سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 2:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

ترجمه: غزال حسين زاده

 

آغاز بهار و تولدي دوباره براي استاد نقاش

 

نگاهي به زندگي و آثار احمد اسفندياري به مناسبت درگذشت او

 

استاد احمد اسفندياري متولد سوم ارديبهشت سال 1301 در محله فخرآباد (دروازه شميران) تهران است.

پدرش و مادر استاد اهل کرمان، اما اجدادش مازندراني بودند که يکي از آنها در زمان ناصر الدين شاه به کرمان تبعيد مي شود. احمد اسفندياري با علي اسفندياري (نيما يوشيج) پدر شعر معاصر ايران نيز نسبت فاميلي دارد.

پدر و مادر او به هنر، به ويژه موسيقي و شعر علاقه خاصي داشتند. مادرش ويلن مي نواخت و از شاگردان ابوالحسن صبا بود.

پدرش، خط و صداي زيبايي داشت. پدر اسفندياري مردي معتقد، مذهبي و شيفته اهل بيت(ع) بود و معمولا به روضه خواني مي پرداخت.

پدرش که شاهد علاقه احمد به نقاشي بود، او را نزد «خردمند»(از شاگردان مدرسه کمال الملک) برد. اسفندياري در اين باره گفت: «تا آن موقع نمي‌دانستم كه روي سه‌پايه نقاشي مي‌كنند و نقاشي هم كاغذ خاصي دارد. اين آقا وقتي كار تمام شده من را ديد، با تعجب گفت: اين پسر اصلاٌ استاد نمي‌خواهد. مرا براي ثبت‌نام به دانشكده هنرهاي زيبا برد. دومين سالي بود كه اين دانشكده تأسيس شده بود و دانشجو مي‌پذيرفت. شرط پذيرش داشتن مدرك سيكل (سوم دبيرستان) بود و قبولي در امتحان عملي طراحي. موضوع امتحان آن سال، طراحي از پيكره گچي گلادياتوري بود كه بايد به اندازه طبيعي مي‌كشيدم. تا آن موقع، با ذغال كار نكرده بودم. با مداد شروع كردم به ساختن گلادياتوري به آن بزرگي. در آخر كار، من دوم شدم. «ويشكايي» اول و «يكتايي» هم سوم شدند. پيش از من حميدي، ضيا‌پور، شكوه رياضي، خانم عنقا و كاظمي بودند. در دور دوم، من، عبدالله عامري و جوادي‌‌پور با هم ليسانس گرفتيم. در دوره بعد بريراني، سپهري، و شيباني با هم بودند. »

اسفندياري در سال 1326 از دانشکده هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شد. او در سال 1328 به همراه حسين کاظمي، محمود جوادي پور و مهدي ويشکايي در نمايشگاه گروهي انجمن فرهنگي ايران و فرانسه شرکت نمود و يکي از پايه گذاران گالري آپادانا (نخستين گالري خصوصي در ايران) بود.

در سال 1337 در اولين دوسالانه تهران شرکت کرد و از او يک نقاشي با موضوع طبيعت بي جان به نمايش در آمد که در آن اشياء، فرم هاي ساده اي يافته و با خطوط رنگين دورگيري شده بودند.

اين نقاش مدتي در دبيرستان ها به تدريس نقاشي و ادبيات پرداخت او در سال 1354 از وزارت آموزش و پرورش باز نشسته شد و در دانشسراي عالي تصاوير گياهي را طراحي مي کرد.

احمد اسفندياري را پيشگام هنر نوگراي ايران مي دانند. وي توانست در طول سال هاي فعاليتش ده ها نمايشگاه داخلي و خارجي از آثارش برگزار کند و جوايزي بي شمار به دست آورد.

از ديدگاه کارشناسان، اسفندياري از نسل نقاشاني است که در دهه 20، در تغيير قالب هاي بياني فرسوده گذشته نقشي اساسي داشت.

سرانجام احمد اسفندياري نقاش پيشکسوت پس از گذراندن يک دوره بيماري شب 29 اسفند سال 1391 دارفاني را وداع گفت.

کارنامه فعاليت ها و ويژگي هاي آثار استاد:

-  برگزاري تعداد كثيري نمايشگاه‌‌هاي انفرادي و گروهي در داخل و خارج از كشور

-اسفندياري از معدود هنرمندان ايراني است كه نامش در فرهنگ لاروس آمده است.

-در بي‌ينال اول تهران(1337 )طبيعت بي‌جاني را از او شاهديم، كه در آن اشياء، فرم‌هاي ساده‌اي يافته و با خطوط رنگين دورگير شده‌اند. از اواخر سال‌‌هاي سي، لكه رنگ‌ها جاي خود را به تركيبي از خطوط ريتميك، مواج و با لكه رنگ‌هايي نسبتا تخت مي‌بخشد. حضور اين خطوط فضايي پويا به آثار مي‌بخشند.

-وي در بي‌ينال‌هاي دوم( 1339 )و سوم( 1341 ) با چنين آثاري شركت مي‌كند. از بي‌ينال چهارم( 1343) شاهد تغيير و جهش در كارهاي وي هستيم. خطوط ريتميك اين‌بار ساختاري هندسه‌گون يافته و با نظم دقيق‌تري كنار يكديگر قرار مي‌گيرند. پرسپكتيو خطي حذف مي‌شود، و اشياء و آدم‌ها به نهايت ساده مي‌شوند، تا به صورت مجموعه‌اي از خطوط و سطوح رنگين، هارموني بديعي را شكل بخشند.

-كارهاي سال 1345، استاد تداعي‌گر فرش‌ها و كاشي‌كاري‌ها و معرق‌هاي ايراني است. بي آن‌كه به‌طور مستقيم اشاره‌اي به آن‌ها شده باشد. او گاهي سرتاسر بوم خود را با خطوطي مستقيم و مورب به چند بخش تقسيم مي‌كند تا بدين طريق فضايي چندبخشي ايجاد كند.

-در بي‌ينال پنجم با استفاده از فوتك، رنگ‌هاي تيره‌اي را به صورت خطوط مستقيم، مورب و متقاطعي روي تابلوهاي خود مي‌كشيد. گاهي اين خطوط، جاي همان خطوطي قرار مي‌گرفتند كه در كارهاي قبلي فضاي تابلو را به چند بخش تقسيم مي‌كردند. گاه نيز اين خطوط مانند سايه‌هاي درهمي مي‌شد كه روي تابلو و يا در آن گسترده شده‌اند.

-اسفندياري در بخش ديگري از تجربه‌هاي خود به استفاده از شكل‌هاي تصادفي مي‌پردازد كه از گذاشتن مقوا بر رنگ‌هاي ريخته شده روي پالت حاصل مي‌آيد. او بعد از اين عمل شكل‌هاي تصادفي را به نفع ذهنيت خود تغيير مي‌داد. رنگ‌گذاري به صورت پر حجم و با استفاده از كاردك كه شيوه ديگري است كه وي در اواخر سال‌هاي چهل تجربه مي‌كند. بيشترين موضوعي كه بدين شكل به آن مي‌پردازد، طبيعت بي‌جان و منظره است.

-با مشاهده آثار اسفندياري آنچه از همه برجسته مي نمايد، آرامش دروني نقاش است كه در لا به لاي فرم ها و رنگ هاي القا کننده فضايي ايراني هستند.

حميد شاه‌آبادي معاون هنري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم تشيع پيکر احمد اسفندياري، گفت: احمد اسفندياري از هنرمندان تاثيرگذار جامعه هنري کشورمان و از پيشگامان هنر نوگراي ايران بود.

شاه‌آبادي اظهار داشت: احمد اسفندياري ضمن نوگرايي همواره بنيان‌هاي هنر بومي و اصيل ايراني را در آثارش حفظ کرده بود. در واقع در عرصه نوگرايي با حفظ اصالت ها حرکت مي کرد. او به دليل چنين ويژگي هايي توانست همپاي زمان حرکت کند و همپاي زمان ضمن خلق آثاري در عرصه هنرهاي تجسمي گام بردارد.

وي ادامه داد: در اين سال ها او همواره در مجامع هنري شاداب و پرطراوت بود و ما در حالي سال نو را آغاز مي کنيم که يک هنرمند فرهيخته ديگري را از دست داده ايم.

معاون هنري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پايان صحبت هاي خود گفت: خوشا به حال احمد اسفندياري که در سالروز شهادت حضرت زهرا (س) به خاک سپرده مي شود.

احسان آقايي رئيس موزه هنرهاي معاصر ايران نيز در مورد در گذشت احمد اسفندياري گفت: در سال 92 غمي سراغ اهالي هنرهاي تجسمي آمد که غصه آنها را کامل کرد. استاد اسفندياري در اخلاق کامل بود و من هيچگاه نديدم که از کسي بد بگويد و يا حتي تعريف کند چرا که همواره مشغول کار خود بود.

وي افزود: هنگام برگزاري بزرگداشتي براي اهالي هنرهاي تجسمي وقتي از او دعوت به عمل آورديم به ما گفت که بزرگتر از من هم در اين عرصه است، براي برگزاري بزرگداشت سراغ آنها برويد.

آقايي اظهار کرد: خرسند بوديم از اين که در شهري زندگي مي کنيم که اساتيدي چون جوادي پور و اسفندياري در آن نفس مي کشند و امروز بايد افسوس بخوريم از اين که ديگر اين دو بزرگوار در ميان ما نيستند.

حسين محجوري از هنرمندان عرصه نقاشي و معماري نيز درباره استاد گفت: اسفندياري از هنرمندان تاثيرگذار ايران بود. بايد آتليه هنرمندان موزه شود تا آثار آنها ماندگار بماند. بنده ضمن افسوس دوباره باز هم درگذشت اين هنرمند بزرگ را تسليت مي گويم.

 

همچنين محمدابراهيم جعفري هنرمند نقاش با بيت «گفتم تو را دوست دارم صداي مرا نقاشي کن/ دلتنگ توام اندوه مرا نقاشي کن» سخنان خود را آغاز کرد و گفت: شعري با اين مطلع را پيش از اين براي احمد اسفندياري سرودم و امروز مي بينيم که تا چه اندازه معناي شعر در لحظه هاي مختلف تغيير مي کند.

وي ادامه داد: هنر ياد دادني نيست بلکه در دل آدمي وجود دارد. اما به هر حال نيازمند اين است که آموزش و پرورش فضايي براي دانش آموزان به وجود آورد تا آنها بتوانند بازي هنري خود را تقويت کنند چرا که هنر درس نيست بلکه يک بازي متعالي است.

وي در پايان صحبت هاي خود گفت: بايد در هر شهرستاني يک موزه داشته باشيم تا مردم بتوانند از آنها الهام بگيرند.

عباس مشهدي زاده هم گفت: به همه اسفندياري ها و هنرمندان تسليت مي گويم. احمد اسفندياري از معلمان قديمي و پيشکسوت عرصه هنرهاي تجسمي بودند.

اين ننگي براي ما است که جوانان اينجا حضور ندارند. چرا ما تا اين اندازه بي بنيان و بي دانش هستيم؟ چرا نام کوه ها و درياهاي خودمان را نمي دانيم و تا اين اندازه حافظه تاريخي مان ضعيف است؟

مشهدي زاده با اشاره به اينکه حتي يک اثر هم از اسفندياري نمي بينيد که در آن تلخي ترسيم شده باشد تصريح کرد: آثار احمد اسفندياري همواره از جنس نور بود و آفتاب.

اين هنرمند مجسمه‌ساز ادامه داد: جعفري راست مي گويد بايد آموزش هنر را از کودکي به فرزندان مان آغاز کنيم تا فرهنگ آنها تقويت شود. فراموش نکنيد آن چه مي ماند فرهنگ و هنر است. در تاريخ از شاهان صحبت نمي شود بلکه آن چه مي ماند هنر است و آورده هاي هنري، دانشي و پژوهشي.

در ضمن احسان آقايي؛ سرپرست موزه هنرهاي معاصر تهران در پيام تسليتي براي درگذشت استاد احمد اسفندياري نوشت:

اين جان عاريت که به حافظ سپرد دوست

روزي رخش ببينم و تقديم وي کنم

آخرين ساعات سال نود و يک، غمي ديگر بر دلمان نشاند. ظاهرا استاد احمد اسفندياري همانند سال هاي همراهي با دوست و يار ديرينش محمود جوادي پور وي را تنها نگذاشت و به سوي او و ديار باقي شتافت.

محاسن اخلاقي آن زنده ياد در کنار شعور، درک و دريافت هنري تؤام با خلاقيت از وي هنرمندي بي بديل ساخته بود که نام و آوازه اش را براي هميشه در تاريخ هنر کشورمان ماندگار خواهد ساخت. آثار وي ريشه در ديرين هنر ايران داشت و ياد و خاطره ي ارسي هاي ايراني و هندسه ي منظم معماري صفوي را به ذهن متبادر مي کرد؛ گويي معماري فاخر ايراني ديگر بار با شور و رنگ و نور دلربايي و فربايي مي کند.

بي گمان نقش استاد احمد اسفندياري براي هميشه در ياد و خاطرمان خواهد ماند. از يگانه ي قديم براي وي همراهي و همنشيني با نيکان در زندگي اخروي، و براي تنها دخترش شکيبايي خواهانم.

 

يكشنبه 18 فروردين 1392 - 12:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری