سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 15:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

بررسي كتاب«چامه‌هاي هوراس» با حضور ميرجلال‌الدين کزازي

 

 

نشست نقد کتاب «چامه‌هاي هوراس» با برگردن ميرجلال‌الدين کزازي با حضور اين محقق و انتوره بروني، فعال فرهنگي سفارت ايتاليا در موسسه فرهنگي شهر کتاب برگزار شد. در ابتداي اين مراسم دکتر کزازي گفت:«از روزگار نوجواني با نام هوراس آشنا بودم. شايد آهنگين بودن اين نام به گونه‌اي بود که هميشه بازتابي دلنشين در نهاد من داشت. از اين روي شايد هنگامي که توانستم سروده‌هاي او را به پارسي برگردانم و کتاب چامه‌هاي او به دست من افتاد، بي‌درنگ بازگرداني‌اش را آغاز کردم.»

وي افزود:« گاهي سخنواران آن‌چنان سترگ‌اند، آن‌چنان بالايند که دور از دسترس مي‌نمايند؛ مانند ستيغ کوهساران بلند که در مه سپهر ناديده مي‌مانند. هوراس هم ناشناخته مانده است، چون شاعري سترگ است. اما همواره اين‌طور نيست؛ سخنواران به ستيغ کوه‌اند، اما از دامنه کوه مي‌توان آن‌ها را ديد. فردوسي بزرگترين رزمنامه‌سراي جهان است، اما بسيار سر‌شناس است و بسياري از ايرانياني هم که خواندن و نوشتن نمي‌دانند، او را مي‌شناسند.»

مولف کتاب«سراچه آوا و رنگ» اضافه کرد:«يکي از ويژگي‌هاي سخنوران بزرگ اين است که کمتر شناخته مي‌شوند. از اين‌رو مي‌توانيم هوراس را با خاقاني بسنجيم. خاقاني سخنوري است که براي ايرانيان و پارسي‌زبانان ناشناخته است زيرا هرکس توان آن ندارد که کوه بلند را تا ستيغ آن بپيمايد. اندکي مي‌توانند راه به چکاد و ستيغ ببرند. شايد سخني بر گزاف نباشد، اگر بگوييم هوراس يکي از دو سخنور بزرگ روم باستان است. آن ديگري «ويرژيل» است که شاهنامه رومي را که «انه‌ايد» نام دارد، سروده است.»

اين شاهنامه‌شناس گفت:«از ديدگاه من هوراس کم از ويرژيل نيست، اما شايد از آن روي ويرژيل شناخته‌تر است که داستان روم را درپيوسته است و از اين جهت با فردوسي قابل مقايسه است. اگر هوراس داستان روم را مي‌سرود، شايد آوازه‌اي بلند‌تر از ويرژيل مي‌يافت. به هر روي او نزديک‌ترين و دوست يک‌دل ويرژيل بود.»

کزازي درباره اثر ترجمه‌اش گفت:«چامه‌ها به راستي ديوان است. ديوان واژه‌اي پارسي و ايراني است که با دبستان و دبيرستان هم‌ريشه است؛ به معني جايي که نويسندگان در آن گرد مي‌آيند اما ديوان به دفتر فراگير شعر گفته مي‌شود. هنگامي که همه سروده‌هاي سخنوري را در دفتري گرد مي‌آورند، آن دفتر را ديوان مي‌نامند. اين واژه از زبان پارسي به زبان‌هاي ديگر رفته است. هنگامي که هوراس هنوز در جهان مي‌زيست، سروده‌هاي وي در  چهار دفتر گردآورده شد. چون چامه‌ها ديوان هوراس است، زمينه‌اي يگانه و يکنواخت ندارد و سروده‌هاي گوناگون او در آن گردآورده شده است.»

اين پژوهشگر افزود:«در کتاب او مي‌توان از سروده‌هاي شورانگيز وطني يافت تا چامه‌هايي که اگر هوراس به زيبارويي دل مي‌باخته يا در مي‌خانه‌اي رخدادي دل و انديشه‌اش را به خود مشغول مي‌کرده، آن را مي‌سروده است. از اين رو مي‌توان زمينه‌هاي گوناگون را در چامه‌هاي او يافت.»

نويسنده کتاب «فرزند ايران»‌ در ادامه گفت:«يکي از دشواري‌هاي برگرداني چامه‌هاي هوراس اين است که اشعار زمينه‌هاي گوناگون دارند. ديگر اين‌که چون اين سروده‌ها ساختار داستاني ندارند، آکنده از اشارات، چشم‌زد‌ها و تلميحات گوناگون‌اند. بسياري از آن‌ها برمي‌گردد به افسانه‌هاي يونان و روم باستان. بنابراين کسي که چامه‌ها را به زباني ديگر برمي‌گرداند، به ناچار بايد آگاهي و دانشي بسنده داشته باشد تا بتواند اشارات را آن‌چنان که مي‌سزد، به زبان ديگر برگرداند.»

وي افزود:«دشواري و تنگناي ديگر بازگرداني چامه‌هاي هوراس‌‌ همان است که ادب‌دانان و پژوهندگان ايراني بسيار با آن رويارو و دست به گريبان‌اند.   دشواري ديگر، زبان کهن و دور هوراس است. از همين روي چون من به کاري دست نمي‌يازم، مگر آن‌که بدانم مي‌توانم آن را به سامان و سرانجامي شايسته برسانم، در برگردان چامه‌هاي هوراس از دو برگردان از دو برگرداننده چيره‌دست بهره جسته‌ام زيرا ديدم با بررسي يک برگردان، کار من چاره نخواهد شد. البته اين دو برگردان هم بسيار از هم دور بودند؛ يک برگردان ريخت‌گرايانه بود و برگردان ديگر بيشتر معني‌گرايانه بود. من در برگردان فارسي، اين دو شيوه را در هم آميختم و معنا را در پاي ريخت، قرباني نکرده‌ام.»

کزازي در بخشي از سخنانش درباره چامه‌هاي هوراس اضافه کرد:«ترجمه آزاد به راستي ترجمه نيست مگر در ترجمه شعر. وقتي مي‌خواهيم سروده‌اي را به زبان ديگر برگردانيم، چاره‌اي نداريم جز اين‌که به راه برويم. چون هر سروده، جهاني ادبي است. برگردان به آيين شعر هم پايبند به پيکر است هم در انديشه پيام. اگر بتوان اين دو را به گونه‌اي در برگردان پاس داشت که گزندي بنيادين به هيچ يک از اين دو نرسد، در برگردان پيروز خواهيم بود.»

سراينده مجموعه شعر «دستان مست» گفت:«اين‌که چند سالي است به سراغ بازگرداني اشعار باستاني مي‌روم، دو دليل دارد؛ اول اين‌که زمينه پيام‌شناختي آن‌ها براي من دلپذير و گرامي است. دليل دوم هم آن است که با زبان من بيشتر مي‌سازد؛ زباني که باستان‌گونه است. چامه‌هاي هوراس هم سرشار از اين دو ويژگي بود.»

 

 

 

دوشنبه 26 فروردين 1392 - 9:25


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری