پنجشنبه 8 تير 1396 - 18:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

شراب عاشقي

 

 

با بررسي کتاب «چهل جلوه از ولايت در عاشورا»

حماسه خط به خط تکرار مي شود و خداوند شاهدان روز قيامت را به شهادت تو شاهد مي گيرد اي عزيز دوران هميشه عزيز از ازل تا ابد تا قيام قيامت با قيام مهدي موعود(عج) تو بر تارک زمانه نقش حماسه ي جاويدان زدي و خون خورشيدي تو تا کنون از جوشش نيفتاده است هنوز هم کربلا خالي از يارانت نيست هنوز زمزمه ي ملکوتي در زمان انعکاس دارد چه کسي را مي توان يافت که تو را ياري کند تو خود ياري گر بشري که مخلصانه اين جمله را نجوا کردي آيا ياري گري هست که مرا ياري کند؟ آري اي امام شهادت شيعيان پدر بزرگوارت علي (ع) هنوز هم مرثيه ي شهادت را مي خوانند اي امام عاشورا ما محتاج ياري توايم آيا ما را ياري خواهي کرد در روز رستاخيز مي خواهيم با نگاه پرسانمان به سوي تو بياييم که آيا ياري گري هست که ما را ياري کند؟ تو خود مي داني که در دنيا ياوري نداريم به نظر تو کجا نظر کنيم که خط جوانمردي رشادت و شهادت همه اذعان توست لغت معنايش از توست، بشر غرورش از توست، هنگاميکه در ملکوت فرشتگان به تماشاي عشق بازيت با پروردگار نشته بودند. انسانيت جان گرفت و فخر آسمان و زمين شد. زيرا انساني چون تو جلوه گاه تمام عبادتها تمام بزرگي ها گشت و همگان معناي بندگي و سعادت را از تو آموختند خدايت عظمت تو را بيش کند اي عظيم.

 کتاب چهل جلوه از ولايت در عاشورا توسط استاد گرانقدر دکتر اسماعيل  منصوري لاريجاني به رشته ي تحرير در آمده است.

 اثر همان گونکه از عنوان آن پيداست جلوهاي ولايت امام حسين(ع) را در حماسه ي عاشورا مورد بررسي قرار داده است. تمامي موضوعات مطرح شده در کتاب از نظر سطح کيفي به يک اندازه نيستند برخي از موضوعات معاني بسيار بديعي در ادبيات عرفاني و الهي دارند و فهم برخي از آنها براي خوانندگان عادي مشکل است سطح کيفي اثر از چنان مرتبه اي برخوردار است که براي فهم دقيق آن گاهي بايد مطالب را دوباره خواني کنيم و گاهي با کمک کتب ديگر از جمله قرآن مجيد در پي معاني جملات و کلمات آن باشيم. حال با بررسي عميق موضوعات کتاب همراه نويسنده خواهيم شد تا بهره اي در حد توان ببريم.

در مبحث ولايت مظهر عشق الهي يک نکته حائز اهميت است ولايت سرچشمه ي گرفته از عشق الهي است زيرا چنان که نويسنده آورده تجلي خداوند بر دو نوع استوار گشته تجلي به ذات و تجلي به حب. هر کدام از آنها تعاريف جداگانه اي دارند ولي با اين حال بايد گفت که رابطه خداوند با ولايت از اين گونه تجليات نه خارج است نه قابل تعريف،، از مفهوم سخن اينگونه بايد نتيجه حاصل کرد که خداوند در ولايت متجلي مي شود زيرا ولايت اصلي و حقيقي از آن خداوند است و هيچ فردي از بشريت نمي تواند به جاي خداوند بنشيند تنها خداست که ولايتش بر همه موجودات گسترده مي گردد. اگر از اين ديدگاه  نظرکنيم ولايت معصومين در طول ولايت خداوندي قرار دارد و به نوعي در ادامه آن واقع مي شود و هر عملي که از ايشان سر مي زند درنزد خداوند مانند جلوه اي از ولايت اوست پس با اين اوصاف تجلي خداوند در ولايت قابل تعريف مي شود.

 هرچند توضيح اين مطلب از سوي نويسنده به اين گونه آورده نشده وليکن منظور نظر او از آوردن عنوان ولايت و مظهر عشق الهي رابطه ي جدي ميان اين دو عنصر را متذکر مي شود. ولايت مانند حلقه ي اتصالي ميان ما و دنياي بالاست، در مبحث ولايت و اتصال آن با خداوند موضوع به اينجا ختم نمي شود اين سخن نويسنده مويد نکاتي چند از اين مضمون است. « پس حقيقت ولايت، افتتاح باب عالم هستي و اختتام آن است. محل نزول رحمت الهي، آسمان ولايت است و همه ي موجودات عالم و اعيان ممکنات با خلعت ولايت پا به عرصه ي حيات نهاده اند. از اين رو امام حسين (ع) فرمود بنا فتح الله و بنا يختم.»

 در ميان فاصله اي که ما بين دنياي خاکي و دنياي افلاکي وجود دارد تنها ولايت خداوند است که رابطه اي مستحکم مي تواند برقرار کند و امامان معصوم(ع) چون از سوي خداوند انتخاب شده اند واسطه ي اين فيض هستند پس در اين نظر گاه رابطه ي انسان با ولايت همان رابطه ي انسان با هدايت است زيرا اگر اين واسطه ي و حلقه اي اتصال به دنياي بالا و ملکوتي را ولايت در نظر گيريم اتصال به ولايت موجب هدايت خواهد شد.

 در واقع ولايت به خودي خود انسان را ملکوتي نمي کند، بلکه يکي از آثار ولايت است که مفري براي انسان ايجاد مي کند ولايت مندي از سوي بشريت باعث نجات او خواهد بود هنگامي که قوم بني اسرائيل ولايت حضرت موسي(ع) را پذيرفت از بند خارج شد و به آزادي دست يافت انچه مسلم است اين نکته است که انسان بدون قبول ولايت قابل هدايت نمي شود و به مرحله هدايت نمي رسد.

همين نکته از نظرگاه ديگر نيز قابل بررسي است نعمت ولايت آنچنان گسترده است که ولايت مندان مستوجب دريافت هرگونه نعمت مي شوند از جمله نعمت هدايت وآثار ارزشمند ولايت مندي رسيدن به مرحله ايست که فرد مي تواند در جمع هدايت شدگان قرار گيرد. علم الهي بر اين پايه استوار گشته که زمين هيچگاه از وجود هدايت گر خالي نباشد. در مبحث وراثت در ولايت بايد گفت هرچند وراثت آن گونه که در ميان ما معمول است در ولايت نيست وليکن، ولي بايد جانشين ولي پيش از خود باشد و پس از او نيز بشريت خالي از منشع ولايت مندي نخواهد بود.

 درتفکر شيعه پس از خاتميت پيامبري آغاز دوره ي ولايت مندي توسط امامان شيعه شکل گرفت و هر امامي اين پرچم را پس از امام ديگر در دست گرفته است تا زمان اکنون که اين پرچم در دست امام زمان (عج) ارواحنا فدا قرار دارد يکي از نشانه هاي علم خداوندي وجود همين حکمت است زيرا بدون وجود نعمت ولايت بشر امروز اميدي به آگاهي از راه سعادت نمي داشت. همچنان که از زمان آدم(ع) تا خاتم پيامبران(ص) ولايت زنده و پويا بوده است حکم قطعي الهي در اين است که تا روز قيامت نيز اين نعمت بر بشر باقي بماند بلکه هدايت پذيران هدايت شوند.

مبحث نور ولايت نيز آنگونه است که نشانه ي نور روشن گريست روشن گر بودن جنبه اي از عملي است که توسط منبعي که از خود داراي نوري است صورت مي گيرد. وجهه تسميه ي اين سخن چنان است امامان شيعه(ع) به عنوان انسان کامل جلوه گاه تحقق نور الهي هستند و ظهور و بروز عشق به خداوند در آنها به نشانه ي نوري مي ماند که وجود مبارکتان را روشن مي کند، و چون واسطه ي فيض الهي هستند روشن گر مفاهيم ايماني نيز تلقي مي شوند. انسان روشن ضمير داراي علمي الهي است و با آن علم که برگفته از نور حق تعالي است به ضمير ديگر انسانها وارد شده و مانند يک آينه انوار الهي را به ديگران مي تاباند همان که اين اشعار از عطار نيشابوري بيانگر حقيقت موضوع است که اين گونه روشنگري مي کند.

چون بتابيد آفتاب معرفت               از سپهر اين ره عالي صفت

هر يکي بينا شود بر قدر خويش          باز يابد در حقيقت صدر خويش

هست دانم سلطنت در معرفت               جهد کن تا حاصل آيد اين صفت

با ذکر اين معاني ناب که نويسنده با کمک گرفتن از اشعار عطار نيشابوري آورده است بن مايه ي روشنگري و نور ولايت بسيار بر مخاطب آشکار مي شود و اين موفقيتي در خور توجه است. زيرا در اين مقام نويسنده تنها در چند صفحه توانسته با شاهد مثالي که به زيبايي هرچه تمام تر به نکته ي ظريفي اشاره مي کند مطلب را مورد تفطن خوانندگان قرار دهد و همين امر يکي از ويژگي هاي مثبت کتاب است.

 در مسئله هدايت بايد توجه کافي به جنبه هاي آن داشت در سه محور اصلي مي توان اين مسئله را مورد توجه قرار دهيم. نخست چه کساني قابل هدايت هستند و در ادامه ي همين مطلب بايد به انواع هدايت نيز اشاره کنيم که به دو بخش هدايت ظاهري و هدايت باطني تقسيم بندي مي شود در اين خصوص کاستي اين مبحث مشخص مي گردد زيرا نويسنده آن گونه که شايسته است بر جنبه هاي هدايت تاکيد نکرده و به قول معروف سخن او ابتر باقي مانده است.

 در باز کردن اين بحث تنها به سه نکته ي اشاره شده در بالا نظري کوتاه مي کنيم تا ابعاد موضوع براي خوانندگان عزيز بيشتر نمايان شود در خصوص اين سوال که چه کساني قابل هدايت هستند بايد به واکاوي هدايت پرداخته شود در فطرت هرموجودي بنا بر مشيئت الهي نيرويي براي پيشرفت به سوي مراتب بالاتر وجود دارد به طور مثال در يک گياه ميل به رشد و نمو و در يک انسان ميل به جاودانگي. حال اگر ضمير آن موجود در طول شکل گيري و حيات دچار نقصان شود ديگر آمادگي پيشرفت در او حاصل نمي شود به طور مثال انساني که از گناه لبريز شده باشد تا توبه نکند و به سوي پروردگار خويش بازنگردد قادر به هدايت شدن نيست اين موضوع روشن مي کند که چگونه کسانيکه در حماسه عاشورا حضور داشتند و سخنان امام حسين(ع) را مي شنيدند به جمع هدايت شدگان نپيوستند.

پس اين موضوع بيشتر آشکار مي گردد که براي هدايت شدن ابتدا بايد مقدماتي را فراهم آورد تا توسط امام عصر به درجه هدايت شدگان بپيونديم حال در دو پرسش ديگر ادراک راحت تري حاصل خواهد آمد با اين حساب هدايت يا ظاهري است يا باطني و بايد گفت که هدايت ظاهري پيش از هدايت باطني به وقوع مي پيوندد در ادامه بيشتر به اين موضوع خواهيم پرداخت.

جلوه مسئوليت در ولايت امريست که در بخشي از کتاب به آن پرداخته شده است مسئوليتي که امام حسين(ع) برگردن داشت بر دو نوع بوده است ابتدا مسئوليتهاي ولايتي و امامتي و سپس مسئوليت براي هدايت مردم ايشان در فرصت پيش آمده با حداکثر توان خود در پي انجام مسئوليت برآمده اند و با نثار تمامي داشته هاي خود به بهترين وجه انجام مسئوليت را به همگان تعليم مي دهند، اين امر خطير همان حفظ دين در عرصه ي امر به معروف و نهي از منکر است که يکي از اساسي ترين اصول حفظ دين مي باشد. امام با درک اين مطلب که مسئوليت هدايت امت پيامبر(ص) با ايشان بوده است ماندگارترين امر به معروف و نهي از منکر را انجام مي دهند. چنانکه تا به امروز پيام اين حرکت پا برجا مانده است.

نويسنده از انتخاب عنوان هجرت و سخني که در اين رابطه مي گويد قصد و نيتي دارد که بايد به آن توجه کافي داشت چنان که مي خوانيم.« هجرت بر دو نوع است هجرت باطني و هجرت ظاهري، هجرت باطني خروج از بيت مظلم نفس به سوي نور رحمان و کوي جانان است. هجرت ظاهري خروج از بيت شر و محيطي است که در آن ظلم و ستم مي شود» اگر براين مبنا هجرت امام حسين(ع) را بخواهيم مورد بررسي قرار دهيم بايد به اين نتيجه برسيم که هجرت امام(ع) از نور ايمان حاصل مي شود زيرا ايشان هر دو نوع هجرت را انجام رسانيده اند هم در باطن و هم در ظاهر هجرت امام حسين(ع) نمونه ي کاملي از ايمان به خداوند و حرکت به اذن او در راه سعادت بوده است. و به نوعي بستن عهد و پيمان با خداوند متعال مي باشد.

 اين مضمون همان دريافتي است که به حر دست داده بود توبه حر را مي توان از اين ديدگاه نويسنده بر چند وجه دانست. کيفيت توبه حر که در مقابل امام قرار مي گيرد به حالاتي روحي نايل مي آيد که با تمامي خلوص نيت به توبه مي کند و توبه او مورد قبول حق قرار مي گيرد پس اخلاص کليد قبولي توبۀ حر است. از جهت ديگر امري که حر را براي اظهار توبه آماده مي کند ضمير اوست زيرا فطرت حر هنوز آنچنان آلوده نشده بود که حقيقت را نتواند ببيند و درک کند. و در آخر اهميت سخنان امام حسين(ع) است که باعث رستگاري حر مي شود اين سه جنبه تکميل کننده اين بحث مي باشد که توسط نويسنده ي محترم در کتاب آورده شده ايشان توجه ويژه اي به اين نکته ي اساسي دارد که در اين مبحث به آن اشاره کرده است.« حر پس از قبول توبه اش با ذوق و شوق سرشار به ميدان رفت و جان خود را فداي جانان کرد و به ما خاکيان ثابت کرد که ملاک قبول توبه، ولايت است و زندگي با ولايت آغاز حياتي دوباره است.» اين ديدگاه نويسنده مکملي بر محورهاي پيشين است ولي ايشان تاکيد بيشتري بر اين محور داشته اند و آنچنان که مشاهده مي شود ملاک اصلي را بر ولايت محوري و پذيرش ولايت مي دانند.

ولايت بر مدار حق مبحث ديگريست که بر اساس آن درک حقانيت صورت مي گيرد. کارکردهايي که نويسنده براي حقانيت ولايت در نظر دارد مضموني به اين نحو را دنبال مي کند اگر درک درستي از قرآن و اهل بيت صورت پذيرد و اين دو را از هم جدا ندانيم اصولاً حقانيت را به راحتي درک خواهيم کرد نگاه امام حسين(ع) به اين دنياي فاني بر مواد همين درک عميق است آنچنان که نويسنده بخشي از سخنان امام را اين گونه بيان مي کند.« سپاس خداوندي را که دنيا را آفريد و آن را سراي فاني و زوال پذير قرار داد. سرايي که همواره رنگ به رنگ شده و دستخوش حوادث و تغيير و تحول است و ساکنان خود را از حالتي به حالت ديگر مسير مي دهد... هشيار باشيد که اين دنيا شما را فريب ندهد، زيرا دنيا همواره کساني را که به آرزوهاي آن دل بسته اند ناکام مي گذارد و کاخ آمال و آرزوهايشان را نابود مي سازد.» نگاه امام حسين(ع) به دنيا مدرسه اي است براي بينش بيشتر و درسي است براي ما شيعيان، حق، تنها از صاحب حق مي تواند متجلي شود، و تنها صاحب حق خداوند متعال است.

 اثر هر موضوعي را که مرتبط با ولايت است مورد نظر قرار داده و نويسنده ي محترم در زير هر عنوان مطالبي از قرآن کريم و اهل بيت را آورده است در ادامه در زير هر عنوان که در کتاب آمده است توضيحاتي ارائه مي دهيم مفاهيمي که در اثر به آن توجه شده بسيار بلند و پر محتوا است توضيحات نويسنده چندان کافي نيست زيرا عنوانهاي مطرح شده از کيفيتي معنايي بسياري برخوردارند گشودن مفاهيمي آن چنان عميق براي مخاطبان بسيار دشوار است زيرا درک آن مفاهيم به راحتي بدست نمي آيد. حال يک به يک و با توضيحاتي که کوتاه و خلاصه باشند به اين موضوعات نظر مي کنيم.

 روز عاشورا راز نزديکي به خداوند است در اين روز که به تعبيري تقابل ميان خير مطلق و شر مطلق پيش مي آيد سرنوشت انسانيت تعيين مي گردد هنگامي که سپاهيان کفر در مقابل امام و يارانشان قرار مي گيرند تمثيلي از برخورد آخرالزماني امام عصر و يارانش در مقابل ظلمت به تصوير کشيده مي شود در واقع در اين روز  وعده ي الهي به انجام مي رسد و مقدمه اي براي نبرد نهايي در جريان است نبردي که از ابتداي خلقت ميان نفس شيطاني و نفس الهي در وجود انسان شکل گرفته است. و در طول خلقت همچنان اين دو نيرو به صف آرايي در مقابل هم ايستاده اند روز عاشورا تجلي همين حکمت خداوندي است که هميشه پيروزي از آن نيروي الهي خواهد بود. و پليدي هرچند در ظاهر پيروز مي شود وليکن در واقعييت تاريخي شکستي بدفرجام نصيبش خواهد شد. و ذلالت تا ابد بر پيشاني آنها خواهد ماند.

 نويسنده در خصوص جمله مشهور کل ارض کربلا و کل يوم عاشورا تحليلي همه جانبه ارائه نکرده و تنها به يک بخش از آن توجه کافي داشته است در اين تحليل ضمير انسان و زندگي هر روزه ي او در چالشي که با نيک و بد خواهد داشت مد نظر نويسنده است با اين همه مفهوم عام تري نيز مي توان از اين سخن دريافت که همان کليت شراست. انسانيست، که از هر دو صفت نيک و بد در وجود او متجلي است مفهوم عميق تر جمله بالا همان مسئله انتخاب است. زيرا بشر به دست خود مي تواند به هر دو سوي حسيني يا يزيدي حرکت کند انتخاب او مسئله ي حياتي است نه زندگي روزمره که مد نظر نويسنده قرار گرفته است.

نکته اي که از نوشتار نويسنده ي مي توان استخراج کرد و نتيجه گرفت آن است که در شب عاشورا هنگامي که امام بيعت خود را از يارانش برداشت کسانيکه ماندند و بيعت را نشکستند در زمره ي ياران خاص قرار گرفتند و همين خاص شدن باعث گشت براي شنيدن اسرار محرم شدند. تا امام براي ايشان رازها را فاش کند.

 در مبحث ولايت و قرآن کريم بايد گفت آنچه که ولايت را معرفي مي کند قرآن است و در قرآن از کيفيت ولايت سخنهاي آمده که تاکيد بر ولايت پيامبر (ص) و جانشينان بر حقش پشتوانه ي دين خدا و ادامه دهنده راه انبياي پيشين است. دين خدا بر پايه ي ولايت مندي بشر استوار گشته هرکس ولايت خدا را نپذيرد از گمراهان محسوب مي شود. و چنين افرادي چون از قافله ولايت دور مانده اند از تمامي نعمت آن بي بهره خواهند بود. رابطه قرآن و ولايت رابطه اي عميق است و بر اساس آن دين خدا و حکم الهي در زمين به اجرا در خواهد آمد.

 موضوع عشق صادق همان عشق به خداوند و لذت عاشقي در درگاه اوست در اين سخن نويسنده يک نکته را مي توان با اهميت تر از ديگر نکات دانست « در حرکت حماسي امام حسين(ع) هدف، خداوند متعال است. هر هدفي جز خدا نمي تواند آثار حماسي داشته باشد؛ يعني درخشش در قلوب و تحول در جانها نمي آفريند. پس هدفداري يعني جز به خدا فکر نکردن و براي او بيقراري کردن. عشق به خداوند باعث لذت بردن از ولايت مندي است و هدف نهايي هر ولايتمندي عشق بازي با صاحب عشق و مخلوق آن است.»

در مباحث ولايت و حماسه، ولايت و آب، با يک مفهوم در دو عرصه روبه رو خواهيم شد سخن نويسنده در اين ميان مبين اين نکته است که درس بزرگ عاشورا درماني براي بيماري جوامع بشري است که همان ترس از مرگ مي باشد. دراين حماسه بشر به چنان بلوغ علمي و کمالي نايل مي آيد که ديگر از مرگ نمي هراسد و همين امر باعث به وجود آمدن تفکري غير مادي مي شود. در اين مبحث بايد به اين سخن نويسنده نيز رابطه ي مرگ با زندگي را اضافه کنيم که اگر در جوامع امروزي بشري مرگ، و هراس از آن وجود دارد به اين مفهوم است که در فلسفه ي ايشان مرگ در انتهاي حيات قرار گرفته و جوامع غربي و غرب زده بر پايه ي اين فلسفه در مورد مرگ تفکر مي کنند.

 حال فاصله ي اين انديشه با مفاهيم عميق انديشه ي اسلامي بسيار متفاوت خواهد بود همچنان که مفهوم آب در ولايت به معناي روياندن دلها توسط آب ولايت است در ظاهر امر آب مهريه ي حضرت فاطمه(ع) است و در تاريخ آنچه که امام حسين(ع) در کربلا از آن محروم مي شود همان آب ظاهري است نويسنده آب را در دو مفهوم قرآني آن جستجو کرده معني ظاهري و معني ولايت مطلقه ي خداوندي که هر دو حيات بخش موجودات هستند.

 در اين تعبير زيباي نويسنده آب به معناي پاک کننده ي همه ناپاکي ها معرفي شده که هم مفهوم ظاهري آن را در نظر دارد و هم در معني عميق خود به معناي زدودن هرچه غير حق باشد آمده در اين دو معنا که در روز عاشورا به مفهوم به هم پيوسته تبديل شده است تعبير نويسنده به خوبي به آن اشاره کرده و خوانندگان با توجه به اين نکات درک بهتري از مفهوم آب و آب الهي خواهند داشت.

 درمبحث ولايت و شرابهاي بهشتي و معرفتي نويسنده با توجه به نزديکي شهيدان راه حق به هريک از اين مفاهيم ولايت را در آنها معنا بخشيده است. شراب طهوري حضرت قمر بني هاشم(ع) است از نتايجي که به اتکاي نظرات نويسنده کسب مي کنيم چنين است. حضرت قمر بني هاشم(ع) رمز تشنگي را کشف کردند و ظرف خالي تن را از آب شهادت لبريز نمودند در اين معنا شهيد مانند ظرفي تهي از هرچه دلبستگي و خواسته هاي دنيايي خواهد شد هنگامي که خالي از مفاهيم دنيايي و مادي گشت تن او مانند آن حضرت آماده ي پذيرش معناي بلند شهادت مي شود و همين امر در نظر نويسنده به معناي لبريزي از شراب طهوري معنا يافته است.

 زيرا کيفيت شراب به آن است که فرد مورد نظر را تا حد اعلايي از خود بيگانه کند و به حق نزديک گرداند و امور انساني و دنيايي را در نظر او کوچک و سخيف گرداند. شراب زنجبيلي در کام حضرت علي اکبر(ع) درک حقيقت سيرابي از چشمه ي ولايت معناي ديگريست که در نظر اين حضرت جلوه مي کند اصولاً نويسنده تشابهي که ميان شراب و شهيدان کربلا برقرار مي سازد به اين مفهوم است که ايشان معتقدند هر شهيدي از اين خوان پر کرم ولايت آنچه که در خور داشته برگرفته و هرکس از راه خويش به حقيقت شهادت دست يافته است امام حسين(ع) در اين راه به مانند پيري راهنماي اين شهيدان بلند پايه گشته است.

 معناي شهادت در نظر حضرت علي اکبر(ع) سيراب شدن از چشمه ي ولايت حق تعالي است و مفهوم اين سخن درک حقيقت شراب زنجبيلي مي باشد. در مفهوم ولايت و شراب کافوري پيام نويسنده کاملاً براي خوانندگان روشن است هنگامي که از چگونگي ديدن مرگ سخن مي گويد و سوال تاريخي امام حسين(ع) را که از حضرت قاسم(ع) مي پرسد مطرح مي کند اين سخن نويسنده معناي شيرين طعم مرگ را گوش زد مي کند.« براستي راز طراوات و تازگي حادثه ي عاشورا همين است که بزرگترين راز عالم هستي را در خود دارد و همان طور که امام حسين(ع) فرمودند. تا انسان سالک مرگ را آسان نبيند، به رمز و راز آن واقف نخواهد شد.» راز آسان ديدن مرگ در انديشه ي عرفاني وجود دارد انديشه اي که برگرفته از کيفيت امام شناسي و ولايت شناسي سرچشمه مي گيرد عرفاني که از ابتدا تا انتهاي آن برگرفته از سنت پيامبر(ص) و قرآن کريم است در اين معناي مقدس نيز با اين مفهوم از مرگ همگام خواهد بود زيرا مرگ را به مانند آزادي از زندان تن و پرکشيدن از حصار دنيا مي داند.

 در واقع پرسش امام حسين(ع) در عصر حاضر نيز مي تواند اثر گذار باشد اگر امروزه از کسي همين سوال را بپرسيم آيا همان جواب حضرت قاسم(ع) را درخواهيم يافت آيا اکنون مرگ در نظر ما همان گونه است که در اين مفهوم عاشورايي نهفته مانده پرسش اساسي بر اين قاعده استوار مي گردد که جان کلام امام نحوه ي نگرش ما به زندگيست کسي که در اين دنيا سرمايه خود را اندوخته کرده تا در دنياي پس از مرگ از آن استفاده کند مفهوم مرگ را شيرين تر از عسل مي خواند اما کسي که اندوخته هايش براي استفاده در همين دنيا جمع شده است پاسخي که به اين پرسش مي دهد کاملاً متفاوت خواهد بود.

 در ادامه مبحث ولايت و ياري کائنات را مورد غور و بررسي قرار مي دهيم در اين مبحث سخن تاريخي امام حسين آمده است که فرمودند: آيا از ياري کنندگان کسي هست که مرا ياري کند؟ معاني بلند همين پرسش بسيار فراوانند ولي در اين فرصت بدست آمده برخي از اين مفاهيم را که نويسنده ي فاضل کتاب سعي داشته بازگو کند را بيشتر مورد نظر قرار دهيم نخست اين پرسش امام سخني است فراتر از زمان حال آن دو نکته اساسي را مي توان در اين سخت يافت که مد نظر پديد آورنده نيز بوده است. فراتر از زماني اين سخن و قصد امام حسين(ع) از بيان آن. ابتدا به نکته فرا زماني مي پردازيم در واقع امام با اين سخن مي خواهد بداند کسي هست که بتواند مانند او زندگي کند. حسيني وارانه به زندگي نظر کند و در مفهوم دوم ايشان مي خواهند بدانند چه کساني مي توانند معرفت اين نوع از زندگي را درک کنند و از آن بهره گيرند در اين دو معناي عظيم که در سخن امام حسين(ع) نهفته مي باشد درسي بزرگ براي جامعه ي بشري داشته است.

 در موضوع ولايت و اسارت بطور خلاصه بايد گفت امام حسين(ع) که از بذل جان خود و نزديکانش در راه حق دريغ نورزيده بود اسارت را نيز در امتداد شهادت دانست چنان که نويسنده از اين مکاشفه ي خود چنين نقل مي کند. «از جلوه هاي زيباي ولايت، تجلي آن در اسارت است. راز همراه بودن زنان و کودکان در سفري خونين آنگاه هويدا شد که حضرت زينب(ع) به عنوان سفير کربلا، نقش تاريخي و ماندگار خود را در تداوم خون شهيدان کربلا نشان داد.»

نقش تبليغي حضرت زينب(ع) کليد راز اسارت اهل بيت پيامبر(ص) بوه است. در کتاب چهل جلوه از ولايت در عاشورا با مفاهيم عميق عرفاني رودررو بوده ايم که مختصري از آنها را در اين نوشتار آورديم و توضيحاتي تکميلي بر آن افزوديم خلوص نيت نويسنده در اين اثر شايان توجه است و مکاشفه ي ايشان در اين مفاهيم در خور توجه مي باشد با اين حال نمي توان ديگر مفاهيمي که مي توان از اين محفل پر معنا کسب کرد را ناديده انگاشت.

 نگارنده معتقد است که هر فردي مي تواند با مطالعه ي اثر حاضر و با تمسک به روح الهي خود بهره اي جداگانه از آن ببرد. برخي از مفاهيمي که در عرض اين چهل جلوه مي توان به آنها اشاره کرد و به دليل کمي مجال نتوانستيم آنها را وکاوي کنيم عبارتند از: بهره اي که امروزه مي توان از حماسه ي عاشورا برد چيست؟ نگاه ما به اين واقعه از کدام نوع است؟ نگريستن به رابطه ي خود با ولايت، داشتن روحيه ستيز با متظاهران ديني، منطقي پيروزي در فلسفي اسلامي را چگونه مي توانيم معنا بخشيم؟ صبر را چگونه مي توانيم در معناي ولايت بيابيم؟ حضور قلب در رابطه با خداوند، و نهايتاً درک اين مطلب که بهترين راه براي رفتن به سوي خداوند و فناي الي الله همان شهادت است. البته اين مفاهيم اندکي از آن خوان پر نعمت است. اميد است خوانندگان عزيز اين اثر گران قدر با تحقيق و تعميق در موضوعات ذکر شده راهي براي دروني کردن آنها بيابند. النهايه با تشکر و قدرداني بسيار از نويسنده و ناشر اين اثر پر معنا اميد تداوم اين گونه تلاشهاي خالصانه را در دل مي پرورانيم.

 

 

چهارشنبه 23 اسفند 1391 - 10:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری