پنجشنبه 27 مهر 1396 - 10:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان زنجان

 

پناهندگى به خداوند در حل مشكلات و دفع بلاها

 

 

حضرت سجّاد عليه السلام در هنگام ترس و گرفتارى‏ها با حال تضرّع به پناهندگى خداوند اصرار مى‏ورزيدند؛ زيرا در وقت هجوم انواع بلاها و حوادث و گناهان تنها پناهگاه انسان خداست نه غير او. «1»

اين فراز از دعاى امام عليه السلام آموزشى به بندگان خداست كه در وقت فشار گرفتارى و غم‏ها به غير از خدا توجه نكنند، چون اين حالت‏هاى روحى و جسمى كه در اثر بسته شدن درِ رحمت و نعمتِ خداوند و روى آوردن انواع بلاها و سختى‏ها براى انسان است به خاطر اين است كه خداوند مى‏خواهد، بندگانش به سوى او روى‏ آورند و با او گفتگو كنند و به وجود حق عشق بورزند. و خداى متعال اين حالت بنده را دوست دارد.

چه كسى مى‏تواند حضرت يوسف عليه السلام را از صحنه گناه نجات دهد و او را در پناه خود نگه دارد. آن صحنه‏هايى كه اگر براى هر يك از ما اتفاق بيفتد به يقين آلوده به گناه مى‏شويم. چگونه اگر برهان ربّ نبود يوسف در منجلاب شهوت غرق مى‏شد و همه پرده عصمت و هيبت او دريده مى‏شد. پس يك قدرت برتر و نقطه اميدى بايد دست او را بگيرد. در آن هنگام كه همه راه‏ها را به سوى لغزش و خيانت مشاهده كرد و درهاى نجات را بسته ديد در پاسخ به همسر عزيز مصر به يك جمله كوتاه بسنده كرد:

 قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبّى أَحْسَنَ مَثْوَاىَ» «2»

 يوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جايگاهم را نيكو داشت.

 مَعَاذَ اللَّهِ‏ يعنى تنها پناهگاه خداست. در چنين شرايطى سخت و بحرانى براى رهايى از چنگال وسوسه‏هاى شيطانى، تنها راه فرار را پناه بردن به خدا مى‏داند، خدايى كه خلوت و جلوت براى او يكسان است. يوسف با ياد حق اول به يگانگى خداوند در عقيده و پناه‏جويى خدا را در عمل؛ اعتراف مى‏كند و همچنين حق‏شناسى خود را نسبت به عزيز مصر هم كه ربّ و آقاى اوست نشان مى‏دهد كه او مرا تربيت كرده و گرامى داشته است چگونه به او خيانت كنم؟! اين ارزش‏هاى اخلاقى انبيا و صالحان و عمل مؤمنان سبب مى‏شود كه جامعه از جرم و جنايت مصون بماند.

خداوند در آيات ديگر براى تحكيم پايه‏هاى توحيد و شكستن بت‏هاى شرك و كفر دستورهاى اساسى صادر مى‏فرمايد:

 قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُواْ رَبّى وَ لَآأُشْرِكُ بِهِ‏أَحَدًا* قُلْ إِنّى لَآأَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لَا رَشَدًا* قُلْ إِنّى لَن يُجِيرَنِى مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ‏مُلْتَحَدًا» «3»

 بگو: من فقط پروردگارم را مى‏پرستم، و هيچ كس را شريك او قرار نمى‏دهم.* بگو: من اختيار زيان و هدايتى را براى شما ندارم.* بگو: [اگر از او نافرمانى كنم‏] هرگز كسى در برابر [عذاب‏] خدا مرا پناه نمى‏دهد، و هرگز پناهگاهى غير او نمى‏يابم.

ملتحد از ماده لحد به معنى پناهگاه مطمئن است كه در اصل همان گودالى است كه براى مرده آماده مى‏سازند كه در يك طرف آن حفره‏اى براى دفن مرده است تا خاك به روى او ريخته نشود و از آسيب جانوران نيز محفوظ بماند.

 اين آيات از يك سو اعتراف به عبوديت كامل در پيشگاه خداست و از سوى ديگر هر گونه غلو را در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله نفى مى‏كند. و از سوى ديگر شخص پيامبر نيز با آن عظمت شأن پناه مستقلى در برابر عذاب خدا نمى‏تواند باشد. ولى مى‏تواند از خدا تقاضاى حلّ مشكلات براى مردم كند يا درخواست هدايت براى افراد شايسته بنمايد.

در روايات اهل بيت عصمت آمده است:

انسانى كه در امورش خود را در پناه خدا بداند يا نيت خود را نيك سازد، خواسته‏هايش هم زيبا و نيكو مى‏شود و همچنين از آسيب‏ها و خطرات آسمانى و زمينى حفظ مى‏ماند.

 امام على عليه السلام مى‏فرمايد:

 اعْتَصِمْ فى‏ احْوالِكَ كُلِّها بِاللَّهِ، فَإِنَّكَ تَعْتَصِمُ مِنهُ سُبْحانَهُ بِمانِعِ‏ عَزيزٍ. «4»

 در همه حالاتت به خدا پناه جوى كه در اين صورت با سنگرى نيرومند خود را حفظ مى‏كنى.

 حضرت در يك فراز از مناجات خويش كه درياى معرفت و اقرار به درگاه الهى است عرضه مى‏دارد:

 خدايا! براى من پيكرى آفريدى و در آن ابزارها در اندام‏هايى نهادى كه من با آنها تو را فرمان مى‏برم و نافرمانى مى‏كنم، تو را به خشم مى‏آورم و خشنودت مى‏سازم و در نفس من انگيزه به سوى شهوات قرار دادى و مرا در سرايى آكنده از آفات جاى دادى و آن گاه به من فرمودى: باز ايست، پس من به كمك تو از گناه باز مى‏ايستم و به تو توسّل مى‏جويم و به تو پناه مى‏برم و به يارى تو خود را حفظ مى‏كنم و براى انجام آنچه خشنودت مى‏سازد، از تو توفيق مى‏طلبم. «5» «نوف بكالى مى‏گويد: اميرالمؤمنين عليه السلام را ديدم كه به سرعت مى‏رود؛ عرض كردم: كجا مى‏روى سرورم؟

فرمود: رهايم كن، اى نوف! كه اميد و آرزوهايم مرا به سمت معشوق مى‏برد؟

گفتم: مولاى من آرزويتان چيست؟

فرمود: آن كه اميد و آرزويم به اوست خود مى‏داند و نيازى نيست براى غير او بازگويم، در ادب بنده همين بس كه در خوشى‏ها و نيازهايش كسى جز خداوندگار خود را شريك نگرداند. گفتم: اى اميرالمؤمنين! من از چشم اندازى به طمع‏هاى دنيوى بر خود بيمناكم.

حضرت فرمود: چرا به پناهگاه خائفان و غار عارفان پناه نمى‏برى؟ عرض كردم:

مرا به آن راهنمايى كن.

حضرت فرمود: خداوند علىّ عظيم است. اميدت را به حسن تفضل او پيوند بزن و اندوه و غم خود را متوجه او گردان و دلت را از هر گونه مصيبتى روى گردان ساز، اگر عرصه را بر تو تنگ كرد من گشايش آن را ضمانت مى‏كنم و با تمام وجود به خداوند سبحان رو كن؛ زيرا او مى‏فرمايد:

به عزّت و جلالم سوگند! اميد هر كسى كه به غير من اميد بندد به نااميدى تبديل سازم و جامه خوارى در ميان مردم بر قامت او مى‏پوشانم و او را از نزديك خودم دور مى‏سازم و پيوندم را با او قطع مى‏كنم ...» «6» پس با اين اوصاف كه مولاى مؤمنان چنين درد دل مى‏كند يعنى انسان بايد سخت مراقب اعمال خود باشد تا پناه خود را از دست ندهد وگرنه گرفتار گرداب دام‏هايى مى‏شود كه تا پايان عمرش ذلّت و رسوايى مى‏بيند. چقدر فتنه‏هايى براى آدم پيش مى‏آيد كه اگر لطف خدا نباشد در همان دم اوّل خود را مى‏بازد.

 «على بن ابى‏طالب عليه السلام به مردى كه مى‏گفت: بار خدايا! از فتنه به تو پناه مى‏برم، فرمود: مى‏بينم كه از مال و فرزندت به خدا پناه مى‏برى.

 خداى متعال مى‏فرمايد: «همانا دارايى‏هايتان و فرزندانتان مايه آزمايش هستند.»

 بلكه بگو: خدايا! از گمراهى‏هاى فتنه‏ها به تو پناه مى‏برم.» «7» بيشترين مشكلات انسان از اين‏جاست كه ظاهر خود را زيبا جلوه مى‏دهد. ولى قلب و درون خود را كه جايگاه پروردگار و محل امن و آرامش است؛ را زشت مى‏سازد. مولا على عليه السلام در حكمت‏هاى حكيمانه خود نكته اساسى را مى‏فرمايد:

 اللَّهُمَّ إِنّى‏ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تَحْسُنَ فى‏ لامِعَةِ الْعُيُونِ عَلانِيَتى‏، وَ تَقْبَحُ فِيما أُبْطِنُ لَكَ سَريرَتى. «8»

 خداوندا! به تو پناه مى‏برم از اين كه ظاهرم در ديده مردم نيكو جلوه كند و درونم در آنچه از تو پنهان مى‏كنم زشت نمايد.

 [ «6» وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ «7» فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ وَ لَا مُيَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ‏]

 و تو آن را به قدرتت بر من وارد كرده‏اى، و به اقتدارت به سوى من فرستاده‏اى؛ دور كننده‏اى براى آن وجود ندارد، و چيزى را كه تو بسته‏اى گشاينده‏اى برايش نمى‏باشد، و چيزى را كه تو بگشايى، كسى قدرت بستنش را ندارد، و آنچه را كه تو دشوار كرده‏اى، آسان كننده‏اى برايش نيست، و كسى را كه تو بى يار و ياور گذاشته‏اى ياورى براى او وجود ندارد.

 

پي نوشت ها:

 (1)- داستان‏هاى آسمانى: 185.

(2)- يوسف (12): 23.

(3)- جن (72): 20- 22.

(4)- غرر الحكم: 198، حديث 3920.

(5)- بحار الأنوار: 91/ 107، باب 32، حديث 14؛ البلد الأمين: 317.

(6)- بحار الأنوار: 91/ 94، باب 32، حديث 12؛ مستدرك الوسائل: 11/ 221، باب 12، حديث 12800.

(7)- أعلام الدّين: 210؛ بحار الأنوار: 90/ 325، باب 18، حديث 7.

(8)- نهج البلاغه: حكمت 276.

 

 سيد مسعود قانعي

کارشناس تشکلهاي ديني اداره کل تبليغات اسلامي استان زنجان

 

چهارشنبه 16 اسفند 1391 - 10:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری