شنبه 3 تير 1396 - 8:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمدرضا صادقي

 

کم کاري در شعر پررنگ تر از ديگر هنرهاست

 

گفت‌وگوي با ناصر فيض، شاعر

 

ناصر فيض در 2 خرداد سال 1338 در قم متولد شد؛ و داراي مدرك كارشناسي زبان و ادبيات فارسي است. تا سال 1373 ساكن قم بوده و بعد از آن در تهران ساكن شد، اولين تجربيات ادبي او مربوط به دوران دبيرستان وي است و اولين آثار چاپ‌شده‌اش چند رباعي در اطلاعات هفتگي در سال 1365، اما اولين كتاب چاپ‌شده‌اش، ترجمه اشعار و بيوگرافي 40 شاعر ترك در سال 1380 است كه انتشارات مركز آن را به چاپ رسانده است. اولين اثر وي" گزيده ادبيات معاصر "( سال1365) است. او داراي مسئوليت هاي متعددي مانند مسئول واحد ادبيات حوزه هنري قم، حدود 3 سال مسئول صفحه شعر مجله شعر، همكاري با هفته‌نامه مهر، عضو شوراي عالي شعر و موسيقي صدا و سيما، عضو شوراي شعر آذربايجاني صدا و سيما، همكاري با شبكه فرهنگ (سردبير و نويسنده شبي با فرهنگ) و مدرس هنرستان موسيقي زبان و ادبيات فارسي، عضو دفتر طنز حوزه هنري، ترانه‌سرايي براي كاست و صدا و سيما، و سردبير و نويسنده شبكه 1 سيما به مدت 6ماه، بوده است. از آثار ناصر فيض مي توان به «دستهايم را براي تو مي‌آورم»(ترجمه)، «اگر كمونيسم بيايد»(ترجمه، نويسنده: مظفر ايزگو)،«نامه‌هايي به تارانتا بابو»(ترجمه، نويسنده: ناظم حكمت)و«املت دسته دار- 1384»اشاره کرد.

ناصر فيض در عرصه طنز نامي شناخته شده است. با او در خصوص موقعيت شعر امروز و سرانجام جشنواره شعر فجر گفت و گو کرديم.

***

 

با اين كه شعر جزو معدود هنرهايي در كشورمان به شمار مي‌آيد كه مي‌توان ادعاي ملي بودن آن را داشت اما در رتبه‌هاي بعدي در مقايسه با هنرهايي همچون فيلم و موسيقي قرار دارد. علت بي‌توجهي متوليان را به اين هنر كهن در چه مي‌دانيد؟

بخشي از اين مسأله به اين بازمي‌گردد كه ماهيت شعر طوري است كه شايد در مقايسه با فيلم از جاذبه‌هاي عمومي كمتري برخوردار باشد. بعضي از هنرها همچون موسيقي و فيلم از مخاطبان بيشتري در ميان عامه مردم برخوردار هستند. البته اين مسأله را مي‌توان با تكيه بر فرهنگسازي و با بهره گرفتن از وسايل ارتباط جمعي حل كرد. آن وقت شعر هم با اقبال عمومي بهتري در مقايسه با امروز روبه‌رو مي‌شود.

 

يعني با برنامه‌ريزي و فرهنگ‌سازي اين بي‌توجهي را هم مي‌توان حل كرد؟

بله. همين طور است. با مقدمه چيني و معرفي آثار مي‌توان توجه مردم را بيش از پيش به اين هنر كهن در كشورمان جلب كرد. حالا تصور كنيد اگر شعر متولي درستي در كشور داشته باشد ما چقدر موفق‌تر عمل خواهيم كرد تا اين كه سكان شعر بدون سكاندار باقي بماند يا هر روز متولي آن عوض شود. كارشناسان دور هم جمع شوند؛ بنشينند و بگويند كه شعر با اين پيشينه بايد كجاي فرهنگ و هنر ما جاي داشته باشد يا به طور مثال همين ادبياتي كه شما به آن سخن مي‌گوييد از كجا آمده! يا ضرب‌المثل‌ها چه ريشه‌اي دارند. بسياري از ضرب المثل هايي كه در زبان فارسي مورد استفاده مردم هستند برخوردار از نوعي شاعرانگي هستند. اگر به شعر توجه شود. مي‌شود شعر را هم از انزوايي كه در مقايسه با ديگر هنرها به آن دچار شده نجات داد. در كشور ما شعر فاقد يكسري ويژگي هايي كه موجب جذابيت ساير هنرها مي‌شود است.

 

پس تمام مشكل از كم كاري متوليان نيست؟

در پاسخ شما بايد بگويم كه قصد من اين نيست كه بگويم شعر فاقد زيبايي است. نه! قدري از اين مسأله به نوع نوشتن مربوط مي‌شود و فهم آن هم قدري فرهيختگي مي‌خواهد. اما تصوير جاذبه هايي دارد كه هنرهايي مثل شعر فاقد آن هستند. به عنوان مثال بسياري از آدم‌ها در راديو هنرمند هستند. عمر خود را در آن صرف مي‌كنند اما كسي نمي‌داند كه آنها چه كساني بودند و چه هنري در اين رسانه صرف كردند ولي يك هنرمند دو بار كه به تلويزيون بيايد؛ همه به واسطه تصوير او را مي‌شناسند. تصوير ذهن مخاطب را فريب مي‌دهد. نمايش هم جاذبه‌اي دارد كه مخاطب عامه بيشتر سمت آن مي‌رود. اين طبيعي است كه سينما بيش از شعر مورد توجه مردم قرار مي‌گيرد.

فيلم برخوردار از زبان عام‌تر و جذابيت‌هاي بصري بيشتري است كه در نتيجه موجب توجه بيشتر مردم به آن مي‌شود. شعر بيشتر با طبقه فرهيخته مردم روبه‌رو است. اين كه مردم بروند جايي دور هم جمع شده و شعرخواني كنند از ملزومات آن است. شعر هيچ ويژگي‌اي جز اين كه شما قادر به فهم آن باشيد را ندارد. به همين دليل شما مي‌بينيد كه سينما فيلمي مثل اخراجي ها را نشان مي‌دهد و يك مرتبه سيل تماشاگران به سمت سينماها روانه مي‌شوند. بعد بحث نقد و بررسي فيلم پيش مي‌آيد و توجه منتقدان موافق و مخالف هم به آن جلب مي‌شود.

 

برقراري ارتباط ساده‌تر با هنرهايي چون فيلم و بي‌نيازي از درك مفاهيم پيچيده هم يكي از دلايل توجه به هنرهايي اينچنيني است؟

بله و اين نشان دهنده اين است كه فيلم براي مخاطب ما سهل الوصول‌تر است و مخاطب زودتر به درك و استفاده از آن دسترسي پيدا مي‌كند. هنرهايي مثل فيلم و موسيقي اغلب حاصل يك كار جمعي هستند؛ شايد به همين خاطر مخاطب لذت بيشتري از نتيجه كار مي‌برد تا در مقايسه با يك هنر شخصي مثل شعر. هنري مثل فيلم را به راحتي مي‌توان براي تعداد كثيري از مخاطبان به نمايش گذاشت ولي در خصوص شعر اين طور نيست. حتماً خود شاعر بايد آن را براي تعدادي از مخاطبان كه بسيار انگشت شمارترند بخواند. در نهايت شاعر اگر خوش شانس بوده و از پس هزينه ها برآيد مي‌تواند دست به انتشار آثارش بزند. تازه در آن صورت شما بايد كتاب را تهيه كرده و آن را مطالعه كنيد. به همين دليل به عقيده من اين مسأله قدري به ماهيت خود كار يا هنر موردنظر بازمي‌گردد.

شايد بد نباشد كه مثال ديگري بزنم. شما كدام يك از مخاطبان سينما را ديده ايد كه غير از فيلم، فيلمنامه آن را هم مطالعه كنند؟ چرا؟ چون قدري متفاوت از تماشاي خود فيلم است.

 

معضل قديمي غلبه فرهنگ شفاهي كه اهالي قلم معمولاً ازآن گلايه دارند؛ چقدر در اين مسأله دخيل است؟

اين مسأله هم تاثير كمي بر مهجور ماندن شعر ما ندارد. متاسفانه مردم ما عادت چنداني به مطالعه ندارند. مسلم است كه در ميان چنين مخاطباني هنرهايي چون سينما و تلويزيون با طرفداران بيشتري روبه‌رو هستند. مردم ما با كتابخواني فاصله بسياري دارند. چرا وقتي شعر با موسيقي همراه مي‌شود با مخاطبان بيشتري همراه مي‌شود. اين مگر همان شعر نيست؟ حتي بسياري از اوقات مخاطبان اشعار متن آهنگ‌ها را حفظ مي‌كنند. چرا؟ چون زماني كه به موسيقي گوش مي‌دهيم؛ نيازي به مطالعه نيست. شما تا به حال با چه تعدادي از طرفداران موسيقي روبه‌رو شده ايد كه به محض شنيدن يك آهنگ به سراغ مجموعه اشعار منتشر شده از سوي شاعر آن بروند؟ مسلم است كه اين افراد انگشت شمار هستند.

پس همان طور كه ديديد بخشي از اين مسأله به آنجا بازمي‌گردد كه مردم ما علاقه‌اي به مطالعه ندارند و هنوز لزوم آن را احساس نكرده‌اند. متاسفانه فرهنگ كتابخواني هنوز در ميان مردم ما نهادينه نشده است. حتي نمايشگاه هايي هم كه برپا مي‌شوند آن طور كه بايد و شايد برگزار نمي شوند. به طوري كه نمي‌‌‌توان اميدوار شد كه در خلال برگزاري آنها تلاشي در جهت كتابخوان شدن مردم شده است.

 

پس معتقديد كه در خلال برنامه هايي همچون نمايشگاه كتاب هم پايه‌هاي تحول خاصي بنا گذاشته نمي‌شود؟

بله. همين طور است. هر سال برنامه‌هاي فرهنگي همچون نمايشگاه‌هاي كتاب هم به دليل بي توجهي به نحوه صحيح برگزاري آنها تاثير چنداني در تغيير ذائقه فرهنگي مردم نمي‌گذارند. متاسفانه كاري كه بايد در اين نمايشگاه ها انجام نمي شود. هر سال مثل دوره‌هاي قبل چند ميز چيده مي‌شود و يكسري بن كتاب هم بين مردم پخش مي‌شود. براي همين با تغييري روبرو نمي شويم. در حالي كه در دنيا به چنين برنامه ها و نمايشگاه هايي به شكل فرصت نگاه مي‌شود.

 

بنابراين بخشي ازاين مسأله به ذات خود شعر باز مي‌گردد؟

بله. همان طور كه مي‌بينيد بخشي از اين مسأله به اين باز مي‌گردد كه يا در نشان دادن جاذبه‌هاي شعر موفق عمل نكرده ايم يا ماهيت شعر از جذابيت‌هاي كمتري براي مخاطب عام در مقايسه با هنرهايي چون موسيقي و فيلم برخوردار است. شما ببينيد چه درصدي از مخاطبان مي‌توانند از شعر بيدل لذت ببرند. حتي اگر مخاطبان ما با شعرچندان هم بيگانه نباشند شعر مريم حيدر زاده را به شعر بيدل ترجيح مي‌دهند. چرا؟ چون با ادبيات آشنا نيستند. بخشي از اين بي‌مهري به شعر و شعراي ما به اين بازمي‌گردد كه متوليان فرهنگي واقعا كوتاهي كرده‌اند. مثلاً همين جشنواره شعر چرا بايد الان هفتمين دوره‌اش باشد.

 

اتفاقاً اين سوالي بود كه من هم داشتم. چرا فيلم سي و يكمين دوره‌اش برگزار شد ولي شعر كه هنري ملي به شمار مي‌آيد هفتمين دوره‌اش؟

خوب اين ناشي از همان كم‌كاري‌هايي است كه به آن اشاره شد. كم كاري هايي كه بخشي از آن به عهده خود مردم و بخشي ديگر هم به عهده مسئولان است. چرا جشنواره شعر نبايد امسال مثل فيلم در سومين دهه برگزاري خود قدم مي‌گذاشت؟ شايد بخشي از اين مسأله هم از اين روست كه هنرهايي مثل سينما بسيار پر هزينه‌تر هستند. متاسفانه ما عادت كرده‌ايم براي هر چيزي كه پول صرف كنيم ارزش بيشتري هم قائل شويم. جرياني در زمان ساخت آنها به راه مي‌افتد. گروهي دور هم جمع شده و آنچه را كه ما بر صفحه سينما و تلويزيون مي‌بينيم توليد مي‌كنند. ولي كار شعر اين طور نيست. قبول دارم كه سابقه بسياري نياز است كه فرد بتواند با استفاده از قريحه ذاتي كه دارد؛ تبديل به شاعري شود كه همه او را بشناسند. شايد عمري لازم باشد كه فعال عرصه شعر تبديل به شاعري همچون استاد شهريار شود اما هزينه مادي به آن معنايي كه در فيلم هست؛ ندارد.

 

يعني اين سهل الوصول بودن شعر كه در پي بي‌نيازي‌‌اش به صرف هزينه‌هاي مادي بسياري است؛ موجب بي توجهي به آن شده؟

بله. متاسفانه همين طور است. به عقيده من شايد برخي به همين علت باشد كه چندان به اين دنياي بي انتها در ادبيات بهاي چنداني نمي‌دهند. از آن جايي كه هزينه‌اي براي آن صرف نمي كنند پيش خود مي‌گويند حالا نشد هم اهميت چنداني ندارد. خود شما اصلاً در تصورتان مي‌گنجد كه براي شنيدن يك شعر بليت تهيه كرده و بهايي بپردازيد؟ اين باز به همان كم كاري‌هايي كه به آن اشاره شد باز مي‌گردد. چرا ما نتوانسته‌ايم كاري كنيم كه شما به عنوان يك مخاطب براي شنيدن يك شعر بليت تهيه كنيد!

در حالي كه در انجمن‌هاي شعري ما هميشه به روي مردم باز بوده است. وقتي در انجمن به روي عموم باز باشد شايد مخاطب پيش خود بگويد حالا كه هر وقت بخواهيم مي‌توانيم به اين كانون‌هاي شعرخواني برويم پس چندان مهم نيست كه زماني به آن اختصاص بدهيم. همين نگاه سطحي به شعر يكي از دلايل بي‌توجهي به آن است. زماني كه شما هنري را به زير دست و پا بيندازيد طبيعي است كه با چنين بي‌مهري هايي روبرو شويد.

 

حالا كه اين كم كاري ها صورت گرفته چه‌كاري مي‌توان انجام داد كه قدري جبران اين بي‌مهري ها شود؟

به نظر من اين معضل در خيلي از مسائل فرهنگي ما وجود دارد و تنها به شعر محدود نمي شود. شما ببينيد الان در سينما چه كاري انجام مي‌شود. آيا سينماي ما بعد از اين همه سال به آن سطح ايده‌آل رسيده يا هنوز دعوا سر اين است كه چرا فيلم با موضوع خيانت مي‌سازد! چرا فيلمي با تكيه بر موضوع فلان ناهنجاري اجتماعي و اخلاقي مي‌سازد! اگر فيلمساز در فلان جايزه جهاني عنواني به دست مي‌آورد به خاطر اين است كه مطابق ميل آنها ساخته و حتي گاهي به ارائه چهره اي اغراق شده از كشورمان و مردم‌مان مي‌پردازد چرا ما هنوز نتوانسته‌ايم كاري كنيم كه فيلم با ماهيت واقعي و اسلامي- ايراني حاكم بر كشورمان را به دنيا صادر كنيم! پس همان طور كه مي‌بينيد اين مشكل تنها گريبان شعر را نگرفته؛ هر چند ردپاي بي‌توجهي‌ها و كم‌كاري‌ها در شعر ما پررنگ تر از ديگر هنرها است.

در پاسخ به اين كه براي شعر چه كارهايي مي‌توان انجام داد بايد گفت كه براي توجه بيشتر به شعر بايد تمام جريان‌هاي شعري را در آن دخالت داد، از شعر مدرن، پست مدرن، شعر كلاسيك، مذهبي يا... البته منظورم اين نيست كه به اشعاري كه تيشه به تمام باورها و اعتقادات ما مي‌زنند هم بايد جايي براي مانور دادن داد. نه. منتها حرف من اين است كه دنياي شعر را آنقدر سياه و سپيد نبينيم كه هر شعري كه آييني نيست را برخلاف عقايدمان بدانيم! نه. برخي از شعرها هم مي‌توانند آييني نباشند اما دربردارنده احساسات شاعر باشد. متاسفانه قدري فضاي شعر را بسته‌اند. آن هم در شرايطي كه مقام معظم رهبري از جمله افرادي هستند كه جدي ترين توجه را به شعر دارند.

 

 

دوشنبه 21 اسفند 1391 - 12:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری