سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 23:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

درجات بندگي

 

 

با تأملي در کتاب پر ارج «هشت در بهشت»

اثر حاضر که به قلم مسيح توحيدي به صورت تحقيق و تصحيح از آثار علامه فيض کاشاني رحمه الله به چاپ رسيده است شامل ده رساله در موضوعات متنوع فقهي از اين فقيه بلند مرتبه است. در حقيقت عنوان اثر که اشاره اي به درجات بهشت دارد از روي حديثي از امام علي(ع) انتخاب شده است که ايشان در مورد بهشت چنين فرمودند:(( بهشت داراي هشت در است. دري که از آن پيامبريان و صديقين داخل مي شوند و دري که از آن شهدا و صالحين داخل مي شوند و از پنج در ديگر شيعيان و دوستان ما وارد مي شوند. من همواره بر روي صراط دعا مي کنم و مي گويم. پروردگارا! شيعه و محب و ياورمرا و هرکس که مرا در دنيا دوست داشت حفظ کن... و در ديگري دري است که از آن ساير مسلمانان و گويندگان لااله الا الله وارد مي شوند( مشروط بر اينکه) در دل آنها مقدار ذرّه اي بغض ما اهل بيت وجود نداشته باشد)).

اين حديث در جلد هشتم کتاب پر اوج بحارالانوار که بدست علامه مجلسي شکل يافته است ذکر شده و از آن مي توان به اصل بودن اين حديث يقين داشت اين مورد بنابر عنواني که نويسنده در خصوص کتاب انتخاب کرده است در نگاه نخست جالب توجه است. البته با کمي دقت در محتواي اين اثر دليل اين نام گذاري را بهتر متوجه مي شويم. کتاب هشت در بهشت شامل نکاتي است که در رساله هاي فقهي و اصول آن مورد بحث واقع شده در ابتدا بايد با فضاي اثر بيشتر آشنا شويم و نحوه ي نگارش آن را مورد نظر قرار دهيم تا شايد از اين خلال حاصلي براي انديشه ي خود کسب نماييم در ابتدا و سرآغاز سخن همين امر که نويسنده ي محترم توانسته به وضوح نامي مناسب براي کتاب انتخاب کند جالب توجه است.

پيش از ورود جزئي به مباحث مطرح شده در هريک از رساله ها ابتداي امر مي خواهيم کليتي از زمان و عناصر شکل گيري اين مباحث را مد نظر قرار دهيم تا با توجه به مقدمات مبحث در نهايت به موخرات آن نيز نظري افکنده باشيم. علم فقه از دسته علوم اسلامي است که با فقه رابطه اي مستقيم و غير مستقم دارند مي توان به علوم قرائت، تفسير، حديث، کلام و... اشاره کرد. از تمام علوم نامبرده شده علم فقه از اهميت ويژه اي برخوردار بوده و روز به روز بر اين اهميت افزوده مي گردد زيرا هرچه تمدن اسلامي به پيش مي رود اصولاً نيازهاي روز افزون تري نيز به علوم اين چنيني خواهيم داشت. در يک کلام اگر فقه را بخواهيم مورد ارزيابي قرار دهيم مي توان گفت که فقه احکام عملي قرآن را در زمينه ي عبادات و معاملات و تصرفات و عقوبات و مانند اين قبيل اعمال را مورد برسي قرار مي دهد و از اين ديدگاه از آيات و ورايات و منابع موجود کمک گرفته تا اصولي را مدون کند که مسلمانان بتوانند با مراجعه به آنها امور خود را سامان بخشند.

پس از اين نقطه نظر کتاب حاضر موضوعاتي را پي گيري مي کند که در اعمال و اصولي عملي مومنين به دين اسلام کاملاً مي تواند موثر واقع شود. در حقيقت چون نوشتارهايي از اين دست در علوم اسلامي در طي ساليان متمادي دست به دست و نقل به نقل در حرکت است و بايد بسياري از آنها در دوران هاي زماني مختلف به انجام برسد پس تطبيق اين احکام و اصول يا برهه هاي زماني متمادي و عناصر فرهنگي بعضاً متفاوت در نظر يک فقه مورد توجه قرار مي گيرد اصولاً قوانيني که در کتب فقهي به آن پرداخته مي شود بايد به جنبه هاي تاريخي و فرهنگي زمان خود توجه کافي و وافي داشته باشد و بسياري از اعمال واحکام جديد و به وجود آمده در عصر خود را پاسخ گو گردد پس در هر زماني اين احکام به نحوي بايد دوباره مورد غور و بررسي قرار گيرد تا تطبيق زماني با مسائل به وجود آمده را داشته باشد.

پرسشي که در اينجا مطرح مي شود اين است که چرا نويسنده بر آن شده تا مطالبي را از فقهي که در عصر صفويه مي زيسته به رشته ي تحقيق و نگارش درآورد با توجه به نکته اي که پيش از اين گفته شده بايد اين اصول و احکام در زمان حيات فقيه مورد توجه قرار گيرد در اينجا تذکر دو نکته حائز اهميت است. نخست اصول فقه در کلييت تغيير چنداني از ابتدا تا کنون نکرده است و بسياري از احکام فقهي از ابتداي شکل گيري اسلام تا کنون بر يک منوال بوده است پس از اين نظر گاه بسياري از اصول و احکام ذکر شده در رساله هاي علامه فيض کاشاني (رضا) در حال حاضر نيز مورد وثوق خواهد بود تنها نکاتي که از نظر بعد زماني تغيير کرده است در احکام اصولي فقهي حال حاضر متغير گشته به طور مثال احکام نمازهاي شکسته در سفرهايي که با وسايل نقليه ي فعلي انجام مي گيرد.

در حال حاضر احکامي مربوط به نماز در حال پرواز با هواپيما بر احکام قبلي افزوده شده است و اين تفاوت ها در کلييت اصول فقهي از زمان نگارش اين مقالات تا عصر حاضر چندان زياد نيستند. دوم نويسنده ي محترم در بخشي از اثر نگاه اين فقيه بلند مرتبه را نسبت به احکام متذکر مي شود ديدگاهي که هرچند در نهايت امر نگارش اين گونه آثار بايد از تفاوتهاي آن بر حذر بود. وليکن در نهايت امر هر فقيهي ديدگاهاي خاص خود را خواهد داشت. با نظر در ساختارهاي اجتماعي و سياسي زمان شکل گيري اين اثر مي توان به اين ديدگاه نزديکتر شويم.

در اينجا بد نيست اندکي مبحث را به سوي فقه شيعه ببريم و از آن ميان مقدماتي را مطرح سازيم. نظام فقهي شيعه از ابتدا تا کنون دوره هاي بسيار متفاوت و پر فراز و نشيبي را پشت سر گذارده است و اين دوران هاي مذکور يکي از دلايل غناي آن مي باشد. بد نيست به طور خلاصه به اين دوران هاي گذشته اشاره اي کوتاه کنيم تا به مرحله اي که اين اصول به دوره ي نگارش اين اثر مي رسد تاريخچه اي را از آن پيش روي مخاطبان قرار دهيم هرچند که نويسنده ي محترم اين اثر مي توانست به اختصار به آن بپردازد و از اين ميان به درک و فهم مخاطبان کمک شاياني کند وليکن متأسفانه فضاي شکل گيري اين اثر اصولاً مد نظر نويسنده قرار نگرفته و اگر کمي دقت در فضاي اجتماعي و سياسي زمان شکل گيري نگرفته و اگر کمي دقت در فضاي اجتماعي و سياسي زمان شکل گيري اين نوشتارها مي شد به واقع مخاطبان نيز در اين فضا مي توانستند بهتر و بيشتر از اين کتاب استفاده کنند هرچند در مقدمه ي اثر نويسنده به نکاتي چند اشاره کرده است ولي با اين همه به نظر مي رسد حقيقت امر و نهايت توجه او بيشتر به سوي متن اصلي کتاب بوده است.

فقه شيعه در ابتداي امر از امامان معصوم(ع) سرچشمه مي گيرد در زمان حضور ايشان اصول فقهي مرتبط با اين امامان بود و منبع اصلي احکام فقهي امامان شيعه (ع) بودند در اين زمان دو نکته ي اساسي به شکل گيري فقه شيعه کمک کرد نخست عمل و دستور و نقل امامان معصوم(ع) بود چنان چه در هر عمل و حرکتي که از اين بزرگوران سر مي زد يک حکم شرعي و فقهي را مي توان در آن نهفته دانست و بسياري از اصول اصلي فقه اسلامي در مذهب شيعه از امامان معصوم سرچشمه مي گيرد درحقيقت يکي از منابع کتب فقهي شيعيان نقل رفتار و گفتار و عمل کرد امامان در زمان گذشته است. نکته دوم نيز در اين ميان همان پرورش است که از سوي اين بزرگواران بر شيعيان و ياران نزديک خود داشتند و اصول تفکر و شيوه هاي استدلال در امور شرعي را به آنها آموزش مي دادند و اين مهم باعث شد حتي در زمان حيات آن بزرگواران کساني آموزش ديده در مکتب ائمه اطهار به وجود بيايند و اين ميراث را تا به امروز به دست ما برسانند و همين نکته يکي از اصول اوليه ي فقه شيعه است که منشاء آن از امامان بزرگوار شيعيان حاصل شده پس دوره اي که در ابتداي شکل گيري فقه شيعه به آن پرداختيم همان نقطه نظري است که در اين کتاب نيز ردپايي از آن را مي توان جستجو کرد.

اصولاً فقه را بر سه گرايش مي توان تقسيم بندي کرد که نشانه هايي از هر سه گرايش فقهي را مي توان در کتاب يافت. گرايشي که در آن حديث نقش اساسي دارد و اصول اين گونه فقه بر حديث استوار گشته است در نهايت بسياري از متوني که اين گرايش فقهي بر پايه ي آن شکل گرفته بود و شامل روايات و احاديثي از بزرگان ديني مي بود، بخشي از آن کتب مستند محکمي نداشت و اصول آن روايات و احاديثي که در آن منابع ذکر شده بود مورد وثوق همه ي اهل فن نبود. زيرا برخي از اساتيد روايات ذکر شده در متون اهل اين گونه فقه ذکر نشده است. وليکن در اين اثر تمامي احاديثي که بر پايه ي آن برخي از موضوعات فقهي بنا شده است داراي سند محکم و قطعي مي باشد براي نمونه (( و اصرار بر صغيره حکم کبيره دارد؛ چه در حديث آمده:(( لا صغيره مع الاصرار و لا کبيره مع الاستغفار)) يعني صغيره نيست با اصرار و کبيره نيست با استغفار. و اصرار، آن است که توبه به خاطرش نرسد.))

ذکر مثال فوق به خوبي نشان مي دهد که نويسنده به جا از احاديث استفاده کرده و در بسياري از قسمت هاي کتاب روايات و احاديثي که ذکر مي کند را از دو يا چند منبع مختلف براي آن سند مي آورد. همين حديثي که ذکر آن رفت بنابر پا نوشت اين اثر از دو منبع مورد استناد محکم آورده شده است دو کتاب، کافي و وسائل الشيعه، منبع اين حديث معرفي شده اند. با توجه به اين گونه مستندات مي توان کتاب فوق را جزء آن گروه از کتب فقهي در پيش آورده شده به حساب نياورد که موسوم به اهل حديث بودند.

گرايش ديگري که مي توان در اثر يافت و سابقه ي تاريخي آن مشخص است؛ گرايش اجتهاد مي باشد نماينده ي اين گونه گرايش در تايخ فقه شيعي، ابن ابي عقيل عماني و ابن جنيد اسکافي هستند. وليکن مباني نظري هر دوي اين دانشمندان بنابر نظر نويسنده ي کتاب مقدمه اي بر فقه شيعه با هم متفاوت بوده است. چنان چه در اين کتاب آمده(( ابن عقيل احاديث غير مسلم مذهبي( اخبار آحاد) را مانند متکلمان حجت نمي دانسته است. اما ابن الجنيد مانند اصحاب الحديث قايل به حجيت آن اخبار بوده است.)) نکته اي که ذکر آن رفت مشخص مي کند که فاصله اي ميان اين دو نظر گاه اجتهاد محور وجود داشته است. حال اگر اثري که در حال حاضر در مورد آن به غور و بررسي نشسته ايم را با اين دو گرايش بسنجيم مي توانيم آن را بيش از هرچيز نزديک به نظر گاه ابن عقيل عماني بدانيم زيرا با مطالعه ي دقيق اثر متوجه مي شويم که نويسنده هيچ گاه سعي بر آن نداشته است که اخبار آحاد را به مثابه ي سندي محکم به حساب آورد و بر پايه ي آن راي اجتهادي خود را بيان کند و آن را بر پايه ي احاديث و روايات نا مستند و بدون سندييت قطعي استوار سازد پس بنابر اين اثر حاضر به گروه مجتهداني نظر کرده که ذکر آن رفت.

گرايش بعدي که فقه شيعه بر آن پايه بوده است. و نيز اثر حاضر هم به اين گرايش نظري داشته؛ فقه متکلمان است که بنابر کتبي که از اين گرايش به جا مانده است مي توان نتيجه گرفت که اين گروه از فقها نيز بر احاديث و روايات آحاد نظري نکرده و آن را اساس کار خود قرار نمي داده اند تا جايي که در کتاب المسائل الصاغانيه و المسائل السرويه به اين نکته اشاره مي کند(( شيخ مفيد( يکي از چهره هاي ممتاز گرايش متکلمان) به شدت با روش فقهي ابن الجنيد، به مبارزه برخاست.)) در اين مبحث نيز بايد توجه ويژه ي خود را به گرايش اين اثر و نويسنده ي آن مأطوف کنيم.

چنان که از سبک و سياق اين کتاب بر مي آيد نظرگاه علامه فيض کاشاني(رضا) بر نظرگاه متکلمان نزديک بوده است. اصولاً ديدگاه کتاب فوق بر پايه ي فقه قرون دهم و پس از آن شکل گرفته است. در اين برهه ي زماني حکومت صفويه در ايران بر سر کار بود و به خوبي مي توانيم تحقيقي همه جانبه در خصوص اين دوره ي تاريخي انجام دهيم. نکته ي اساسي در عصر صفويه نوآوري هاي بسياري است که انجام پذيرفت در عرصه فقاهت نيز پيشرفت هاي چشمگيري حاصل شد و بزرگاني در اين حوزه به ظهور رسيدند. اين کتاب به نگارش علامه فيض کاشاني است يکي از آثاري مي باشد که در آن دوران به وجود آمده بود و فاصله ي زيادي با کتب پيش از خود دارد.

منظور از فاصله ي نگارشي اين اثر، همان ديدگاهي است که نويسنده به مباحث داشته تاريخچه ي فقاهت در عصر صفويه نشان دهنده ي تحولاتي در نحوه ي نگرش فقها به حکومت و امور آن دارد به طور مثال: فقه محقق ثاني يکي از نمونه هاي شايان توجه در امور حکومتي است ايشان در دو عرصه ي مهم تاثير بسزايي بر فقهاي پس از خود داشتند. چنان که استدلالهاي قوي فقهي ايشان آنچنان از استحکام برخوردار بود که بسياري از فقهاي پس از او به استناد همان استدلالات به مسائل نگريسته اند. و نکته ي ديگري که مي توان آن را به محقق ثاني نسبت داد ايجاد مفاهيم فقهي در امور مملکتي است. مانند حدود اختيارات فقيه و نماز جمعه و خراج و ديگر اموري که تا آن زمان کمتر مورد توجه واقع مي شد.

حال غرض از اين سخن آن بود که همين کتاب بيش روي ما نيز توجه وافري به مسائل حکومتي داشته است و گويي تحت تاثير زمان نگارش خود قرار گرفته و اهميت پرداختن به اين گونه مسائل را در لابه لاي سطور اين کتاب مي توانيم جستجو کنيم در ادامه بيشتر به اين تفاوت موضوعي کتاب با آثار پيش از خود مي پردازيم.

در رساله ي ابواب الجنان نويسنده به موضوع نماز جماعت و جمعه پرداخته است موضوع مهم در خصوص نماز جمعه نکته اي است که بايد به آن بيش از پيش در اين اثر پرداخته شود چنان که امروزه يکي از تأثيرات مهم نماز جمعه ايجاد وحدت مي باشد در آن زمان نيز بحث هاي مختلفي بر ايجاد پايگاهي فکري و عقيدتي براي اجراي منظم نماز جمعه شکل گرفته بود و نويسنده با درک اهميت موضوع نماز جمعه اين رساله را به کل به اين موضوع اختصاص داده است. در اين رساله که يکي از مهمترين نوشتارهاي نويسنده در امور حکومتي است در اين باب مي باشد که چرا نماز جمعه از اهميت به سزايي برخوردار است؟ فيض کاشاني آن چنان به نماز جماعت و جمعه اهميت مي داد که براي برپايي آن حاضر شد در مقابل ظاهر سازان دين گرا بايستد و نهايت همين امر باعث شد که از مشغله حکومتي خود استعفا دهد و گوشه ي عظلت بگزيند. در مبحث نماز جمعه آنچنان که در پيش گفته شد آثاري از عقايد محقق ثاني در دست بود. پس در نتيجه پايه و اساس آنچه که فيض کاشاني در اين مقال مي آورد پيشينه اي تاريخي نيز دارد و او براي اول بار نيست که اين موضوع را مطرح مي کند.

به هر صورت النهايه مي توانيم توجه خود را به بخشي از اين رساله مبذول داريم تا از کم و کيف آن مطلع گرديم. در اين ميان آنچه که از ابتداي اثر نظر ها را به خود جلب مي کند نحوه ي تصحيح محقق ارجمند کتاب است ايشان بنابرنظري که داشته اند و طرز بياني که نويسنده بر آن متکي بوده است. به اين نتيجه رسيده که در حاشيه ي هر موضوعي که مطرح مي شود خلاصه اي از آن را بياورد و به طور مثال هنگامي که نويسنده در مورد سجده ي سهو سخن به ميان مي آورد.

مصحح کتاب در حاشيه ي اين  نوشتار مي نويسد.( سخن گفتن سهوي در نماز) اين روش حاشيه نويسي از آنجايي جلب نظر مي کند که هر فردي مي تواند بخشي از اثر را که به دنبال آن است را بيابد و تنها کافي است در حاشيه ي کتاب نظر کند تا نظر فقهي موضوع مورد جستجوي خود را بيابد. در بخش ديگري که بنابر سليقه ي محقق محترم به زيبايي اثر افزوده شده است، آنچنان که شايسته است. محقق چند نسخه از کتاب فوق را با هم تطبيق داده است و نهايتاً آنچه که در اصل توسط نويسنده آمده است را در متن اصلي کتاب مي خوانيم تنها محقق در پا نوشت کتاب اشاره داشته است که اين لغت يا اصطلاح چگونه در نسخ ديگر بکار رفته است و يا احتمالاً معادل آنها نوشته شده بوده است و اين نکته دو کيفيت را شامل مي شود. نخست متن اثر چنان که مي بينيم از نگارش لحن معيار زمان خود فاصله نگرفته است و کيفيت جمله بندي و انتخاب لغات و اصطلاحات به شکل ما سبق خود بازگشته است و مانند آنچه که نويسنده ي اصلي در زمان نگارش کتاب به آن توجه داشته، مي باشد. و دوم خواننده تا جايي که امکان دارد با شکل نگارش اصلي کتاب آشنا مي شود و به جهت اينکه هر نسخه اي از کتاب تفاوتي جزئي با يکديگر داشته اند.

اين تفاوتها نيز به نظر مخاطبان خواهد رسيد و البته خود محقق نيز بخشي از کلمات و لغاتي که احساس مي شود مخاطب امروزي آن را مورد درک قرار نخواهد داد را به شکل شايسته اي به برگردان امروزي خود تغيير داده است و در پا نوشتن کتاب آورده است. اين مهم باعث شده مخاطبان با فضاي ساده و صميمي اثر ارتباطي مناسب برقرار سازند البته بدون در نظر گرفتن نثر سنگين کتاب که به فراخور زمان شکل گرفته است وليکن نهايت الامر اين ارتباط برقرار مي شود زيرا چنان که سبک و سياق نگارش اثر مي نمايد تا حد زيادي براي مخاطب امروزي قابل فهم است و بخشي که اندکي بيم آن ها رود که به فهم خواننده نرسد از لحاظ سنگين نثر، محقق محترم در پا نوشت آن را لحاظ فرموده است.

في الحال در رساله ي ابواب الجنان نويسنده حديثي از پيامبر را نقل مي کند که بنابر آن نماز جمعه را فريضه اي مهم قلمداد کرده است. چنان که مي بينيم نويسنده بر اساس همين منابع حديثي و قرآني به اثبات آن برآمده است که نماز جمعه از اهم اعمال در روز جمعه است. نکته جالب توجه اشعاريست که در ابتداي اين رساله ذکر آن رفته و اين اشعار از نويسنده ي کتاب مي باشد چند اشاره ي مهم در لابه لاي ابيات اين اشعار نهفته است و بيانگر فضاي اجتماعي زمان علامه فيض کاشاني (رضا) مي باشد. که به چند نمونه ي آن مي توانيم در اين فرصت کوتاه اشاره کنيم. البته بنا به اهميت موضوع نماز جمعه در زمان ايشان مجال چنين برسي حاصل مي شود. در ابيات چندي به مشکلات آن برهه ي تاريخي نظري داشته اند که براي بررسي بيشتر چندي از آن را مي آوريم.

گر دعوي دانش کني و راهنمائي                                  مفتونِ رياست شده هم کوري و هم کر

در خطبه مگو آنچه نه خود مي کني آن را                     يا رويِ سخن گاهِ مواعظه به خود آور

مگذار شود فوت نمازي به جماعت                               تأليف قلوب است در آن جانِ برادر

در مسجد واحد دو امامت به يکي وقت                          دل را کند از وحشت تفريق مکدّر

با نگاهي کوتاه به همين چند بيت ذکر شده چهار نکته ي مهم در پيش روي مخاطبان باز مي شود البته ظرافت سخن علامه چنان است که به خوبي توانسته با طبع شاعري خود اين مفاهيم بلند را بازگو کند. نخست اشاره اي به امامان جماعتي دارد که در آن زمان دوستي بر رياست جمعي را داشته اند در کل نظر علامه فيض کاشاني (رضا) در اين است که امامان جماعت عصر ايشان در نظر خود حب رياست را به کناري زده و هرچه در منبر و جماعت انجام مي دهند براي رضاي حق تعالي باشد چنان چه در مقدمه ي محقق آمده است بنابر اختلافاتي که ميان علامه فيض کاشاني و ديگر روحانيون آن زمان در خصوص مسائل مختلف از جمله نماز جمعه و ديگر بودند دست شست و اين اشعار چنان که مي بينم گوشه اي از مکنونات قلبي نويسنده را نشان مي دهد و به گونه اي معترض صفات ناپسند عصر خود مي باشد.

نکته دومي که نويسنده بر آن تاکيد کرده است. همان مطلبي است که در سيره ي امامان معصوم(ع) و پيامبر اسلام(ص) مشاهده مي کنيم و اين گونه اي از نوعي تبليغ به عمل مي باشد و همان امريست که در نهايت دو جنبه ي پنهاني و ظاهري خواهد داشت. اگر فردي در سخن و عمل يکي باشد. هم در عمل و هم در سخن به مردم راه هدايت را نشان خواهد داد. منظور نويسنده از اين بيت همان دعوت به سوي تقوا با هر دوي آنهاست هم در عمل آيد و هم در سخن، و مبنايي از امر به معروف و نهي از منکر را در پس خود دارد. در بيت سوم چنان چه مي بينيم اهميتي که نويسنده براي نماز جماعت اول وقت قائل است نمايان مي شود در اين نظر گاه نيز بازهم مي توانيم ديدگاه نويسنده را به احاديثي که به موضوع نماز اول وقت تاکيد داشته اند نسبت دهيم و از اين ميان متوجه يک نکته ي مهم ديگر مي شويم که همان تأکيد بسيار مولف اين اثر بر جماعت نماز و اول وقت بودن آن است اين نيز از علم و آگاهي در آن برهه ي تاريخي معمول بوده و امام جماعت در يک وقت بر منبر مي رفته اند و مردم در دو گروه متفاوت پاي منبر ايشان مي نشسته اند و همين امر باعث بوجود آمدن تفريق و دوري مومنان مي شده است.

في الحال چنين عمل ناسنجيده اي در حال حاضر انجام نمي پذيرد و اين سخن در زمان خودگويي موثر افتاده است. من الحيث المجموع اثر فوق را نمي توان جزء آثار بسيار پيشرو در عرصه ي فقاهت دوران حکومت صفويه به حساب آورد و آن را يگانه عصر خويش دانست چنان که در آن روزگار بزرگاني همچون علامه فيض کاشاني رحمه الله، بوده اند که نامشان در تاريخ فقاهت مي درخشد و آثار بزرگي از ايشان به جا مانده است از جمله مي توان به محقق ثاني، مقدس اردبيلي و محمد امين استر آبادي اشاره کرد

النهايه در اين اثر گران قدر مي توان نشانه هاي از تحولات فقهي در عصر حاضر را جستجو کرد و براي نمونه مي توانيم به تفکراتي که نويسنده در امور حکومتي به آنها توجه مبذول داشته است اشاره کنيم. همين نشانه ها باعث شکل گيري گرايشات فعلي عصر حاضر گرديد، و نمونه ي اکمل آن در آثار بزرگاني چون حضرت امام خميني (ره) و ديگر شاگردان ايشان مي توان جست که به فقه دولت همت گماشته اند. از جمله شهيد سيد محمد باقر صدر و بزگان ديگري چون ايشان در پايان براي تلاش فراوان محقق اين اثر گران قدر جناب آقاي مسيح توحيدي و ناشر کتاب انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم(ع) از خداوند منان اجر عظيم مصئلت مي کنيم.

و الحمد الله اولا و آخراً

 

 

يكشنبه 13 اسفند 1391 - 9:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری