سه‌شنبه 6 تير 1396 - 9:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

علي الله سليمي

 

فراز و نشيب هاي نويسندگان بچه هاي مسجد

 

گفت و گو با اميرحسين فردي، داستان نويس و بنيانگذار جايزه ادبي شهيد غني پور

 

بسياري از اهالي ادبيات داستاني در ايران جايزه ادبي انتخاب کتاب سال شهيد حبيب غني پور را با بنيانگذار اصلي آن، اميرحسين فردي مي شناسند که امسال دوازدهمين دوره آن همانند دوره هاي گذشته جريان ادبي بچه هاي مسجد را بار ديگر سر زبان ها انداخت و در اين ميان نقش اميرحسين فردي را نمي توان ناديده گرفت، چرا که وي علاوه بر مديريت اين جريان ادبي موثر در سال هاي قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، نقش تعيين کننده اي در ادبيات انقلاب اسلامي در کشور داشته است. براي آشنايي بيشتر با نحوه شکل گيري جايزه ادبي انتخاب کتاب سال شهيد حبيب غني پور و جريان ادبيات داستاني انقلاب اسلامي در سال هاي اخير به سراغ اميرحسين فردي رفتيم تا وي از روزهايي بگويد که حلقه ادبي بچه هاي مسجد به مرور شکل گرفت تا رسيد به امروز که جايگاه شايسته اي در ادبيات داستاني انقلاب اسلامي پيدا کرده است.

***

 

در سال‌ها‌ي اخير، جز دو دوره، شما اغلب دبيري جشنواره شهيد حبيب غني‌پور را برعهده داشته‌ايد. چه شد که دبيري اين دوره را به دوستان جوان‌تر سپرديد؟

در اين سال‌ها بدون نظر دوستاني که شوراي نويسندگي مسجد جوادالائمه را برعهده داشتند، کاري نکرده‌ام. با اين حال چون امسال بر روي جشنواره داستان انقلاب‌ـ که نوپاست‌ـ متمرکز شدم، بيشتر کارها مانند هميشه بر عهده آقاي محمد ناصري است.

 

نکته‌اي که در اين ميان ديده مي‌شود و متفاوت از سال هاي گذشته و دوره‌هاي قبل بوده، انتخاب زودهنگام هيئت داوران و ترکيب متفاوت داوران است. انتخاب داوران از چه زمان و چگونه آغاز شد؟

در ترکيب داوران ما معمولا نويسندگاني از شهرهاي مختلف مانند مشهد، شيراز و اصفهان به‌چشم مي‌خورند و معتقدم که در تهران بيشتر ارتباطات، محفلي بوده و کارشناسان و نويسندگان تهراني آن‌قدر داوري کرده‌اند که از اين امر اشباع شده‌اند؛ اما کارشناسان ادبي شهرستان‌ها به‌خوبي ديده نمي‌شوند و چون جشنواره محلي براي ديده شدن است و در ضمن ارتباطات محفلي در اين دوستان ديده نمي‌شود و وقت بيشتري براي کار مي‌گذارند، ما هم به سراغ آن‌ها رفته‌ايم.

 

 چه ملاک‌هايي در انتخاب داوران تأثيرگذارتر بوده است؟

وقتي سراغ يک داور مي‌رويم، بيش از آن‌که يک نويسنده باشد بايد کارشناس ادبي حاذقي باشد. سلامت و صحت جشنواره شهيد حبيب غني‌پور از خروجي داوران به دست مي‌آيد و بايد مواظب بود که شائبه‌هاي سياسي و اقتصادي دامن‌گير جشنواره نشود. در اصل حراست از سلامت جشنواره برايم بسيار مهم است. کساني که وارد اين فضا مي‌شوند، مي‌دانند چگونه کار کنند و ما در اين زمينه مشکلي نداشتيم.

 

جشنواره شهيد حبيب غني‌پور در اين سال‌ها با فراز و فرودهايي همراه بوده و به اعتقاد بسياري از دوستان، عميق‌ترين آن هنگامي بود که برگزاري و شکل اجرايي جشنواره از مسجد جوادالائمه خارج شد؛ شما اين مسئله را چگونه مي‌بينيد؟

مسجد جوادالائمه با يک شبستان کوچک جوابگوي جشنواره‌اي ادبي نيست و کساني که به اين مسجد براي جشنواره مي‌آمدند و مدعو بودند به زحمت مي‌افتادند؛ اما هميشه تعارف مي‌کردند. مهمانان شهرستاني جشنواره دچار مشکل مي‌شدند و از سوي ديگر محلي بودن سنخيتي با جشنواره‌اي ادبي ندارد. بسياري از خانواده‌هاي شهدا فکر مي‌کردند اين کار بزرگداشتي است براي شهيد حبيب غني‌پور! و شائبه تفاوت قائل شدن ايجاد مي‌شد! يک سال نيز مراسم اختتاميه در مسجد نور بود که بسيار غريب برگزار شد و برايمان مطلوب نبود. با اين حال، حوزه هنري هميشه به جشنواره غني‌پور کمک کرده و مي‌کند و مسجد و حوزه هنري با هم همراه هستند و ما در اين دوره از حوزه تنها سالن گرفته‌ايم.

 

حالا که جشنواره غني‌پور در مسجد برگزار نمي‌شود، آيا فکر نمي‌کنيد اين شبهه ايجاد خواهد شد که جشنواره از مسجد دور شده است؟

تفکر مسجدي را نبايد در جغرافياي خاص آن دنبال کنيم. ما همان فضا و ذهنيات را داريم؛ حتي اگر جشنواره شهيد حبيب غني‌پور در حوزه هنري برگزار شود. در طول اين سال‌ها که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به جشنواره کمک کرده است، هيچ نوع نظارتي بر محتواي جشنواره نداشته و اين امر نه‌تنها در اين دولت بلکه در دولت سابق نيز رعايت شده است. هميشه حرمت جشنواره از سوي حاميان حفظ شده است. ما تنها مکان برگزاري را به دليل مشکلات تغيير داده‌ايم، جريان و تفکر همان است.

 

جشنواره شهيد حبيب غني‌پور در کنار جشنواره‌هاي متعدد ادبي ديگر به‌وجود آمده است. اين جشنواره با چه هدف‌گذاري و احساس نيازي شکل گرفت؟

بعد از پايان جنگ تحميلي دچار يک خلأ شديم. بچه‌هاي مسجد پراکنده شدند و جمع کردن آن‌ها براي بار ديگر سخت بود؛ البته اگر مطلع مي‌شدند، مي‌آمدند. اما نمي‌خواستم مزاحم دوستان بشوم و از سوي ديگر نمي‌خواستم شورا از هم بپاشد. به همين دليل براي زنده نگاه داشتن شورا، جشنواره‌اي با نام يکي از بچه‌هاي مسجد ايجاد شد و جامعه نيز اين جشنواره را به‌عنوان يک جريان ادبي پذيرفت. هميشه جرقه‌اي در ذهن زده مي‌شود که مشخص نيست آينده آن چيست. معتقدم هر کاري که براي خدا باشد، دير يا زود نتيجه مي‌دهد و اگر کار با موفقيت صورت نگيرد، بايد به گذشته بازگشت تا اشکال کار پيدا شود.

 

ما از ابتدا بچه‌هاي مسجد را داشتيم؛ اين بچه‌هاي مسجد چگونه به شوراي نويسندگان تبديل شد و شورا شکل گرفت؟

قبل و بعد از انقلاب هميشه آرزوي نويسندگي داشتم و کتاب از من دور نمي‌شد و براساس همين هم در آن دوران که براي خواندن نماز به مسجد مي‌رفتم، متوجه کتابخانه کوچکي در مسجد شدم. ما با تکيه به همين کتابخانه بچه‌ها را گرد هم آورديم و جلسات قصه‌خواني را تشکيل داديم. در خواندن نوع کتاب منعي نبود؛ چرا که معتقدم نبايد سيستم گلخانه‌اي تشکيل داد و بايد همه‌چيز خوانده شود. در اين دوران، برخي از دوستان ريزش کردند و برخي نيز تا به امروز ماندند. در آن دوران 25 ساله بودم و فکر مي‌کنم آقاي محمد ناصري چهارم ابتدايي را مي‌خواند که ما جلسات قصه‌خواني را راه انداختيم.

 

کتابخانه مسجد چگونه شکل کاربردي‌تر به خود گرفت؟

 

همه کساني که علاقه‌مند بودند به ما کمک مي‌کردند. يادم هست مرحوم حاج‌آقا مطلبي که امام جماعت مسجد بود با اين که چيز زيادي از ادبيات نمي‌دانست، بسيار کمک مي‌کرد. در آن دوران مديريت نبود بلکه همه‌چيز بر پايه رفاقت شکل مي‌گرفت و چون مسجد بود، خدا کمک مي‌کرد. در ظاهر فقير بوديم اما هميشه کمک خدا با ما بود. در آن دوران انگيزه‌ها با انگيزه‌هاي امروز متفاوت بود.

 

تعداد اعضا يادتان هست؟

اطلاع دقيقي ندارم. اما فکر کنم در سال 1362 مسجد هفت هزار عضو داشت که دراين‌باره در کيهان بچه‌ها نيز مصاحبه‌هايي شد. ما در آن دوره بعد از آشنايي با بچه‌ها، جلسات قصه‌خواني را تشکيل مي‌داديم.

 

جلسات قصه‌نويسي چه‌طور؟

در آن دوران مسجد هميشه زير نظر بود؛ چرا که محل رفت و آمد بود و ساواک به آن حساسيت داشت و نوشتن در آن روزها ميسر نبود. با اين حال، چندين‌بار به مسجد آمدند و بچه‌ها را براي بازجويي بردند.

 

آيا بچه‌هاي مسجد فعاليت انقلابي هم مي‌کردند؟

قبل از انقلاب بچه‌ها کوچک بودند، اما عمده فعاليت به بعد از انقلاب بازمي‌گردد و با اين حال تمام مسائل با دين و معنويت آميخته شده بود و فضاي انقلابي حاکم بود. معتقدم هر جا که فضاي دين وارد شد، ما موفق بوده‌ايم. بعد از انقلاب نيز شروع به نويسنده‌پروري کرديم و کلاس‌هاي داستان‌نويسي آغاز شد و شماره اول کتاب بچه‌هاي مسجد در آن دوران در شورا تأييد شد. با آغاز جنگ به حوزه آمديم و حوزه نيز به ما در انتشار کتاب کمک کرد.

 

فارغ‌التحصيلان مسجد جوادالائمه در حوزه هنري چه اندازه نقش‌آفريني مي‌کردند؟

سال 58 و 59 حوزه هنري در خيابان فلسطين شمالي واقع بود و از شوراي پنج نفره حوزه هنري دو نفر از اعضاي مسجد بودند. در حوزه سينما نيز بسياري از بچه‌ها چون حسين ياري، اصغر نقي‌زاده و... از مسجد وارد اين کار شدند.

 

به نظر شما آيا در فضاي امروز جامعه، باز هم بچه‌هاي مسجد تکرار شدني است و مي‌توان چنين جمعي را تشکيل داد؟

بنده معتقدم مي‌شود. اما بايد براي اين کار وقت زيادي گذاشت. در آن دوران افراد غريبي مانند من پناهگاهي به نام مسجد داشتند. اما الان مسئوليت‌هاي زيادي داريم که مجال چنين کاري نمي‌دهد و براي آن روزها حسرت مي‌خورم. هم‌چنين در حال حاضر نهادها و متوليان زيادي در کار هستند که چنين کارهايي انجام مي‌دهند و اين امر در مسجد کم‌رنگ شده است. هميشه مسجد برايم مقدس بوده و هست. در آن زمان نه پولي در کار بود و نه منصبي. براي دل کار مي‌کرديم.

 

جشنواره در اين بيش از 10 سال برگزاري تا چه اندازه توانسته جريان‌ساز و مؤثر باشد؟

ما در حال حاضر ادعايي نداريم و براي ادعا نيز زود است. در برگزاري جشنواره ادبي شهيد غني‌پور همه تلاش‌مان اين بود که به رسميت شناخته شود. مسئوليت ما در اين جشنواره نسبت‌به ديگر جشنواره‌هاي ادبي سنگين‌تر است. تلاش مي‌کنيم به حيثيت ادبيات لطمه‌اي وارد نشود و ادبيت آن حفظ شود. معتقدم در جريان ادبيات ايران، جريان‌هاي نامرئي وجود دارد، معتقدم که ادبيات ما بسيار سياسي است اما به ما از طرف مقابل القا مي‌شود که سياست چيز خوبي نيست. خودشان مي‌نويسند اما به جريان ما مي‌گويند ننويسيد و سکوت کنيد. سياست مانند هواست که همه‌جا وجود دارد و نمي‌توان جلو آن را گرفت. بايد حيثيت ادبيات را بشناسيم و شعار ندهيم وگرنه عقب مي‌مانيم. جشنواره شهيد حبيب غني‌پور مانند ديگر جشنواره‌ها درگير سيستم بوروکراسي نيست، درگير ارائه آمار و بيلان‌کاري نيست، ما بايد هدف و راه آن شهيد و شورايي را که وجود دارد، ادامه دهيم. سال گذشته تمام منتصبان به جريان ديگر، هر آن‌چه داشتند به ميدان آوردند، اما به ما القا کردند که بايد سکوت کرد و وارد کار نشويم. در جايزه شهيد غني‌پور نمي‌توانيم بگوييم بي‌طرف هستيم. آن شهيد مسلماً آرمان و اعتقاد داشت و ما نيز داريم. اما با کسي دشمني نداريم و تنها جهت خود را مشخص کرده‌ايم.

 

نکته‌اي که در جشنواره غني‌پور ديده مي‌شود، اين است که در جشنواره شهيد حبيب غني‌پور همه‌ساله برگزيده‌اي وجود دارد؟

 

عدم انتخاب يک اثر در جشنواره‌هاي ادبي را يک توهين به نويسنده مي‌دانم. اين‌که مي‌گويند «جشنواره امسال برگزيده ندارد» را نمي‌پسندم. ما بايد در ميان آثار بهترين‌ها را انتخاب کنيم. عدم برگزيني نويسنده برتر اعتماد را از ميان مي‌برد.

شما فضاي کنوني ادبيات را چگونه مي‌بينيد؟

من فضا را سياه نمي‌بينم. نويسندگي مانند يک مسابق دو‌و‌ميداني است. همه بايد با هم بدوند. آيا دونده‌اي را ديده‌ايد که به تنهايي بدود و روي سکو ايستاده و مدال بگيرد؟ بايد همه باشند. من همه را به رسميت مي‌شناسم.

 

دوشنبه 14 اسفند 1391 - 11:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری