يكشنبه 30 مهر 1396 - 2:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

سرگذشت نخستين بانوي اتمي ايران

 

نگاهي به کتاب «زيتون سرخ»؛ خاطرات ناهيد يوسفيان

 

کتاب «زيتون سرخ» خاطرات ناهيد يوسفيان، اولين زن اتمي ايران است که ماجراهاي زندگي خود و همسر شهيدش، علي اميني را در يکي از حساس‌ترين مقاطع تاريخي کشورمان (دوران دفاع مقدس) را روايت مي‌کند .  روايت زندگي ناهيد يوسفيان (همسر شهيد علي اميني) که به اولين زن اتمي ايران هم معروف شده است، چنين ويژگي‌هايي دارد. مجموع خاطرات اين بانوي موفق ايراني در کتاب «زيتون سرخ» ارائه شده که کار گردآوري و تدوين آن را سيدقاسم ياحسيني، نويسنده و پژوهشگر فعال در سال هاي اخير انجام داده است.اين کتاب پانصدو هفتادمين محصول دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري است که در بخش خاطرات جنگ ايران و عراق، يکصدو هشتاد و يکمين کتاب محسوب مي‌شود. مجموع خاطرات کتاب در نوزده فصل تنظيم شده که به صورت خطي از زمان تولد راوي (ناهيد يوسفيان) تا سال 1385 از زندگي وي را در بر مي‌گيرد. مخاطب در اين کتاب با ابعاد مختلف زندگي اين بانوي پر تلاش ايراني آشنا مي‌شود. ناهيد يوسفيان که متولد سال 1331 در شهر اراک است، دوران ابتدائي و راهنمايي و دبيرستان را در اين شهر سپري کرده و براي ادامه تحصيلات راهي دانشگاه جندي شاپور اهواز شده است. سال 1354 از دانشگاه اهواز در  رشته فيزيک فارغ التحصيل مي‌شود. در همين زمان با پسري به نام علي آشنا و دلباخته وي مي‌شود که همين آشنايي مسير زندگي او را تغيير مي‌‌دهد. بعد از گرفتن مدرک کارشناسي از دانشگاه جندي شاپور بلافاصله تحصيلاتش را در رشته فيزيک هسته‌اي در دانشگاه تهران آغاز مي‌‌کند. همزمان در جريان مبارزات انقلاب به مبارزات خود ادامه مي‌دهد. سال 1357 و در سن 24 سالگي با علي اميني ازدواج مي‌کند و مرداد ماه همان سال در رشته فيزيک هسته‌اي در مقطع کارشناسي ارشد از دانشگاه تهران فارغ التحصيل مي‌شود. به هيچکدام از دعوت نامه‌هاي تحصيلي کشورهاي مختلف پاسخ نمي‌دهد و به سازمان انرژي هسته اي ايران مي پيوندد تا اينکه ماجراي جنگ ناخواسته او را در کام خود مي‌کشد، همسرش، علي اميني به شهادت مي‌رسد و عشق و دوست داشتن ناهيد يوسفيان نافرجام مي‌ماند. کتاب«زيتون سرخ» شرح اين زندگي پر ماجرا است. رواي خاطرات کتاب تعريف مي‌کند که چگونه با ماجراهاي پر پيچ و خم زندگي‌اش کنار آمده و رمز موفقيت‌هايش در اين زندگي چه بوده است. البته او اغلب روي اين نکته تاکيد دارد که روزهايي که در اين زندگي پرتنش سپري شده پر از تجربه‌ها، تلخي‌‌ها و شيريني‌‌ها است. به بيان ديگر، در عين زندگي است که اميد معناي واقعي خود را مي‌‌يابد. تصميم و اراده براي ادامه زندگي آن هم در دل جنگ، گونه‌اي تحقير جنگ به شمار مي‌رود که ناهيد يوسفيان با داشتن عالي‌‌ترين مدارج علمي و دانشگاهي بر همه پيامدهاي جنگ غلبه مي‌‌کند و چراغ زندگي‌‌اش را با داشتن دو فرزند روشن نگه مي‌دارد .  شکل خاطرات کتاب به صورت بيان مستقيم است که راوي به ساده ترين زبان ممکن روايت مي‌کند: «پدرم، بختياري بود. در سال 1304 متولد و در شهر انديمشک رشد کرد و بزرگ شد. پس از گذراندن دوران سربازي، در آبان ماه 1322 با مادرم ازدواج کرد. مادرم تهراني بود و هنگام ازدواج با پدرم تنها 9 سال داشت.» (ص 10)
فصل اول کتاب به بيان پيشينه خانوادگي راوي اختصاص يافته و در آن، يوسفيان به ويژگي‌ها و موقعيت خانواده خود پرداخته و جنبه‌هاي مختلف آن را شرح داده است.
در فصل دوم دوران کودکي راوي شرح داده مي‌شود که از حدود دو سالگي او را شامل مي‌شود:
«خانواده‌ام تا زماني که من پنج ساله شدم در شهر اراک زندگي مي‌کردند. قديم‌ ترين خاطره‌اي که در ذهنم مانده مربوط به دور سالگي‌ام است.» (ص 19) راوي در اين فصل بيشتر به بيان خاطرات دوران کودکي مي‌پردازد. در مهر ماه سال 1337 ناهيد يوسفيان به کلاس اول دبستان پا مي‌گذارد و به اين صورت دوران تحصيل او شروع مي‌شود. شرح اين دوران در فصل سوم کتاب آمده که همراه با خاطرات شيرين دوران مدرسه است و در فصل چهارم هم به سال‌هاي بعدي اين دروان اشاره شده است. همچنين در فصل پنجم به تحصيل راوي در دوره دبيرستان پرداخته مي‌شود. در فصل ششم هم راوي خاطرات خود در سال هاي پاياني دبيرستان و قبول شدن در کنکور را تعريف مي‌کند:
«روزي که نتايج کنکور را اعلام کردند من در تهران بودم. به پدرم در اراک زنگ زدم و گفتم: «برو به مدرسه و نتيجه امتحان‌هاي مرا بگير.»...به مدرسه رفت و کارنامه‌ام را گرفت. معلم‌ها خيلي از او استقبال کردند...به خانه که آمد به من تلفن کرد و گفت که شاگرد اول شده‌ام...اهواز را همين طوري انتخاب کردم و نمي‌دانستم که در شطرنج سرنوشت، مهره‌اي بيش نيستم. شايد اگر اهواز را انتخاب نمي‌کردم و به آنجا نمي‌رفتم، مسير زندگي‌ام طور ديگري رقم مي‌خورد؛ اما به قول مولوي بزرگ «ما همه شيريم، شيران علم»! به ظاهر از خود اختيار داريم، اما اختيار دار ما کس ديگري است.» (ص59 و60) راوي در فصل هفتم، عزيمت خود از شهر اراک به اهواز و ادامه تحصيل در دانشگاه جندي شاپور اين شهر را تعريف مي‌کند. همچنين در اين فصل به آشنايي وي با علي اميني اشاره مي‌شود که بعدها منجر به ازدواج اين دو مي‌شود. البته شرح اين ازدواج در فصل هشتم توضيح داده مي‌شود که همزمان با موفقيت‌هاي تحصيلي اين دو نفر و مرحله جديدي از زندگي آنها است.
خاطرات راوي از حوادث دوران انقلاب اسلامي در فصل‌هاي نهم و دهم بيان مي شود. همچنين در فصول بعدي به تولد اولين فرزند آنها و شروع جنگ تحميلي از سوي حکومت بعثي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران اشاره مي‌شود. در اين مرحله است که بر اثر اصابت خمپاره‌اي به باک تاکسي حامل راوي، همسرش علي و فرزندش روزبه، مرحله ديگري در زندگي اين خانواده رقم مي‌خورد:
«تاکسي يکي، د و خيابان رفت. به فلکه سه دختر رسيد. همين طور که با علي صحبت مي‌کردم ناگهان انفجار از صندق عقب تاکسي بلند شد...صداي مردم را مي شنيدم که با هيجان حرف مي‌زدند.
- چه شده!

-  باک تاکسي خمپاره خورده و منفجر شده.
-  کسي هم طوري شده.
-  بله. چند نفر شهيد شده اند.
- اين خانم را ببريد بيمارستان! (ص 136 و 137)
فرزند راوي(روزبه) مجروح و همسر راوي(علي اميني) به شهادت مي‌رسد و از اين مرحله به بعد سختي‌هاي زندگي ناهيد يوسفيان شروع مي‌شود، اما او با استقامت به جنگ دشواري‌هاي زندگي مي‌رود و در اين راه پيروز مي شود.
بخش پاياني کتاب را شش قطعه عکس مربوط با موضوع خاطرات و کپي اسنادي مرتبط با فعاليت‌هاي علمي راوي تشکيل مي‌دهد که در يک از آنها، روي جلد يکي از گزارش‌هاي ناهيد يوسفيان به وزارت نيرو با عنوان «پس مانده‌هاي مواد راديواکتيو راکتورهاي هسته‌اي» نشان داده مي‌شود. 
خاطرات ناهيد يوسفيان حاصل بيست ساعت گفت‌وگو با وي است که سيد قاسم يا حسيني اين مصاحبه را در شهريور سال 1385 در شهر شاهرود انجام داده و انتشارات سوره مهر در تهران اين خاطرات را در 216 صفحه مصور منتشر کرده است.

 

 

دوشنبه 26 فروردين 1392 - 12:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری