پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

اكثر مديران هنري دچار جشنواره زدگي هستند

 

گفتگو با صابر امامي

 

صابر امامي از نويسندگان و هنرمنداني است که مسئوليت­هاي اجرائي مختلفي در چندين جشنواره هنري و ادبي داشته است با وي پيرامون مديريت جشنواره­هاي هنري و آسيب شناسي اتفاقات هنري به صحبت نشستيم:

- انگيزه­هاي محتوائي و علمي جشنواره­هاي علمي و ادبي و فرهنگي را چگونه مي­توان رشد داد؟

معتقدم در کنار برگزاري جشنواره­هاي ادبي و هنري و فرهنگي بايد يک سري نشريات معتبر علمي را هم مشخص کرد که آثار ارائه شده در جشنواره را هم بنابر ميزان محتوائي و علمي ارزيابي کرده اين آثار را چاپ کند. به نوعي اين نشريات متشکل از اساتيد و هنرمنداني باشد که در اين مسير کسب تجارب گوناگون کرده­اند و اکنون مي­توانند پيرامون بار علمي و محتوائي اين آثار نظرات خاصي را ارائه کنند مي­توان اين حرکت را به عنوان نوعي تشويق خالقان اين آثار محسوب کرد چرا که اين استقبال و حمايت مي­تواند براي هنرمندان و خالقان اثر يک بار مثبت و انگيزشي داشته باشد. به هر حال هر مجله علمي براساس آثاري که در آن مورد استفاده و چاپ قرار مي­گيرد از نظر علمي و محتوائي رصد مي­شود و مورد اقبال و استقبال مخاطبان قرار مي­گيرد بنابراين اگر تيم­هاي مناسب بر روي آثار رسيده به جشنواره نظر بدهند و آثار مناسب علمي را در اين نشريات چاپ کنند به اعتبار نشريه مذکور افزوده خواهد شد ازطرفي مديران اين نشريات علمي و تخصصي هم از چاپ آثاري که ضعيف هستند و ممکن است اعتبار نشريه را زير سؤال ببرند جلوگيري خواهند کرد بنابراين هيچ اثري نامطلوبي هم تنها براساس اسم و مشخصات صاحب اثر يا سفارش مديران و افراد خارج از سازمان چاپ نخواهد شد. از طرفي مي­توان اين آثار هنري را مورد حمايت ويژه مسئولين برگزارکننده قرار داد و اين آثار را به صورت­هاي مختلف حمايت و انتشار داد. از طرفي مي­توان قبل از برگزاري و شرکت دادن آثار در جشنواره اين آثار را در جلسات مختلف به بحث و بررسي گذاشت و سپس يک امتياز اوليه براي حضور در جشنواره و در رأس نظرات هيئت داوران در نظر گرفت به نوعي مطالعه­ي اين آثار بصورت روزنامه­وار نباشد و براي خالق و اثر وي اهميت و ارزش بيشتري قائل بود. متأسفانه هم اکنون در هيچ کدام از جشنواره­ها اين اتفاق روي نمي­دهد. در جشنواره­هائي که حوزه هنري برگزار مي­کند باز هم ميزان اهميت و توجه به بار محتوائي جشنواره و آثار رسيده نسبت به ديگر مراکز و ارگان­ هاي فرهنگي حتي وزارت ارشاد اندکي بيشتر است اما به طور کلي هنوز مطالعات مستقيم و مشخصي براي حضور پررنگ علمي و محتوائي آثار در جشنواره­ها صورت نگرفته است.

- آيا براي برگزاري بهتر جشنواره تيم­هاي خاصي جهت نيازسنجي وجود دارد؟

در اين مورد متأسفانه بايد گفت هنوز تيم­هاي منسجمي ساخته و پرداخته نشده است چرا که اين اتفاق روي داده بود اکنون با اين ايراد مواجه نبوديم که ده­ها نقطه ضعف جشنواره­هاي مختلف هنري و ادبي و فرهنگي هر ساله در همان جشنواره يا در جشنواره­هاي مشابه تکرار شود. در حال حاضر اکثر جشنواره مناسبتي است و در اين جشنواره­هاي مناسبتي تيم­هاي نيازسنجي هيچ جايگاه خاصي ندارند. مثلاً بنابر ولادت امام رضا (ع) يک جشنواره ادبي و هنري طراحي مي­شود و پس از چند روز فراخوان هم اطلاع رساني مي­شود و کارها هم که عمدتاً تکراري است و يا يک شبه نگارش و خلق شده­اند بنابراين نمي­توان از اين جشنواره توقعي بيشتر از اين نتايج امروزي متوقع بود.

- با برگزاري جشنواره­هاي مناسبتي موافقيد؟

با نفس برگزاري اين جشنواره­ها مشکلي نداريم اما نوع برگزاري سراسر مشکل است اولين مشکل اين است که انگيزه­ هاي جوانان هنرمند سطحي باقي مي­ماند. چرا که اين کارهاي رسيده همگي در چند روز توليد مي­شوند بنابراين نويسنده در آن حضور ندارد و در نتيجه يک کار سطحي به دست هيئت داوران مي­رسد هيچ نيازسنجي پشت برگزاري اين نوع مراسم وجود ندارد از طرفي آيا در اين جشنواره تمامي مقالات و آثار رسيده از دِل و ذهن و دغدغه خالق اثر برآمده است؟ نه. مطمئن باشيد اينگونه نيست چرا که اکنون مد شده است در کنار آثار رسيده تعدادي هم اختصاص به آثار سفارش شده اختصاص پيدا کند. خب آيا مي­توان اين کارها را از کل مجموعه جدا دانست و در نظر هيئت داوران باطل و در صورت صلاحديد از دايره برگزاري خارج کرد؟ مطمئن باشيد اين آثار ممکن است تا مقاطع پاياني نيز حضور داشته باشند و حتي صاحب جوائزي هم شوند؟!!! خب استادي که فلان مقدار پول مي­گيرد و يک مقاله يا يک اثر هنري براي شرکت در جشنواره خلق مي­کند چگونه مي­توان اثر وي را به مراحل پاياني يک جشنواره راه نداد.

- از طرفي احساس مي­شود در اين بازار هرکسي کمتر بگيرد کار به او مي­رسد و ديگر بحث دغدغه هنرمند مطرح نيست؟

شايد در بحث­هاي کلان­تر اينگونه باشد اما در خرده مقالاتي که نوشته مي­شود اينگونه نيست بيشتر رابطه است که به کمک اشخاص مي­آيد. اگر مديري سر کيسه را اندکي شل کند مشتريان زيادي پيدا خواهد کرد اين يکي از بزرگترين معضلاتي است که جشنواره­هاي ما با آن دست به گريبان هستند.      

- به طور کلي گفته مي­شود فضاي مناسبي هستند تا افراد خلاق بهترين ايده­هايشان را مطرح کنند و ديگران از اين ايده استفاده کرده و با حمايت­هاي مالي و معنوي حرکت­هاي رو به جلوئي را در پيش بگيرند و اين تفکر با اصل سفارشي نويسي در تناقض است.

نگاه کنيد جشنواره­ها دوگونه هستند جشنواره­هائي که مقالات سفارشي را دعوت مي­کنند که در اين مقالات از نوع مباحث علمي و تحليلي داراي وزنه­هاي خوبي هستند اما يک سري جشنواره­هاي هنري هستند که ارشاد در اين جشنواره­ها سفارشي نمي­دهد بلکه از آثار رسيده کارها را به جشنواره راه مي­دهد جشنواره­ها با کارهاي رسيده کمتر ديده مي­شود.

- حمايت­هاي بخش خصوصي از جشنواره­ها چه ميزان استاندارد است؟

هرچه اين نوع حمايت­ها از جشنواره­هاي مختلف بيشتر باشد مطمئن باشيد حضور و اعتماد شرکت کنندگان بيشتر خواهد بود اما بايد در نظر داشت که حاميان خصوصي که در اين مباحث شرکت مي­کنند بايد به تمامي تعهدات خود عمل کرده چرا که در غير اينصورت با بي اعتمادي شرکت کنندگان مواجه خواهند شد. به نظرم در حال حاضر هر حامي خصوصي در اين شرايط ناگوار اقتصادي اگر قصد دارد که يک فعاليت هنري را حمايت مالي و معنوي کند بايد دست او را به گرمي بفشاريم. اما اين موضوع نبايد عاملي باشد که افرادي شرکت مي­کنند از حمايت­هاي شرکت کنندگان در انتهاي مراسم شانه خالي کنند.

- ظرفيت­هاي هنري جشنواره­هايمان چقدر مي­تواند خلأهاي فرهنگي­مان را پر کند؟

به عنوان يکي از اعضائي که در اين فرآيند حضور مستمر داشته است بايد بگويم که مثلاً در بحث جشنواره رمان انقلاب اسلامي ما شاهد بوديم که اکثر آثاري که رسيده است توانسته است به سؤالات و شبهاتي که در ذهن افراد مختلف وجود دارد به گونه­هاي مختلف پاسخي بدهد. در اين مسير به نظرم مي­توان پيش از اين صحبت­ها هم قدم برداشت به عنوان نمونه شما تصور کنيد که اين جشنواره­ها بتوانند از همه­ي افراد جامعه­ با چهارچوب­هاي کم رنگ­تري دعوت کنند که در اين مسير قدم برداند و آثارشان را عرضه کنند مطمئن باشيد مي­توان گونه­هاي شگرف ادبي را در اين آثار ديد. اکنون جشنواره­ها به سمتي حرکت مي­کنند که حمايت­هاي خاصي پس از جشنواره براي معرفي آثار و يک جريان سازي مؤثر و مفيد انجام نمي­گيرد. اگر اين آثار تماماً به صورت يک آرشيو کلي تهيه و نگهداري شود ما با چه منبع عظيم ادبي و هنري مواجه خواهيم بود. اما ما اين کار را نکرده­ايم چون برايمان از درجه اهميت کمتري برخوردار بوده است.

- يکي از مشکلات جشنواره تغيير سالانه مديران و دبيران اجرائي برگزار کننده است؟

اين آسيب تنها براي سيستم جشنواره­ها نيست بلکه در ميان مديران در اين سي ساله اين يک مد شده است بنابراين هم نمي­توان يک برنامه مدون و مشخص براي حرکت در يک مسير مشخص پي­ريزي کرد چرا که مديران هر ساله تغيير مي­کنند هر مديري سعي مي­کند تفکرات خودش را در اين مجموعه­ها بگنجاند و افرادي را که از نظر فکري به او نزديک­تر هستند را براي برگزاري و مديريت در پست­هاي اجرائي قرار دهد ما متأسفانه در برگزاري جشنواره­ها هيچ کميته نظارتي هم نداريم که يک مدير را براي سالهاي بعدي بتواند نگهداري کند و اجازه تغيير مديريت به مسئولين مربوطه را ندهد. اين اتفاق باعث مي­شود که هرکسي از مسئولين افراد نزديک خودش را به جمع اجرائي راه دهد که نتيجه آن چيزي است که هم اکنون در حال مشاهده آن هستيم يک مدير امروز وقتي تغيير مي­کند مديريت جديد همه­ي ارکان سيستم تا آبدارچي دفترش را هم عوض مي­کند اين حاصل کار مديريتي ما در اين 30 ساله بوده است.

- نظارت بر اجراي استانداردهاي علمي و پرهيز از نگاه مغرضانه چقدر در جشنواره­ها رعايت مي­ شود؟

براي شما يک خاطره­اي عنوان مي­کنم. در يک جشنواره قرآني از من دعوت شد تا در هيئت داوران حضور داشته باشم چون خودم هم يک اثر در اين جشنواره داشتم از من خواسته شد براي پرهيز از هر گونه صحبت­هاي خلاف واقع از هيئت داوري کناره گيري کنم اين اتفاق افتاد اما شاهد اين بودم که اثر من که به عنوان هيئت داوان حضور داشتم از مرحله اوليه هم انتخاب نشد!

- يعني با اغماض به آثار نگاه شده است؟

شايد اينگونه باشد اما به نظرم اکثر اين داوري­ها خالي از رابطه نيست چرا که اين مشت نمونه خروارها است.

- چرا برخي از مديران در نهادهاي فرهنگي دست به موازي کاري و هزينه سوزي مي­زنند؟

اگر اين هيئت­هاي نظارتي وجود داشته باشد و شرح وظايف هر ارگاني براي اعضا و مديران آن مجموعه مشخص باشد هيچ گاه شاهد اين موازي کاري­ها نخواهيم بود. اين وظيفه کميته نظارتي است که اين دستورالعمل­ها و وظايف براي ارگان­ها و نهادها مشخص کند تا اين موازي کاري­ها انجام نشود.

- شايد مديران فرهنگي غيرفرهنگي هستند؟

اين نکته که صادق است البته که اکثر مديران هنري اطلاعي از هنر ندارند و سعي مي­کنند تنها به ارائه­ي گزارش و پر کردن بيلان شغلي و جشنواره­زدگي بپردازند. اين اتفاق هم در تمامي رتبه­­هاي مديريتي از کلان تا مياني وجود دارد. گاهي ديدم از يک فرد هنرمند مي­خواهند مقاله اجتماعي بنويسد و از يک جامعه شناس توقع دارند داستاني درباره انقلاب و جنگ تحميلي بنويسد!! اين تعارضات بايد يک جائي حل شود اما متأسفانه به اين اتفاقات دامن زده مي­شود که مهمترين عامل آن بي سوادي است.   

 

 

سه‌شنبه 8 اسفند 1391 - 9:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری