شنبه 3 تير 1396 - 16:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

پله اول

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «پله آخر»(علي مصفا)

علي مصفا متولد يازدهم آذر ماه سال 1345 در تهران و فارغ التحصيل دوره کارشناسي مهندسي عمران از دانشكده فني دانشگاه تهران است. مصفا در خانواده اي اهل ادب بزرگ شده، پدرش دكتر مظاهر مصفا از استادان مشهور ادبيات فارسي بوده و مادرش اميربانو كريمي كه فرزند شاعر سرشناس اميري فيروزكوهي است. مصفا از سال 1370 با بازي در فيلم «اميد»(حبيب كاوش) بازيگري در سينما را آغاز كرد.

 او در سال 1380 با بازي در مجموعه «كيف انگليسي» بازيگري در مجموعه هاي تلويزيوني را نيز آزمود. مصفا پس از كارگرداني مستند «فريب شعر» و فيلم كوتاه «هم سايه» در سال 1381 «سيماي زني در دوردست» را به عنوان اولين تجربه بلند سينمايي اش به مقابل دوربين برد. «پله آخر» دومين فيلم اوست.

فيلمنامه «پله آخر» در سال 1384 نوشته شد، اما هيچ تهيه کننده اي حاضر به ساختنش نشد. در نهايت مصفا تصميم گرفت علاوه بر کارگرداني و نويسندگي، تهيه کنندگي فيلمش را هم بر عهده بگيرد. پيش توليد فيلم از بيستم دي 1389 شروع شد و در دوم بهمن ساخت فيلم کليد خورد و پس از 37 جلسه، فيلمبرداري در يازدهم فروردين 1390 به پايان رسيد.

علي مصفا كارگردان و بازيگر و تهيه کننده «پله آخر» درباره نگارش فيلمنامه مي گويد: «پله آخر داستان کوتاهي بود که تبديل به فيلمنامه اي بلند شد، همزمان با نوشتن اين فيلمنامه، داستان مردگان(جيمز جويس) و مرگ ايوان ايويچ(لئو تولستوي) را مي خواندم، به همين دليل هم کمي از هر دو داستان کمک گرفتم و با فيلمنامه ام تلفيق کردم و داستان پله آخر شکل گرفت.

به نظرم شکل رابطه‌ زن و شوهري که در داستان جويس هست خيلي شبيه زن و شوهري بود که در داستان فيلم نوشته بودم و بعد هم فضاي خانوادگي‌اي که در آن داستان هست به فضاي ايراني ما مي‌خورد و احساس کردم که مي‌شود پرورشش داد. ولي خب اين هم بود که من اين داستان را خيلي دوست داشتم و از معدود داستان‌هايي بود که بلافاصله بعد از آنکه تمامش کردم برگشتم به اولش تا ببينم که من کجا را از دست داده‌ام که اين‌طوري شده.»

مصفا درباره فيلمنامه‌ «دختر گل سرخ» که قرار بود قبل از پله آخر ساخته شود مي گويد: « اين فيلمنامه خيلي اسم عوض کرد. قرار بود آن را با آقاي طهماسب و جبلي کار کنيم و حتي به مرحله‌ ساخت هم رسيد، ولي يک هفته مانده بود که فيلم را شروع کنيم، همه‌چيز منتفي شد.

بعد دوباره آمدم سراغ همين فيلمنامه‌ پله‌آخر که قبلا نوشته ‌بودم... فيلمنامه را در فارابي پسنديدند و حتي وامي را هم تصويب کردند که به فيلم برسد، ولي تهيه‌کننده معتقد بود اين پول براي ساخته ‌شدن فيلم خيلي کم است و همه‌چيز، از جمله وام، به هم خورد.»

مصفا درباره ساخت پله آخر مي گويد: «تهيه کنندگان جواب قطعي نمي دادند و من را پا در هوا مي گذاشتند. به قول معروف با گفتن يک «نه» تير خلاص را به من نمي زدند. بالاخره تصميم گرفتم تا بيشتر از اين دير نشده، فيلم را بسازم. شايد پله آخر مثل فيلم قبلي ام يک فيلم خانوادگي تلقي شود، اما فقط مي توانم بگويم که به دليل کمبود سرمايه، اين فيلم بسيار رفاقتي ساخته شد و همه کارهايش را در دفتر توليد خودم پيش بردم.

در اين فيلم سعي كردم تا حدودي از فيلم قبلي ام فاصله بگيرم و فيلمي بسازم كه جنبه هاي داستاني پررنگ تر و مايه هاي معمايي بيشتري داشته باشد. فضاي فيلم از حال و هواي شخصي خودم مي آيد. تصميمي نگرفتم كه در اين حال و هوا فيلم بسازم و شايد در آينده بيشتر از چنين فضاهايي فاصله بگيرم. اما آنچه اكنون روي پرده مي بينيد تا حدودي در جريان ساخت خودش شكل گرفت و در تصرف و اختيار من نبوده است. پله آخر را با امكانات و سرمايه كمي ساختيم ولي نگارش فيلمنامه دشوارتر از توليد فيلم بود.»

مصفا درباره انتخاب بازيگران مي گويد: «طبيعتا بر اساس نقش هايي که قبلا نوشته شده بود، ليلا حاتمي را هنگام نوشتن فيلمنامه در نظر داشتم. براي نقش امين دلم مي خواست با کسي کار کنم که براي بيننده پيش زمينه اي فراهم نکند، براي همين تفاوت، شخصيت عليرضا آقاخاني با نقشي که تنها دو بار زندگي مي کنيم کار کرده بود برايم بسيار جالب و ترغيب کننده بود خودم هم ناچار شدم نقش سوم را بازي کنم و سختي عمده کار همين بود.»

مصفا درباره بازي خودش در فيلم مي افزايد: «تجربه بسيار بدي بود، اما چاره اي جز اين نداشتم. با چند بازيگر براي ايفاي اين نقش صحبت کردم که به دلايلي نتوانستيم با هيچ يک از آنها همکاري کنيم. در نهايت به دليل زمان و مکان کم مجبور شدم خودم اين نقش را بازي کنم. هيچ وقت نتوانستم با بازيگر بودنم كنار بيايم. مسلما كارگرداني بيشتر راضي ام مي كند، حداقل مي فهمم كه همه چيز تقصير خودم بوده و ديگر افسوس چيزهاي ديگر را نمي خورم.»

 مصفا درباره تاثير فيلمهاي مهرجويي و علي حاتمي روي «پله آخر» مي گويد:‌ «تمام فيلم‌سازهاي نسل من چه بخواهند و چه نخواهند متاثر از مهرجويي هستند اصولا آن چه كه من از سينما مي‌دا‌نم سر صحنه فيلم‌هاي مهرجويي ديده‌ام حال نمي‌دانم اين مسئله را مي‌توان آگاهانه دانست يا ناخودآگاه.

من بين هم دوره اي هاي خودم بيشترين سابقه همكاري با ايشان را دارم و اصلا انگيزه ساختن فيلم را اول بار با شناختن ايشان و فيلم هايشان پيدا كرده ام چنين تاثيري عجيب نيست... شباهت فضاهاي مهماني به فيلم ليلا هم از همان شباهت هاست كه به استقبالش رفته ام. در مورد علي حاتمي هم بله، حتماً از او هم تاثير گرفته ام، بخشي از خاطرات كودكي من و حتما هم نسلانم با لذت تماشاي سريال سلطان صاحبقران گره خورده است...»

مصفا درباره روايت غيرخطي پله آخر و ساختار تجربي آن مي گويد: «من از اول فيلم‌سازي را با خطر کردن شروع کردم. فيلم اولم، «سيماي زني در دوردست»، خطرش بيشتر بود؛ چون آن جا به يک جنبه‌هايي اصلا توجه نمي‌کردم. درواقع دلم نمي‌خواست که توجه کنم، اما اين‌جا، در فيلم دوم، خيلي کوتاه آمده‌ام.

شايد اگر از اول اين‌طوري شروع نمي‌کردم، اين فيلم را هم نمي‌ساختم و اين خطر را نمي‌کردم. اما الان ديگر آب از سرم گذشته. به هرحال آدم بايد انگيزه داشته باشد براي فيلم سازي و خب، شکل‌هاي ديگر فيلمسازي چندان ترغيبم نمي‌کند. البته آدم بعضي وقت‌ها فکر مي‌کند که اگر فيلمي بسازد که خيلي پرفروش شود خيلي راحت مي‌شود خودش را تثبيت کند و بعد آن کاري را که دوست دارد انجام مي‌دهد.

من اين کار را هم سعي کردم انجام دهم، اما طرف مقابل آن‌چنان توي ذوق من زد که فکر کردم چه کاري بود کرده‌ام! به من گفتند که تو مي‌خواهي در قالب فيلم تجاري يک فيلم روشنفکري بسازي و سر ما را کلاه بگذاري! و خب اين حرف خيلي براي من سخت بود. پيش خودم فکر کردم اصلا اين فيلم را نمي‌سازم. ولي خب براي کار بعدي هيچ منعي در ذهنم نيست که بروم سراغ کاري که تجاري باشد و پرفروش بودن را هم اصلا بد نمي‌دانم.»

مصفا درباره استفاده از گفتار متن(نريشن) در فيلم مي گويد: «من خيلي دوست داشتم که فيلمم نريشن داشته باشد. البته هميشه هم خودم و هم اطرافيانم نسبت به وجود نريشن موضع داشتيم؛ يک جوري که انگار فيلمي که نريشن دارد، فيلم جذابي نيست و يک نوع خاصي از سينما را القاء مي‌کند.

اين‌ها همه مانع بود، اما اين ميل آن‌قدر در من قوي بود که نتوانستم ناديده‌اش بگيرم. حتي آن فيلمنامه‌ي تجاري را هم با نريشن نوشته بودم و شايد هم وجود نريشن باعث شده بود که فکر کنند قرار است آن فيلم يک فيلم روشنفکرانه باشد؛ در حالي که اين‌طوري نبود. دوست داشتم صداي شخصيت فيلم را روي تصاويرش بشنويم؛ اين‌که چه‌طور فکر مي‌کند، و همه‌ تضادها و استفاده‌هايي را که مي‌شد از چنين کنتراستي کرد دوست داشتم.»

مصفا درباره پايان فيلم مي گويد: «ابتدا پايان فيلم به اين صورت نبود. پايان فيلم، در فيلمنامه، سکانسي بود که فيلمبرداري هم نشد. علتش هم اين بود که اواسط فيلمبرداري من به اين نتيجه رسيدم که آن پايان مناسب اين فيلم نيست. ولي خب، آن پايان برمي‌گشت به صحنه‌اي از کودکي اين سه نفر و چيزي که خيلي مانع من بود، اين بود که آيا بيننده در سکانس پاياني، کودکي اين سه نفر را مي‌پذيرد؟ من خودم نتوانستم بپذيرم. شايد اگر توليد اين فيلم طوري بود که مي‌شد شش ماه رويش کار کرد، آن صحنه را هم احتمالا فيلمبرداري مي‌کردم تا بعدا ببينيم خوب مي‌شود يا نه.»

عليرضا برازنده (مدير فيلمبرداري) درباره تجربه اولين همکاري اش با علي مصفا مي گويد: «حدود پنجاه روز پيش از شروع فيلمبرداري توسط آقاي افشين رضايي به پروژه دعوت شدم. پله آخر فيلمنامه بسيار خوب و محکمي داشت. در مدتي که تا شروع فيلمبرداري فرصت بود، دائما با آقاي مصفا بحث و گفتگو داشتيم و هر روز با هم بوديم و لوکيشن مي ديديم. تمام اين ها به خاطر آن بود که صحنه ها به درستي کار شود و فيلم خوبي از کار درآيد.

...آقاي مصفا بسيار دوست داشتني، دقيق، نکته بين و بسيار مسلط هستند. از بحث هاي فني وقتي بيرون مي آيي، بحث خلاقيت و ذوق و علاقه اي که وجود دارد، مهم است، خلاقيت هاست که محتواي يک فيلم را مي سازد و هر چقدر خلاقيت در خدمت فيلم باشد، موفق تر است. اين خلاقيت نياز به مطالعه دارد و هر چه اين مطالعه بيشتر و جهان بيني بيشتر باشد، نتيجه بهتري خواهد داشت. به اعتقاد من در آقاي مصفا اين اتفاق افتاده است.»

ليلا حاتمي درباره بازي در پله آخر و همکاري با همسرش مي گويد: «اين فيلم برايم بسيار تجربه اي دلنشين و آرام بود و ما همکاري بسيار خوبي با عليرضا آقاخاني داشتيم و من چيزهاي بسياري از او ياد گرفتم و اميدوارم باز هم با ايشان همکاري داشته باشيم.

اصولا علي به شكل مسالمت آميزي كارش را انجام مي دهد. اينطور كه من فهميدم تجربه خودش در بازيگري هميشه همين بوده كه بهترين كار در مرحله اول باز گذاشتن دست بازيگر و اتكا به داشته هاي خود بازيگر است و در مرحله بعدي است كه بنا به نظر كارگردان حذف و اضافه هايي شكل مي گيرد.

من هم فكر مي كنم هميشه اينطوري نتيجه بهتري به دست مي آيد. من اصولا وقتي جلوي دوربين هستم كارم را انجام مي دهم. ولي اتفاقاً در اين كار به خصوص و بيشتر به خاطر مسئوليت هاي متعددي كه هم من و هم علي سواي نقش هايي كه بازي مي كرديم داشتيم، فشار مسائل پشت دوربين را حس مي كردم. ولي حتي اينجا هم اجازه نمي دادم در برداشت هاي اصلي روي كارم تاثير بگذارد »

«پله آخر» در سي امين جشنواره فيلم فجر برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه اقتباسي شده است. پله آخر همچنين در جشنواره كارلووي واري برنده جايزه بهترين بازيگر زن براي ليلا حاتمي و جايزه فيپرشي براي علي مصفا شد.

يادداشتي کوتاه درباره فيلم(حسين آرياني):

پله آخر مي خواهد فيلمي تجربي با روايتي غير خطي و مدرن باشد و علي مصفا سعي کرده فيلمي روشنفکرانه و پيچيده بسازد. اما او فراموش کرده که پيچيدگي با پيچيده نمايي تفاوت دارد.

 نتيجه چنين رويکردي آن است که تماشاگر در ميان روايتي غريب، مغشوش و سردرگم گيج و مبهوت بر جاي مي ماند. شايد به همين دليل است که مصفا و برخي از منتقدين دوستدار فيلم، خود را ناگزير ديده اند که توضيحات فرامتني خود را به فيلم الصاق کنند تا از ميزان حس دافعه فيلم بکاهند. فيلم به هيچ وجه اثري قائم به ذات و خود بسنده نيست و تماشاگر مفهومش را بدون توضيحات فرامتني نمي تواند درک کند.

در سينمايي که فيلم هايي که مي توانند داستانشان را به درستي روايت کنند انگشت شمار هستند معلوم نيست که چرا اصرار بر ساخت روايت هاي غير خطي و مدرن وجود دارد(البته نمونه هاي موفق معدودي ساخته شده اند.)، آن هم براي کساني که در حال طي کردن پله هاي اول فيلمسازي هستند.

مشخصات «پله آخر»:

كارگردان، فيلمنامه نويس و تهيه كننده: علي مصفا، مدير فيلمبرداري: عليرضا برازنده، صدابردار: اميرحسين رسولي، چهره پرداز: مهرداد ميركياني، طراح صحنه و لباس: ليلا حاتمي، تدوين: فردين صاحب الزماني

بازيگران: علي مصفا، ليلا حاتمي، عليرضا آقاخاني، احسان اماني، كيانوش گرامي، نظام الدين كيايي، اردشير كاظمي و...

خلاصه داستان:

خسرو يك معمار به ظاهر موفق است كه از زندگي با همسر بازيگرش ليلي رضايت ندارد. او بعد از اينكه به دليل ساده جانش را از دست مي دهد در قالب روحي سرگردان اوج و فرود زندگي خود را از گذشته تا به حال روايت مي كند.

 

 

 

يكشنبه 13 اسفند 1391 - 9:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری