دوشنبه 27 آذر 1396 - 0:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

دختر کبريت فروش

 

 

 

دختر کبريت فروش

نويسنده : هانس کريستين اندرسن

مترجم : فريدون فرياد

تصويرگر : راشل ايزادوراترنر

ناشر : کتابهاي شکوفه وابسته به موسسه انتشارات اميرکبير

 

داستان دختر کبريت فروش از توصيف آخرين غروب سال آغاز مي شود . آخرين غروبي که برف سنگيني مي بارد و از زبان راوي سوم شخص هوا تقريبا ً تاريک شده و شب در راه است . دختر فقيري در خيابانهاي سرد و تاريک شهر راه مي رود . پاهايش برهنه است و سر کوچکش را هيچ چيزي از باد و سرما حفظ نمي کند . نويسنده در ادامه داستان به فقر دختر فقير اشاره مي کند که با همه نداري‌اش کفش هاي کهنه و بزرگ را هم که سالها مادرش از آنها استفاده کرده در حالي که در خيابان ها مي دويده تا با درشکه ها که از مقابلش به سرعت مي گذشتند  برخورد نکند از دست داده و لنگه اي از آنها را پسرک شيطاني قاپيده و پا به فرار گذاشته است و بدين ترتيب خوانندگان با آرزوهاي دختر و فضاي سرد و بي روح شهر و مردمانش آشنان مي شوند.

در بخشي از داستان « دختر کبريت فروش » مي خوانيم :

بعد کبريت ديگري روشن کرد و دوباره نور همه جا را روشن کرد و در ميان روشنايي ، مادربزرگ کهنسالش ، نوراني و زيبا ، پديدار شد . دخترک به روشني مي ديد مادربزرگش ، او را با محبت و مهرباني نگاه مي کند.

دخترک فرياد زد :« مادربزرگ ، تو را به خدا مرا هم با خودت ببر . مي دانم همين که کبريت خاموش شود ، تو هم محو مي‌شوي ؛ همانطور که اجاق گاز گرم و غاز بريان و درخت قشنگ و باشکوه سال نو محو شدند ! »

دختر کبريت فروش به قلم هانس کريستين اندرسن و با تصويرگري  راشل ايزادوراترنر در چاپ نخست خود با قيمت 2400 تومان توسط کتابهاي شکوفه وابسته به موسسه انتشارات اميرکبير انتشار يافته است. 

 

 

 

دوشنبه 28 اسفند 1391 - 15:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری