پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

اقتباسي از يک رمان خارجي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي فيلم تلويزيوني«فرمول مرگ»(بهداد آوند اميني) به مناسبت پخش از شبکه 4

 

بهداد آوند اميني در سال 1356 در تهران متولد شد. وي فرزند احمد اميني(منتقد و کارگردان سينما)، و فارغ التحصيل گرايش کارگرداني سينما از دانشكده سينما تئاتر، است. اميني پس از اتمام دانشکده و ساخت چند فيلم مستند و داستاني كوتاه، كار حرفه اي خود را با دستياري كارگردان در سريال مرگ تدريجي يک رويا، ساخته فريدون جيراني شروع كرد.

فعاليت هاي مطبوعاتي او عبارتند از: مترجم و نويسنده در مجلات و روزنامه هاي سينمايي و هنري مانند ماهنامه فيلم، سينما جهان، حرفه هنرمند، مجله 24، مترجم و نويسنده در كتاب راهنماي كارگردانان بهزاد رحيميان(انتشارات روزنه كار).

 فعاليت هاي سينمايي او عبارتند از: نويسنده و مدير توليد در فيلم كوتاه دزد ساخته اميرحسين بهبهاني، دستيار كارگردان در فيلم كوتاه گرد و غبار ساخته لاله علوي، دستيار كارگردان مجموعه تلويزيوني بي گناهان ساخته احمد اميني، دستيار كارگردان فيلم «تهران، سيم آخر» و برنامه ريز فيلم تلويزيوني شيفت شب هر دو به کارگرداني مهدي کرم پور، دستيار كارگردان و برنامه ريز فيلم تلويزيوني همه چي روبراهه ساخته حجت ذيجودي.

همچنين او به عنوان دستيار کارگردان با کارگرداناني ديگري چون ايرج کريمي، مجيد جوانمرد، عباس رافعي، و بهنام بهزادي نيز همکاري کرده است.

از آثار اميني مي توان از فيلم هاي كوتاه خانه تاريک، چپ اندرقيچي، از ته گلو، دخمه سياه، حکايت خواهران خزان و... فيلم هاي مستند خانه نو (دو نسخه 14 و 32 دقيقه)، مدرسه و دنيا، رنگ پريدگي، نام برد.

فيلم تلويزيوني «فرمول مرگ»(با نام قبلي «چهار روز شگفت انگيز»)، به تهيه کنندگي عباس رافعي، اولين فيلم بلند بهداد آوند اميني است که بر اساس فيلمنامه عليرضا محمودي با بازي بيژن امکانيان در نقش اصلي ساخته شده است.

فيلمنامه فرمول مرگ اقتباسي است از رمان «رايحه مرگ» اثر آيزاک آسيموف، و داستان پرويز فرجامي استاد دانشگاه افسرده و بي انگيزه اي است که در آزمايشگاه شيمي دانشکده جسد دانشجوي دکترايش سياوش اقبالي را پيدا مي کند. پس از بازجويي هاي اوليه سرهنگ اگاهي بهروز مظفري به فرجامي مي گويد با توجه به مدارک موجود او مظنون اصلي در مرگ اقبالي ست...

اميني درباره ساخت فرمول مرگ مي گويد: «ترجمه رمان «رايحه مرگ» اثر آيزاک آسيموف را در نوجواني خوانده بودم و سه سال پيش يک طرح اوليه بر اساس اين داستان با عنوان «نفس مرگ» نوشتم و به آقاي عباس رافعي دادم. ايشان نيز اقدام کردند و در زمستان 88 در شبکه يک تصويب شد. پس از آن عليرضا محمودي فيلمنامه را نوشت و پس از بازنويسي اوليه، نام آن به «چهار روز شگفت‌انگيز» تغيير کرد.

در مرحله اقتباس، ديالوگ‌ها خلاصه و فشرده و در مواقعي با تغييراتي ايرانيزه شد تا با فضاي يک فيلم ايراني همخواني داشته باشد. بايد بگويم عليرضا محمودي ديالوگ‌هاي بسيار خوبي براي اين کار نوشته است.

اين کار به دلايلي در شبکه يک ساخته نشد و با تشخيص درست تهيه‌کننده به شبکه چهار رفت. پس از مونتاژ قصد داشتيم نام اصلي رمان يعني «رايحه مرگ» را روي آن بگذاريم اما در مشورت با شبکه و به پيشنهاد آقاي سيفي آزاد، نام فيلم به «فرمول مرگ» تغيير يافت. اين رمان سال‌ها پيش در ايران با نام «آزمايش مرگ» توسط انتشارات شقايق به چاپ رسيده بود.» 

اميني درباره شخصيت‌پردازي‌هاي فيلم مي گويد: «در مورد شخصيت‌پردازي تمام تلاشمان را کرديم که شخصيت‌هاي اصلي به تيپ نزديک نشوند. دکتر فرجامي استاد دانشگاهي است که به دلايل مختلفي از جمله دلزدگي‌هاي شخصي و اجتماعي رفتارش تغيير کرده است.

او در دوران دانشجويي بسيار بانشاط و پرشور بوده اما بعد از تصادفي که برايش پيش مي‌آيد، مي‌فهمد که ديگر نمي‌تواند بچه‌دار شود. فرجامي دچار افسردگي مي‌شود و خود نيز با اخلاقي که دارد به اين ماجرا دامن مي‌زند. جايي که فيلم آغاز مي‌شود دقيقا اوج افسردگي و رخوت اين شخصيت است.

با مرگ سياوش اقبالي و اتهامي که به او زده مي‌شود، اين شخصيت دچار تغيير و تحول مي‌شود و از اين رخوت به تکاپو مي‌رسد تا بتواند راز مرگ دانشجويش را کشف کند.

شايد ويژگي‌هاي ظاهري مربوط به افسردگي دکتر فرجامي باعث شده که فکر شود در پرداخت نقش او اغراق شده است. در فيلمنامه يک نکته وجود داشت که... ما نمي‌خواستيم مخاطب از ابتدا قهرمان را دوست داشته باشد چون اگر اين طور بود، اواسط فيلم نمي‌توانستيم اين شک را به جان مخاطب بيندازيم که شايد او قاتل سياوش باشد. با بي‌‌علاقگي اوليه تماشاچي به شخصيت، اتهامي که به فرجامي زده مي‌شود براي مخاطب باورپذيرتر خواهد بود.»

اميني درباره ساختن صحنه‌هاي بازجويي در دانشگاه مي گويد: «اين موضوع دو دليل داشت؛ يکي اينکه مي‌خواستيم تا جايي که قصه و منطق روايي اجازه مي‌دهد از لوکيشن‌هاي تکراري فيلم‌ها و مجموعه‌‌ها استفاده نکنيم. دليل دو، مهم آن بود که شخصيت پليس قصه بايد با لباس شخصي وارد فضاي دانشگاه مي‌شد.

در واقع سعي کرديم يک افسر آگاهي غيرکليشه‌اي بسازيم که به کتاب‌هاي معمايي و پليسي هم بسيار علاقه‌مند است و اصولا در نحوه برخورد و کار تجسس او شيطنت‌ها و حرکت‌هاي نمايشي نيز ديده مي‌شود. وي سعي مي‌کند با همه آدم‌ها ارتباط برقرار کرده و باب آشنايي را همان ابتداي کار باز کند.

با توجه به موقعيت دکتر فرجامي که فردي دانشگاهي و محترم است، سرهنگ مظفري بازجويي‌ها را در همان محيط دانشگاه (محل قتل) انجام مي‌دهد. البته اين ايده من بود که به جاي لوکيشن کوچکي مثل دفتر رئيس دانشکده، صحنه‌هاي بازجويي را در آمفي‌تئاتر دانشگاه بگيريم که اشاره‌اي به صحنه نمايش و پرده سينما هم باشد.»

اميني درباره بازي هاي فيلم مي گويد: «بازي کارآگاه يک بازي بيروني‌تر و همراه با شوخي است؛ در صورتي که بازي بيژن امکانيان در نقش دکتر فرجامي يک بازي ميني‌ماليستي و درون‌گرايانه است. حتي در 10 دقيقه اول فيلم هيچ ديالوگي نمي‌گويد و سکوت کرده تا اينکه به جنازه مي‌رسد و اولين ديالوگ خود را مي‌گويد.

تا دقيقه 45 فيلم هم همان حالت ساکن و گيج و مبهوت خود را دارد و کم‌کم به حرکت در‌مي‌آيد. شايد ويژگي اين نقش‌هاست که بازي کارآگاه داستان را کارشده‌تر جلوه مي‌دهد.

دکتر فرجامي افسردگي شديدي دارد که ضربه اين قتل باعث مي‌شود از لاک خود بيرون بيايد. در يک‌ سوم پاياني فيلم مي‌بينيد اين شخصيت که اوايل فيلم لخ‌لخ‌کنان راه مي‌رفت به حرکت و تکاپو درآمده و حتي مي‌دود.»

اميني درباره ريتم فيلم مي گويد: «در شروع فيلم به خاطر شخصيت افسرده، ساکت، ساکن و سنگين فرجامي (مثلاً در ميزانسن صحنه آشپزخانه و اتاقش در دانشکده) و به اين دليل که تماشاچي در طول فيلم همراه شخصيت فرجامي جلو مي‌رود، شروع، کند به نظر مي‌آيد.

فکر مي‌کردم فضاي اطراف اين شخصيت هر چقدر هم در جنب و جوش و تحرک باشد براي او سنگين و کند مي‌گذرد... قبول دارم که شروع کند فيلم کمي مخاطب را اذيت مي‌کند اما اين براي معرفي شخصيت فرجامي لازم بود.

اما از دقيقه 15-10 فيلم، جايي که جنازه سياوش پيدا و روايت قصه روز قبل از قتل آغاز مي‌شود، سعي کرديم با تنوع در ميزانسن‌ها و صحنه‌‌هاي فلاش‌بک و حرکت دوربين ريتم مناسبي ايجاد کنيم.

در نهايت تلاش همه گروه اين بوده که فيلمي در خور مخاطبان فرهيخته تلويزيون و در محدوده هزينه‌هاي ساخت يک تله‌فيلم ارائه کنند که اميدوارم مورد قبول واقع شود.»

تدوين «فرمول مرگ» کار پرهام وفايي، موسيقي ساخته افشين عزيزي، و صداگذاري آن توسط رضا حيدري انجام گرفته است.

ديگر بازيگران اصلي فيلم صادق هاتفي، توفان مهرداديان، ناز شادمان، روح اله حقگوي، مجيد جعفري، صدف احمدي، فرامرز روشنايي، پرويز عاشورنيا و ... هستند.

عوامل ديگر «فرمول مرگ» عبارتند از :

تهيه کننده: عباس رافعي، کارگردان: بهداد آوند اميني، نويسنده: عليرضا محمودي، مدير تصويربرداري: سيروس عبدلي، صدابردار: امين ميرشکاري، طراح صحنه و لباس: سهيل مير سپاسي، طراح چهره پردازي: مهرداد قلي پور، تدوينگر: پرهام وفايي، صداگذار: رضا حيدري، موسيقي: افشين عزيزي، مدير توليد: مسعود دليري، دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: محمد عزيزي، منشي صحنه: نائله شريفي، عکاس: مريم اميري.

 

يكشنبه 27 اسفند 1391 - 9:54


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری