دوشنبه 30 مهر 1397 - 17:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

نامت گل هميشه بهار است، فاطمه

 

 

حضـرت فاطمه زهرا (س) دختـر گرامـى پيامبراکرم (ص) و خديجه کبرى، چهارميـن دختـر پيامبـر اسلام (ص) است. ايشان نزد خداي متعال به ۹ نام اشتهار دارند که عبارت است از:

 فاطمه: به معناي قطع شده و بريده است؛ رسول خدا فرمودند: «زيرا او و شيعيانش از آتش جهنم قطع شده اند.» و نيز امام صادق (ع) فرمودند: «زيرا او از هر شر و بدي بريده شده است و نيز چون مردم از رسيدن به معرفت کامل او قطع شده اند.»

زهرا: يعني درخشان، نوراني و درخشنده؛

 صـديقه: يعني کسي که در راستگويي کامل است يا آن که هرگز دروغ نگفته است. يا کسي که سخن خود را با عمل خويش تصديق مي کند؛

طاهـره: به معني پاکيزه، بي عيب، پاک و معصوم؛

مبارکه: از برکت به معناي فايده زياد و ثابت مي آيد، به معناي زني که داراي وجود پربرکت مي باشد؛

زکيه: زکاة هم به معناي رشدونمو و هم به معناي طهارت است؛

 راضيه: يعني کسي که هرگز لب به شکايت باز نکرد؛

مرضيه: يعني کسي که تمام کارهايش مورد رضايت خدا و رسول خدا بود؛

 محدثه: يعني کسي که فرشتگان با او سخن مي گويند؛

بيشتر مورخان شيعه و سنى ولادت باسعادت آن حضرت را بيستم جمادى الثانى سـال پنجم بعثت در مکه مکرمه مى دانند. برخى سال سـوم و برخى سال دوم بعثـت ذکـــر کرده اند.

پـرورش زهرا(س) در کنار پـدرش رسـول خدا و در خانه نبوت بود؛ خانه اى که محل نزول وحى و آيه هاى قرآن است. آنجا که نخستيـن گروه از مسلمانان به يکتايى خدا ايمان آوردند و بر ايمان خـويـش استـوار ماندند. آن سال ها در سراسر عربستان و همه جهان، اين تنها خانه اى بود که چنيـن بانگى از آن بر مى خواست: «الله اکبر» و زهرا تنها دختر خردسال مکه بـود که چنيـن جنب و جـوشى را در کنار خـود مى ديد.

او در خانه تنها بـود و دوران خردسالى را به تنهايى مى گذراند. دو خواهرش رقيه و کلثوم چند سال از او بزرگتر بودند. شايد راز اين تنهايى هـم يکى ايـن بـوده است که بايـد از دوران کـودکـى همه تـوجه وى به رياضت هاى جسمانـى و آمـوزش هاى روحانى معطوف گردد.

حضرت زهرا(س) بعد از ازدواج با اميرالمومنين على (ع) به عنوان بانويى نمونه بر تارک قرون و اعصار درخشيد. دختر پيامبر همچنان که در زندگى زناشـويى نمونه بـود، در اطاعت پـروردگار نيز نمـونه بـود. هنگامـى که از کارهاى خانه فـراغت مى يافت به عبادت مـى پـرداخت، به نماز، دعا، تضرع به درگاه خـدا و دعا بـراى ديگران. امام صادق(ع) از اجداد خويش از حسـن بـن على(ع) روايت کرده است که :«مادرم شبهاى جمعه را تا بامداد در محراب عبادت مـى ايستاد و چـون دست به دعا برمى داشت مردان و زنان با ايمان را دعا مى کرد، اما درباره خـود چيزى نمـى گفت. روزى بدو گفتـم : مادر چرا براى خـود نيز مانند ديگران دعاى خير نمى کنى؟ گفت: فرزندم! همسايه مقدم است.»

تسبيح هايى که به نام تسبيحات فاطمه(س) در کتاب هاي معتبر شيعه و سنـى و ديگـر اسنـاد، روايت شـده نزد همه معروف است.

فاطمه(س) تا وقتى که رسول خدا از دنيا نرفته بود، سختي ها و تلخي هاى زندگى را با ديدن سيماى تابناک پيامبر اکرم (ص) بر خـود هموار مى نمود، ملاقات پدر تمام رنج ها را از خـاطـرش مـى زدود و به او آرامـش و قـدرت مـى بخشيـد. اما مرگ پدر، مظلوم شدن شـوهر، از دست رفت حق و بالاتر از همه دگرگوني هايى که پس از رسـول خدا(ص) به فاصله اى اندک در سنت مسلمانى پديد آمد، روح و سپـس جسـم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت. چنان که تاريخ نشان مـى دهـد، او پيـش از مـرگ پدرش بيمارى جسمى نداشته است. داستان آنان را که به در خانه او آمـدنـد و مـى خواستند خانه را با هر کـس که درون آن است آتـش زننـد شنيده ايد. خـود ايـن پيشامد، به تنهايـى براى آزردن او بـس است چه رسد که رويدادهاى ديگر هـم بدان افزوده شـود. دختر پيغمبـر، نالان در بستـر افتاد. زنان مهاجر و انصار نزد او گرد آمدند. آن بانـوى دو جهان، خطبه اى بليغ در جمع آن زنان بيان فرمـود که با نقل بخشى کوتاه از آن، گوشه اى از درد ديـن و سوز و گداز مکتبى زهرا(س) و شکوه او از مـردم فـرصت طلب و غاصبـان ولايت را در مـى يـابيد.

«به خداسوگند، اگر پاى در ميان مى نهادند و على را برکارى که پيغمبر به عهده او نهاد، مى گذاردنـد آسان آسان ايشان را به راه راست مـى برد ، و حق هر يک را بـدو مى سپرد ... شگفتا روزگار چه بـوالعجب ها در پس پرده دارد و چه بازيچه ها يکى پـس از ديگرى برون مي آرد، راستـى مردان شما چرا چنيـن کردند؟ و چه عذرى آوردنـد؟ دوست نمايانـى غدار، در حق دوستان ستمکار و سـرانجام به کيفـر ستمکارى خـويـش گرفتار. سر را گذاشته و به دم چسبيدند، پـى عامـى رفتند و از عالـم نپرسيدند، نفريـن بر مردمى نادان که تبهکارى خـود را نيکـوکارى مى پندارند.»

سرانجام  دختـر پيغمبـر، دنيا را به دنياطلبان گذاشت و به لقاى پـروردگارش شتـافت. فاطمه را شبانه دفـن کـردنـد و علـى (ع) او را به خاک سپــرد و او ايـن گـونه مظلـومه و شهيـده از دنيا رفت. درتاريخ شهادت آن بانوى بزرگ نيز محدثان اقـوال گوناگونى دارند که مشهورتر از همه، سيزده جمادى الاولى سال يازدهـم هجرى و ديگرى سوم جمادى الثانى همان سال است.

فضيلت و منزلت اين بانوي بزرگوار به حدي است که روايات بي شماري بر وجوب مودت ايشان و فرزندانش تأکيد ورزيده اند از جمله مي توان به روايتي از احمد بن حنبل در مسندش از «سعيد بن جبير» از «ابن عباس» اشاره کرد؛ روايت کرده که گفت: چون آيه: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» نازل شد مردم‏ پرسيدند که‏ يا رسول اللَّه من قرابتک الّذين وجبت مودّتهم؟ قال: علىّ و فاطمة و ابناهما (عليهم السلام). (اى رسول خدا خويشاوندان تو که مودت آنها بر ما واجب است چه کسانى هستند؟ فرمود: على، فاطمه و دو فرزندان آن دو، اين سخن را سه بار تکرار فرمود.

همين روايت را ثعلبى نيز در تفسير خود در تفسير آيه فوق به همين الفاظ و معانى آورده است‏ .

«بخارى» در «صحيحش» در ذيل آيه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ به سند خود از «طاوس» از «ابن عباس» روايت کرده که گفت: از آيه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ ... سؤال شد سعيد بن جبير گفت: منظور از «قربى» آل محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم است‏. و از اين گونه روايات در فضيلت فاطمه(س) و فرزندانش بي شمار است.

فاطمه (س) از همان آغاز، دانش را از سرچشمه وحى فراگرفت. آنچه را از اسرار و دانشها، پدر براى او باز مى گفت، على (ع) مى نـوشت و فـاطـمـه(س) آنهـا را گردآوري مي کرد که حاصل آن کتـابـى به نـام «مصحف فـاطمه» شـد.

فـاطمه زهـرا(س) بــا بيـان احکام و معارف اسلام، زنان را به وظايف‌شان آشنا مـى سـاخت. "فضه" خـدمـتگزار فاطمه (س)، که از شـاگـردان و پـرورش يافتگان مکتب اوست در مدت بيست ســال جز با آيات قرآن سخنـى نگفت و هر گاه قصـد بيان مطلبـى داشت بـا آيه اى متنـاسب از قـرآن، منظور خـويـش را بيان مـى کـرد.

فاطمه (س) نه تنها از فرا گرفتن دانش خسته نمى شد، بلکه در ياد دادن مسائل دين به ديگران از حـوصله و پشتکار فراوانى برخـوردار بـود. روزى زنـى نزد او آمـد و گفت: مادرى پير دارم که در مورد نماز خـود اشتباهى کرده و مرا فرستاده تا از شما مسألـه اى بپرسـم. زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود. زن براى بار دوم و سـوم آمـد و مسألـه پرسيد و پاسخ شنيـد، ايـن کار تا ده بار تکرار شـد و هر بار آن بانوى بزرگـوار سـؤال وى را پاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهاى پى در پى شرمگيـن شد و گفت: ديگر شما را به زحمت نمى اندازم. فاطمه (س) فرمود: باز هـم بيا و سؤالهايت را بپرس، تـو هر قدر سؤال کنى مـن ناراحت نمى شوم زيرا از پدرم رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود: روز قيامت علماى پيرو ما محشور مى شـوند و به آنها به انـدازه دانششان خلعت‌هاى گرانبها عطا مـى گـردد و انـدازه پاداش به نسبت ميزان تلاشـى است که براى ارشاد و هـدايت بندگان خـدا نمـوده انـد.

اين بانوي عالمه و بزرگوار همان گونه که  نسبت به آموزش احکام و معارف دين اهتمام مي ورزيد، در عين حال در عبادت و تهجد نيز سرآمد همگان بود. نقل است حضـرت زهرا(س) بخشى از شب را به عبادت مشغول مى شـد.  نمازهاى شب ايشان آن قدر طـولانى مى شد و بر روى پاهايش مى ايستاد که پايـش ورم مى کرد.

ايام شهادت حضرت زهرا(س) تسليت باد.

تهيه و تنظيم:

حجت الاسلام حسن بابايي

مسئول تشکل هاي ديني تبليغات اسلامي اصفهان

 

دوشنبه 5 فروردين 1392 - 8:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری