شنبه 25 آذر 1396 - 4:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

ديدار آشنا

 

 

به بهانه‌ي نظري در كتاب «راه‌هاي پرورش ايمان در قرآن و سنت»‌

اثر حاضر با همت ثريا برزگر نژاد تأليف شده است و انتشارات بين‌الملل آن را به زيور چاپ مزين كرده و در اختيار علاقه‌مندان به مباحث ديني و اسلامي قرار داده است. با نگاهي به فهرست مطالب اثر در مي‌يابيم كه نويسنده‌ي محترم موضوع را درچهار فصل متفاوت مورد غور و بررسي قرار داده است كه با زير مجموعه‌هاي فراواني همراه مي باشد.

 هر چند موضوع كتاب در نگاه نخست بسيار روشن و صريح مي‌نمايد وليكن با نگاهي به مطالب درون اثر در مي‌يابيم كه اين قضاوت تا حد زيادي به واقعيت نزديك نيست. زيرا چنان كه نويسنده با رويكردي كاملاً علمي و پژوهش محور به مقوله‌ي ايمان در قرآن و سنت پرداخته است و در اين خلال خواننده با اثري كاملاً‌متفاوت رو به رو است. عنوان كتاب آنچنان كه گفته شد صريح و روشن است ولي در خصوص انگيزه‌ي نگارش كتابي به اين عنوان بايد لايه‌هاي پنهاني از علتها را جستجو كرد. برگرديم به موضوع اصلي كتاب تا از ميان آن نگاهي شود برانگيزهاي نويسنده‌ي محترم آن، در ديد كلي سنت و قرآن دو دست آويز محكم و قابل اتكا در دين مبين اسلام مي باشند. و اصولاً قوانين اسلامي برگرفته از اين دو منبع مهم ديني هستند.

 درعصر حاضر ايمان به معني واقعي كلمه بسيار حياتي تر از گذشته روي مي نمايد و شايد بتوان گفت كه همان گمشده‌اي كه بشر امروزي به دنبال آن بوده است مي باشد. بررسي راه‌هاي تقويت ايمان در سنت و قرآن كريم هدفي ارزشمند و عملي شايسته خواهد بود. البته بايد متذكر شد هر عملي كه با انگيزه‌هاي درستي همچون هدايت بندگان خدا صورت پذيرد شايسته‌ي تقدير و ارج نهادن است. در اين ميان يكي از انگيزه‌هاي احتمالي نويسنده مي‌تواند همين مطلب باشد با اين پيش فرض به درون كتاب نظري عميق تر خواهيم داشت تا آنچه را كه شايسته‌ي آن باشيم را بياموزيم و توشه‌ي سفر خود كنيم.

 فصل اول كتاب در مورد كلياتي از ايمان به بحث نشسته است و اين كليات را با بررسي معناي لغوي ايمان آغاز مي کند. معناي ايمان در قرآن و روايات در اين ميان جلب نظر بيشتري مي‌كند. در كتاب ايمان از نظر علامه طباطبايي (رض) اينگونه معرفي شده است. «ايمان از واژه امن به معناي امنيت گرفته شده است و منظور از آن تصديق و اعتقاد قلبي است آن گونه اعتقاد و باوري كه جان آدمي را از كفر و شك و بيماري‌هاي روحي در امان نگاه دارد.»

 از همين تعبير كوتاه چند نكته آشكار مي‌شود كاركردهاي ايمان از نظر علامه طباطبايي باعث به وجود آمدن آسايش فردي و اجتماعي مي شود كاركردهاي ايمان در اين تعريف رهايي از شك، كفر و بيماري‌هاي روحي در انسان معرفي شده است. اين جنبه از ايمان نه تنها در روح فردي و زندگي او اثر مي گذارد و به طور مستقيم فرد را به سوي آسايش و آرامش دروني سوق مي‌دهد بلكه در ارتباطي غيرمستقيم جامعه را نيز آرام و بدون دغدغه‌هاي پوچ و بي‌معني مي‌كند. و در حقيقت كاركردهاي اجتماعي ايمان همانند. كاركرد‌هاي فردي و شخصي آن قابل توجه است.

 با نگاهي عميق‌تر به مقوله‌ي ايمان جنبه پنهان‌تري از آن مشخص خواهد شد. ايمان قلبي حاصل آگاهي و عملي خود خواسته است و چون با عمل مستقيم شخص در ارتباط است در ظاهر هر فرد نيز قابل رويت مي‌شود در حقيقت ايمان در باطن و قلب جاي دارد ولي آثارش در ظاهر و باطن، در جامعه و زندگي قابل رويت مي‌شود. امري كه حيات فرد مؤمن با آن پيوندي اساسي دارد. به طوري كه از مراتب فرد با ايمان كه همان مؤمن است به خوبي مشخص خواهد شد كه تفاوتي اساسي با فردي كه ادعاي ايمان را دارد مي‌كند.

 مؤمن در دل آرام و مطمئن و درظاهر و عمل به آن اعتقاد خود باور دارد. فردي كه يكي از موارد را دارا نباشد جزو مؤمنين يا افراد با يمان قرار نخواهد گرفت. در حقيقت ايمان مراتبي به ترتيب ذكر شده دارد. در دل مؤمن جاي مي گيرد از علم و آگاهي او سرچشمه گرفته است و در عمل او نمايان خواهد شد. نمونه‌ي كامل چنين فردي همانا خود پيامبر اسلام (ص) است.

 پس با توجه به جمله‌ي ذكر شده از كتاب ارزشمند تفسير الميزان مي‌توان ايمان را مورد ارزيابي و شناخت قرار دارد. شناخت هر موضوعي بابي است در ابتداي آن هرگاه موضوعي به خوبي در آغاز شناخته شود بهتر مي‌توان در خصوص آن به تفكر و تعمق پرداخت هر چند كه با اعتبار احاديث و آيات الهي موضوع ايمان به روشني درك مي‌شود. ولي تحليلي فردي و شخصي در اين خصوص امري حياتي است.

 زيرا هر فرد بايد بتواند ايمان را به طور كامل و با استدلال شخصي خود مورد شناخت قرار دهد و از شناخت خود بهره‌مند گردد نويسنده در مبحث ايمان حقيقي كدام است، با توسل به آيه‌ي شريفه 15 حجرات به اين موضوع اشاره‌اي غير مستقيم دارد. «حقيقت، مومنان كساني آند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر] شك نياورده...» از معناي ظاهري اين آيه‌ي شريفه چنين مي‌توان نتيجه گرفت كه ايمان حقيقي به يك باره در دل ظهور نمي‌كند بلكه  با مداومت در راه آن مي‌توان به مرحله ايمان حقيقي رسيد و امري سطحي نيست. بلكه در عمق وجود فرد بايد جاي داشته باشد.

 و از اين آيه‌ي شريفه ديگر معني كه مي‌توان به آن تكيه كرد همان تقويتي است كه بايد از سوي فرد با ايمان صورت پذيرد تقويت ايمان امري حياتي ذكر شده است تا كسانيه ايمان آورده‌اند و آن ايمان را تقويت نكرده ‌اند پس از آن شك ورزيده و از راه خود خارج شده‌اند پس در نتيجه ايمان امري است زنده مانند وجدان و امثال آن بايد هر لحظه مراقب آن بود تا در نهايت فرد را به مرحله‌ي بالايي برساند.

 در آيه‌ي ديگري كه در اين بخش به آن اشاره شده است يكي از نشانه‌هاي داشتن ايمان را متوجه خواهيم شد و آن آرامشي است كه خداوند در دل ايمان آورندگان واقعي خواهد گذاشت، مي باشد. همان ايماني كه به تعبير نويسنده حقيقي است پس يكي ديگر از نشانه‌هاي ايمان آرامش قلبي مي‌باشد.

 از كاركردهاي اساسي ايمان همين يك نكته كافيست كه انقلابي در فرد ايجاد كند مسلمان واقعي و با ايماني كه به اين درجه از آرامش قلبي رسيده باشد در زندگي شخصي و فردي خود موفقيتي بزرگ كسب خواهد كرد كه يكي از كاركردهاي ايمان را شامل مي‌شود در ادامه به رويكردهاي متفاوتي از ايمان نظر مي‌كنيم.

 در ادامه يكي  ديگر از كاركردهاي ايمان مشخص مي‌شود آيه‌ي 29 سوره‌ي روم كه نويسنده‌آن را در متن آورده به همين نكته اشاره دارد كه  از كاركردهاي ديگر ايمان به خداوند، يافتن راه هدايت است. هدايت گوهر فردي مؤمن به خداوند متعال مي‌باشد. وليكن تنها كساني از نعمت هدايت برخوردار خواهند شد كه ايمان كاملي نسبت به خداوند داشته باشند. ترجمه‌ي تحت الفضي اين آيه شريفه تأكيد دارد كه هيچ قدرتي نمي‌تواند بدون اذن خداوند راه هدايت را بيابد و اوست كه تصميم مي گيرد چه كساني بايد هدايت شوند و چه كساني گمراه بمانند البته همان طور كه گفته شد از مقدمات هدايت شدن توسط پروردگار داشتن ايمان حقيقي است همان ايماني كه در دل و عمل باشد و از روي علم و آگاهي صورت پذيرد.

 رابطه‌ي بين اسلام و ايمان يكي ديگر از موضوعاتي است كه بسيار با اهميت خواهد بود. در اين ميان از سخن پيامبر اكرم (ص) كمك مي گيرم تا موضوع براي ما روشن‌تر گردد. «اسلام امر آشكاري است ولي جاي ايمان دل است» از اين حديث نبي يكي از روابط مهم ميان اسلام و ايمان و تفاوت آشكار ميان آن دو در نظر پيامبر خدا (ص) مشخص مي‌شود همان‌گونه كه از جمله‌ي بالا روشن است پيامبر تفاوتي ميان اسلام ايمان قائل شده‌اند. نويسنده‌ بخشي از اين تحليل را در متن آورده است ولي قسمتي از همين تحليل چندان كامل نيست زيرا با نظر در همين حديث مي‌توان به توضيحاتي تكميلي‌تر دست يافت كه در متن نويسنده به آن اشاره نكرده است و از اين جنبه‌ي پراهميت موضوع را مورد بررسي قرار نداده است.

تفاوت ميان اسلام در ظاهر و اسلام در باطن و قبول اسلام آوردن توسط خداوند ايمان معرفي شده است. نويسنده تنها تفاوت ميان اسلام و ايمان را مورد نظر داشته است ولي با توجه به سخن پيامبر اسلام و قبول آن، همان آزمون ايماني است كه در دل مؤمن بايد جاي داشته باشد. جنبه‌‌هاي ظاهري دين اسلام و مسلمانان در فرهنگ ديني ما بسيار پراهميت و مهم تلقي مي شود به طور مثال انجام واجبات و انجام ندادن محرمات در ظاهر دين تأثير داشته و ريشه‌ي آن بايد در باطن دين باشد.

 باطن دين همان ايمان به خداوند و دين اوست اعتقادي قلبي به اعمالي است كه انجام مي دهيم. بر فرض كسي از اعمال مسلمانان به همان شكل و ظاهر بسنده كند آيا او اسلام را شناخته است از همين حديث متوجه مي‌شويم كه چنين افرادي اسلام آروده‌اند و به آن عمل مي كنند وليكن درآن اين گونه هستند. در واقع از نظر گاه ديگر دين دو جنبه‌ي متفاوت و در عين حال در طول هم دارد پوسته‌ي دين كه از آن به ظاهر و شكل اعمال ياد مي‌شود مثلاً شكل نماز خواندن لباس پوشيدن و ديگر اعمال ظاهري كه در اسلام به آن توصيه شده است.

 در مرحله‌ي بعدي مغز دين قرار دارد كه با تفاوت اساسي كاملاً متمايز از پوسته‌ي دين مي توان آن را شناخت همان گونه كه در ظاهر امر بر مي‌آيد كسي كه به اصل و درون دين پي برده باشد در ظاهر هم به اعمال آن توجه مي كند در حقيقت شكل ظاهري هر عملي جذبه‌اي از باطن همان عمل است در صورتي كه فرد آن جنبه دروني را درك كرده باشد شكل ظاهري را نيز به خوبي به انجام خواهد رسانيد. در حاليكه اگر به اين درك نرسيده باشد در ظاهر امر عملي را انجام مي‌دهد اما چون درك عميقي از آن عمل ندارد تنها به پاداش ظاهري آن عمل نايل مي‌آيد.

 در اين مبحث موضوع اصلي درك فردي از دين است هر چند كه به راحتي بدست نمي‌آيد. اختياري بودن ايمان نيز مورد توجه نويسنده قرار گرفته است او با نتيجه‌گيري كه از اين موضوع دارد چنين مي نويسند. (از اين رو اكراه و اجبار در دين موجب آسيبي اساسي به دين و دينداري است. ايمان معرفت و اعتقادي قلبي است، و دينداري از چنين ايماني بر مي خيزد و در آنچه از نسخ معرفت و اعتقاد قلبي است، و دينداري از چنين ايماني بر مي‌خيزد و در آنچه از نسخ معرفت و اعتقاد قلبي است اكراه و اجبار منتفي است.» با اين نتيجه‌گيري متوجه مي‌شويم اسلام ايمان را نه از راه اجبار بلكه از راه اراده مي‌پذيرد.

 به طور مثال اگر كسي به  اجبار و يا ناچاري مجبور شود ايمان بياورد به اين معني است كه در ظاهر امر قبول كرده ولي در باطن به آن اعتقاد نداشته است و همين نداشتن اعتقاد قلبي موجب مي شود سخن او ارزش نداشته باشد و با اين تعريف بايد گفت اصولاً اسلام و ايماني كه در درون خود شكل نگرفته و ريشه‌ي درونگرايانه‌ي آن رشد نكرده باشد مورد قبول واقع نمي‌شود. هر چند كه در ظاهر به تمامي اعمال اسلامي عمل شود تنها بخشي مورد پذيرش قرار مي‌گيرد كه با اراده‌ي قلبي و از روي علم صورت گرفته باشد و مابقي ارزش ظاهري و مجازي خواهند داشت.

 و شايد از اين منظر بتوان مسلمانان را به دوگروه متفاوت دسته‌بندي كرد مسلماناني كه هم در ظاهر و هم در باطن به اعتقادات خويش عمل مي‌كنند و مسلماناني كه در ظاهر به اعتقادات خويش عمل مي‌كنند ولي در باطن خود ايمان نياورده‌اند. در مبحث اصول ايمان موضوع تفويض مورد نظر قرار گرفته است نويسنده در اين ميان سخني از اميرالمؤمنين علي‌(ع)، را آورده که اين چنين مي فرمايند. «بنده طعم ايمان را نخواهد چشيد مگر اينكه بداند آنكه ضرر مي رساند و نفع مي بخشد جز خداوند يكتا خداي ديگري نيست.» دراين سخن چنان كه از سياق گفتار آن بزرگوار بر مي‌آيد نوعي تسليم بي‌چون و چرا در مقابل خواست خداوند  مطرح است. در اين ميان خود با ايمان هر حركتي كه صورت مي دهد و هر نتيجه‌اي كه حاصل را از خداوند متعال مي‌داند و معني عام تفويض يعني همين نكته كه در تمامي امور مؤمن خود را مؤثر نشمارد وخود را در سود و ضرر شريك نگرداند و از همه سوي تسليم خواست خداوند متعال شود دراين شرايط دو حالت بيشتر ممكن نخواهد بود.

 فرد با ايماني كه سود مي‌كند و عمل او باعث آن مي‌شود چون هم عمل را و هم سود را از خداوند مي‌‌داند نه مغرور مي‌شود و نه بيش از اندازه خوشحال، مغرور نمي‌شود چون مي‌داند عمل از او نيست و صاحب عمل كسي ديگر است كه بسيار تواناتر از اوست پس از عمل نيكوي حاصله به خود مغرور نگشته و آن را از سوي خداوند مي‌داند. در هنگام نتيجه نيز همچنان كه سودي مي‌برد به همان دليلي كه عمل را از خود نمي‌داند سود را نيز از آن خود نيافته و تنها شكرگذار آن خواهد شد و بر آن سود تكيه نخواهد كرد زيرا مي داند شايد در آينده‌اي نزديك نتواند از آن بهره‌مند گردد. پس دل به آن نخواهد بست.

 در ديدگاه دوم نيزهنگامي كه ضرري عايد شده مؤمن آن را به حساب حكمت يا آزمايش الهي مي‌گذارد زيرا در نگاه او همين ضرر نيز مي‌تواند موجبات رشد او را فراهم آورد كه در اين عرصه به مرحله‌اي از تكامل دست يابد وآن را نيز نعمتي از جانب حق تعالي متصور مي‌كند و در مقابل آن ناراحتي بسيار از خود بروز نمي دهد زيرا مي‌داند كه در آينده شايد از آن ضرر خلاصي مي‌يابد.

 البته منظور نظر از اين سخن آن است كه مؤمن تمامي زندگي خود را وقف ايمان خويش كند و به نتايج به دست آمده حساس و متأثر نگردد در اين مقام رضاي به قضاي الهي نيز نهفته است يكي ديگر از جنبه‌‌هاي وجودي ايمان همان است كه به قضا و قدر الهي ايمان داشته باشيم و در مقابل آنها از خود صبر و بردباري بروز دهيم ايمان به خداوند آنچنان مفاهيم به هم تنيده و پيچيده‌اي دارد كه نمي‌توان به كلي آنها را جدا از يك ديگر دانست و جداگانه مورد بحث قرار داد و همين امر موجب شده نويسنده در بخش هايي از كتاب توضيحاتي يكنواخت در خصوص دو بحث ارائه دهد در حقيقت بسياري از مباحث چنان بر يكديگر تنيده شده‌اند و از لحاظ معنايي به يكديگر وابسته گشته‌اند كه شايد توضيحاتي در مورد ديگري براي هر كدام از آنها كافي به نظر آيد و نيازي نباشد كه آن مفاهيم را جداگانه و تك تك مورد نظر قرار دهيم.

 در اين ميان نويسنده هرچند سعي كرده است از اين كاستي‌ها كمتر در اثر خود داشته باشد وليكن با اين حال در بخشهايي از نوشتار او چنان كه مي‌بينيم همين نقيصه وجود دارد و مفاهيمي كه در بخشهاي جداگانه مورد غور و بررسي قرار گرفته‌اند بسيار يكنواخت هستند

 شكيبايي و بزرگواري در وقايع به معني صبر و تحمل در اين عرصه‌ي بسيار سخت است. كه ميزان شكيبايي هر فرد مشخص مي‌شود كه از نشانه‌هاي ايمان به خداوند محسوب مي گردد. گله كردن و شكايت نداشتن به تعبير ديگر صبر بر بلايا و اتفاقات ناگوار باعث مي شود آن حالت تسليم در فرد نمايان گردد و بيش از هر چيزي نشانه‌هاي ايمان متبلور شود ناگواري بلايا هر چه بيشتر باشد صبر و حالت تسليم بيشتر است و در اين ميان روح مؤمن صيقل داده مي‌شود از همين سو يكي از مراتب وجود ايمان است. در زمان وفور نعمت از خداوند متعال شكرگذاري كرده و مي‌داند تمامي اين نعمت‌ها از ناحيه او سر چشمه مي‌گيرد حتي نعمت ايماني كه در دل او جوانه زده است از اين ميان شكرگذاري هم با عمل صالح و هم با اجراي دستورات الهي مي‌تواند همراه شود و فرد مؤمن در اين عرصه نيز به نوعي مورد آزمايش قرار مي‌گيرد.

 هنگامي كه با وفور نعمت و هنگامي با دچار شدن به بلا براي فرد با ايمان هر دوي اين موقعيت‌ها يكسان خواهد بود. قناعت و قانع بودن همچنان كه مي‌دانيم در نگاه انسان مؤمن پسنديده است و در زندگي فردي و اجتماعي هر فردي بسيار مؤثر خواهد بود پس قناعت از ويژگي‌هاي بارز و عيني ايمان است اين مورد چون در ظاهر هم مشخص خواهد بود آثار اجتماعي فراواني هم به دنبال خواهد داشت. ظلم از نشانه‌هاي بي ايماني است زيرا آنچناني كه از آيات و روايات بر مي‌آيد ظلم كردن عملي ناپسند است و حتي براي دشمنان نيز شايسته ندانسته‌اند بلكه آنرا يكي از نشانه‌هاي ايمان مي‌دانند.

دوستي يكي از جنبه‌هاي زندگي اجتماعي هر فردي است مؤمني كه به خاطر دوستي خود با ديگري حقي را از كسي ضايع نكند مؤمن واقعي خواهد بود و حقيقت طالب حق بودن در وجود چنين فردي رخنه كرده است.

 يكي ديگر از آثار ايمان حركت در جهت منفعت مؤمنين است و عمل در راه اجابت خواسته‌هاي بندگان خداوند است . علم گرايي به مفهوم علم امروزي و تجربه‌گرايانه نيست به معني علم يقين و علمي كه از درون انسان سرچشمه مي‌گيرد و متصل به صفحات الهي است علم جامع و مانع علم در اين مفهوم دراين بخش مد نظر بوده است. اين ويژگي‌هايي كه ذكر آنها رفت و نگارنده به توضيحات مختصري از آنها بسنده كرد از ويژگي‌هاي مؤمن واقعي بود كه بنابر حديثي كه نويسنده آنرا در اين بخش آورده  بود مورد بررسي قرار گرفت ويژگي‌هاي مؤمن بر دو جنبه جزئي‌تري نيز تقسيم خواهد شد جنبه‌هاي فردي و جنبه‌هاي اجتماعي دو تقسيم‌بندي هستند. زير هر عنوان آنها تقسيمات كوچكتري را نيز مشاهده مي‌كنيم اما به دليل طولاني شدن بحث از توضيحات تكميلي در اين موارد خودداري خواهيم كرد تا به كلياتي ديگر از همين مبحث بپردازيم.

 بسيار جالب توجه خواهد بود كه خوانندگان اين اثر در تمامي جنبه‌ها و تقسيماتي كه نويسنده محترم در بخشهاي گوناگون كتاب آورده است به تفكر و درك مفاهم آن بپردازند و از ميان نوشتارهاي آن تفسير شخصي و برداشت مناسب با احوالات خود را بازيابند وليكن به دليل كوتاهي مجال در اين نوشتار به ناچار مجبوريم به خلاصه‌اي از كليات كتاب بسنده كنيم.

و از موضوعات مطرح شده به سرعت عبور كنيم فصل دوم كتاب به تأثير ايمان بر زندگي انسان نظري افكنده است اين بخش از اثر در دنياي امروز ما حياتي و قابل توجه است زيرا از همين جنبه‌‌ي با اهميت اگر بر موضوع نظر كنيم به نكات قابل توجه و قابل استفاده زيادي خواهيم رسيد نكاتي كه دانستن و به كار بستن آنها تأثيري شگرف بر زندگي امروز ما خواهد داشت. نويسنده در اين بخش فوايد ايمان را در دنيا و آخرت مورد نظر قرار داده است. از فوايد ايمان در دنيا به دوازده فايده اشاره مي‌كند كه عبارتند از، بركت مادي، هدايت الهي، اميدواري به خدا، آزادي از تسلط شيطان، نور الهي، آمرزش گناهان، برادر ديني، ورود به رحمت الهي، استقامت در ايمان، افزايش ايمان، پيروزي نهايي، اجابت خدا، اين موارد همچنان كه مشاهده مي‌كنيم در صفحات قبل كم و بيش ذكر شده‌اند ودر مورد مطالبي را از زبان نويسنده خوانده‌ايم همان مسئله‌اي كه پيش‌تر ذكر آن رفت در اين مورد نيز صدق مي كند نويسنده ي اين اثر گاهي يك مبحث را در چند جاي مختلف آورده و در هرجا نيز همان توضيحات و تعابير را همراه با آيات و روايات متفاوت  ذكر كرده است در اين ميان بهتر بود از نگاهي كلي‌تر و با جمع‌بندي  دقيقي هر يك از آنها را تنها يكبار در كتاب مي آورد و از زياده‌گويي و تكرار بي مورد پرهيز مي‌شد هم خوانندگان سردرگم و ملول نمي‌گشتند و هم مفاهيم نويسنده بهتر و راحت‌الفهم‌تر به مخاطب منتقل مي شد و بيش از اين دو يكپارچگي مناسبي ميان موضوعات مطرح شده صورت مي‌پذيرفت. و اثري شسته رفته‌ تري را پيش روي‌ها مي گشود.

 نقش ايمان در زندگي فردي از جمله مواردي است كه يكي از اهداف كتاب محسوب مي‌شود و در مقدمه‌ي عنوان آن مي‌توان چنين موضوعي را پيش‌بيني كرد از جمله مواردي كه نويسنده در اين عنوان به ايمان و نقش آن در زندگي فردي اشاره مي كند نخست به آرامش روان در اين مفهوم عرضه مي شود كه وجود ايمان باعث آرامش خاطر خواهد شد. از آيه‌ي 4 سوره‌ي فتح كمك گرفته شده است تا به عمق مفهوم آرامش رواني راه‌ يابيم نويسنده، با اتكا به اين آيه توضيح مي‌دهد كه ايمان به روز قيامت وايمان به پاداش وجزا باعث اين آرامش روان خواهد شد البته نگاهي كلي به موضوع آرامش روان نكاتي ديگر را در همين راستا روشن ‌مي‌سازد كه مي توان به توضيحات نويسنده افزود اصولاً كسي كه به خداوند و دين او ايمان آورده باشد و در دل به آن اعتقاد پيدا كند در خود آرامشي از جنس محبت به خدا و اهل او خواهد يافت و در اين ميان به نظر مي‌رسد اين گونه آرامش رواني از آنچه كه نويسنده در اين بخش به آن تكيه كرده است يك پله بالاتر قرار مي گيرد.

 در نظام پاداش و جزا و همچنين روز رستاخيز فردي كه به نيت آن به خدا ايمان آورده است. در نظر از فردي كه بدون در نظر گرفتن آن نظام پاداشت و جزا به خداوند ايمان آورده متفاوت خواهد بود تنها كافيست يك پرسش اساسي را در اين ميان مطرح كنيم. آيا  كسانيكه براي بدست آوردن بهشت به سوي كارهاي نيك و عمل صالح گرايش دارند با كسانيكه بدون در  نظر گرفتن آن و فقط براي رضاي ذوالكرم به دستورات او عمل مي‌كنند يكي خواهند بود. كيفيت ايمان در اينجا كاملاً با اهميت جلوه مي‌كند همان امري كه در ابتدا به درجه بندي ايمان منجر خواهدشد.

 در ادامه نويسنده پس از ذكر توضيحاتي در خصوص ديگر جنبه‌هاي آرامش رواني و مشتقات آن به مبحث ايمان و تأثير آن بر اخلاق قدم مي‌گذارد توضيحات نويسنده در مورد نقش ايمان در اخلاق اين چنين است. «زيربناي همه‌ي اصول اخلاقي و سرسلسله‌ي همه‌ي معنويات، ايمان  مذهبي، يعني ايمان و اعتقاد به خدا است. مي‌‌دانيم هر فعل اخلاقي، مغاير با اصل خودخواهي و منفعت پرستي است و انجام هر فعل اخلاقي موجب نوعي محروميت عادي است.» اين گفته كه بخشي از نوشتارهاي استاد شهيد مرتضي مطهري است خلاصه آن چيزيست كه نويسنده نيز آن را تكرار كرده است تكرار مكررات و مفاهيم بطور بسيار آزار دهنده‌اي در اين اثر وجود دارد و جملات و كلمات مدام بر يك مفهوم دلالت مي کنند زيادة‌گويي‌هاي مفهومي با استفاده از جملات و كلمات متفاوت در متن بسيار ملال‌آور است و بخش اعظمي از همين مفاهيم تكراري نيز از منابع مختلف گردآوري شده‌‌اند تنها نويسنده در پي آنها توضيح واضحات را مي‌آورد دراين مورد نيز پس از ذكر بخشي از گفتار استاد مطهري نويسنده همان مفاهيم را بصورت تكراري ولي با جمله‌بندي متفاوت بيان مي‌دارد و اين عمل مبين نكته‌ايست كه از همان ابتداي كتاب نظر مخاطب را به خود جلب مي كند.

 نوع نگارش كتاب و سبك نويسندگي آن مشاهده همين نوع از نگرش است. نگرشي كه نتها تأليف را مد نظر قرار نداده است بلكه مانند يك كولاژ نوشتاري از اعقايد و اطلاعاتي است كه در مجموع از چند منبع جمع آوري گشته و تنها توضيحاتي نچندان واضح و مقبول به آن اضافه شده است. شكل نگارش كتاب شايد در نگاه نخست اثري تفسيري و پژوهشي به نظر برسد. وليكن بيشتر مانند كتبي مي ماند كه جنبه‌اي حاشيه‌نويسي را در گذشته به  خاطر مي آوردند.

 حتي نمي‌توان اين اثر را در ضمره‌ي اين گونه آثار نيز جاي داد. تفاوتي كه ميان اين كتاب با آثار ذكر شده وجود دارد بسيار در خور توجه است در آثار گذشتگان كه بر كتب پيش از خود كه به دست بزرگاني نگاشته شده بود معمولاً شرحي و يا حاشيه‌اي بر آن مي نگاشتند، دو كاركرد اساسي داشت يك براي فهم بهتر مطلبي كه در متن اصلي آورده مي‌شد به مخاطبان كمك شاياني مي كرد.  نويسندگان  اين گونه آثار با تسلطي كه بر موضوع داشتند مي توانستند مفاهيم موجود در كتاب را ساده سازي و راحت الفهم براي خوانندگان بكنند و در كاركرد دوم نيز جنبه‌هاي از موضوع كتاب را در طول نگارش آن توسط نويسنده‌ي اصلي و تا زماني كه نويسنده‌ي حاشيه نويس يا شرح نويس بر آن كتاب مي‌نوشت شايد در گذر زمان موضوع به مشاهده‌هاي تازه‌اي احتياج داشت و يا به دليل گذر زمان مطالب آن با اوضاع روز منطبق نبود پس نويسنده‌ي جديد سعي مي كرد از اين نظر هم عملي در خور انجام هد كه نهايتاً به درك مخاطبان اثر كمك شاياني مي كرد.

 علي السويه در اين ميان مقايسه‌اي كوتاه با آنچه كه نويسنده‌ي اين اثر از خود به جاي گذاشته است و آثاري كه ذكر آنها رفت متوجه نكاتي چند مي‌شويم كه من باب مثال بد نيست به يك مورد آن اشاره‌اي كوتاه داشته باشيم هر چند كه فرصت بحث چنان نيست كه با موشكافي دقيق به همه آن موارد پرداخته شود. به طور مثال نقش آرامش در ايمان به كرات مطرح مي‌شود و هر موضوع كه در پي مي آيد به نقش آن تأكيد دوباره‌اي صورت مي‌پذيرد، در همين راستا نيز نقش ايمان و جامعه نيز بارها از همين الگو پي‌گيري شده و چندين بار به آن پرداخته مي‌شود، توكل نيز چنين سرنوشتي را در كتاب دارد. البته ذكر نمونه‌هاي فوق مشتي از خروار است، نويسنده در انتهاي كتاب فهرستي از كتب را آورده كه از ميان آنها جملاتي را در كتاب بصورت نقل قول مي خوانيم در حقيقت تنها نقل و قول‌هايي اين فهرست منابع و ماخذ نيست كه در پيش روي ما قرار گرفته است بلكه مفاهيم آنها نيز به طور خلاصه شده‌اي در كتاب وجود دارد اگر چكيده نويسي را بتوان موفقيتي خوب به حساب آورد بايد گفت كه از اين نظرگاه اثر موفقيتي عظيم كسب كرده است.

 زيرا اين اثر چكيده‌اي از حدود هشتاد و اندي كتاب و مقاله است كه به خوبي توانسته ميان مفاهيم آنها انسجامي ايجاد ‌كند كه كمتر كسي مي‌تواند چنين عملي را با اين مهارت انجام دهد. تمركز نويسنده بر ايجاد يكپارچگي معنا در اين اثر قابل ستايش است زيرا در اين ميان مخاطبان با مطالعه اين اثر با نظرات او آشنا نمي شوند بلكه با نظرات و نوشتار تعداد كثيري از نويسندگاني كه به نوعي در اين حوزه به فعاليت پرداخته‌اند آشنا خواهند شد.

 در پايان با تشكراز نويسنده و  ناشر اين اثر، راقم اين سطور همگان را به اين نكته توجه مي دهد كه افراد كمي شايد در عرصه‌ي نوشتار وجود داشته باشند كه صاحب انديشه و فكر هستند ولي نهايتاً هر شخصي داراي ديدگاهي خواهد بود كه براي نشان دادن نگرش خود حتماً لازم نيست در عرصه‌ي نشر قديم بگذارد بلكه امروزه راههاي بسيار گوناگوني وجود دارد كه مي‌توان در آنها به بيان ديدگاه‌هاي خود پرداخت.

                                                                                                                          

 

چهارشنبه 21 فروردين 1392 - 11:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری