شنبه 29 مهر 1396 - 8:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

هميشه براي يك كار وقت و هزينه كافي وجود داشت؛«برپايي جلسات عزاي حسيني(ع)»

 

فعاليت‌هاي هيأت عزاداران صنف حداد آهن‌فروش (آهن‌فروشان) جايي خارج از بازار است، اما حاج حسن ميرزاعلي (لواساني) را به واسطه فعاليت‌هاي مذهبي‌اش مي‌توان به راحتي در محدوده بازار تهران پيدا كرد. در مسجد سيدولي اوج فعاليت‌هاي حاج حسن را در روزهاي هفتم تا دوازدهم ماه محرم و ايام شهادت در طول سال شاهد هستيم. هيأت‌هاي مذهبي براساس يك رسم و سنت قديمي از هفتم تا دوازدهم محرم در اين محدوده تجمع مي‌كنند و مسئول چهارپايه (عنواني كه به مسئول نظم‌بخشي به مراسم و حركت دسته‌جات عزاداري داده مي‌شود) حسن لواساني است. لواساني، عضو هيأت رئيسه شوراي هيئات مذهبي كشور است كه در عين حال مسئول هيأت صنف حداد آهن‌فروش نيز هست.

در ابتدا خودتان را معرفي كنيد؟

من حسن ميرزا علي لواساني هستم. متولد 1332 تقريباً نزديك 70 سال سن دارم. مسئول شوراي تبليغات جنوب شهر استان تهران و عضو هيئت رئيسه شوراي كشور، نماينده شوراي كشور در ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر، عضو شوراي مركزي ستاد امر به معروف و عضو شوراي شهر ستاد ساماندهي مردم نهاد شهر تهران هستم.

ورودتان به عرصه مداحي و هيئت داري از چه زماني و با چه انگيزه‌اي شروع شد؟

من حدود 10 سالم بود كه هيئتي به نام حدادخانه داشتيم و از همان دوران بود كه عشق به امام حسين و اهل‌بيت در دلم من شعله‌ور شد. اين هيئت بعدها به حدادها و بعد از آن نيز به حداد آهن فروش تغير نام داد كه در حال حاضر واقع در خيابان هدايت، خيابان شهيد برادران قائمي است.

هيأت صنف حداد آهن‌فروش چه سالي تأسيس شد؟

سال 1305 شمسي. ابتدا اين هيأت به نام حدادخانه (خانه آهنگرها) ‌معروف بود. بعدها به آن حدادها مي‌گفتند تا اينكه نام صنف حداد آهن‌فروش روي آن ماند و برخي مردم هم در حال حاضر به آن هيأت آهن‌فروش‌ها مي‌گويند. اين تغيير نام‌ها بي‌ربط به احداث هيأت‌هاي ديگر در صنف آهن فروشان تهران نبود، ولي پس از يك دوره خيلي كوتاه تمام هيأت‌هاي نام برده با يكديگر ادغام شدند و از آن زمان پيشه‌وران آهن و فلزات سنگين اين هيأت را داشتند. حاج محمدرضا همداني، حاج رضا حداد، حاج ابراهيم همداني، حاج محمد حسين ساده و اخوان توسلي‌خواه (حاج حيدر، حاج محمد و حاج محمود) بانيان اين هيأت و اولين هيأت امناي آن بودند. هميشه بودند كساني كه احترام خاصي داشتند و مورد اعتماد ديگران بودند. اين افراد به دليل اينكه در شرايط، فضا و خانواده‌هاي مذهبي بزرگ مي‌شدند، زندگي روزمره خود را معطوف به فعاليت‌هاي ديني مي‌كردند. در ميان آهنگران كه در بازار راسته و گذري هم داشتند، چند كاسب خوشنام سنگ بناي تشكيل هيأت را گذاشتند. در حقيقت آهنگرها و آهن‌فروش‌ها در جلسات غيرمتمركزي كه خود آن را تشكيل مي‌دادند و يا جلسات هيأت‌هاي ديگر شركت مي‌كردند تا اينكه در ابتداي سال‌هاي حكومت رضاخان، هيأت خود را تأسيس مي‌كنند. سال‌هاي پس از جنگ جهاني اول، نمايش قدرت قزاق‌ها، ‌تغيير حكومت قاجار به پهلوي، جهادها و قيام‌هاي صورت گرفته در گوشه كنار مملكت و سهم‌خواهي استعمارگران و استثماركنندگان بيگانه از خاك وطن، دوران سخت همراه با فقر را براي مردم به ارمغان آورده بود. امكان تقبل هزينه‌هاي زياد براي مردم در اموري غير از تهيه خوراك و پوشاك و دارو براي خانواده‌ها وجود نداشت، اما هميشه براي يك كار وقت و هزينه كافي وجود داشت؛ «برپايي جلسات عزاي حسيني»

چه انگيزه‌اي باعث ورودتان به اين عرصه شد؟

شوهر خواهر بنده قاري هيئت ما بود و من را با خودش به مجالس مي‌برد، از همان جا بود كه من به قرآن علاقه‌مند شدم و قرائت را فراگرفتم و از همانجا شد كه به صورت پيوسته در جلسات قرآن  هيئات مذهبي شركت كردم و تا همين الان نيز افتخار نوكري اهل‌بيت را دارم.

به واسطه حضوري كه در شوراي هيأت‌ها داريد و در بسياري از جلسات تقدير از پيرغلامان شركت كرده‌ايد، بفرماييد خصوصيلت يك پيرغلام واقعي چيست؟

بايد متدين باشد. در اين صورت از اشعار سنددار و منطقي استفاده مي‌كند و همينطور اسير سبك‌هاي جديد كه آفت عزاداري محسوب مي‌شوند،‌ نمي‌شود و از سبك‌هاي سنتي استفاده مي‌كند. مثلا شاه‌حسين بهاري، صالح‌فر، مرشد رجب رضايي، ماشاءالله چاووشي، ‌مرشد قاسم خاضعين، ‌حاج اكبر مظلوم، حاج اكبر ناظم، حاج قاسم اميني، ‌حاج اصغر خراط‌ها،‌ ‌حاج محمدعلي اسلامي و حاج عباس زريباف كه همگي مرحوم شده‌اند و دستشان از اين كوتاه است.

چه حسي و چه انگيزه‌اي باعث شد كه نزديك به 50 سال نوكري اهل‌بيت (ع) براي شما تداوم داشته باشد به طوري كه امروز شما را به عنوان پير غلام اهل‌بيت (ع) بشناسند؟

به خاطر اينكه وقتي آن زمان وارد جلسات مي‌شديم و وقتي پذيراي مردم عزادار بوديم با آغوش باز پذيراي آنها بوديم و با اخلاق خوب كه ركن اصلي هيئت داري است با مردم برخورد كرديم و هميشه توصيه من به مسئولين هيئت‌ها كه براي اخذ مجوز سراغ من مي‌آيند اين است كه اخلاق را در برخورد با مردم رعايت كنند و به اين نگاه نكنند كه كسي با كت و شلوار پاره مي‌آيد يا با جامه‌اي مناسب و قيافه‌اي مذهبي، اين است كه بايد هركسي را به خودش واگذار كنيم و اعمال هركسي پاي خودش است و پيش‌داوري و قضاوت نكنيم. در مجموع بايد عرض كنم كه اخلاق خوب و مردم‌داري در اين چند سال كه نوكري اهل‌بيت(ع) را داشته‌ام باعث شده كه اندكي آبرو نزد خدا و مردم پيدا كنم.

خدمت به اهل‌بيت چه تاثيري در زندگي شخصي شما گذاشته است؟

خيلي، خيلي تاثير گذاشته، الحمدالله تا امروز گذشته. من به كار آهن فروشي مشغول هستم و چندين سال است كه يك هجره دارم كه از سال 73 خريده‌ام و تا حالا كه سال 91 است بسته است و الان در دفتر هستم و روزي زندگي از مجالس شب هفت، چهلم و مراسم ختم و غيره مي‌گذرد.

هيئت‌هايي را كه در بازار داراي پيشينه و فعاليت چندين ساله مي‌باشند را نام ببريد و بفرماييد چه تفاوتي ميان هسئت‌هاي قديم با هيئت‌هايي كه امروزه تشكيل مي‌شود از لحاظ محتوايي وجود دارد؟

عرضم به حضور شما كه در حال حاضر هيئت‌هايي همچون صنف كفاشان، محبان زهرا(س) پاچنار، محبان زهرا(س) متقدمين، انصارالقائم و آهن فروشان هستند كه چندين سال از تأسيس آنها گذشته و همواره تشكيل شده‌اند. اين هيئات بخاطر اينكه محلي هستند هركدام در يك صنفي هستند مثلاً هيئت كارگران كفاش از كارگران كفاش تشكيل مي‌شود.

ما الان 24 هيئت فارسي زبان داريم كه محرم‌ها به بازار مي‌آيند و هيئت آذري‌ زبان‌ها كه دو تا از آنها بسيار منسجم است يكي مكتب تشيع است و يكي هيئت 14 معصوم(ع) كه مرتب اعياد و شهادت‌ها را به بازار مي‌آيند.

در هيئت‌ها قديم بيشتر روزهاي اول، جلسات قرآن برپا مي‌شد. شيخ جواد حداد و حاج حسين تهراني استاد قرآن جلسات بودند. اين حاج حسين، انسان فوق‌العاده‌اي بود. كارش آج دادن سوهان بود و سواد نداشت، اما تفسير قرآن مي‌دانست و در جلسات هيأت آيات و سوره‌هاي قرآني را براي اعضا تفسير مي‌كرد. او در عين بيسوادي عالمي آگاه و فرهيخته بود. شيخ اسماعيل بهاري، اولين واعظ هيأت آهن‌فروش‌ها بود. جلسات منبرش با استقبال مردم مواجه مي‌شد. در اين جلسات علاوه بر بيان احكام و شرع مقدس دين، روشنگري‌هاي اجتماعي و سياسي مردم در تشريح شرايط آن روزگار را انجام مي‌داد.

نكته ديگري كه هست اين است كه هيئت‌هايي كه الان تشكيل مي‌شود بيشتر به جنبه‌هاي سياسي و انقلابي مي‌پردازند. سابق اين طوري نبود و يكسري از آدم‌ها مي‌آمدند در حسينيه‌ها و عزاداري مي‌كردند ولي الان هيئت انقلابي است و جوانان پاي صحبت‌ها مي‌نشينند و بستگي داره به كسي كه بالاي منبر مي‌نشيند. كسي كه به عنوان مداح و يا سخنران در هيئت‌ها حضور مي‌يابد بايد خودش بسيار آدم معتقد و دين‌داري باشد و اين طور نباشد كه به حرف‌هاي خودش نيز پايبند نباشد در اين صورت انگار هيچ كار مثبتي نكرده‌ايم و فقط يكسري مراسم برگزار كرده‌ايم.

نبايد در هيئت‌ها به قول گفتني بريز و بپاش راه بياندازيم و خرج‌هاي آن چناني كنيم. ديده‌ام كه هيئت‌هايي براي 100 نفر افطار 5 يا 6 ميليون تومان پول خرج كرده‌اند اين درست نيست. به جاي اين خرج‌ كردن‌ها كارهاي خير بكنند براي نيازمندان برنج و روغن و مواد غذايي و يا حتي پوشاك بخرند.

نقش هيئات در دوران انقلاب و زمان جنگ چگونه بود؟

در اين ايام بود كه نهضت‌هاي مذهبي شروع شدند. از همه محكم‌تر و دلنشين‌تر نهضت امام خميني (ره) بود. مردم هم به صفوف حمايت از انقلاب پيوستند و ما نيز با دعوت از علما و فضلاي انقلابي با انقلاب و اهداف آن آشنا شديم. در راهپيمايي‌ها و تظاهرات شركت مي‌كرديم و در زمان جنگ نيز با آقاي موحدي‌كرماني كه چند دوره نماينده مردم در خانه ملت و مدتي نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران بود، در مسجد مسلم بن عقيل (ع) همكاري براي كمك به پشت جبهه را در دستور كار داشتيم. شهداي نبرد حق عليه باطل، شجاعي، معطري، فرشچي و فرخ از اعضاي هيأت بودند كه پاي در جاي پاي مولايشان سيد‌الشهداء گذاشتند.

در صحبت‌هايتان از منبر گفتيد خروجي اين منبرها چه بايد باشد و چه تاثيري بر روي مخاطب بايد بگذارد؟

همان طور كه عرض كردم اين مورد بستگي به روحاني آن هيئت دارد كه به چه صورتي مخاطب را كه اكثراً جوانان هستند جذب كند. به نظر من روحاني بايد كوتاه و مفيد و شيرين صحبت كند. مداح هم همين‌طور، نبايد شعر يا مقتل دروغ بخواند طوري بايد باشد كه مخاطب نتواند هيچ ايرادي به آن بگيرد.

بهترين خاطره‌اي كه از اين چند سال پير غلامي اهل‌بيت(ع) داريد را بيان كنيد؟

زمان انقلاب برگزاري هيئت‌ها خيلي سخت بود و بايد به فكر اين نيز مي‌بوديم كه گير ساواك نيافتيم. آن زمان ساواك در گذر مستوفي بود. يادم مي‌آيد چهار مرتبه من را گرفتند و بردند آنجا و سئوال و جواب مي‌كردند و يا حتي تهديد هم مي‌كردند. خيلي سخت مي‌گرفتند و نمي‌گذاشتند كه هيئت‌ بزنيم ولي ما هم كم نمي‌آورديم بطوريكه به زيرزمين مي‌رفتيم و آنجا هيئت را برپا مي‌كرديم و پرچم نمي‌زديم ولي به جوان‌ها آدرس مي‌داديم و...

چه آسيب‌هايي هيئت‌ها را تهديد مي‌كنند و چه بايد كرد؟

كار بسيار خوبي كه اتفاق افتاد جمع كردن شمايل از هيئت‌ها بود، كمترشدن مراسم‌هاي قمه‌زني و جمع‌كردن علامت‌ها، البته دوباره الان علامت كشي باب شده. مورد ديگر آسيب‌ها شبيه‌سازي بود كه عمل بسيار زشتي است كه از نظر اسلام اصلاً درست نيست. عكس‌هايي كه از ائمه(ع) به تصوير كشيده مي‌شد اصلاً درست نبود. نكته ديگر اين است كه در هيئت‌ها مردم فقط نبايد سينه‌ بزنند و عزاداري كنند و ندانند كه براي چه عزاداري مي‌كنند. امام حسين(ع) گفته اول نماز، طرف اصلاً نماز نمي‌خواند بعد تا ساعت 12 شب سينه مي‌زند. مردم اگر عزاداري امام حسين را مي‌كنند راه زندگي او را نيز پيش بگيرند.

 

 

چهارشنبه 21 فروردين 1392 - 10:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر