پنجشنبه 8 تير 1396 - 18:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

محمدرضا صادقي

 

اداي دين به سال هاي نخستين دفاع مقدس

 

نگاهي به رمان «ترکه هاي درخت آلبالو» نوشته اکبرخليلي

 رمان «ترکه هاي درخت آلبالو» نوشته اکبر خليلي جزو نخستين آثار ادبيات داستاني دفاع مقدس است که براي اولين بار در سال 1368 در 569 صفحه و شمارگان 4400 نسخه از سوي انتشارات امير کبير چاپ و منتشر شد. اين اثر اخيراً  باز نشر شده و در اختيار غلاقه مندان قرار گرفته است.

ماجراهاي داستان اين اثر به همان سال هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، درگيرهاي عناصر ضد انقلاب در کردستان و سرانجام ماه‌هاي اوليه شروع جنگ تحميلي مربوط است. خواننده در اين اثر با سرهنگ حميد رضا مدني، فرمانده حکومت نظامي يکي از مناطق تهران آشنا مي شود که چنده ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي دستگير شده و منتظر است حکم تيربارانش صادر شود. او کودکي اش را در خانواده اي مذهبي سپري کرده است. وقتي پسري کوچک بود، پدرش قصد داشته او را به دليل برداشتن دو اسکناس ده توماني از صحن حرم شاه عبدالعظيم با ترکه هاي آلبالو تنبيه کند. اگرچه در جنگ ظفار نيز شرکت داشته اما هرگز دستش به خون بي گناهي آلوده نشده است.

سرهنگ در زندان به آموزش پاسداران مشغول مي شود. بالاخره پس از تحمل چند ماه زندان، تبرئه و از زندان آزاد مي شود. سپس عازم کردستان مي شود و در درگيري هاي سنندج رشادت هايي از خود نشان مي دهد. در شهر سنندج با يوسف، يکي از پاسداراني که به او آموزش داده، روبه رو مي شود. سرهنگ به شهادت مي رسد اما يوسف پس از رسيدن نيروهاي کمکي، وارد سنندج مي شود. با اين حال، رمان ترکه هاي درخت آلبالو روايتي است از زندگي شهيد ايرج نصرت زاد که سرگذشت پر فراز و نشيبي در ماه هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي و شروع درگيرها در کردستان و آغاز جنگ تحميلي داشته است. به نظر مي رسد شخصت هاي داستاني رمان فراز و فرودهاي ديگري هم در زندگي داشته اند که به طور کامل در اين داستان نيامده است. هر چند قرار نيست همه اتفاق هاي زندگي يک شخصيت يا قهرمانان داستان به طور دقيق و مو به مو در داستان بيايد، اما ويژگي کار اکبر خليلي در اين اثر آن است که او بر اساس تحقيقاتي که پيرامون زندگي شخصيت هاي مورد نظر خود از جمله شهيد ايرج نصرت زاد انجام داده، رويدادهاي داستان را پيش برده است. در اين جا اين سئوال پيش مي آيد که آيا کتاب«ترکه هاي درخت آلبالو» يک رمان خلاقانه با پشتوانه هاي قوي تخليلي است يا يک زندگينامه داستاني صرف که قرار بوده بيش از هر چيزي به واقعيت هاي بيروني متکي باشد؟

ظواهر کار و حتي نشانه هاي متني نشان مي دهد نويسنده راه دوم را برگزيده است، چون با صراحت اعلام کرده است هدف من از نگارش اين داستان رساندن نداي مظلوميت مردم شريف ايران و همچنين قدرداني از جانبازان و تاريخ سازان کشورمان بوده است. حالا با آگاهي از هدف نويسنده، دوباره بر مي گرديم سراغ سئوالي که مطرح شد و از زاويه ديگري دنبال پاسخ آن مي گرديم؛ چه ملاک هايي بين زندگي نامه داستاني و داستان وجود دارد و اساساً تفاوت آن دو در چيست؟ و آيا ترکه هاي درخت آلبالو را بايد جز زندگي نامه داستاني دانست و يا آن را داستان شمرد؟ نظرها متفاوت است و نمي شود باب اين بحث را در اين جا باز کرد.

اگر اصل ماجرا را بار ديگر و اين بار از زاويه کلي تري بازگو کنيم، مي شود اين که رمان «ترکه هاي درخت آلبالو»ما را با شرح حال زندگي پسري آشنا مي کند که پدرش به خاطر ترساندن و فرمان برداري او هميشه از ترکه هاي درخت آلبالو استفاده مي کرده است. پسر تحت تعليم پدر در جواني وارد ارتش مي شود و پس از انقلاب در منطقه کردستان با کومُله و دمکرات ها در گير مي شود به درجه سرهنگي مي رسد. او با شروع جنگ تحميلي به جبهه مي رود، و همگام با ديگر رزمندگان مي جنگد به طوري که در آزادسازي سنندج، از دست ضد انقلابيون عراقي ، نقش به سزايي دارد. اما قبل از آزادي به شهادت مي رسد.

داستان از پاييز 1358 آغاز مي شود و در زمستان 1359 به پايان مي رسد. يعني زمان جاري در داستان حدود يک سال و دو سه ماه است، اما در طول آن، همه زندگي سرهنگ و قسمت هايي از زندگي گذشته و حال ديگر افراد خانواده او هم روايت مي شود؛ که در نوع روايت و زاويه ديد به نظر کمي آشفته مي آيد. شايد به خاطر همين نوع زاويه ديد باشد که پيرنگ داستان به هم مي ريزد و مخدوش مي شود، چرا که زاويه ديد، محدود به سرهنگ مي شود. سرهنگ در زندان به سر مي برد و در حياط آن قدم مي زند. نگهان به ياد کودکي اش در شهري مي افتد و خاطرات آن دوران را در ذهنش مرور مي کند. طبيعي است که با اين زاويه ديد، ما تنها شاهد آنچه سرهنگ در کودکي اش از ديگران مي ديده باشيم. اما با نهايت تعجب مي بينيم که با ورود شخصيت هاي ديگر به داستان، به کرات و بعضاً به تفضيل، از احساس ها، عواطف و افکار کاملاً دروني آنها و حتي خلوت هايي مربوط به آنها که سرهنگ در آنها حضور نداشته، اطلاعات زيادي به خواننده داده مي شود تا آنجا که گاه خود سرهنگ به فراموشي سپرده و داستان با آن اشخاص دنبال مي شود. اما نکته ديگر، تداعي هاست. اين که خليلي نقطه شروعي نزديک به پايان را براي داستانش انتخاب کرده در جاي خود پسنديده است. اتخاذ چنين شيوه اي، خود به خود منجر به اين مي شود که اطلاعات لازم راجع به گذشته زندگي قهرمانان داستان، با شگردهاي مختلفي به خواننده منتقل شود.

اما از مجموع زندگي گذشته آنها تنها بايد آن بخش هايي به نظر خواننده برسد که بيان آنها براي فهم بيشتر و پيشبرد داستان ضرورت داشته باشد و يا از جمع شگردهاي داستاني موجود و ممکن، براي بيان اين بخش ها استفاده شود يا هنگام استفاده از تداعي، زمينه چيني لازم براي هر تداعي صورت پذيرد. به طوري که خواننده قانع شود که آن تداعي ها جزء در آنجا که شکل گرفته اند و غير از همان صورت(تداعي) نمي توانسته اند ارائه شوند و هر تداعي در حد و اندازه و ابعاد معيني، که اقتضاي داستان و چاچوب فني اين شيوه است،مطرح شود. حال آن که در موارد بسياري، اين اصل مهم رعايت نشده است. در اين داستان گاه خليلي از تداعي يک خاطره، روايت خود را آغاز مي کند که باعث مي شود موجب تداعي خاطره اي ديگر شود و خاطره دومي سبب خاطره ديگري مي شود و اين يعني تداعي هاي پي در پي که رشته اصلي ماجرا را از دست مخاطب مي گيرد و او را بيش از پيش سرگشته و آشفته مي کند. در حالي که يک داستان قوي با طرح و پيرنگ مستحکم به يک روايت اصلي به عنوان سرنخ اصلي ماجرا نياز دارد که به از چندين روايت فرعي براي پيشبرد طرح اصلي کمک مي گيرد.

اکبر خليلي برخلاف اين شيوه، شگرد ديگري را براي روايت داستان خود انتخاب کرده که البته در جهان داستان نويسي معاصر شيوه متداولي در داستان هاي نو محسوب مي شود؛ استفاده از اين شيوه در زمان هاي نو، به خصوص روانشناختي نو، کاربرد دارد. در مجموع رمان «ترکه هاي درخت آلبالو» اداي ديني به روزهاي پرغرور آميز انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و به ويژه حماسه سازان آن دوران، از جمله شهيد ايرج نصرت زاد است که همه زندگي و دنياي خود را فداي دين، آرمان هاي انساني و سرزمين مادري خود کردند و نگذاشتند ذره اي از خاک ميهن اسلامي مان از سوي دشمنان متجاوز اشغال شود.

 

 

 

چهارشنبه 23 اسفند 1391 - 10:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری