جمعه 2 تير 1396 - 11:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان ايلام

 

جايگاه و منزلت بي‌بي فاطمه زهرا(س)

 

 

رسولُ اللّه صلى الله عليه وآله :إنّ فـاطمةَ بَـضْعةٌ مِـنّي، وهي نورُ عَيْني،وثَمَرةُ فُؤادي، يَسوؤني ما ساءها، ويَسُرُّني ماسَرَّها، وإنّها أوّلُ مَن يَلْحَقُني مِن أهلِ بيتي پيامبرخدا صلى الله عليه وآله: همانا فاطمه پاره تن من است. او نور ديده و ميوه دل من است .آنچه او را غمين كند،مرانيزغمزده ميكندوآنچه او را شاد سازد، مراشاد مي كند. او نخستين فردازخاندان من است كه به من مى پيوندد.

با مروري اجمالي بر زندگي کوتاه فاطمه(س) به جلوه هاي ويژه اي از تأثير قرآن در سيره و سخن آن حضرت پي مي بريم که مي تواند بيش از پيش چهره تابناک آن گوهره دهر و يگانه يادگار رسول اکرم(ص) را به شيفتگان حق و حقيقت و طالبان خداي جوي بشناساند.
بيان توحيدي بزرگان و اولياء الهي همواره در تبليغ دين و ارزشهاي والاي قرآني بر مواضع توحيدي پاي فشرده اند.

دختر گرانمايه پيامبر اسلام که از سرچشمه توحيد جرعه ها نوشيده و ظرف دلش به نور خدايي روشن گرديده به سردمداران خلافت که پس از رسولخدا (ص) به زور و مکر و حيله بر مسند پيشواي مسلمانان تکيه زده اند و خود را جانشين آن حضرت مي دانند نهيب زده و از ايماني که از برکت اسلام و وجود پر برکت پيامبر خدا بدست آوردند ولي در حفظ و حراست آن تلاش نکردند انتقاد نموده، مي فرمايد:فان تکفروا انتم و من في الارض جميعاً فان اللّه لغني حميد؛ اگر شما و همه مردم روي زمين کفر ورزيد (به خدا زياني نخواهد رسيد) چرا که خداوند در خور ستايش است.»

در سخنان همه علماى شيعه و بسيارى از دانشمندان أهل ‏سنّت و جماعت بسيار اينگونه فهميده مي شودكه سرمايه و مواد اصلى دنياى وجود ظاهرى صدّيقه طاهره فاطمه زهرا عليهاالسلام از موادّ اين جهان خاکى و فناپذير نيست، بلکه بخش مادى و ظاهرى آن وجود گرانمايه، از بهشت پرطراوت و زيباى خدا از بلندترين درختان و برترين ميوه ‏هاى آن است. تنها چيزى که ما در اين مورد درمى‏يابيم، همان چيزى است که بوسيله روايات، رسيده و بيانگر آن است که روح تابناک فاطمه عليهاالسلام از فروغ عظمت و شکوه خدا آفريده شده است.

چنين مفهوم و سخنى را برخى از کتاب‏هاى روايى از جمله کتاب «معانى الْأخبار صدوق» از امام صادق و او نيز از نياى گرانقدرش سالار پيامبران خدا آورده است که فرمود: «خُلِقَ نِورُ فاطِمَة قَبْلَ أنْ يُخْلقَ الْأرْضُ وَ السَّماءُ...»( صدوق، معانى الْأخبار، ص396) نور وجود فاطمه پيش از آفرينش آسمان و زمين آفريده شد! برخى از مردم پرسيدند:اى پيامبر خدا! آيا گوهر وجود فاطمه عليهاالسلام از انسانها نيست؟

پيامبر فرمود: فاطمه حوريه‏اى است در سيماى انسان، و خدا او را پيش از آفرينش آدم و عالم و ديگر ارواح انسانها... از فروغ تابناک خود آفريد. «فاطِمَةُ حَوْراءٌ إنْسِيّة خَلَقَهَااللّه‏ُ عزَّ وَ جَلَّ مِن نُورِهِ قَبْلَ أنْ يُخْلَقَ آدَم...». (صدوق، معانى الأخبار، ص396.)

با اين بيان، با نگرش به‏ محتواى اين حديث شريف قدسى که در بسيارى از مجموعه‏ هاى روايى آمده است، اين معمّا حل مى‏شود که: «لَوْلاکَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما»؛ اگر تو نبودى، جهان را نمى‏آفريدم و اگر على نبود، تو را، و اگر فاطمه نبود، شما را پديد نمى‏آوردم،

- «ازامام محمد باقر(ع) روايت شده که فرمود: آنگاه که فاطمه(س) ولادت يافت، خداوند به فرشته وحي فرمود که نام فاطمه را بر زبان پيامبر جاري سازد. از اين رو پيامبر اکرم(ص) به خواست خدا نام او را فاطمه نهاد. سپس خدا به آن بانوي گرانقدر فرمود: من بوسيله دانش و بينش، تو را از ديگر بندگان جدا ساخته و به همه آنان برتري بخشيدم و تو را پاک و پاکيزه ساختم. آنگاه امام باقر(ع) بيان داشت: به خدا قسم که خدا وي را بوسيله دانش و بينش بر ديگران ممتاز ساخت و از همان عالم ميثاق (ذر) او را پاک و پاکيزه قرار داد و سپس به اين آيه اشاره فرمود:

- « خداوند در قرآن مي‌فرمايد: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ. «به ياد آور زماني را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريه آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، گواهي مي‌دهيم. براي اينکه در روز رستاخيز نگوييد ما از اين غافل بوديم.»

 - اين پاکيزگي را قرآن در آيه تطهير به روشني بيان مي کند.« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا ( احزاب / 34 )بايد ديد که اهل بيت ، به چه کسانى گفته مى شود و در اين آيه مبارکه چه کسانى از آن اراده شده است ؟ ؛ خداوند اراده نمود هرگونه ناپاکي و پليدي را از اهل بيت دور کند وآنها را پاک و مطهر قرار دهد».

- نزول اين آيه در رابطه با جمعي است که فاطمه(س) از اعضاي اصلي آن به شمار مي آمد. زيرا پيامبر(ص) پس از آن به روايت بسياري از راويان و مفسران به مدت شش ماه يا بيشتر هر روز وقت نماز بردرخانه فاطمه(س) توقف مي نمود و با يادآوري زمان نماز اين آيه را تلاوت مي فرمود.کلام وحي وجود مقدس حضرت زهرا(س) را که چون نوري خيره کننده دل تاريکي ها را شکافت و زهره اي در آسمان زمينيان و ملکوتيان شد چنين توصيف مي کند.

- « آيه 35 سوره مباركه نوراللَّهُ نُورُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِى زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَرَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِى ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى‏ نُورٍ يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَآءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَلَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَلِيمخداوند، نور آسمان‏ها وزمين است. مثل نور او همچون چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد. آن چراغ در ميان شيشه‏اى و آن شيشه همچون ستاره‏اى تابان و درخشان. اين چراغ از روغن درخت پر بركت زيتون بر افروخته است، كه نه شرقى است و نه غربى. (روغنش به قدرى صاف و شفّاف است) كه بدون تماس آتش نزديك است (شعله‏ور شود و) روشنى دهد. نورى است بر فراز نور ديگر. هر كس را كه خداوند بخواهد به نور خويش هدايت مى‏كند، و خداوند براى مردم مثلها مى‏زند و به هر چيزى آگاه است.؛

- خدا نور آسمانها و زمين است. داستان نورش به مشکاتي ماند که در آن روشن چراغي باشد آن چراغ در حبابي قرار دارد. حبابي شفاف و درخشنده، همچون ستاره اي درخشان. اين چراغ با روغني افروخته مي شود که از درخت پر برکت زيتون گرفته شده (با آنکه) شرقي و غربي نيست (شرق و غرب بدان فروزان است) نزديک است بدون تماس با آتش شعله ور شود و خود به خود (جهاني را) روشني بخشد،پرتوآن نور(حقيقت) بر روي نور (معرفت) قرار گرفته است و خدا هر که را بخواهد به نور خود هدايت کند و... .در تفسير اين آيه علي بن جعفر آورده است: من از حضرت کاظم (ع) پرسيدم،«کمشکاة فيها مصباح» چه معنايي دارد. حضرت فرمود: منظور از مشکوة دختر پيامبر فاطمه (س) است و واژه مصباح دو نور ديده اش حسن و حسين هستند.

سپس از «کانّها کوکبٌ درّي» سؤال کردم؟ فرمود: فاطمه در ميان زنان گيتي چون اختري نورافشان مي ماند. وقتي از «يکاد زيتها يضي ء» پرسيدم. آن حضرت بيان داشت: فاطمه در دانش و بينش چنان است که چيزي نمانده که همه علوم و دانش از او سرچشمه گيرد. شايد کلام گهربار پيامبر (ص) که فرمود: نور ابنتي فاطمة من نور اللّه؛ نور دخترم فاطمه از نور خداست، برداشتي از اين آيه باشد.

- قرآن، فاطمه (س) را بسان کوثر، که منبع عظيمي از خير و رحمت است به پيامبر (ص) عطا نمود (انّا اعطيناک الکوثر) و همانگونه که حوض کوثر را شفا بخش دلهاي عطشناک اهل محشر قرار داد، فاطمه را نسلي پايدار و والا بخشيد تا از وجود و برکت آن برگزيدگان حق و مقتدايان نيک سيرت آب حيات بنوشند و به ساحل سعادت و سلامت راه يابند. پيامبر خدا (ص) که سخن و عملش حجت مي باشد و هيچ کاري را از سر هواي نفس انجام نمي دهد (و ما ينطق عن الهوي ان هوالّا وحي يوحي)

- فاطمه را ستود، او را حورا و انسيه، طاهره و مرضيه، زکيّه و محدّثه ناميد و شأنش را بالاتر از مريم دختر عمران دانست. آنحضرت به امت خويش توصيه نمود که: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَرَابَتُكَ الَّذِينَ وَجَبَتْ عَلَيْنَا مَوَدَّتُهُمْ قَالَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن‏. ؛

- من از شما هيچ پاداشي نمي خواهم مگر دوستي نزديکانم. گويند پس از نزول اين آيه از پيامبر سؤال شد که خويشان نزديکت که دوستي آنها بر ما واجب شد چه کساني هستند. آن حضرت فرمود: علي و فاطمه و دو فرزند آنها حسن و حسين.

- انس فاطمه با قرآن :حضرت فاطمه(س) در بوستان نبوي و در خاندان وحي تحت تربيت پدر گراميش رسولخدا که بهترين معلم اخلاق و توحيد بود، آداب و ارزشهاي اسلامي را آموخت آنگونه که باطنش با قرآن مأنوس گرديد و اسرار و دانشها را چنان فرا گرفت که کتابي بنام مصحف فاطمه که علم گذشته و آينده در آن است پديد آورد.

در روايت است که چون زمان ولادت حضرت زهرا(س) نزديک شد رسولخدا ام سلمه و زينب دختر جحش را فرمان داد تا به نزد کودک بيايند و آية الکرسي و آيه ان ربکم...بخوانند و با دو سوره عوذتين او را در پناه خدا قرار دهند.

-    فاطمه (س) که از ابتدا جان و روحش آميخته به عطر حياتبخش قرآني بود، با بيان احکام و معارف الهي، جامعه اسلامي و بخصوص زنان را نسبت به وظايفشان آشنا ساخت و در عمل به قرآن و نشر آن از همگان پيشي گرفت و هر که در مکتب توحيدي اش زانوي ادب زد از نامداران و ره يافتگان به درگاه ربوبي شد. شاگردان و پروش يافتگان کلاس درسش از خادمين، حافظين و گروندگان واقعي قرآن گرديدند.فضه خدمتگزار حضرت فاطمه (س) که عمر خويش را در معيت و هم نشيني دختر رسولخدا سپري نمود، در مدت 20 سال جز با آيات قرآن سخن نگفت و هرگاه قصد بيان مطلبي را داشت آيه اي متناسب با آن را تلاوت مي نمود.

جايگاه قرآن در نزد فاطمه (س) بسيار ارزشمند و اهتمام وي در آموزش و تعليم کتاب الهي بسي بلند و درخور توجه است. وي به تأسي از پدر گراميش در تلاوت قرآن مُصر بود و فاطمه (س) مي فرمايد:

رسولخدا شش چيز را لازمه مروّت دانست، سه تا در حضر و سه تا در سفر، امّا در حضر: تلاوت قرآن، آباد کردن مساجد و معاشرت با برادران ديني براي خدا، ولي در سفر: بخشيدن توشه، خلق حسن داشتن و مزاح نمودن در غير نافرماني و معصيت الهي.

-  در روايت آمده است که حضرت فاطمه(س) فرمود: همانا رسول خدا براي حسن و حسين تعويذ مي نوشت و به آنان اين کلمات را تعليم مي داد، چنانکه آنان را سوره اي از قرآن آموزش مي داد.

- فاطمه (س) در آموزش قرآن و نحوه قرائت آن دستورالعملهايي دارد از جمله اينکه فرموده: کسي که سوره هاي حديد، واقعه و الرحمن را تلاوت کند در ملکوت آسمانها چنين خوانده مي شود: «ساکن فردوس»

- مؤانستي که دختر رسولخدا (ص) با قرآن داشت با حضور پدر طراوت و شادابي خاصي بدو مي داد، طوري که در فقدان پيامبر روحش بشدت آزرده گرديد و از قطع ارتباط فرشته وحي که پيام آور آيات الهي بود شکوه نمود و خطاب به قبر پدر فرمود: جبرئيل با آياتي از قرآن همدم و مونس ما بود امّا (پدر) تو رفتي و خيرها از ما پوشيده شد.حضرت فاطمه(س) الفت خاصي با قرآن داشت. پيامهاي قرآني را نشر مي داد و دل گرفتگي اش زماني بود که مي ديد به قرآن عمل نمي شود و از آن ارمغان نبوت تنها نامي مانده و نه تنها به حفظش اقدام نمي گردد بلکه دشمن سعي در تغيير و تبديل آن مفاهيم الهي دارد. و به ذائقه و سليقه خويش آن را تفسير مي کند.

 - شمايان جز به خويشن زيان نمي رسانيد و جز با از دست دادن دين و ايمانتان به خود خسران و زياني وارد نمي آوريد. حضرت فاطمه (س) براي روشن شدن اذهان عموم مردم که خيال نمودند هر شخصي با هر فکر و انديشه اي لياقت جانشيني پيامبر و عملي کردن برنامه هاي دين اسلام را دارد و فقط حفظ ظاهر براي مقبوليت کافي است فرمود: من يبتغ غيرالاسلام ديناً فلن يقبل منه و هو في الآخرة من الخاسرين؛

- هر کس غير از اسلام ديني را اختيار کند هرگز از او پذيرفته نيست و او در آخرت از زيانکاران است. آن حضرت با اعتقاد راستين به حقيقت اسلام واپس گرايي و ارتجاع را در انديشه و افکار آن نابخردان مذمت نموده و از زبان قرآن مي فرمايد: افحکم الجاهلية يبغون و من احسن من اللّه حکماً لقوم يوقنون؛

- آيا (با وجود اين دين کامل و قوانين محکم آسماني) باز تقاضاي تجديد حکم زمان جاهليت را دارند و براي اهل يقين کدام حکم از حکم خدا نيکوتر خواهد بود

شميم رسالت

حضرت فاطمه (س) در بيان و عمل نسبت به دستورات ديني بسيار پر تلاش بود. حقيقت در سخن، تقوا در عمل، عدالت در رفتار و کردار، مفاهيمي بود که از پدر آموخت و آنگونه به کار بست که رسولخدا (ص) بارها او را ستود و در وصفش فرمود: «فداها ابوها» فاطمه (س) بستر پذيرش رسالت نبوي را با درايت خويش گستراند و درتفسير و تبيين نظرات پيامبر (ص) زيباترين نطقها و خطابه ها را ايراد نمود و آيات الهي را به بهترين شيوه و مؤثرترين راهکار مورد استفاده قرار داد وي در رويارويي با اهل باطل فرمود: من دختر پيامبري هستم که قرآن درباره اش گفته: لقد جائکم رسولٌ من انفسکم عزيز عليه ما عنتّم حريص عليکم بالمؤمنين رؤف رحيم.پيامبري از ميان شما بسويتان آمدکه رنجهاي شما بر او گران است و به ارشاد و هدايت شما سخت عشق مي ورزيد وبرايمان آورندگان رئوف و پرمهر بود.

- اگر نسب اين پيامبر را بجوئيد خواهيد ديد که او پدر من است. نه پدر ديگر زنان. پيامبري که خداوند او را با چنين ويژگي هايي برانگيخت. انّا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذيرا؛ اي پيامبر ما تو را گواه و مژده دهنده و بيم ده فرستاديم. (خلق را به رحمت بشارت و از قهر و عذاب بترساني)

-با استفاده از دو آيه فوق فاطمه(س) پيوستگي و اطاعت خود را از رسول(ص) اعلان ساخت و فرمود: من دختر يگانه همان پدرم، پيشواي بشر دوست و خيرخواهي که با رسالت خويش شما را از عذاب سخت الهي هشدار داد و براي نجات انسانها کوشيد.

حامي ولايت

حفظ اعتقادات قلبي و باورهاي ديني ويژگي بندگان صالح خداست، امّا براي پيمودن مراتب ايمان تنها ذکر زباني و باور قلبي کافي نيست و لازم است در مواقعي که دشمن قصد سست نمودن پايه هاي ديني و مذهبي امتي را دارد به جهاد و مبارزه روي آورده از حريم اسلام دفاع نمود. حضرت فاطمه(س) در گفتگوي خويش با کساني که به تضييع حقش رضايت دادند و راه را براي متجاوزان زورگو بازگذاشتند تا در لباس دين خلافت مسلمين را به عهده گيرند و آب را از سرچشمه قطع کنند داد سخن مي دهد و با استفاده از قرآن مي فرمايد: «الاتقاتلون قوماً نکثوا ايمانهم و همّوا باخراج الرسول و هم بدؤکم اوّل مرةٍ اتخشونهم فاللّه احقّ ان تخشوه ان کنتم مؤمنين؛ چرا با گروهي که پيمان هاي خود را شکستند و آهنگ بيرون راندن پيامبر را نمودند کارزار نمي کنيد. در حالي که آنان نخستين بار پيکار با شما را آغاز کردند. آيا از آنان مي ترسيد با اينکه سزوارتر است که از خدا بترسيد، اگر ايمان داريد.

-جهاد و مبارزه اي که فاطمه (س) مردم غفلت زده آن زمان را بدان دعوت مي نمايد، دفاع از حق ولايت حضرت علي (ع) است. آنهايي که با تن پروري و رخوت و تقصير پوستين اسلام را وارونه به تن کردند و به کنار رفتن شخصيتي که از همه شايسته تر بود رضايت دادند مورد نکوهش دختر رسولخدا(ص) واقع شدند. گويا فراموش کرده اند که در ابتداي ظهور اسلام و اطاعت از پيامبر با دشمن به مبارزه برخاستند. امّا اکنون که در کارها گشايش حاصل شده مسئوليت خويش را رها نموده و به راحت طلبي روي آورده اند. فاطمه(س) در ملاقاتي که با زنان مهاجر و انصار داشت به نوعي ديگر از ولايت اميرمؤمنان علي(ع) دفاع کرده و اين آيه را تلاوت مي کند... افمن يهدي الي الحقّ احقّ ان يتّبع امن لايهدّي الا ان يهدي فما لکم کيف تحکمون؛ آيا آن که (خلق را) به راه حق رهبري مي کند سزاوارتر به پيروي است يا آن که خود هدايت نيابد مگر آن که هدايتش کنند. پس شما را چه شده چرا اينگونه قضاوت مي کنيد.

- اين آيه که به اصل هدايت اشاره دارد مقايسه اي است بين انسان والايي که به حق و عدالت راهنمايي مي کند و مردم را به راه راست ارشاد نموده با آن فرد گمراهي که نه خود هدايت شده و نه راه راست را مي شناسد تا بتواند ديگران را هدايت کند. دختر رسولخدا(ص) اين چنين آنها را مؤاخذه کرد که کداميک از اين دو نفر شايسته الگو برداريند. آيا علي بن ابيطالب(ع) که نمونه انسان کامل و برجسته در دانش و فضيلت است يا مدعيان دروغ گو و غاصبي که هيچ يک از امتيازات رهبري را ندارند.

شکوه شکيبايي

حضرت فاطمه(س) در عمر کوتاه اما پرثمر خويش با انواع ناملايمات روبرو شد که با همتي دليرانه و مقاومتي بي نظير آنها را پشت سر نهاد وي به فرمان الهي صبر را پيشه ساخت و از شديدترين مصائب روزگار لب به شکوه و شکايت نگشود، بلکه با آغوشي باز به استقبال سختي ها رفت و بدون آنکه از انجام مسئوليت شانه خالي کند و به راحت طلبي و سازش با دشمن گردن نهد، به سر پنجه صبر و تدبير وظيفه خويش را به انجام رساند. تصاحب حق مسلم آن حضرت و همسر گراميش توسط غاصبان و بيدادگران امري خلاف بود که آن حضرت نه تنها با مسئله منفعلانه برخورد نکرد بلکه در اعتراض مستدل به خلفاي وقت آنان را از خطا و اشتباه آگاه کرده و از هواهاي جاه طلبانه و ظالمانه بر حذر داشت، و آنگاه که کوشش خود را در اين زمينه بي ثمر ديد و گوشي شنوا براي پذيرش حق نديد. با بيان آيه اي از قرآن مشي خود را اينگونه ترسيم نمود.بل سوّلت لکم انفسکم امراً فصبرٌ جميلٌ و اللّه المستعان علي ماتصفون؛

- اينک صبري نيکو براي من بهتر است و بر آنچه شما وصف مي کنيد خدا ياري دهنده است، و در فرازي ديگر از سخنانش فرموده است: «فاعملوا انا عاملون و انتظروا انّا منتظرون»

- شما کار خود کنيد، و «ما هم به وظيفه خويش عمل مي کنيم. شما منتظر (ميوه تلخ عملکرد ظالمانه خود) باشيد. ما نيز به انتظار(پاداش و شکيبايي و پايداري و ايمان) عمل خود مي باشيم.»

اوج پروا پيشگي

فاطمه(س) در زندگي سعادتمند و پربارش به اجراي فرامين قرآني و سنت نبوي پايبند بود و با پشت پا زدن به مظاهر دنياي مادي، مراتب کمال را مي پيمود و رضايت پروردگار را مي طلبيد. خداترسي و پرهيزگاري آن بانوي نمونه وي را به سر حد کمال رسانيد و تشنگان حقيقت را از برکات آن نفس قدسيه سيراب نمود. هنگامي که آيات ذيل بر قلب مقدس پيامبر خدا(ص) نازل گرديد: «و انّ جهنم لموعدهم اجمعين، لها سبعة ابواب لکلّ باب منهم جزء مقسوم؛ البته وعدگاه جميع آن مردم گمراه آتش دوزخ خواهد بود آن دوزخ را هفت در است که هر دري براي ورود دسته اي از گمراهان معين گرديده است.

-    پيامبر گريه شديدي کرد، صحابه به حال پيامبر ناراحت شدند ولي علت گريه را نمي دانستند. عادت آن حضرت چنان بود که با ديدن فاطمه(س) شاد مي گرديد و آثار شادي در چهره اش نمايان مي گشت. يکي از اصحاب خدمت فاطمه(س) رفت و از وي خواست سبب گريه پيامبر(ص) را جويا گردد. آنگاه فاطمه(س) نزد رسولخدا(ص) آمد و پرسيد؟ پدرجان فدايت گردم. علت گريه شما چيست. پيامبر دو آيه فوق را تلاوت نمود. فاطمه(س) که نام جهنم را شنيد فوق العاده منقلب شد و پي در پي گفت: الويل ثم الويل لمن دخل النار. واي، پس واي بر کسي که وارد دوزخ گردد.

در خطبه جاودانه اي که فاطمه(س) در دفاع از حق خويش بيان نمود حاضران را به تقوا و پرهيزگاري دعوت نمود و فرمود: فاتقوا اللّه حق تقاته ولاتموتنّ و انتم مسلمون ؛ راه خداترسي را آنگونه که شايسته است پيشه سازيد و بکوشيد جز مسلمان جهان را بدرود نگوييد.

-    آن حضرت بدکاران را مورد خطاب قرار داده و به عذاب روز قيامت هشدار مي دهد: من يأتيه عذاب يخزيه و يحلّ عليه عذاب مقيم ؛ به زودي خواهيد دانست چه کسي جهاد و مبارزه اي که فاطمه(س) مردم غفلت زده آن زمان را بدان دعوت مي نمايد، دفاع از حق ولايت حضرت علي(ع) است. آنهايي که با تن پروري و رخوت و تقصير پوستين اسلام را وارونه به تن کردند و به کنار رفتن شخصيتي که از همه شايسته تر بود رضايت دادند مورد نکوهش دختر رسولخدا(ص) واقع شدند.عذاب خوار کننده بسويش خواهد آمد و کيفر ماندگار دامانش را خواهد گرفت.

-        دختر رسولخدا(ص) در جمع زنان مهاجر و انصار از عدم ايمان و خداترسي مردان شان سخن گفته و مي فرمايد: ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الارض ولکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا يکسبون؛ اگر مردم شهرها، ايمان آورده و پروا پيشه ساخته بودند. بي ترديد برکاتي از آسمان و زمين برايشان مي گشوديم. ولي آنان آيات ما را دروغ پنداشتند. پس ما نيز به کيفر اعمالشان گريبان آنها را گرفتيم.

  

ولي الله دوستي

كارشناس امور مساجد اداره كل تبليغات اسلامي ايلام

 

چهارشنبه 21 فروردين 1392 - 10:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری