره جشنواره فيلم‌هاي اسلامي منبر طلايي در تاتارستان موفق به دريافت سه جايزه (بهترين کارگرداني، بهترين فيلمبرداري- محمدعلي قاسمي - و بهترين بازيگر زن- پريوش نظريه -) شده است.

در پي نمايش اين فيلم در جشنواره پوسان، منتقدان دو نشريه‌ ورايتي و هاليوود ريپورتر به نقد اين فيلم پرداختند و منتقد ورايتي درباره‌ اين فيلم نوشت: «چراغي در مه اثري هنرمندانه و تاثيرگذار است، فيلمي منحصر به فرد و به شدت تاثيرگذار كه يقينا در ميان بهترين فيلم‌هاي سينماي ايران جاي دارد.»

هاليوود ريپورتر نيز اين فيلم را چنين توصيف كرده است: «يك مثال كامل و بي‌نقص از فيلم‌سازي تصويري كه با سليقه‌ هر بيننده‌اي سازگار نخواهد بود.» 

پناه برخدا رضايي درباره چراغي در مه مي گويد: «تلاش بر اين بود كه فيلم به زبان سينما نزديك باشد، زباني كه در همه جاي دنيا مشترك و قابل درك است. دوست داشتيم فيلم يك تم و قصه شرقي داشته باشد و داراي ساختاري درست باشد. اين فيلم وابسته به زمان و مکان خاصي نيست و نگاهي جهاني دارد و مي‌تواند در هرجاي دنيا با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند.

ما در ساخت «چراغي در مه» تمام تلاش خود را به‌کار گرفتيم تا اين اثر به شعر و نقاشي نزديک شود. هنگامي که با اعضاي اصلي تيم سازنده‌ اين فيلم مشورت مي‌کرديم همه ما مي‌دانستيم که دراين فيلم با يک قصه‌ ميني‌ماليستي مواجهيم و بقيه اجزاء سينمايي اين فيلم از قبيل فيلمبرداري، بازي بازيگر، تعداد نماها، تدوين و صدا در حداقل ممکن قرار دارند.

قبل از شروع فيلمبرداري با قاسمي كلي نقاشي ديديم و مي‌خواستيم برويم شمال و ايشان با دوربين خودش نقاشي كند و تمام تجربه‌هاي خودش را در خدمت نقاشي كردن فيلم استفاده كند.

كل فيلم 95 پلان سكانس بود كه در تدوين به 90 پلان تبديل شد و حداقل پلان ما حدود 10 ثانيه است و تكليف چنين فيلمي در تدوين هم مشخص است و اگر تدوين فيلم را به شخص ديگري مي‌سپردم، همه نتيجه كار بسيار به اين تدوين نزديك مي‌شد.

ما از ابتدا در پي آن نبوديم که فقط بخشي از قصه و يا نشانه‌هاي رايج در سينما در «چراغي در مه» شاخص گردد. براي همين از بازيگران فيلم خواستيم که در نقش خود حل شوند و پريوش نظريه، بازيگر فرهنگي و حرفه‌اي سينماي ايران چنان در نقش خود حل شد که گويي يک نابازيگر، به ايفاي نقش پرداخته است. اين فيلم قطعا وام‌دار سينماي مستند است و تشكر مي‌كنم از كساني كه فكر مي‌كنند، اين فيلم مستندگونه است.

سال‌هاست که آثار متعدد ادبي به فيلم‌هاي سينمايي تبديل شده‌اند، لذا سينما در بسياري از کارها وامدار ادبيات بوده است. ما در اين اثر تلاش کرديم تا هنري به غير از ادبيات را با سينما پيوند دهيم. اين هنر مي‌توانست موسيقي، معماري يا هر هنر ديگري باشد، اما با توجه به تجربه‌اي که بنده در عکاسي داشتم و شناختي که از نور، رنگ و فضا دارم، در پي آن برآمدم که اين فيلم با نقاشي عجين شود. در واقع در «چراغي در مه» مي‌خواستيم با دوربين نقاشي کنيم.

در ساخت اين فيلم و فيلمهايي که به لطف خداوند پس از اين خواهم پرداخت، هيچ‌گاه راضي نخواهم شد از نظر تفکر به حداقل بيانديشم. تنها در پي آنم که آثاري آبرومند و در شأن سينماي ايران خلق کنم.

فکر مي‌کنم وقت آن رسيده است تا سطح سليقه‌ تماشاگران را ارتقاء بخشيم. شايسته است تماشاگران به قدري توانمند شوند که از فيلمهاي سخيف و بي‌انديشه فاصله بگيرند و بدانند که سينماي فرهنگي و ملي هر کشوري نوع فاخر و انديشمند سينمايي آن کشور است. مسلما مسئولان فرهنگي با اکران اين نوع فيلمها به تربيت تماشاگران مي‌پردازند.»

پناه بر خدا رضايي درباره ريتم فيلم مي گويد: «وقتي فيلمي ساخته مي‌شود و قرار است حداقل‌ها گفته شود، مي‌طلبد كه «تمپو» فيلم كندتر باشد. با كلمه «‌كند» موافق نيستم و با كلمه «آرام» كه به سينماي شاعرانه نزديك‌تر است موافق‌تر هستم و اين پلان‌هاي طولاني است كه باعث مي‌شود بيشتر در ذهن تماشاگر بماند و به آن فكر كند.»

کارگردان «چراغي در مه» درباره به بي‌مهري‌هايي که نسبت به اين فيلم صورت گرفت، مي گويد: «به اندازه‌ کافي در کشور خودم به اين فيلم بي‌مهري شده است. هيئت محترم انتخاب جشنواره‌ فجر در سالي که اين فيلم در جشنواره‌ حضور داشت، براي اين فيلم پدرخواندگي کردند و اين فيلم را در بخش مسابقه‌ سينماي ايران قرار ندادند و خيلي از شانس‌هاي موفقيت اين فيلم را در ايران از ابتدا سلب کردند.

گلايه‌هاي امروز من به اين معنا نيست که حضور در جشنواره‌ فجر برايم افتخاري دست‌نيافتني باشد، بلکه مي‌خواهم بگويم اين دوستان فرهنگي فقط و فقط سليقه‌اي برخورد کردند و اين شانس بهتر ديده شدن را از «چراغي در مه» گرفتند. من مطمئنم تاريخ سينماي ايران درباره‌ اين فيلم قضاوت خواهد کرد.

مگر «چراغي در مه» به لحاظ مضمون، ساختار، کارگرداني، فيلمبرداري، بازيگري و صدا چه کم دارد که آنرا در بخش مسابقه‌ سينماي ايران به نمايش در نياوردند. گويا با لطف و بنده‌نوازي اين فيلم را در بخش فيلم‌هاي اول قرار دادند. چه حيف...

هرساله اگر نور‌چشمي‌ها فيلمي در جشنواره داشته باشند براي آنکه آن فيلم جايزه‌اي از آن خود کند، حتي براي آن بخش جداگانه‌اي طراحي مي‌کنند، اما در سالي که چراغي در مه به جشنواره راه يافت بخش تکنيک و نوآوري که سالها بود در کنار جشنواره برگزار مي‌شد، حذف شد.

آيا واقعا اين فيلم نمي‌توانست در اين بخش سينماي ايران ديده شود؟ بنده با فيلم پيرمرد و خط موفق شده بودم جايزه‌ تکنيک، فرم و نگاه زيبايي‌شناسانه را از جشنواره‌ فيلم کوتاه ونيز کسب کنم. در صورتي که چراغي در مه را با تجربه‌هاي فراواني که در فيلم‌هاي کوتاه داشتم ساخته بودم. پس اين فيلم ارزش ديده‌شدن در اين بخش را داشت ولي چه حيف...»

رضايي در انتقاد از منتقدان سينمايي کشور مي گويد: «به راستي ما به اندازه‌ انگشتان دست هم منتقد حرفه‌اي سينما نداريم. راسل ادواردز يکي از منتقداني است که تمام دنيا او را مي‌شناسند. او در «ورايتي» درباره‌ي فيلم چراغي در مه، نقد ستايش‌آميزي نوشته است.

به همين ترتيب نقدهاي مثبت ديگري در نشريات معتبر جهاني ديگر درباره‌ اين اثر نوشته شده است. بسيار در شگفتم چرا فقط يک منتقد در سينماي ايران پيدا نشد که بخواهد درباره‌ اين فيلم نقدي حرفه‌اي و تخصصي بنويسد. در موارد محدودي که افراد درباره‌ اين اثر نوشته‌اند فقط نظرات شخصي و سليقه‌اي خود را بيان کرده‌اند و نگاه سينمايي نداشته‌اند.

هنگامي که سازنده‌ اثري مي‌گويد دراين اثر نگاه ميني‌ماليستي داشته، منتقد هم بايد به اين مسئله توجه کند، اما هيچ يک از منتقدان ما اين مسئله را مورد توجه قرار ندادند و فقط درباره‌ قصه و نشانه‌هاي رايج در سينما صحبت کردند.»

کارگردان «چراغي در مه» درباره حضور‌ موفق اين فيلم در جشنواره‌هاي خارجي گفت: «اين حضور و حضور ساير فيلم‌هاي ايراني نشانه‌ آن است که سينماي ايران هنوز هم حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد. شخصا موافق اين نکته نيستم که مي‌گويند دوره‌ سينماي ايران تمام شده است. نسلي که امروزه وارد سينماي فرهنگي ما مي‌شوند، نسلي تحصيلکرده و خوش فکر هستند که فيلم‌هايي با تکنيک و ساختار‌مند مي‌سازند و در اندک زماني راه خود را پيدا مي‌کنند.»

کارگردان «چراغي در مه» مي افزايد: «هرگاه اين فيلم مورد تشويق قرار مي‌گيرد، بنده احساس مي‌کنم گويي از زحمات اصغر شاهوردي و زنده‌ياد بهروز جليلي قدرداني مي‌شود. بنده به عنوان عضو کوچک اين فيلم جايزه‌ اخير خود(منبر طلايي) را به عنوان يادگار به اصغر شاهوردي تقديم مي‌کنم و اميدوارم در آينده‌اي نه‌چندان دور سينماي ايران صدابرداري اين هنرمند عزيز را دوباره تجربه کند.»

شايان ذکر است اصغر شاهوردي صدابردار چراغي در مه در مسير بازگشت از لوکيشن شمال اين فيلم دچار سانحه شد و تا کنون نتوانسته سلامتي کامل خود را به دست بياورد.

علي محمد قاسمي فيلمبردار «چراغي درمه» نيز درباره فيلمبرداري اين اثر مي گويد: «پس از گفتگو با كارگردان اثر، فضاي مورد نظر را شناختم و فكر كرديم فضاي خاص فيلم مي‌تواند به تابلوهاي نقاشي نزديك شود و سعي شد فيلم را مقدار زيادي به نقاشي نزديك كنيم.

بخشي از فيلم در لوكيشن «يادداشت بر زمين» ساخته شده است، اما در اين فيلم از حداقل حركت دوربين بهره برديم و سعي كرديم از استيلي استفاده كنيم كه فيلم يك فيلم فضا بود به نقاشي نزديك شود.

در «يادداشت بر زمين» فيلمساز من هستم و طبيعتا نگاه ويژه خودم را به‌عنوان كارگردان اعمال مي‌كنم و ريتم تند و پلان‌هاي خاصي كه دوست دارم بگيرم زماني خلق مي‌شوند كه قرار است فيلم خودم را بسازم. پس چيز غريبي نيست که در اين كار ويژگي آثارم ديده نشود، مضافا اين نوع فضاسازي‌ها را هم بسيار دوست دارم و نوع فضاسازي‌هاي «چراغي در مه» نوعي است كه رضايي خواستار آن بود.»

محمد يوسفي كه مسئوليت تركيب و صداگذاري «چراغي در مه» را برعهده داشته است، مي گويد: «ويژگي فيلم همان‌طور كه علي محمد قاسمي اشاره كرد، شبيه نقاشي بودن است با صحبت‌هايي كه با پناه برخدا رضايي داشتيم، تلاش كرديم صدابرداري نيز مثل ديگر عوامل فني بوده و اثري از صداگذاري مشخص در فيلم شنيده نشود و تلاشمان اين بود كه صداگذاري‌هاي لطمه‌اي به فيلم نزند.»

مسعود حشمت بازيگر «چراغي در مه» مي گويد: «نوع و شكل بازي من اقتضاي فيلمنامه بود، آرمان‌هايي كه مطرح مي‌شوند متعلق به نسلي است كه به گذشته مربوط است و دورانش در حال سپري شدن است.»

حسين صابري (تهيه کننده چراغي در مه) مي گويد:  «فيلم نگاهي خاص را در حوزه دفاع مقدس دنبال مي کند و معتقدم با مخاطب اين ژانر ارتباطي خوب برقرار مي کند. به هر حال به عنوان اولين کار بلند سينمايي رضايي، فيلمي موفق شده و فکر مي کنم وي به عنوان کارگردان به ايده هايي که مد نظرش بوده رسيده است.»

مصطفي جلالي فخر در ماهنامه فيلم درباره چراغي در مه مي نويسد: «کنجکاوي ام براي تماشاي فيلم، نام علي محمد قاسمي بود. يک فيلمبردار عالي که وارد فضاي حرفه اي نشده و خودش کارگردان خوش فکري هم هست. دوسال پيش(سال 1384) فيلمي ساخت که فيلمبرداري و کارگرداني درخشاني داشت و البته مهجور ماند.

 اين جا هم فيلمبرداري عکاسي گونه اي براي فيلم انجام داده. اما فقط زيباست و کارت پستالي. در واقع فيلم چنين قابليتي در اختيار دوربين قرار نمي دهد.

چراغي در مه حاصل يک سوء تفاهم قديمي است. که نماهاي طولاني و فقدان قصه و کش داري را معادل هنري ساختن و انديشگون بودن مي دانند. و معمولا مخاطب را هم به نفهميدن و کم هنري متهم مي کنند. احترام تاريخ سينماي ايران براي طبيعت بي جان و شهيد ثالث هم به اين انديشه خطا دامن مي زند و بساط شبيه سازي را پهن گذاشته است.

مشکل ديگر اينجاست که فعالان ساخت فيلم کوتاه، هنگام تجربه فيلم بلند، همچنان در قالب هاي گذشته مي مانند. و بيشتر سازندگان فيلم هاي کوتاه ذهن خود را کش مي دهند يا چند فيلم کوتاه را با هم مخلوط مي کنند. در حالي که سال هاست اين جور کارهاي کسل کننده از رونق افتاده اند. هم در اين جا هم در جشنواره هاي فرنگي که روزگاري کورسوي اميد سازندگان اين  نوع فيلمها بودند.

و البته از اين فيلم چهار چيز خوب در ذهنم مانده است: نورپردازي لکه اي، ميزانسن فصل اول، چراغي که زن در آخر فيلم روشن مي کند... و جذابيت هاي کوه و جنگل هاي تالش که ارزش رفتن و ديدن دارند(و اي کاش آدرس دقيق مي دادند).»

ونداد الوندي پور هم در ماهنامه فيلم نگار مي نويسد: «عده اي بر اين عقيده اند که يک فيلم هنري الزاما بايد ريتمي کند داشته باشد. آنها از اين نکته غافل اند که يک فيلم در درجه اول بايد تماشاگر را جذب کند.

چراغي در مه تصاوير بسيار زيبايي دارد و موضوعي انساني را مطرح مي کند؛  در صداقت کارگردان فيلم هم نمي توان شک کرد، اما اين را هم نبايد فراموش کرد که فيلم در نهايت، بايد جذاب باشد. جذاب بودن هم نه تنها اصلا به معني عامه پسند بودن نيست، بلکه شايد در اکثر مواقع کاملا ضد آن باشد.

چراغي در مه، نفس تماشاگر را مي گيرد تا داستان و شخصيت هايش را به او معرفي کند. قصه فيلم هم از ظرفيت يک فيلم سينمايي برخوردار نيست و فقط با گنجاندن نماهاي طولاني از منظره هاي زيباست که زمان فيلم طولاني و در حد يک فيلم سينمايي مي شود.»

مشخصات «چراغي در مه»:

فيلمنامه نويس، تدوينگر و کارگردان: پناه برخدا رضايي، مدير فيلمبرداري: علي محمد قاسمي، طراح گريم : فريد کشن فلاح، طراح صحنه و لباس: علي بيک محمدي، موسيقي: رضا خسروي، صدابردار: اصغر شاهوردي، صداگذار: محمدرضا يوسفي، مدير توليد: مهدي مددکار، تهيه کننده: محمود فلاح و حسين صابري، محصول: ضحي فيلم و مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي. مدت زمان: 80 دقيقه

بازيگران: پريوش نظريه، مسعود حشمت، زنده ياد بهروز جليلي

خلاصه داستان: رعنا در انتظار بازگشت همسرش از جبهه است. او در حالي که پرستار پدر سالخورده اش مي باشد در کار چراغ سازي نيز به او کمک مي کند. رحمت ، دوچرخه سواري است که چراغي را براي تعمير به رعنا مي دهد و ...

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 28 فروردين 1392 - 9:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری