چهارشنبه 26 مهر 1396 - 12:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي

 

ناتوي فرهنگي

 

مقدمه:

درگذشته چنين مرسوم بود كه قدرت هاي بزرگ براي تسلط بر سايركشورها به لشكركشي و تحكم نظامي مبادرت مي كردند، ولي امروزه به جاي صرف وقت و هزينه هاي گزاف، براي رسيدن به اهداف شوم خود، از طريق كنترل اهرم هاي كليدي اقدام مي كنند.

يكي از كليدي ترين اهرمها كه همواره مدنظر ابر قدرتها از جمله غرب قرارگرفته است، فرهنگ مي باشد. فرهنگ شايد به عنوان بي صدا و آرام ترين ابزار تهاجم آثارش چه بسا مخربتر از هزاران بمب و موشك وگلوله است. به خصوص در مورد جمهوري اسلامي ايران كه توسط دشمنان، تمام روشها مورد آزمايش قرارگرفته و نتيجه اي عايدشان نگرديده است، به تهاجم فرهنگي، به عنوان آخرين و قويترين حربه اميد بسته اند.

حدود 4 سال پس از پايان جنگ جهاني دوم (1949) سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) با حضور امريکا و کشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شکل گرفت.

اعضاي ناتو ، اگرچه به بحث و بررسي مسائل اقتصادي و سياسي نيز مي پردازند اما رويکرد اصلي ناتو ، نظامي است. اين سازمان با اشغال کره جنوبي در سال 1950 دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و ترکيه در سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود کرد. ناتو با ايجاد تاسيسات پايه اي مشترک در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد و استانداردسازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در کشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه کرد، بلکه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را خارج از حوزه ناتو حفظ کرده اند. امروز نيز مشاهده مي شود دنياي غرب به صورت غيررسمي سازمان را در حوزه فرهنگ ايجاد کرده و ناتوي فرهنگي شکل داده است

تأکيدات مکرر مقام معظم رهبري در سال هاي اخير بر اهميت ، ضرورت و امکان پذيري مهندسي فرهنگي کشور و مقابله با تهاجم و شبيخون فرهنگي و به تازگي هشدار جدي ايشان درباره خطري به نام «ناتوي فرهنگي» همگي بر اين امر دلالت دارد که اصلي ترين و محوري ترين عنصر جامعه کنوني ايران اسلامي ، عنصر فرهنگ و ارزش هاي والاي فرهنگي است ، که بدون شک در دفاع از آرمان هاي متعالي فرهنگ اصيل اسلامي و انقلابي ، تمامي آحاد جامعه ، از مردم تا مسئولان و صاحب نظران و کارشناسان مسئولند. اما واقعيت غير از اين نيست که مديران متعهد و متدين براي رسيدن به اهداف فرهنگي ، صرفاً با بهره گيري از سيستم هاي مهندسي شده ناسازگار با اهداف فرهنگي ، موفق نخواهند شد موجبات تحول و رشد فرهنگي را فراهم کنند که در اين ميان نياز به مهندسي فرهنگي همسو و همسان با نيازهاي فرهنگي جامعه بيش از پيش نمايان مي شود.

مقام معظم رهبري اخيرا" طي سخناني در جمع دانشجويان و دانشگاهيان استان سمنان درباره اجتناب ناپذير بودن تحولات در جوامع بشري ، کنترل تحولات جهاني به دست صهيونيسم و سرمايه داري جهاني را خطري جدي خواندند و بيان داشتند: «باندهاي بين المللي زر و زور که براي تسلط بر منافع ملت ها ، سازمان هاي نظامي ناتو را تشکيل داده بودند ، اکنون براي نابودي هويت ملي جوامع بشري و تحقق بيشتر اهداف شان در پي تشکيل «ناتوي فرهنگي» هستند تا با استفاده از امکانات زنجيره اي متنوع و بسيار گسترده رسانه اي سررشته تحولات سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي کشورها و ملت ها را به دست بگيرند که بايد هوشيارانه اين مسئله را زير نظر داشت».(1)

بيانات مقام معظم رهبرى در مورد «ناتوى فرهنگي» اشاره‌اى ظريف به شرايط بين‌المللى کنونى بود. تشکيل مجدد کميته فرهنگى سازمان سياى آمريکا، تصويب برنامه‌هاى نفرت‌زدايى وزارت امور خارجه آن کشور، دستکارى‌ در متون فرهنگى و ادبيات سياسى کشورهاى اسلامي، تاسيس و تقويت رسانه‌ها به ويژه شبکه‌هاى ماهواره‌اى راديويى تحت نظارت سيا و کنگره آمريکا جهت ايجاد امواج خبرى عليه کشورهاى هدف، تصويب بودجه 70 ميليون دلارى براى دخالت در امور داخلى ايران و سياست‌هاى مشابه ديگر، شاخصه «ناتو»ى فرهنگى در نظم نوين بين‌المللى مى‌باشند. تحولات بين‌المللى بعد از جنگ سرد به گونه‌اى شکل گرفته که در واکنش به آن به تدريج ناتو، از قالب صرفا نظامى خارج شده و کار ويژه‌هاى ديگرى را براى خود تعريف نمايد.

 

چگونگي تشکيل ناتو:

در دهه 1920 و 1930 ميلادي سه ايدئولوژي مختلف از متن فرهنگ و تمدن غربي سر بر آورد ، چالش هاي متقابل اين سه ايدئولوژي و توسعه طلبي هر يك در نهايت منجر به جنگ جهاني دوم در سال 1939 گرديد . ليبرال دموكراسي غرب به سردمداري امريكا و كمونيسم شرق به رهبري اتحاد جماهيري شوروي در مقابل دشمن مشترك يعني آلمان نازي به يك اتحاد موقت دست يافتند و در خلال جنگ سعي نمودند با تشكيل كنفرانس هاي گوناگون مثل يالتا ، تهران و سانفرانسيسكو نقشه سياسي – ايدئولوژي دنياي بعد از جنگ را مهندسي كنند.

اما علي رغم موفقيت نسبي اين دو قدرت در تعيين حوزه نفوذ و تقسيم جهان ، با پايان جنگ و نابودي دشمن مشترك اختلاف دو ابرقدرت پيروز در جنگ به زودي نمايان و جبهه بندي جديد و بلوك بندي قدرت با محوريت امريكا و شوروي شكل گرفت و هر يك تهديد جدي عليه ديگري قلمداد مي شد . از اين روي هر يك از دو بلوك قدرت سر بر آورده از جنگ جهاني دوم درصدد تمهيدات لازم جهت مقابله با رقيب تدارك برآمدند. در همين راستا در سال 1949 يعني حدود 4 سال پس از پايان جنگ جهاني دوم پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) با رهبري امريكا و با حضور و عضويت كشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با تهديدات قدرت نظامي اتحاد جماهيري شوروي و تسلط بر منافع ملت ها شكل گرفت.(2)  

كشورهاي اروپايي غربي و ايالات متحده آمريكا در پاسخ به سياست اتحاد جماهير شوروي، طرح پيمان دفاعي دائم را پي ريزي نمودند كه موسوم به سازمان آتلانتيك شمالي ناتو(1) مي باشد، اين پيمان دفاعي در آوريل 1949 م در واشنگتن براي مدت 20سال به امضاي دوازده كشور آمريكا، كانادا، انگلستان، فرانسه، بلژيك، هلند، نروژ، لوكزامبورگ، دانمارك، ايسلند، ايتاليا و پرتغال رسيد و در سالهاي بعد يونان، تركيه، آلمان فدرال، اسپانيا، لهستان، مجارستان و جمهوري چك به عضويت ناتو درآمدند، مدت اين پيمان بدون محدوديت قابل تمديد مي باشد، بنابراين تاكنون چند بار تمديد شده است. هدف اصلي از ناتو همكاري نظامي- سياسي ميان اعضاست بطوريكه ماده 5 اين پيمان بيان ميدارد: «اگر به يكي از كشورهاي عضو، حمله مسلحانه شود هر يك از اعضاء ديگر براي ياري دادن به طرف يا طرفهاي مورد حمله بي درنگ منفرداً يا با موافقت ساير اعضاء، هر عملي را كه مقتضي بداند از جمله به كار بردن نيروهاي نظامي انجام مي دهند تا امنيت را مجدداً برپا دارد.» و اين پيمان مبتني بر اصل دفاع مشروع يا دفاع از خود اعم از فردي يا جمعي مقرر در ماده 51 منشور ملل متحد است.(3)

سازمان ناتو گرچه به بحث و بررسي مسايل سياسي ، اقتصادي و حتي مسايل و مشكلات ناشي از جنگ اعضاي خود هم مي پرداخت ، اما جهت گيري و رويكرد اصلي آن نظامي بود . اين سازمان در سال 1950 با لشكركشي به كره جنوبي دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و تركيه در سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود كرد . بعد از مدتي با شكل گيري سازمان " سنتو " بين تركيه ، ايران و پاكستان و سازمان " سنتو " در آسياي جنوب شرقي و اعمال سياست سد نفوذ ( containments) يك كمربند امنيتي از اروپا تا منتهي اليه آسيا در مقابل تهديد و نفوذ شوروي ايجاد كردند .

ناتو با ايجاد تأسيسات پايه اي مشترك در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد ، توسعه و استاندارد سازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در كشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه كرد بلكه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را جهت تسلط بر منابع ديگر كشورها به حوزه خارج از ناتو هم گسترش داده اند .

بعد از پايان جنگ سرد و حذف تهديد نظامي شوروي كه هدف اصلي شكل گيري ناتو بود ، بسياري از آگاهان استمرار حيات ناتو را غيرضروري دانستند . اما از آن جايي كه سياست خارجي ايالات متحد امريكا بر اساس يك دشمن و تهديد خارجي استوار است با تئوريزه كردن فضاي بعد از جنگ سرد بر مبناي" جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حيات ناتو با ماهيت نظامي را ضروري دانستند بلكه با توجه به چالش جديد غرب در مقابل بيداري جهان اسلام ، شاهديم كه دنياي غرب باز هم همچون گذشته با سردمداري امريكا به صورت غيررسمي ، سازماني را در حوزه فرهنگ ايجاد كرده كه به تعبير مقام معظم رهبري مي توان آن را " ناتوي فرهنگي " نام گذاشت .(4)

 

ناتوي فرهنگي:

چهار سال بعد از پايان جنگ جهاني دوم 1949 سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) با حضور آمريکا و کشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شکل گرفت.اعضاي ناتو ، اگر چه به بحث و بررسي مسايل اقتصادي و سياسي نيز مي پردازند. اما رويکرد اصلي ناتو ، نظامي است.

ناتو با اشغال کشور کره جنوبي در سال 1950 دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و ترکيه در سال 1952مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود کرد. ناتو با ايجاد تأسيسات پايه اي مشترک در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد و استانداردسازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در کشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه کرده اند. امروز نيز مشاهده مي شود دنياي غرب به صورت غير رسمي سازماني را در حوزه فرهنگ ايجاد کرده و «ناتوي فرهنگي» شکل داده است.

غرب و جهان استکباري با آگاهي کامل نسبت به اين موضوع که تسلط فرهنگي ، زمينه ساز و بستر تسلط در ساير زمينه ها خواهد بود ، حملات فرهنگي خود را آغاز و روز به روز بر حجم آن افزوده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و 8 سال دفاع مقدس در کشور ما غرب از جبهه نظامي وارد جبهه فرهنگي شد. اين جبهه ، گسترده ترين جبهه اي بود که آنان پس از شکست هاي پي در پي در صحنه هاي مختلف بدان دل بسته بودند. بهترين زمان  براي شروع اين تهاجم بي امان دوران پس از دفاع مقدس بود. دوراني که در آن نسلي نو ، ظهور مي کند که لحظات انقلاب و دفاع مقدس را درک نکرده است...بي شک هر ملتي هويت فردي و اجتماعي خويش را مديون جنبه هاي سازنده فرهنگ عميق و ريشه دار خود مي داند. فاصله گرفتن از آن جنبه هاي مثبت و سازنده  تاريخي فرهنگي او را در سيطره فرهنگ بيگانه قرار خواهد داد و اگر رابطه فرهنگ جامعه با تاريخ آن قطع شود و وضعيتي پيش خواهد آمد که از آن به انقطاع فرهنگي ياد مي کنند. دشمن هويت ديني با تشکيل ناتوي فرهنگي و با برنامه ريزي خاصي به نبرد با انقلاب اسلامي که نماد و سردمدار احياي تفکر اسلامي و تقابل با جهان غرب است برخاسته و با استخدام عوامل داخلي و تبليغات رسانه هاي خارجي مي کوشد خرمن باورهاي پاک را آتش بزند و به جاي آرمان خواهي ديني جوانان و نسل جديد انقلاب انديشه هاي ليبراليستي و بي قيدي را جايگزين آن سازند. اين هدف با تشکيل ناتوي فرهنگي در دستور کار دشمنان قرار گرفته است.

اگر غرب در جنگ سرد براي مقابله با اردوگاه كمونيسم پيمان نظامي ناتو را تدارك ديده، در آغاز قرن بيست و يكم از هراس موج بيداري اسلامي در جهان اسلام در پي تشكيل «ناتوي فرهنگي» است، تا با استفاده از اين انسجام امكانات فرهنگي مانع استمرار و رشد بيداري ملتها شود و بدين وسيله سررشته تحولات سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي كشورها و ملتها را به دست بگيرد.

هر چند تجربه پيمان نظامي ورشو در جهان سوسياليسم ناكام ماند و از صحنه خارج شد، اما اين لزوماً بدين معني نيست كه تابوي ناتو چه از نوع نظامي و چه فرهنگي آن شكست ناپذير است. بدون ترديد انسجام منابع نرم و سخت فرهنگي جهان اسلام در مقابله با هجمه‌هاي همراه با تدليس سرمايه‌داري جهان قادر است تابوي ناتو از هر شكل، جنس و نوع را بشكند. البته اين انسجام فرهنگي مسبوق به اراده ملتهاست و زماني كه اراده عمومي جوامع مسلمان بر بيداري و تحول واقع شود، اين انسجام فرهنگي نيز شدني است. ايجاد «ناتوي فرهنگي» نشانگر تجميع ظرفيت هاي فرهنگي دشمنان و آنهايي است كه اسلام را مانع جدي اهداف خود مي‌دانند، برداشت رهبر معظم انقلاب اسلامي و هشداري كه حدود يك دهه قبل ايشان دادند، نمايانگر عمق نگاه استراتژيك و تيزبينانه نسبت به مسايل فرهنگي است. اين نماينگر اوج عظمتي است كه جمهوري اسلامي ايران توانسته در جهان ايجاد كند.

اگر آنها به اين نتيجه رسيده‌اند كه ظرفيت‌هاي فرهنگي خود را عليه اسلام و انقلاب اسلامي تجميع كنند، نقطه مقابل اين است كه ما فكر ساز و كارهاي مناسبي در جهت تجميع ظرفيت هاي خودمان باشيم و بتوانيم مسلمانان را در كنار هم قرار دهيم.

در يک تعريف کلي ، ناتوي فرهنگي يعني ابرقدرتها با كمك كليه وسائل، فناوري و اطلاعات حتي امواج به راحتي درخانه هاي ما وارد مي شوند و به صوت و تصوير، نوشتار، هنر، ورزش و حتي علم، ما و فرزندانمان را تحت تاثير قرارمي دهند و با اهداف سياسي، فرهنگي و تبليغي درصدد متزلزل كردن فرهنگ خودي و سنتي كشورهاي جهان سوم به خصوص كشورهاي مسلمان بر مي آيند. آنها به راحتي كالاهاي خود را تبليغ مي كنند، پيام هاي رواني خود را مي فرستند، روابط نامشروع بين زن و مرد را ترويج مي نمايند، عكس هاي لخت و سكس زنان و مردان را به نمايش مي گذارند، خبرهاي دروغ براي جوامع مي فرستند، زمينه هاي «آشفتگي هويت» را براي جوانان فراهم مي كنند، ابهت فرهنگي و ديني خانواده ها را مي شكنند، و براي رسيدن به اهداف خود از هيچ تلاشي دريغ نمي كنند و با كمك فناوري اطلاعات به ويژه اينترنت مرزهاي زماني و جغرافيايي جوامع مختلف را درهم شكسته و وارد تمام جوامع بشري مي شوند و..

رهبر معظم انقلاب اسلامي که نقش کليدي در افشاگري برنامه هاي دشمنان براي براندازي نظام جمهوري اسلامي  داشته و توانسته اند انقلاب را در پيچ و خم هاي کشنده دنياي امروز حفظ و هدايت نمايند بارها نسبت به موضوع تهاجم فرهنگي ، شبيخون فرهنگي و امروز ناتوي فرهنگي هشدار داده اند.

 

زمينه هاى تشکيل ناتوى فرهنگى :

مهمترين زمينه هايى که منجر به تشکيل ناتوى فرهنگى شد ، دو عامل کليدى بود که نقشى اساسى ايفا نمود.

1- نظم نوين جهانى

2- انقلاب ارتباطات و پيشرفت تکنولوژى

 

دلايل تشکيل ناتوى فرهنگي:

بعد از بررسى زمينه هاى شکل گيرى ناتوى فرهنگى اکنون مى خواهيم به بررسى دلايل اين شکل گيرى بپردازيم، با جمله عواملى که در باعث شکل گيرى ناتوى فرهنگى شد مى توان به قرار زير بر شمرد:

1حوادث يازدهم سپتامبر

2 - باتلاق عراق

3 - مسئله فلسطين و پيروزى حماس

4- پيروزى حزب ا... در جنگ سى و سى روزه

5 - تفوق و کارايى قدرت نرم بر قدرت سخت

 

اهداف تشكيل ناتوي فرهنگي:

1. مهم‌ترين هدف «ناتوي فرهنگي» غرب ايجاد اختلاف و شكاف در جوامع اسلامي است. چون آن‌ها احساس مي‌كنند در مقابل تهديدي كه از سوي جهان اسلام وجود دارد ، نيازمند تجميع ظرفيت ‌هاي فرهنگي خود هستند؛

2. تشكيل سازمان فرهنگي براي نابودي هويت ملي جوامع بشري؛

3. به دست گرفتن سه رشته تحولات سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي كشورها و ملت‌ها؛

4. تأمين منافع سياسي؛

براي اين‌ها آنچه مهم، كسب قدرت سياسي است كه بتوانند در كشورها و دولتهاي اروپايي و غيره نفوذ كنند و قدرت سياسي را در دست بگيرند و پول كسب كنند و با سرمايه هاي عظيم كارتل‌ها و تراست‌ها را به وجود آورند.

 

مباني انديشه اي ناتوي فرهنگي:    

از مباحث اصلي در بررسي و تحليل هر پديده ، دانستن مباني و ريشه هاي فكري آن پديده بعنوان چارچوب ساختاري است كه با شناخت آن ترسيم و تعيين راههاي تقابل با آن پديده آسانتر و جهت دارتر مي شود . بطور كلي مي توان گفت ناتوي فرهنگي در انسان مداري غرب ريشه دارد . اصل اساسي آن مبتني است بر اصالت لذت و اينكه انسان در هر كاري كه مي خواهد انجام دهد و لذت ببرد ولو ضد ارزشي ، آزاد باشد و اين نقطه اصلي و اساس در تقابل با آموزه هاي مذهبي و اسلام بنام امر به معروف و نهي از منكر در سطح اجتماع است.

بطور خلاصه آنچه را كه در ناتوي فرهنگي تبليغ و ترويج مي شود ، عبارت است از :

- اصالت لذت

- دنياگرايي

- بي اخلاقي گري اجتماعي

- فرديت افراطي

- فمينيسم ( هر چيز را از نگاه جنسيت ديدن و در يك كلام تبليغ براي رفع حياء از سطح اجتماع )

- سوداگري اقتصادي

- توده گرايي

- ترويج بي بند و باري

كه در يك جمع بندي اين چنين مي توان گفت مروجين اين اصول ، خواستار ايجاد يك بحران هويتي و پوچي در ميان جوامع اسلامي – انساني هستند تا از اين طريق بتوانند در خلاء ايجاد شده در سطح افكار عمومي جامعه و بخصوص جوانان ، هويتي كه متناسب و تأمين كننده منافع آنان است جايگزين هويت اصلي جوامع كنند مانند آنچه از ترويج فرهنگ مصرف گرايي و آزادي مطلق زنان در غرب و برخي جوامع اسلامي بعنوان اهرمهاي پيشرفت در راستاي تأمين منافع اقتصادي بنگاههاي بزرگ غربي با يك نگاه ابزار گونه به جنس زن و جامعه انساني ، شاهد هستيم .

به بيان ديگر ناتوي فرهنگي را مي توان وسيله و روشي در دست استعمارگران در امپرياليسم نوين دانست . در گذشته و امپرياليسم كهن براي ابرقدرتها در تسلط بر منافع ديگر كشورها اين گونه مرسوم بوده كه به ديگر نقاط لشكركشي مي كردند و از طريق تحكيم نظامي ، مبادرت به اعمال سلطه خويش مي كردند ولي امروزه به جاي صرف وقت و هزينه هاي گزاف ، در امپرياليسم نوين براي رسيدن به اهداف از طريق كنترل اهرمهاي كليدي اقدام مي كنند و يكي از كليدي ترين اهرمها كه همواره مورد توجه استعمارگران در ميان همه ملتها و بخصوص ملل اسلامي بود ، مقوله فرهنگ است . فرهنگ كه شايد بتوان آن را به تعبير مقام معظم رهبري بي صداترين و مخرب ترين ابزار حمله دشمنان دانست و به جاست كه بار ديگر سخن امام خميني (ره) درباره نقش فرهنگ را يادآور شويم كه فرمودند :

" مايه خوشبختي و بدبختي همه جوامع ، در فرهنگ آنهاست " .

 

اهداف ناتوي فرهنگي:

فرهنگ هر قوم و آئيني و به تعبير ديگر فرهنگ هر ملت و كشوري دربرگيرنده باورها، ارزشها، آداب، رسوم و بايدها و نبايدهايي است كه بعنوان زيربناي اصلي هويت هر كشوري محسوب مي گردد بنابراين از جمله اهداف ناتو فرهنگي به حاشيه راندن فرهنگ ملي و ديني جوامع و ملتهاست تا با حاكم كردن فرهنگ ليبرال دموكراسي در راستاي فرهنگ سازي جهاني خواسته هاي خود را در تمام ابعاد تأمين كنند و عملا اداره كشورها و به تعبير صحيح تر اداره امور جهان را بدست بگيرند تا همه چيز بر وفق مراد آنها به پيش رود و هر عامل يا مانعي كه در اين مسير باشد به انحاء مختلف و لطايف الحيل از سر راه بردارند بهمين جهت چون اسلام ناب محمدي (ص) بزرگترين دشمن و مانع ايشان است سعي و تلاش مضاعفي در حذف اسلام سياسي دارند و از ديگر سو پس از وابسته كردن اقتصاد كشورها- كه در نتيجه فرهنگ وابسته مي باشد- مي كوشند به كسب ذخاير عظيم منابع نفتي و گازي بخصوص در منطقه خاورميانه دسترسي نمايند تا مالا استقلال، رشد و پيشرفت كشورها و جوامع بايگاني گردد.

جبهه ناتو فرهنگي هم مانند ديگر جبهه هاي طراحي شده از سوي دشمنان ملت ايران و امت اسلام داراي اهداف خاص خويش است كه بطور خلاصه مي توان اين اهداف را در ساختار شكني و جايگزيني ساختار مطلوب در راستاي تثبيت منافع غرب ، نام برد . اصل مبارزه در تقابل ليبراليسم و فرهنگ مذهبي براي جلوگيري از ورود مذهب و دين بعنوان كاملترين برنامه زندگي بشري از طرف خالق هستي به عرصه اجتماعي جامعه بشري مي باشد يعني نقش آفريني فرهنگ و ساختار مذهبي در اصل حكومت و نظام بين الملل به صورت يك عامل مقيد كننده اعمال و رفتار بازيگران در چارچوب ارزشها نه وجود مذهب در اجتماع صرفا در حريم زندگي فردي كه خود انديشه ليبراليسم با تفكرات سكولارانه بدنبال بسط آن است .

از اين رو ، حوزه اصلي فعاليت دشمنان در جبهه فرهنگي ، شكستن ساختارهايي است كه اديان و مذاهب اصيل بدنبال تثبيت آن هستند و اين جبهه مي بايست با هر ساختاري كه به تعبير سران غرب دچار تضاد با آموزه هاي ليبراليستي شده و حالتي راديكال بر ضد نظام حاصل از اين انديشه پيدا نمود ، مبارزه كرد و آن را محدود نمود و ساختاري را جايگزين كرد.

و در اين جهت ترويج و القاء اين تفكر كه حكومت يك پديده و ايده غيرديني و حتي مخالف با آموزه هاي ديني و الهي است و در اين راستا از تبليغ و حمايت از فرق و نحله هايي همچون صوفيه ، وهابيت ، حجتيه ، بهائيت حمايت مي كنند كه همگي آنان همچو كليبون و روايتون در انديشه سياسي غرب ، امر حكومت را مانع سعادت اخروي و يا خارج از وظايف انسانهاي عادي مي دانند . با ترويج اين تفكر محيط براي فعاليت سران سرمايه داري در مناطق مختلف از طريق ايجاد ساختار و جايگزين افراد مورد نياز ، براي كسب و تثبيت منافعشان مهيا است .

رويکرد اصلي «ناتوي فرهنگي» جنگ نرم و هدف اصلي آن ، نابودي هويت ملي جوامع بشري به ويژه مقابله با ايمان انسان هايي است که مي خواهند از هويت ديني و ملي خود شرافتمندانه دفاع کنند.

ناتوي فرهنگي در پي اضمحلال فرهنگ ديني و جايگزيني فرهنگي است که معظم له آن را اين گونه معرفي مي نمايند: «فرهنگ غرب آن فرهنگي است که براي فاسد کردن انسان برنامه ريزي مي کند ، فرهنگي است که ارزش هاي انساني ، درخشندگي هاي انساني ، فضيلت هاي انساني در آن فرهنگ مورد دشمني و بغض است. فرهنگي است که در اختيار خداوند زر و زور و امپراطوري قدرت و ابزاري در اختيار آنهاست».

مهمترين اهداف «ناتوي فرهنگي» غرب ايجاد اختلاف و شكاف در جوامع اسلامي خواهد بود. چون آنها احساس مي‌كنند در مقابل تهديدي كه از سوي جهان اسلام وجود دارد ، نيازمند تجميع ظرفيت ‌هاي فرهنگي خود هستند. در عين حال كه اين مي‌تواند يك فرصت براي ما باشد، مي‌تواند يك تهديد هم تلقي شود. لذا اگر ما در راستاي سازماندهي و آرايش ظرفيت ‌هاي فرهنگي خود اقدام نكنيم ضرر خواهيم كرد.

فراموش نكنيم «ناتوي فرهنگي»‌ايجاد چند دستگي، تقابل و كشمكش و نهايتاٌ جنگ بين نيروهاي اسلامي را از اهداف اولويت دار خود مي‌داند، اين مي‌تواند از يك حركت فرهنگي آغاز شود و به يك عمليات‌ نظامي بينجامد چنان كه در عراق و برخي از كشورهاي اسلامي شاهد بوديم.

مي توان از جمله اهداف مهم ناتوي فرهنگي موارد زير را بر شمرد:

ا- ناتوي فرهنگي مرحله بعدي و شکل سازمان يافته و نظام مند تهاجم فرهنگي است که با طرح و نقشه قبلي و به صورت مهندسي شده عمل مي کند. اگر هدف اوليه تهاجم فرهنگي تخريب و از بين بردن فرهنگ هاي غير غربي بوده و هست ، ناتوي فرهنگي در پي آن است که بعد از تخريب و از ميان برداشتن آنها ، فرهنگ دلخواه يا همان فرهنگ مادي و غير معنوي غربي را با اشکال و شيوه هاي جذاب و عامه پسند جايگزين نمايد.

2- ناتوي فرهنگي با الهام و الگوبرداري از ناتوي نظامي در صدد فرماندهي واحد و بسيج تمامي عناصر عمل کننده در جبهه فرهنگي غرب عليه همه فرهنگ هاي مستقل و غير غربي است. چنانچه معلوم است ، غرب يا فرهنگ غربي دو نماينده شناخته شده دارد که يکي از آمريکا و ديگري اروپا است و اين دو ، علي رغم اشتراکات فراوان و حتي يکي بودن در خيلي از جهات ، تفاوت هايي هم با يکديگر دارند و در بحث تهاجم فرهنگي گاهي مستقل از هم عمل مي کنند. ناتوي فرهنگي در شکل سازماني و تشکيلاتي خود به دنبال رفع اين نقيصه است و قصد دارد تمامي جبهه فرهنگي غرب را تحت فرماندهي و حرکت واحد در بياورد تا در مقابله با فرهنگ هاي ديگر ، تضمين بيشتري براي پيروزي خود داشته باشد. ناگفته نماند که رژيم صهيونيستي هم از عناصر فعال و برجسته جبهه فرهنگي غرب به حساب مي آيد و با امکانات وسيعي که در عرصه فعاليت هاي فرهنگي دارد در خط مقدم اين حرکت قرار گرفته است.

3-  اگر هدف سازمان نظامي پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) در طول سالها و دهه هاي نيمه دوم قرن بيستم ، مقابله با پيشروي اردوگاه سوسياليسمِ به رهبري اتحاد جماهير شوروي در جهان بود ، ناتوي فرهنگي  در درجه اول ، قصد مقابله با اسلام و مسلمانان را دارد و تمام توان و استعداد خود را بسيج کرده تا مانع از گسترش فرهنگ ناب و اصيل اسلامي در جهان شود. البته مأموريت ناتوي فرهنگي ، تنها مقابله با فرهنگ اسلامي و مسلمانان نيست و در يک ميدان وسيعتر ، ساير فرهنگ ها و تمدن هاي غير غربي را نيز هدف قرار داده است ولي اولويت آن جهان اسلام است که با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و تأثير انکارناپذير آن در ميان ساير ملت هاي مسلمان ، تحرک و جان تازه اي گرفته و از ديد غرب يک تهديد به حساب مي آيد.

4- ابزارها و وسايل مورد استفاده غرب و ناتوي فرهنگي به نمايندگي از آن در جبهه تقابل فرهنگي با ديگران
، در درجه اول رسانه ها هستند که در اين طيف هم ، کانال هاي تلويزيوني و مطبوعات سهم اول و دوم و اينترنت نيز سهم سوم را به خود اختصاص مي دهد. اما بديهي است که ابزارها و شيوه هاي مورد استفاده اين جبهه ، دايره وسيعي را بر مي گيرد و محدود به چند رسانه پر مخاطب و تأثيرگذار نيست.

 

ماهيت ناتوي فرهنگي:

ماهيت فرهنگي ناتو بر خلاف آنچه تصور مي شود جدا و متفاوت از ناتو با رويكرد نظامي نيست . امروز ماهيت فرهنگي ناتو صورتي تكامل يافته و رشد داده شده و در حقيقت يك مرحله بلوغ از همان ناتوي سابق است كه البته اين بار جنبه ميليتاريستي ، جزء كوچكي و در حقيقت بخش خردي از حركت كلان نظام سلطه براي تضمين " آينده براي خود " است.

ارگان نظامي ناتو ، با ابزار ناتوي فرهنگي ، مثل رسانه ، به عنوان يك سرباز نگاه مي كند و مديريت ناتوي فرهنگي در سطح كلان به كل ارگان نظامي به عنوان يك لشگر از نيروي نبرد خود مي نگرد.

در حقيقت ميدان نبرد امپرياليسم بر عليه نيروي مقاوم در مقابل سلطه نظام استعمار جهاني ، آن چنان گسترده شده كه جنبه نظامي در آن به اين سو و آن سو مي غلطد ، و گه گاه در گوشه و كنار آتش جنگ بپا مي كند ، اما در اين ميدان نبرد سربازان متعدد فرهنگي با پشتيباني مسايل اقتصادي در كنار سربازان نظامي به نبرد با انديشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغولند .

بدين ترتيب مي توان ماهيت نظام سلطه را در ميدان نبرد براي تضمين " آينده براي خود " متشكل از اجزائي به شرح زير دانست :

الف : وجه غالب ، كه ماهيتي ضد فرهنگي دارد و اساس آن بر تخريب پايه ها و بنيان فرهنگي و ايدئولوژي كشورهاي مقاوم در مقابل نظام سلطه بنا شد ، اين بخش به كمك ابزار متعددي محقق مي شود كه مهمترين آنها تخريب روند بيداري جهان اسلام ، دامن زدن به اختلاف شيعه و سني ، ترويج فساد و ابتذال اخلاقي ، تبليغ و ترويج عرفانهاي انحرافي و مسلكهاي منحط و استعمار ساخته و تخريب باورهاي مبلي و ديني مي باشد .

 

ب : وجه مقوم ، كه ماهيتي اقتصادي دارد ، نظام امپرياليستي از ديرباز با تأكيد بر جنبه هاي اقتصادي سعي در تثبيت سلطه خود داشته ، اين جنبه از ميدان نبرد غالبا به دو گونه عمل مي شده ، گونه اول نفس چپاول و غارت ثروت ملل است و گونه دوم نوعي وابستگي و تضعيف و مانع شدن از رشد اقتصادي كشورهاي تحت سلطه است ، اما امروز در ميدان نبرد ناتوي فرهنگي مسائل اقتصادي همچون تحريم ها حكم مقوم و كاتاليزور براي تسهيل هجمه هاي فرهنگي و تخريب ايدئولوژيها را دارد مي باشد . نظام سلطه به خوبي مي داند كه ملتي كه در بحران اقتصادي و فقر مادي دچار است زودتر به مهلكه فقر فرهنگي وارد مي شود و تنها در اين شرايط است كه ارزشهاي غربي و فرهنگ ليبرالي جواب مي دهد والا جايي كه فرهنگ ناب اسلامي رواج دارد ارزشهاي ليبرالي ، ضد ارزش محسوب مي گردد .

ج : وجه زمينه ساز ، كه ماهيتي نظامي و ميليتاريستي دارد و به عنوان آماده سازي بسياري جنبه هاي ديگر در ميدان نبرد ناتوي فرهنگي عمل مي كند ، نظام سلطه جهاني جنگ نظامي به راه مي اندازد تا بتواند برنامه اصلي خود كه تخريب فرهنگ به كمك مقوم هاي اقتصادي است را عملي كند ، كه نمونه هاي آن در جنگ 33 روزه و نيز عراق و افغانستان در همين چند ماه گذشته عملياتي شده است .

 

د: وجه مكمل ، كه ماهيت جنگ رواني دارد و به عنوان تسريع كننده برنامه هاي فرهنگي و اقتصادي و بعضا نظامي عمل مي كند ، جنگ رواني غالبا در حوزه موضوعي خاص عملياتي مي شود مثلا در ماههاي گذشته مقوله انرژي هسته اي در جمهوري اسلامي ايران و دسترسي بومي به اين فناوري در چارچوب عمليات رواني بازتاب داده شده و ايران به عنوان كشوري كه قصد توليد بمب اتم و نابودي جهان را دارد معرفي شد .

البته در گذشته هر يك از كشورهاي غربي بنا به منافع ملي خود بر ما تهاجم فرهنگي داشته اند . اما در چند سال اخير و پس از ناكاميه اي آن ها در اقدامات سياسي ، تبليغي و نظامي عليه كشورهاي اسلامي از جمله عليه جمهوري اسلامي ايران ، غرب به دنبال تشكيل مجموعه فكري منسجم برآمد و امريكا سعي مي كند يكپارچه غرب را در مقابل جهان اسلام قرار دهد ، به عنوان مثال در ترسيم كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبر اعظم (ص) شاهد بوديم كه غرب به سمت يك برنامه ريزي همه جانبه حركت مي كند .

ماهيت ناتوي فرهنگي از نگاه مقام معظم رهبري:

1_ اجتناب ناپذيربودن تحولات در جوامع بشري

2_ نقش اراده ي ملت ها در اين فرآيند.

3_ كنترل تحولات جهاني به دست صهيونيسم و سرمايه داري جهاني به عنوان خطرجدي .

4_ تشكيل سازمان فرهنگي براي نابودي هويت ملي جوامع بشري.

5_ استفاده از امكانات زنجيره اي متنوع و بسيار گسترده رسانه اي براي تحقق اهداف

6_ به دست گرفتن سه رشته تحولات سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي كشورها و ملت ها با تسلط بر رسانه ها.(5)

 

ويژگيهاي ناتوي فرهنگي:

  1- نامحسوس و نامرئي است.

برخلاف ناتوي نظامي كه ميزان توانمندي كشورهاي عضو و يا سازمان مربوطه از حيث سلاح و تجهيزات و نيروي انساني و حيطه عمل مشخص است در ناتوي فرهنگي نامحسوس بودن اقدامات و فعاليتها و ميزان سلاح و تجهيزات مخصوص به آن مشخص نيست به عبارت ديگر سلاح دشمن در اين نبرد فرهنگي امور به ظاهر رسمي و قانوني و كارساز و مثمرثمر از قبيل توليد و نمايش فيلم، مصاحبه، سخنراني، مباحثه، چاپ و انتشار كتب، مجله، عكس، شعر، قصه و نمايش و … است. و همه اينها در قالبهاي ظاهر فريبي چون رشد و ترويج هنر و ادب،‌آزادي بيان و قلم و اظهار عقيده، تضارب افكار و تبادل انديشه‌ها و … صورت مي‌گيرد. لذا همه اين موارد «در استتار كامل» صورت پذيرد به گونه‌اي كه تشخيص ردپاي آن نه تنها در سطح عمومي جوامع كه حتي در بخش خواص نيز كاري بس دشوار است. و چه بسا دشمن در ناتوي فرهنگي بخش عمده‌اي از سربازان خويش را از ميان «خوديها» برگزيند و سخن خويش را از زبان آنها بيان كند و نقشه‌هاي خود را با دست آنها عملي سازد.

2-  دراز مدت و ديرپا بودن

كار فرهنگي به همان ميزان كه نتيجه و محصول خود را دير بدست مي‌دهد، اثري را كه از خويش بر جاي مي‌گذارد نيز ديرپا و ماندگار است و به آساني از روح و فكر و متن جامعه زدودني و زايل شدني نيست بر خلاف ناتوي نظامي كه نتيجه عملكرد آن

در كوتاه مدت روشن و هويدا مي‌گردد در ناتوي فرهنگي بذري را كه دشمن در ضمير و فكر افراد جامعه مي‌كارد سالها و بلكه نسلها بعد آثار مخرب خودش را نمايان مي‌سازد. «ناتوي فرهنگي» از آن نسخ كارهايي است كه به تعبير معظم انقلاب «صدايش فردا در مي‌آيد»

3-   برخورداري از عمق

در ناتوي فرهنگي فرهنگ به عنوان «سنگ زيرين» و يا پايه‌هاي اصلي تمدن‌ساز يك جامعه مورد هدف قرار مي‌گيرد و مهمترين بخش فرهنگ هويت ملي و اسلامي يك جامعه است كه در رويكرد اصلي ناتوي فرهنگي مورد هجوم قرار مي‌گيرد. در واقع آن عنصري مورد حمله قرار مي‌گيرد كه قابليت بيداري و دفاع در مقابل هجوم دشمن را دارد و تاريخ به وضوح نشان مي‌دهد ملتهايي كه توانايي دفاع از خود در مقابل دشمن خويش را ندارند ابتدا هويتشان را مسخ و شكار كرده‌اند و سپس مورد هجوم نظامي قرار مي‌دهند. و هويت ملي و اسلامي عميق‌ترين بخش افتخارات يك جامعه است لذا مي‌بايست براي تسخير و اضمحلال آن حركتي همه جانبه انجام داد.

 4-  چند بعدي عمل كردن

دشمن در ناتوي فرهنگي از تمامي حربه‌هاي سياسي، اقتصادي، نظامي، رواني و تبليغاتي بهره مي‌گيرد به انزوا كشيدن كشورهاي مورد هدف و بايكوت رسانه‌اي و خبري، محاصره اقتصادي و فشار مضاعف، جنگ رسانه‌اي و تبليغاتي عليه ارزشهاي آن، تلاش در جهت يأس و نااميدي و عدم خودباوري، پرورش روح حقارت و خود كم بيني و مخدوش كردن چهره فرهنگ و در نهايت حمله نظامي اقداماتي همه جانبه است كه دشمن در ناتوي فرهنگي دنبال مي‌كند.

5- اقدام با برنامه قبلي

داشتن طرح و برنامه براي اجرا در فواصل كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت از مهمترين شگردهاي صاحبان تفكر ناتوي فرهنگي است بر خلاف كساني كه گاه بدون برنامه حركت مي‌كنند و يا مقطعي و گاه بي‌صبرانه بر مي‌دارند دشمنان در عرصه فرهنگي همچون جنگ سرد فرهنگي گاه ثمره كار خويش را در فاصله زماني قريب به 50 سال درو مي‌نمايند. نگاهي به آمار كنفرانسها و مؤسسات و بنگاههاي علمي و تحقيقاتي با عناوين مختلف از جمله «ايران شناسي» ، «اسلام‌شناسي»، «شيعه‌شناسي» و … انجام مي‌گيرد و نشانه دقت و برنامه‌ريزي استكبار براي مقابله با تفكر اسلام سياسي است.

دشمن در ناتوي فرهنگي از ابزار و امكانات تكنولوژيكي گسترده و متنوع همراه با بودجه‌هاي كلان و تكنيك و هنر مدرن، براي اشاعه فرهنگ و آرمانهاي استكبار بهره‌ مي‌جويد.

به عنوان مثال بودجه تبليغاتي يكساله آمريكا به بيش از 90 ميليارد ريال بالغ مي‌گردد و با بيش از ده هزار كانال ماهواره‌اي و صدها پايگاه راديو و تلويزيوني و انبوهي از كانالهاي اينترنتي و با دهها زبان زنده دنيا به اضافه ميليونها مجله و كتاب عليه جهان مورد هدف خود تبليغ مي‌كند.

6-  اولويت اول ناتوي فرهنگي

بعد از فروپاشي شوروي با حربه جنگ سرد فرهنگي اولين اولويت در برنامه‌ريزي متوجه جهان اسلام و داخل كشورها متوجه قشر جوان و نوجوانان مي‌باشد. در واقع جوانان به عنوان فعالترين نيروي محركه توسعه و پيشبرد يك كشور مورد هدف قرار مي‌گيرند و با تسخير ذهن و فكر آنها و سرگرم كردن به امور لهو و لعب و ابتذال و گاه با تزريق فرهنگ يأس و نااميدي آنها را از چرخه فعاليت و تلاش و ايستادگي و هويت خويش تهي مي‌سازند.

7-  مخرب‌تر بودن ناتوي فرهنگي از ناتوي نظامي

همانگونه كه اشاره شد به دليل ماهيت ناتوي فرهنگي عمق خرابي و ويراني آن به مراتب بيشتر از ناتوي نظامي است «زيرا حمله نظامي صلابت و مقاومت ملتها را تحت عناوين ديني و ملي برمي‌انگيزد و به عكس‌العمل وامي‌دارد اما توطئه اخلاقي و فرهنگي و اضمحلال هويت ملي و ديني ملتها در ابتداي امر قدرت استقامت و پايداري در مقابل دشمن و در نهايت باور به دشمني دشمن را از ملتها مي‌ستاند. و چه بسا آنها را به سر و جان فرهنگ دشمن بدل سازد.

آيزنهاور پس از جنگ دوم جهاني اعلام كرد «بزرگترين جنگي كه در پيش داريم جنگي است براي تسخير اذهان انسانها» و كارتر در زمان رياست جمهوري خود اعلام كرد «يك دلار براي تبليغات بهتر است از ده دلار براي تسليحات» و به تعبير يكي از مبشرين مسيحي«اروپا در جنگهاي صليبي از راه شمشير ضرر كرد اكنون اراده كرده از راه «تبشير» به مقاصد خود برسد. اروپا مي‌خواهد با اين «جنگ صليبي جديد» بدون خونريزي به هدف برسد.»

8-  فراگيري ناتوي فرهنگي در مقايسه با ناتوي نظامي

در اقدام ناتوي نظامي، تنها بخشي از مرزهاي ميهن اسلامي و سرزمينهاي مجاور مرز مورد حمله مستقيم دشمن قرار مي‌گيرد و سلاحهاي نظامي با برد مشخص اهداف را مورد حمله قرار مي‌دهند اما اقدام ناتوي فرهنگي با سلاحهاي مخرب از قبيل cd، فيلمهاي مبتذل و ضداخلاقي، نوارها و عكسهاي مبتذل، كتب و مجلات فسادآور و … تا عمق‌ خانه‌ها نه در يك شهر يا كشور كه در ابعادي بسيار وسيعتر از مرز قاره‌ها نفوذ مي‌كند. ترويج روحيه دنياگرايي، زندگي مصرفي، تجملاتي، فساد و فحشا بي بند و باري بي اعتنايي به احكام الهي همه از آثار مخرب آن است. بنابراين ناتوي فرهنگي هم از نظر امكاني و حوزه جغرافيايي و هم از نظر زماني حد و مرز نمي‌شناسد. همه مكانها محل يورش ناتوي فرهنگي و همه زمانها در تسخير اويند. در اين عرصه كمتر تير دشمن به خطا مي‌رود مادام كه جهل و غفلت حاكم شود و توطئه توهم پنداشته شود.(6)

 

تفاوت ناتوي فرهنگي با ناتوي نظامي:

ناتوي فرهنگي تفاوت هاي بنيادين با ناتوي نظامي دارد که شناخت ماهيت آن به منظور مقابله باآن امري ضروري است. اگر ناتوي نظامي جسم انسان ها را هدف قرار مي داد ، ناتوي فرهنگي فرهنگ انسان ها را هدف قرار داده است. فرهنگ بستر اصلي زندگي بشري است. فرهنگ به معناي خاص آن براي يک ملت عبارت از ذهنيت ها و انديشه ها ، ايمان و باورها و سنت و آداب و ذخيره هاي فکري و ذهني آن ملت است. به عبارتي ساده تر فرهنگ همه چيز يک ملت به شمار مي رود . آنچه در شناخت و فهم ناتوي فرهنگي مهم و ضروري مي نمايد اين است که بدانيم واقعاً فرهنگ چه تأثيري در سرنوشت ملت ها دارد و پرداختن به آن و حساس بودن نسبت به آن براي آينده اي که همه ما به آن علاقه مند هستيم و براي آن تلاش مي کنين چه نقشي ايفاء مي کند. فرهنگ مقوله اي است که در ارتباط مستقيم با انسانيت انسان قرار دارد ، لذا دغدغه فرهنگي ناشي از دغدغه نسبت به انسانيت انسان ، اهداف والاي انسان و نسبت به آن چيزهايي است که مقصد رسيدن به آنها را داريم و براي آنها زنده هستيم. ناتوي فرهنگي به وجود آمده تا فرهنگ ها و تمدن هاي بشري را منحل و نابود سازد و فرهنگ ساخته خويش را جايگزين آن سازد. ناتوي نظامي اگر روياي تسلط بر تماميت جغرافياي جهاني را در سر مي پروراندن اتوي فرهنگي به چيزي فراتر از آن مي انديشد و آن تسلط بر ذهن ها و انديشه هاست.

ناتوي نظامي با همکاري کشورهاي غربي به منظور مقابله با تهديدات احتمالي شوروي سابق به وجود آمد اما ناتوي فرهنگي توسط جهان استعماري به منظور مقابله با فرهنگ اسلامي شکل گرفته است.

در مجموع مي توان تفاوت ها را به طور خلاصه چنين برشمرد:

1-   گستره کارکرد فرهنگي ، جغرافياي جهان اسلام و کارکرد نظامي حداکثر مرزهاي کشور است. براي تهاجم نظامي به يک کشور مثل عراق و افغانستان حمله مي کنند. ولي گستره مرزهاي تهاجم فرهنگي کل جهان اسلام است. آسياي شرقي ، آسياي ميانه و خاورميانه ، آفريقا و همه نقاط جغرافياي جهان اسلام را زير پوشش خود قرار مي دهد.

2-      هدف در کارکرد فرهنگي اديان و مکاتب الهي ، باورها ، نگرش و فرهنگ ملت ها است اما در بعد نظامي هدف مراکز مهم اقتصادي ، نظامي کشوري است.

3-   کارکرد فرهنگي از نوع نرم و بدون سر و صدا است ، اما کارکرد نظامي پر سر و صدا است ،با موشک هاي کروز با بمباران شديد همراه است. اما کارکرد فرهنگي بسيار بي سر و صدا ، گسترده و عمق آن بسيار زياد است.

4-   تفاوت و خرابي ها در کارکرد فرهنگي غير محسوس و تدريجي است و تحريک کننده نمي باشد ، يعني صدها و هزاران جوان و انسان را فاسد مي کند و هيچ نهاد بين المللي هم براي مقابله با آن اقدام نمي کند زيرا احساس برانگيز نيست اما، در کارکرد نظامي تلفات محسوس و احساس برانگيز است. يعني انسان را براي مقابله تحريک مي کند.

5-   سربازان جبهه نظامي افراد ورزيده و مقاوم هستند و آموزش دفاعي ديده اند ، اما در تهاجم فرهنگي افراد مورد تهاجم بي دفاع هستند لذا بيشترين آسيب را مي بينند.

6-   ابزار و ادوات نظامي خيلي محدود و گران است اما در بحث ابزار و ادوات فرهنگي موضوع عکس است. با يک تلويزيون آخرين مدل و چند عدد ديش مي توان بيش از هزاران کانال را دريافت کرد. امروز اين ابزار و امکانات براي آنها بسيار کم هزينه است.

7-   تلفات در جبهه نظامي ، مقدس و ماندني است ، يعني وقتي سربازان و پاسداران در جبهه نظامي شهيد مي شوند ، ماندني هستند ، اما قربانيان عرصه فرهنگي وقتي که آلوده به ويروس فرهنگ غربي شدند ضايع و تباه  مي گردند.

8-   کارکرد فرهنگي ناتو درازمدت و طولاني و کارکرد نظامي کوتاه مدت و محدود است. جنگ خيلي زمان نمي برد. سنگين و هزينه بر است. اما کارکردفرهنگي بسيار طولاني و دراز مدت و قابل دوام مي باشد.

9-   کارکرد فرهنگي پرجاذبه است اما کارکرد نظامي نفرت انگيز است و براي دختر و پسر جوان توجه به کارکرد فرهنگي جاذبه دارد ، اما کارکرد نظامي نفرت آور است.(7)

           

 

ابعاد ناتوي فرهنگي:

 رهبر معظم انقلاب اسلامي روز پنج شنبه (18/8/1385) در جمع دانشگاهيان و دانشجويان استان سمنان با اشاره به بحث تحولات در جوامع بشري، تأكيد فرمودند كه بايد هوشيارانه مراقب فعاليت هاي «ناتوي فرهنگي» در تحولات سياسي، اجتماعي اقتصادي و فرهنگي جامعه بود. ايشان در خصوص ابعاد ماهيت ناتوي فرهنگي غرب، بر محورهاي ذيل تأكيد كردند:

استفاده از تعبير «ناتوي فرهنگي» در سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي بسيار قابل تأمل است. شواهد و مستندات جاري در نظام بين‌الملل بيانگر آن است كه غرب در زمينه‌هاي نظامي و اقتصادي ديگر توان تسخير كشورهاي مخالف استكبار را از دست داده است. بنابراين در پي ايجاد مجموعه‌اي است كه بتواند مكمل فعاليتهاي ضدفرهنگي غرب عليه ديگر كشورهاي دنيا باشد. به بيان ديگر سعي دارد در كنار ناتوي نظامي كه بر محوريت تهديد و با رويكرد نظامي‌گري در خدمت آنهاست،‌ ناتوي را ترسيم كند كه به محوريت سيطره فرهنگي و با رويكردي مبتني بر لائيسم و سكولاريسم ملتهاي جهان و خصوصاً مسلمانان را به سوي اضمحلال فرهنگي سوق دهد.

با توجه به اينكه ناتوي فرهنگي حمله به ريشه‌ها و باورها را در دستور كار خود قرار مي‌دهد، ابعاد شالكه‌ آن چگونه است، ابعاد خارجي و داخلي آن چيست؟

در يك نگاه كلي ابعاد ناتوي فرهنگي را مي‌توان در دو بعد خارجي و داخلي مورد توجه قرار داد.

الف- بعد خارجي:

 در بعد خارجي تمامي تلاش‌ها، برنامه‌ها و اقدامات دشمن صرف مخدوش و مشوش نشان دادن چهره اسلام و مسلمانان به طور عام،‌ تخريب روند بيداري جهان اسلام، وحدت و همگرايي مسلمانان، مقابله با روحيه غرب ستيزي و بيگانه ستيزي حاكم بر افكار و انديشه‌هاي مسلمانان و نيز ارائه تصوير مسخ شده و غير واقعي تحريف شده از انقلاب اسلامي در سراسر جهان با استفاده از ابزار فرهنگي به طور خاص ارائه مي‌گردد.

دشمنان اسلام به سركردگي غرب و آمريكا،‌با امكانات و موقعيت‌هاي مختلفي كه در مجامع بين‌المللي در اختيار دارند و از طريق شبكه‌هاي گسترده بنگاههاي تبليغاتي از قبيل، رسانه‌ها، ماهواره‌ها، اينترنت و ... مي‌كوشند تا تحت عناويني چون،‌ حمايت از تروريسم،‌ نقض حقوق بشر،‌تهديد آزادي بيان و نويسندگان و ... با حربه‌هاي شناخته شده، تصويري تحريف شده و ناخوشايند در اذهان مردم دنيا ترسيم نمايند .

و از طرف ديگر تلاش مي‌كنند تا با بي‌پروايي و جسارت نسبت به اساس دين و حرمت شكني و تقدس‌زدايي از ساحت مقدس قرآن كريم، پيامبر اكرم(ص) و ساير مقدسات، فرهنگ غني اسلام را مورد تهديد و آسيب جدي قرار دهند.

بعد ديگر رفتار ناتوي فرهنگي در مقابله با اسلام و مسلمانان تبليغ و ترويج عرفانهاي انحرافي و مسلكهاي منحط و استعمار ساخته در كشورهاي اسلامي با بهره‌گيري از امكانات برخي كشورها و حاكمان وابسته به غرب است.

يكي ديگر از اشكال اين ناتوي فرهنگي در بعد خارجي پاشيدن بذر فتنه و اختلاف در ميان مسلمانان و ايجاد بدبيني و سوءظن در آنها نسبت به نظام جمهوري اسلامي و مذهب تشيع است. صورت ديگر اين توطئه ترسيم چهره‌اي خشن ماجراجو و جنگ طلب از انقلاب نظام اسلامي و متهم نمودن جمهوري اسلامي به نظامي‌گري و تجاوز و جنگ‌طلبي،‌ براي ايجاد هراس و بيم و تنفر در دل مسلمانان منطقه و جهان است.

ب- بعد داخلي:

در بعد داخلي، رفتار ناتوي فرهنگي دشمن به دو صورت انجام مي‌گيرد.

۱- ترويج افكار و انديشه‌هاي غير اسلامي و گاه ضد اسلامي، ‌تبليغ افكار انحرافي، تقدس‌زدايي از مقدسات و سست نمودن پايه‌هاي اعتقادي جوانان نسبت به آرمانها، ارزشهاي ملي و مذهبي سرزمين خود، و نيز تبليغ و ترويج برخي باورها و انديشه‌هاي خاص مانند: «تجدد گرايي»، «علم گرايي افراطي»، «علم زدگي»، «تلاش در راه تطهير غرب و غرب گرايي»، «بي‌اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامي‌ بدليل عدم تطابق با ارزشهاي نوين بشري»، «طرح جدايي دين از سياست»، [ترويج ليبراليسم غربي كه در واقع محصول «امانيسم» و «انسان محوري» در مقابل «خدا محوري» است و انديشه‌هاي بشري را ملاك و معيار ارزش و صحت معارف و انديشه‌هاي ديني دانستن]، «مبارزه با فقه و فقاهت و ناتوان شمردن آن در اداره جامعه و محدود نمودن دايره فقه به جوامع ساده روستايي» و طرح «جايگزيني مديريت علمي به جاي مديريت فقهي.

طرح دموكراسي به سبك و روش غربي، قرار دادن جمهوريت نظام در مقابل اسلاميت آن و مخالفت با اصل ولايت فقيه و تأمل شدن به «ولايت مشروط» تلاش در راه منزوي كردن روحانيت و حوزه‌هاي علميه از طريق مختلف از قبيل «عقل گريز» و «مقلد پرور» معرفي كردن و تحقير و تمسخر آنها و طرح تقويت جريان روشنفكري، طرح مسئله سرگرداني مردم در ميان سه فرهنگ غربي، ملي و مذهبي و ضرورت تجديدنظر در پاره‌اي از عناصر فرهنگ اسلامي، طرح چهره‌هاي فاسد، مسئله‌دار و متأثر از فرهنگ غربي به عنوان الگوي نسل جوان، ترويج افكار و آثار اين گروه از روشنفكران و شبه روشنفكران غرب‌گرا از طريق نشريات، كتب، فيلم،‌ ماهواره، اينترنت و ... برخورد جامعه داده مي‌شود.

۲- ترويج فساد، و ابتذال اخلاقي و فرهنگي ، دشمنان در چهارچوب ناتوي فرهنگي با تكيه بر كمپانيها، سرمايه‌هاي عظيم كارتل‌ها و تراست ‌هايي كه بوجود آورده‌اند، اخلاق ملتها را تخريب، مصرف گرايي و نيز بي اعتنايي به هويتهاي ملي و مباني فرهنگي و ارزشي را در آنها ترويج مي‌كنند، دشمن براي تحقق اهداف ناتوي فرهنگي خود هميشه لشگري از امكانات فرهنگي، رسانه‌اي و روزنامه‌اي و مسائل گوناگون تبليغات در دست خود آماده عمليات دارد.

به هر حال در اين بعد استراتژي ناتوي فرهنگي در هم شكستن "عنصر اخلاق، اعتقاد و باور‌هاي ديني، يعني نقطه اصلي اتكاي انقلاب اسلامي است. هيچ شكي نيست كه ترويج فساد و منكرات امروزه از سوي دشمنان خارجي و عوامل ناتوي فرهنگي هدايت و حمايت مي‌شود. و در داخل بدست عناصر مغرض يا نا‌آگاه داخلي به اجرا در مي‌آيد. حركت‌هاي هماهنگ مجريان فساد، توسعه cd هاي خلاف عفت توسط شبكه‌هاي فساد و نشانگر آن است كه سازماندهي دقيقي در اين پيكار از سوي عوامل ناتوي فرهنگي در پشت پرده و نيز آشكارا در جريان است.(8)

 

شيوه ها و ابزارهاي کار ناتوي فرهنگي:

  • ترويج و حتي تقديس فرهنگ عمومي و غيرارزشي رايج در غرب بوسيله امواج راديويي و تلويزيوني ماهواره اي در حجم بسيار گسترده.
  • استفاده وسيع از مطبوعات (روزنامه ها و مجلات) حجيم و متنوع در جهت نيل به مقصد.
  • بهره گيري از عامل ارتباط جديد و پرجاذبه امروزي به اسم شبکه جهاني اينترنت.
  • تلاش در جهت جذب و تربيت نخبگان کشورها و ملت هاي هدف با انگيزه کادر سازي.
  • جلوگيري ساير دولت ها و ملت ها از دست يابي به علوم و فناوري روز از قبيل نانو تکنولوژي ، بيوتکنولوژي ، فناوري انرژي هسته اي ، علوم هوا فضا و... که حيات آينده بشريت و توسعه يافتگي دولت ها و ملت ها در گرو آن است.
  • القاء عجز و ناکارآمدي تعاليم و برنامه هاي اسلام در اداره امور دنيوي انسان و جامعه امروزي.
  • برنامه ريزي جدي و تمرکز اساسي بر روي اختلاف شيعه و سني در مجموعه جهان اسلام.
  • ايجاد نفاق و پراکندگي در بين ملت هاي آزاده و استقلال طلب و کشاندن آنان به درگيري ها و اختلافات دروني.

ترويج و تبليغ لائيسم و سکولاريسم با توجيهات و رنگ و لعاب علمي به منظور حذف دين و جلوگيري از ايفاي نقش مثبت و سازنده آن در ساختار سياسي و اجتماعي جوامع...(9)

 

روش ها و راهبردهاي ناتوي فرهنگي:

اعضاي ناتوي فرهنگي براي موفقيت خود و شكست رقيب از شيوه ها و ابزارهاي زير اقدام مي كند :

1. تخريب بنيان هاي فكري و اعتقادي : اعضاي ناتوي فرهنگي سعي دارند چهره تابناك دين مبين اسلام و چهره مبارك پيامبر اعظم (ص) را از طريق رمان ، فيلم و كاريكاتور مخدوش و دين اسلام را طرفدار خشونت كه با زور و شمشير گسترش پيدا كرده است . در واقع سعي دارند با استفاده از برتري هاي سياسي ، اقتصادي و رسانه اي به مباني افكار و ارزش هاي مسلمانان هجوم بياورند و با نفي و رد ارزش هاي ديني و ملي ، حاكميت خود را تثبيت و ارزش هاي مطلوب خود را تحميل كنند .

2. برچسب ناخوشايند به كشورهاي مستقل و افراد صاحب نفوذ در جهان اسلام : دستگاه تبليغي ناتوي فرهنگي با برچسب توهين آميز و ناپسند و همچنين انتخاب نام هايي كه داراي بار هيجاني شديدي است و مي تواند بر نگرش مخاطبان نسبت به آن اشخاص يا كشور تأثير بگذارد عمل مي كنند مفاهيمي نظير محور شرارت ، انتخابات فرمايشي ، ارتجاع مذهبي ، بنيادگرايي اسلامي ، نظام سركوبگر ، رژيم توتاليتي ، آپاتايد مذهبي تنها برخي از ده ها مفاهيمي اند كه در نبرد رسانه اي ناتوي فرهنگي عليه اشخاص گروه ها و كشورهاي مستقل در جهان اسلام به ويژه ج . ا . ا به كار برده مي شود .

به عنوان نمونه پس از مجازات برخي از اشرار و اوباش كه مرتكب تجاوز ، قتل و جنايت شده بودند موجي از جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي از سر گرفته شد.

3. نفي و اثبات : دستگاه هاي رسانه اي غرب به اشكال مختلف براي نفي نوع حكومت اسلامي در ايران و اثبات ناكارآمدي آن در اداره جامعه ، ابتدا آسيب هاي اجتماعي و سياسي پديد آمده در جامعه را بر مي شمارند و به كمك عوامل خود آن ها را برجسته مي سازند آن گاه به برجسته سازي محاسن ليبرال دموكراسي غرب مبادرت مي ورزند .

به همين بهانه و براي نمونه مي توان به موضوع فرار مغزها كه يكي از معضلات كشورهاي جنوب به سمت شمال است ، اشاره كرد .

فرار مغزها و يا مهاجرت صاحبان فكر ، سرمايه و هنر ، از سمت كشورهاي جنوب به سمت كشورهاي شمال ، تنها يك روي سكه است ، كه در صورت بازگشت اين مغزها به كشور مبدا ، آنان خواسته يا ناخواسته حامل مجموعه اي از بارهاي فرهنگي جامعه ميزبان خواهند بود كه اثرات ثانويه انتقال آن به جامعه هرگز به درستي مورد بررسي قرار نگرفته است

از اين روست كه وظيفه مسئولان هر نظام سياسي در كشورهاي با فرهنگ است كه همواره شهروندان خود را اعم از هنرمند ، تحصيل كرده ، ورزشكار ، متخصص چه در داخل و چه در خارج از كشورشان ، به هنگام مواجهه با غربيان نسبت به برتري " هويت و فرهنگ " خود آگاه كنند .

تصميم سازان فرهنگ هر جامعه اي بايد تلاش كنند تا با آموزش هاي لازم ، خودباوري را در شهروندان تقويت كرده و آنها را در برابر فرهنگ ، هويت و ارزش هاي جامعه خود حساس تر كنند.

4. ايجاد اختلاف : ايجاد اختلاف ، چند دسته گي و تقابل و نهايتا درگيري بين اقوام و مذاهب گوناگون هم در بعد ملي و هم در سطح جهان اسلام.

5. القا وجود اجماع نسبت به نظرات آنها در جهان : سعي مي كنند طوري القا كنند كه همه با نظرات و مواضع آنان موافق اند و آن چه را آن ها مي گويند نظر همه است ، نظير آن چه در جريان پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران شاهد آن بوديم .

در واقع آنان با استفاده از نياز به همرنگي و تمايل به در اكثريت بودن مردم براي القاي پيام هاي عملياتي رواني خود بهره مي گيرند .

6. ايجاد ابهام و ترديد در اذهان مردم : دستگاه تبليغي و رسانه اي ناتوي فرهنگي با ارائه اخبار و اطلاعات ناقص ، شبهه انگيز و اغلب نادرست در زمينه رهبران و نهادهاي جمهوري اسلامي سعي در القاي ناكارآمدي جمهوري اسلامي ايران و ايجاد شك و شبهه در مورد ارزش هاي ديني و هنجارهاي مذهبي هستند .

هم اكنون فقط امريكا از بين اعضاي ناتوي فرهنگي براي ميليون ها مخاطب به 37 زبان زنده دنيا پيام تبليغاتي و عمليات رواني ارسال مي كند كه بيشتر اين پيام ها به جهان اسلام و كشورهايي نظير جمهوري اسلامي ايران معطوف است .

7. هدايت افكار عمومي : دستگاه تبليغي و رسانه اي ناتوي فرهنگي غرب و كارگزاران خبري آن ها آگاهانه و با برنامه ريزي به تصويرسازي خبري و انگاره سازي خبري دست مي زنند و با فضاي ساختگي كه ضرورتا با واقعيت ها منطبق نيست و يا از واقعيات انگاره هايي خلق مي كنند كه تنها در راستاي اهداف آن ها باشد .

در فضاي نوين رسانه اي ، شايد بيشترين تعامل ديپلماتيك را ديپلمات هاي مجهز به فناوري هاي نوين ارتباطات و اطلاعات با مخاطبان جهاني داشته باشند . چرا كه در غير اين صورت رسانه ها پيش از آنها گستره ديپلماسي و سياست خارجي را به تحرير كانال هاي راديويي – تلويزيوني ، روزنامه ها ، سايتها و ساير رسانه ها مي كشانند. كمتر دولتي را مي توان يافت كه بتواند با سرعت شگفت انگيز رسانه هاي جهاني ، بويژه رسانه هاي تصويري در سياست خارجي ، حركت كند .

رسانه ها بازيگران غيردولتي سياستگذاري خارجي امروز كشورها هستند كه فعاليت آنها را نه مي توان كنترل كرد و نه مي توان ناديده گرفت . آنها در گفتمان سنتي سياست خارجي ، تغيير و تحولات بيشماري ايجاد كرده اند و دولتها را به تحول در تصميم گيري و اجراي سياست خارجي وادار كرده اند . درست به اين دليل كه گفتمان سازي ، تصويرسازي و اقناع ديگران ، در تعاملات ديپلماتيك و سياست خارجي جايگاهي نوين يافته اند ، نقش رسانه ها در پردازش و اقناع ديگران بسياري كليدي تر از گذشته شده است .

گستره نفوذ و تأثيرگذاري رسانه ها به عنوان بازيگران قدرتمند غيردولتي در عرصه ديپلماسي و سياست خارجي ، بر دولتهاي ملي فشار وارد مي آورد و آنها را وادار مي سازد تا با شتاب و خيلي فوري ، به تجديدنظر و ايجاد تحول در ساختارهاي مدل ديپلماسي و سياست خارجي خود بپردازند و ديپلماسي نويني را به عنوان كانون مركزي تلاشهاي ديپلماتيك خود ، ايجاد ، رشد و توسعه دهند .

در ديپلماسي نوين " افكار عمومي " جايگاه مهمي دارد ، كشمكش ها از طريق جريان ديجيتالي اطلاعات دنبال مي شود و در اين جريان رويارويي اصلي ميان ملتهاي كوچك و ساختارهاي جهاني است .

رسانه ها در همكاري هاي فراملي و غيرحكومتي ، نقشهاي مهمي را عهده دارند و به اجرا مي گذارند . بسياري از رسانه هاي جهاني قدرت نرم خود را دارا خواهند بود تا از طريق آن شهروندان را براي ايجاد ائتلاف هايي كه محدوديت هاي ملي را شامل نمي شود ، جذب كنند. هم اكنون با توجه به رشد ابزارهاي مدرن ارتباطي ، مأموريت وزارت خارجه و وزارت دفاع عمدتا بر دوش لشكر رسانه ها قرار داده شده است.(10)

 

نقش رسانه‌هاي غربي در ناتوي فرهنگي:

دنياي غرب عادت كرده است تحليل‌هاي سلطه طلبانه‌ي خود را در قالب خبر و گزارش هاي خبري از طريق رسانه‌ها به خورد جهانيان بدهد. اين حركت رندانه در طول سال‌ها براي تحميق مردم در مناطق مختلف جهان به كار گرفته شده اما با آگاهي جوامع در مقابل اين خواسته مقاومت اساسي صورت گرفته است.

با توجه به اينكه مهمترين وجهه‌ي «ناتوي فرهنگي» و اتكاي اصلي آن به اطلاع رساني و رسانه‌ها است . ما به عنوان كشورهاي حوزه‌ي آسيا و اقيانوس آرام كه بيشترين ميزان صدمه و آسيب را از سياست‌هاي اين گونه غرب و سرمايه‌داري جهاني متحمل شده‌ايم، در كانون اين مقاومت قرار داريم.

اعضاي ناتوي فرهنگي با بهره گيري از 57 سال تجربه کار مشترک در مقابله با رقيب، تاسيسات پايه اي هماهنگي را در حوزه هاي مختلف به ويژه در حوزه رسانه اي شکل داده اند تا تحولات اقتصادي، سياسي، اجتماعي، و فرهنگي ملت ها را در مسير خواست و منافع خود هدايت کنند.  امروز خبرگزاري هاي مسلط بين المللي همچون «بي،بي،سي»، «سي، ان، ان» تاسيسات ماهواره اي که ارسال امواج صدها شبکه ماهواره اي را بر عهده دارند صدها روزنامه و هزاران پايگاه خبري و تبليغاتي از جمله اين تاسيسات هستند که همه گي ارزش هاي مشترک غربي را منتشر و تلاش مي کنند به طور سيستماتيک ارزش هاي مقاوم در برابر خود را در هم بکوبند.

 

راهکارهاي لازم جهت مقابله با ناتوي فرهنگي

در هر صورت کشورهاي عضو ناتوي فرهنگي به سردمداري امريکا در يک برنامه ريزي منسجم و هم آهنگ و با استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات سعي در نابودي بنيان هاي فکري، فرهنگي و هويت ملي ملل مسلمان به ويژه جمهوري اسلامي ايران هستند.  بدين معنا که تهديدي که امروز ما با آن رو به رو هستيم و مسيري که اعضاي ناتوي فرهنگي در پيش گرفته اند از« جنس فرهنگ و نرم افزاري » است و قصد دارند هويت ديني و ملي ما را از بين ببرند و تلاش مي کنند به گونه اي همه را مرعوب و يا به بياني مودبانه تر متقاعد کنند که اساسا همان طوري که در برابر قدرت نظامي و اقتصادي غرب توان مقاومت براي هيچ کشوري نيست.  در اين رويارويي نيز راهي جز تسليم و هم راهي با غرب متصور نخواهد بود.

اما درست به همان دليل که در تجربه 28 سال فشار غرب عليه جمهوري اسلامي ايران 8 سال دفاع مقدس و 33 روز مقاومت حزب الله لبنان ثابت شد که قدرت اقتصادي و نظامي غرب بلامنازع نيست در اين نبرد هم مي توان با هوشياري و با تکيه بر ايمان و بهره گرفتن از توان مندي ها و ظرفيت عظيم فرهنگ ديني و ملي، در برابر ناتوي فرهنگي ايستادگي کرد.

قطعا تهاجم دشمن هم حوزه ملي و هم جهان اسلام را در بر مي گيرد لذا برنامه ريزي دفاعي و تهاجمي در برابر حرکت سازمان يافته غرب طبيعتا بايد هر دو حوزه را مد نظر قرار دهد.  در زير به برخي از راهکارهاي مقابله با اين تهاجم را با اولويت به حوزه ملي برمي شماريم:

*  مباني مقابله با  ناتوي فرهنگي مي‌بايستي در مراکز علمي همچون حوزه و دانشگاه ترسيم شود.  البته اين مسئله مسبوق به دو اصل زير خواهد بود:

اولا بايد اين موضوع يعني تهاجم فرهنگي سازمان يافته، توسط نخبگان اين دو نهاد علمي « باور » شود.  چون سالها طول کشيد که دولت مردان ما باور کنند چيزي به نام « تهاجم فرهنگي » که از سوي مقام معظم رهبري حدود يک دهه پيش عنوان شد، وجود دارد.

ثانياً با ورود حوزه و دانشگاه به عرصه توليد علم و نظريه پردازي در حوزه هاي مختلف علوم به ويژه علوم انساني قابل تحقق است چرا که امروز متاسفانه دانشگاهيان ما از متون ترجمه شده غربي ارتزاق مي کنند و حوزه هاي علميه ما به ذخائر و منابع گذشتگان تکيه زده اند.

*  براي مقابله با تهاجم مي بايستي با ايجاد شوراي فرهنگي و راهبردي متشکل از افراد نخبه و کارشناس و با تجربه مديريت کلان به ترسيم نقشه مقابله و سياست گذاري دشمن پرداخت.

*  دولت با ايجاد عزم ملي و خودباوري فرهنگي و با برنامه ريزي منسجم بايد به اعتلاي معرفت و بصيرت ديني در سايه قرآن، اهل بيت و تقويت فضايل اخلاقي، تقويت روحيه ايثار و شهادت و تقويت وحدت ملي با توجه به مشترکات فرهنگي اهتمام بورزد.  در اين مسير همه ابزارهاي فرهنگي مثل چاپ کتب، نشريات و به ويژه هنر بايد به خدمت درآيد.

* آسيب شناسي و پيرايش چهره فرهنگي کشور: مقام معظم رهبري در يکي از ديدارشان با دولت و مجلس اصولگرا ضمن برشمردن شاخص هاي فرهنگي اشاره داشتند که دولت و دستگاه هاي فرهنگي کشور مي بايستي پايه‌هاي ايمان روشن بينانه و به دور از خرافه را در ذهن نسل جوان تقويت و ايمان به دين، انقلاب، استقلال کشور و آينده‌اي روشن را در دل و ذهن مردم استوار کند.(11)

* باور به هجوم و توطئه ناتوي فرهنگي

در مقوله باور چه در بحث تهاجم يا شبيخون فرهنگي و چه در بحث ناتوي فرهنگي دو رويكرد عمده وجود دارد؛ رويكرد اول اصالتاً تهاجم در مقوله فرهنگ را تبادل و تعامل دانسته و قائل به هيچگونه مديريتي در اين حوزه نيست اين ديدگاه با تأثيرپذيري از نگاه ليبراليستي به موضوع فرهنگ هر نوع مداخله، برنامه‌ريزي كنترل و جهت‌دهي در حوزه فرهنگ را مخل فرهنگ و در جهت تخريب آن مي‌دانند و بر اين اعتقادند كه اينگونه محدوديتها روح هنر و خلاقيت را مي‌سوزاند.

رويكرد دوم قائل به مديريت و كنترل حوزه فرهنگ مي‌باشد كه گاه اين عدم اشتراك در باور و يا حتي اجماع نسبي در سطوح نخبگان و مديران عرصه فرهنگ و مسئولين موجب عدم برخورد جدي با اين پديده‌هاي شوم و خسارات جبران ناپذير و از سويي سردرگمي مردم گشته است.

در مقوله ناتوي فرهنگي به عنوان يك توطئه شوم با عنايت به اينكه در حوزه‌اي گسترده‌تر از يك كشور اسلامي بلكه جهان اسلام را هدف قرار داده است مي‌بايست اين باور در سطح ملتها و دولتهاي اسلامي بوجود آيد و نسبت به آن اقدام جدي نمايند.

پس از مرحله باور با پرهيز از اقدام و برخورد انفعالي و مقطعي و جزيره‌اي مي‌بايست در يك سطح كلان مباني نظري به عنوان يك استراتژي طرح و سياستگذاري لازم صورت گيرد و با تقسيم كار در حوزه كشورهاي اسلامي با طرح پروژه‌هاي مختلف به تناسب زمان و مكان به اجرا درآيد.

* پاكسازي حوزه‌هاي فرهنگي از افراد غيرنخبه

همچنان كه در بعد نظامي در هنگامه تهديد و جنگ متخصص‌ترين و متعهدترين انسانها در امور نظامي با آموزشهاي لازم به كارگيري شوند و حتي تهديد از حوزه نظامي به حوزه فرهنگي منتقل مي‌شود مي‌بايست مديريت عرصه فرهنگي به دست انسانهاي شايسته و متخصص در اين امر سپرده شود و حوزه هاي فرهنگي را از انسانهاي كم تجربه يا بدون باور به تهديد دشمن پاكسازي كرد.

* بينش و بصيرت و آگاهي و روشنگري

جهل و غفلت و گاه لجاجت عواملي است كه همواره زمينه‌ساز رخنه و نفوذ دشمن مي‌شود و يكي از راههاي مقابله با ناتوي فرهنگي فرهنگ سازي و بسترسازي لازم براي بالا بردن سطح آگاهي و بينش و بصيرت ملتها و حتي گاه دولتمردان است. نقش رسانه‌هايي همچون صدا و سيما، دانشگاهها، مدارس، حوزه‌هاي علميه و مراكز فرهنگي و هنري و … همگي مي‌توانند با تعامل با دستگاههاي همسو در كشورهاي مختلف اسلامي در اين جهت گامهاي اساسي را بردارند.

همچنانكه با گسترش ناتو در بعد نظامي ملتها چه بسا تظاهرات براه مي‌انداختند در اين مقوله نيز مي‌توان با بيداري ملتها آنها را به صحنه رويارويي با دشمن كشاند و خطر ناتوي فرهنگي را به عنوان يك تهديد ابراز و در مقابل آن صف‌آرايي نمايند. از ديگر اقداماتي كه مي‌توان انجام داد اعمال زشت غربيها كه جنبه تخريبي نيز دارد را با حركتهايي منسجم در قالب امور رسانه‌اي به دنيا اعلام و همواره افشاگري در اين امور صورت گيرد.

اقدام ديگري كه مي‌توان انجام داد شفاف سازي عملكرد ناتو است زيرا آنها همواره در عرصه فرهنگي لاپوشاني مي‌نمايند و در اين جهت نيز بايد فعال عمل كرد.

* شناخت كاركردهاي ناتوي فرهنگي

با توجه به اينكه مهمترين هدف ناتوي فرهنگي مقابله با شريعت و دين اسلام و بويژه اسلام سياسي است اموري از جمله تهي كردن دين از بصيرت و جايگزين كردن خرافه پرستي، اباحه‌گري ترويج ابتذال تحت عنوان آزادي، و حتي ارتباط با حضرت ولي‌عصر و غيره امروزه از كاركردهاي تبليغات رسانه‌اي غرب است كه تلاش دارد با توجه به ماهيت تهاجمي عملكرد خود دين و ايمان مردم را مورد هدف قرار دهد. لذا عمق بخشي به معرفت و شناخت مردم بسيار ضروري است.

شواهد و قرائن زيادي در نظريه‌پردازي شرق شناسان ديده مي‌شود كه تلاش دارند با اختلاف ميان مسلمانان، ترويج مكاتب انحرافي، عرفان منهاي خدا، اباحه‌گري روح بصيرت و آگاهي را از جامعه بگيرند و آرايشهاي كوچه و بازار جوانان نمونه‌اي از سطحي‌نگري و عدم شناخت مي‌باشد.

*پرهيز از تساهل و تسامح

مقوله فرهنگ در ميان موضوعات اساسي جامعه ما مظلومترين بوده است، زيرا از سوي بسياري از مسئولين مغفول و در منظر بسياري از رندان تحت عنوان تساهل و تسامح مورد بي‌مهري قرار گرفته است. و متأسفانه متوليان فرهنگي حساسيت كمي نسبت به مقوله تهاجم فرهنگي داشته‌اند. لذا اين امر نيازمند پيدايش چهره فرهنگي است و يكسان سازي ديدگاهها كه قبلاً نيز به آن اشاره شد.

* خودباوري فرهنگي

دشمن براي هجوم فرهنگي خود در قالب ناتوي فرهنگي با شناخت كامل از تمامي ظرفيتهاي جهان اسلام و هويتهاي ملي و اسلامي آنان قدم در اين عرصه مي‌گذارد اين در حالي است كه اين خودباوري آنگونه كه شايسته است در بلاد اسلامي صورت نگرفته است. چه بسيار رفتارهايي كه تحت عنوان اباحه‌گري و يا حتي اعتقادي در جوامع اسلامي انجام مي‌گيرد كه مربوط به جهان‌بيني اسلامي و عقبه فرهنگي ملتهاي اسلامي نيست. عدم شناخت و باور فرهنگ و هويت خويش موجب پذيرش بدون قيد و شرط ارزشهاي فرهنگي غرب مي‌شود.

لذا ضرورت دارد با شناخت ارزشهاي مشترك در دو حوزه ملي و اسلامي و ظرفيتها و قابليتهاي بالقوه و بالفعل گامهاي اساسي را در ايجاد خودباوري، و با تقويت نقاط قوت كه موجب عزت و غيرت جوامع اسلامي در طول تاريخ شده است به صورت منسجم برداشت.(12)

* طرح موضوع و ادبيات مسأله بطور روشن در معرض افكار عمومي آحاد مردم و جوامع و صاحبان انديشه و مديران مربوطه

قرار گيرد.

* ابعاد مختلف، پيچيدگي ها، حيطه هاي جغرافيايي و سرزميني و راهكارها تعريف و تبيين گردد.

*پدافند در برابر هجوم و متقابلاً برنامه هاي آفند خودي طرح ريزي و سازمان دهي شود.(13)

* شناخت دقيق و کامل نقشه ها و برنامه هاي شومي که سردمداران نظام سلطه درقبال ناتوي فرهنگي طراحي و تدوين کرده     
اند.

* الزام و پايبندي به اصول ، ارزش ها و آرمانهاي دين و فرهنگ خودي.

* مجهز شدن به علم و دانش روز و تلاش شبانه روزي در جهت دستيابي به فناوري هاي پيشرفته اي که اربابان سلطه تصميم به انحصاري کردن آنها گرفته اند.

* تسليح به ابزارهايي که نظام سلطه با استفاده از آنها در حال اجراي طرح ها و برنامه هاي خود در چهارچوپ ناتوي فرهنگي است. بديهي است تا مسلمانان و ساير ملت هاي آزاده و مستقل به همان سلاحي که دشمن مقابلشان در اختيار دارد مجهز نشوند ، نمي توانند در مقابل هجوم آن ايستادگي نمايند. از اين جهت ملت هاي مسلمان ، جهان سوم و غير متعد ها بايد ابزارهاي روزآمد فرهنگي (کانال هاي تلويزيوني قوي و پرمحتواي ماهواره اي ، مطبوعات غني و جريان ساز ، سايت هاي اينترنتي خلاق و مبتکر ، مراکز علمي و دانشگاهي پيشرو و ايده پرداز و...) را در حجم و اندازه هاي کافي و کيفيت متناسب با نيازهاي فکري و فرهنگي جهان امروز داشته باشند تا در اين کارزار نفس گير بازنده نباشند .

* پرهيز جدي و بدون شعار از تفرق و پراکندگي و تشکيل جبهه واحد در مقابل هجمه بي رحمانه غرب در قبال تهاجم و ناتوي فرهنگي.

* اثبات کارآمدي دين ، به ويژه دين مبين اسلام و تعاليم مکتب انسان ساز اهل بيت (ع) در اداره امور بشر و توان پاسخگوئئ آن به همه نياز هاي زندگي.

بديهي است که اين امر مهم و حياتي ، مأموريت و رسالت خطير و تاريخي رهبران ، دولت ها و حکومت هايي است که در رأس ملات ها قرار گرفته اند و زمام اداره امور آنان را در دست دارند. بي اغراق بايد گفت در مقطع تاريخي و حساس فعلي ، رهبران و دولت مرداني که در کشورهاي اسلامي زمامداري و حکومت مي کنند ، هيچ رسالتي سنگين تر از اين امر ندارند.(14)

جهاد فرهنگي

*بسيج فرهنگي

*تقويت خودباوري فرهنگي            

*روشنگري و بيداري در مقابل توطئه هاي فرهنگي(15)              

* تعميق معرفت ديني: در برابر هجمه اي كه مي خواهد انديشه و تفكر ديني را مات نمايد و آموزه هاي فرهنگ ليبرال دموكراسي را به محوريت انديشه هاي اومانيستي و سكولاريستي بعنوان ايدئولوژي برتر و داروي شفابخش دردها و مشكلات به جوامع و ملتها تحميل نمايد، تعميق معرفت ديني ضروري و لازم است، بنابراين علاوه بر معرفت و شناخت نسبت به معارف دين و مكتب اسلام و تلاش و كوشش در جهت عمق بخشي اين معارف و آموزه ها، مي بايست چهره واقعي اسلام ناب محمدي(ص) را به بشريت نمايند تا افكار عمومي دنيا با هوشياري بسوي حق و حقيقت حركت نمايند

*تقويت بصيرت سياسي: به همان ميزان كه معرفت ديني را بايد عمق بخشيد بايد در جهت آگاهي سياسي و كسب و تقويت بصيرت سياسي جهد وكوشش صورت گيرد چرا كه بسياري از غفلت ها، تهديدها و درنهايت شكست ها ناشي از ضعف قدرت تحليل وقايع و عدم آگاهي سياسي است و تاريخ گواه صادقي بر اين مدعاست.

* ترويج و گسترش تفكر بسيجي: از آنجايي كه تفكر بسيجي بر پايه معرفت ديني و بصيرت سياسي مي باشد، بنابراين ترويج و گسترش اين تفكر مي تواند تضمين مناسب در جهت رويارويي با ناتو فرهنگي باشد.

*مجهزشدن به علم و فناوري روز درعرصه اطلاعات و ارتباطات: بايد درسطح مديريت كلان جامعه و حاكميت، تلاشي مضاعف و جهادي عظيم صورت گيرد تا با استفاده از همه ظرفيت ها و بهره مندي از فناوري روز در جنگ رسانه ها و فناوري ارتباطات، رسانه ملي و مجموعه حوزه ارتباطات تجهيز و تقويت شود و حتي رسانه هاي فراملي تأسيس گردد تا به طرز محكم و شايسته اي مقابله به مثل صورت گيرد.(16)

 

ابزارهاي مقابله با  ناتوي فرهنگي:

الف) نيروهاي كارآمد انساني:

تحولات چند سال اخير نشان داده است كه غرب در صدد تشكيل مجموعه فكري منسجم برآمده است تا از راه‌هاي فرهنگي و با به كار بدون ابزارهاي تبليغاتي و سياسي از اتحاد ملت‌ها جلوگيري و سلطه خود را به ملت‌ها تحميل كند.

هر چند كه در گذشته هم مقوله‌اي به نام «تهاجم فرهنگي» وجود داشت و شاهد شبيخون فرهنگي غربيان به مسلمانان بوده‌ايم، اما امروز «ناتوي فرهنگي» به صورت سازماندهي شده و متفاوت از گذشته وارد عمل شده است و آمريكا به دنبال شكل دادن به يك جبهه يكپارچه در سراسر دنياي غرب است. بنابراين مديريت كلان حوزه فرهنگي كشور بايد با حساسيت  اعتقاد به ضرورت مقابله با «ناتوي فرهنگي» به دست كساني باشد كه جزء‌نيروهاي معتقد به مقابله به تهاجم فرهنگي بوده‌اند. يعني اگر غرب با تشكيل ناتوي فرهنگي مي‌خواهد با كارآمدترين نيروهاي خود هويت ملت‌ها را مورد هجمه قرار دهد، و مهلك‌ترين ضربه‌ها را وارد كند ، ما هم بايد در صدد شكل ‌گيري يك مقاومت فرهنگي در درون با حضور نيروهاي معتقد به آرمانهاي انقلاب، رهنمودهاي حضرت امام (ره) تدابير رهبر معظم انقلاب اسلامي و نيز داراي سوابق درخشان در حوزة مقابل با تهاجم فرهنگي غرب باشيم. تا بتوانيم تهاجم ناتوي فرهنگي را كه خطري جدي است خنثي كنيم.

ب) نهادها و سازمانهاي فرهنگي :

سازمان‌هايي چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي و مجموعه‌هاي فرهنگي غير دولتي، رسانه‌هاي غير دولتي، مطبوعات، خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي خبري در اين خصوصي نقش مهمي دارند. اين مجموعه‌ها بايد با اولويت‌ قرار دادن ضرورت تقابل با «ناتوي فرهنگي» ، ظرفيت‌هاي خود را براي حضور در صحنه‌هاي مختلف افزايش داده و در نهايت با ايجاد شوراي فرهنگي و راهبردي به ترسيم نقشه مقابله با «ناتوي فرهنگي » كه در آينده بايستي مترصد ابعاد جديدي از هجوم آن باشيم پرداخته شود.(17)               

 

نقش نيروهاي و نهادها فرهنگي در تقابل با ناتوي فرهنگي:

رخدادهاي چند سال اخير نشان داده كه سلاح نظامي كاربرد موفقي براي كشورهاي غربي نداشته است. آنها با تشكيل پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در صدد برآمدند كه اقدامي پيش‌گيرانه را در دستور كار خود قرار دهند، اما با فروپاشي شوروي و رشد انقلاب اسلامي و ايجاد بينش اسلامي  و تحقق بيداري اسلامي در جهان اين كشورها در برابر مقاومت مسلمانان به شيوه‌هاي مختلف تبليغاتي، نظامي و سياسي متوسل شدند چيزي كه نمونه آن را عراق، افغانستان ، لبنان و فلسطين شاهديم.

الف) نقش نيروها در مقابله با ناتوي فرهنگي:

تحولات چند سال اخير نشان داده است كه غرب در صدد تشكيل مجموعه فكري منسجم برآمده است تا از راه‌هاي فرهنگي و با به كار بدون ابزارهاي تبليغاتي و سياسي از اتحاد ملت‌ها جلوگيري و سلطه خود را به ملت‌ها تحميل كند.

هر چند كه در گذشته هم مقوله‌اي به نام «تهاجم فرهنگي» وجود داشت و شاهد شبيخون فرهنگي غربيان به مسلمانان بوده‌ايم، اما امروز «ناتوي فرهنگي» به صورت سازماندهي شده و متفاوت از گذشته وارد عمل شده است و آمريكا به دنبال شكل دادن به يك جبهه يكپارچه در سراسر دنياي غرب است. بنابراين مديريت كلان حوزه فرهنگي كشور بايد با حساسيت  اعتقاد به ضرورت مقابله با «ناتوي فرهنگي» به دست كساني باشد كه جزء‌نيروهاي معتقد به مقابله به تهاجم فرهنگي بوده‌اند. يعني اگر غرب با تشكيل ناتوي فرهنگي مي‌خواهد با كارآمدترين نيروهاي خود هويت ملت‌ها را مورد هجمه قرار دهد، و مهلك‌ترين ضربه‌ها را وارد كند ، ما هم بايد در صدد شكل ‌گيري يك مقاومت فرهنگي در درون با حضور نيروهاي معتقد به آرمانهاي انقلاب، رهنمودهاي حضرت امام (ره) تدابير رهبر معظم انقلاب اسلامي و نيز داراي سوابق درخشان در حوزة مقابل با تهاجم فرهنگي غرب باشيم. تا بتوانيم تهاجم ناتوي فرهنگي را كه خطري جدي است خنثي كنيم.

ب) نقش نهادها و سازمانهاي فرهنگي داخل كشور در مقابله با ناتوي فرهنگي

سازمان‌هايي چون «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي»، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، «صدا و سيما» ، سازمان تبليغات اسلامي و مجموعه‌هاي فرهنگي غير دولتي، رسانه‌هاي غير دولتي، مطبوعات، خبرگزاريها و سايت‌هاي خبري در اين خصوصي نقش مهمي دارند. اين مجموعه‌ها بايد با اولويت‌ قرار دادن ضرورت تقابل با «ناتوي فرهنگي» ، ظرفيت‌هاي خود را براي حضور در صحنه‌هاي مختلف افزايش داده و در نهايت با ايجاد شوراي فرهنگي و راهبردي به ترسيم نقشه مقابله با «ناتوي فرهنگي » كه در آينده بايستي مترصد ابعاد جديدي از هجوم آن باشيم پرداخته شود.(18)

به طور کلي مي توان نقش نيروها و نهادهاي فرهنگي در مقبله با ناتوي فرهنگي ايچنين برشمرد:

اول:مجموعه نهادهاي فرهنگي مي‌تواند با ايجاد اتاق فكر مباني نظري مقابله با تهديدهاي ناتوي فرهنگي را مورد بررسي و كنكاش قرار دهد. و بايد توجه داشت كه تهديدي كه هم اكنون با آن روبه‌رو هستيم، نه نظامي است و نه اقتصادي،‌ مسيري كه دشمن در پيش گرفته،‌ از جنس فرهنگي است وقصد از بين بردن هويت ما را دارد. ابزارهايش هم ماهواره و هم سايت‌هاي اينترنتي و هم برخي از جريانهاي داخلي است كه مدتي در بدنه اجرايي فرهنگي كشور رسوخ كرده‌اند.

دوم: براي مقابله با ناتوي فرهنگي ابتدا بايد اين مقوله در سطوح جامعه باور شود، زيرا سالها طول كشيد تا دولتمردان كشور باور كنند كه چيزي به نام تهاجم فرهنگي از سوي غرب عليه ايران وجود دارد،‌ لذا نيروهاي فرهنگي و حوزه‌ها نقش بسيار حساس و مهمي در باور سازي آن دارند.

سوم: در مقابله با ناتوي فرهنگي بايد قدم به قدم مقابله كرد. بسياري از فيلم‌هاي وارداتي،‌ كتاب‌هاي ترجمه‌اي و دروسي كه در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شود، و بالاخره فعاليت‌هاي هنري كه در اين چند ساله شكل گرفته براي كشور ما تهديد است. لذا نيروهاي فرهنگي كشور بايد بيش از پيش براي مقابله با آن چاره انديشي نمايند.

و چهارم: مقابله با تهاجم فرهنگي از حدود 15 سال قبل كه رهبر معظم انقلاب اسلامي براي اولين بار در سخنان خود از آن ياد كردند‌،‌ در قالب طرح و برنامه‌هاي خاصي تعريف شد و فرصت‌هاي متناسب با اين هجمه از سوي كارگزاران نظام تدوين گرديد.

اما برنامه‌هايي كه در گذشته در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد، بعد از گذشت يك دهه از ابلاغ آن هنوز به مرحله اجرا نرسيد. و كشور موفق به انجام اين اقدامات فرهنگي نشده است. با بررسي اجمالي و آسيب شناسي اوليه بوضوح مشخص مي‌شود، كه در وحله اول به دليل كم كاري نيروهاي فرهنگي عملاً‌ گامهاي مؤثري براي تقابل با تهاجم فرهنگي برداشته نشد، در اين مقطع حساس كه با ناتوي فرهنگي مواجه هستيم، نيروهاي فرهنگي، حوزه‌ها و علماء با حضور فعال و مؤثر در صحنه تحولات سياسي، فرهنگي‌ و اجتماعي كشور مي‌توانند مجموعه‌هاي فرهنگي و دستگاه‌هاي اجرايي در بخش فرهنگ را از انفعال، كم كاري، كم تحركي خارج ساخته و آنها را آماده تلاش و فعاليت براي مقابله با برنامه‌هاي ناتوي فرهنگي در سطح مطلوب و كارآمد، در فضاي فرهنگي كشور وارد عمل كنند و با هشدارهاي به موقع مانع از انفعال آنها شوند.(19)

در هر صورت طوفان تهاجم فرهنگي ضد ارزشي غرب عليه فرهنگ ديني و ملي گرچه ساليان درازي است که آغاز شده است ولي امروز به صورت منسجم و سازمان يافته از طريق مجموعه اي از کشورهاي غربي با رهبري ايالات متحده امريکا هدايت مي شود که غفلت از آن خسارات جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت. لذا لازم است فرهنگ سازان و نهادهاي مولد فرهنگي کشور با شناخت درست از تحولات جهاني و با شناخت از ظرفيت ها و فرهنگ خودي فرهنگ اين سرزمين را مولد و پويا کنند.  و آماده پاسخ گويي به نيازها و مطالعات جديد نمايند و از طرفي سياست گذاران و مديران اجرايي امور فرهنگي با درک واقعيت تهاجم سازمان يافته و برنامه‌هاي اجرايي فرهنگ خودي را کارآمد و عمليات لازم را جهت خنثي کردن و کم اثر کردن تهاجم سازمان يافته فرهنگي ايجاد نمايند.

 

 

نتيجهگيري:

 اينكه: اكنون كه همگرايي در جبهه ناتوي نظامي به رهبري آمريكا به بن‌بست رسيده است و عملاً آمريكا و انگليس در سياستهاي ميليتاريستي خود تنها مانده و شكست خورده‌اند، اروپائيها در تلاشند تا كاركرد ناتوي نظامي را به ناتوي فرهنگي تغيير داده و كشتار وسيع خود را بدون خونريزي با تأكيد بر هدفهاي مشترك دنبال نمايند. ناتوي فرهنگي با رويكردي مبتني بر لائيسم و سكولاريسم ملتهاي جهان و خصوصاً ملتهاي مسلمان را به سوي اضمحلال فرهنگي سوق دهد. ناتوي فرهنگي حمله به ريشه‌ها و باورها را در دستور كار قرار مي‌دهد، صورت و شاكله اين مجموعه عليرغم ماهيت پليد آن تزيين شده است. ايجاد ناتوي فرهنگي در دستور كار مستقيم آمريكا و متحدان آن قرار دارد و برخلاف پيمان آتلانتيك شمالي كه ابعاد تعريف شده و اساسنامه مستندي دارد. ناتوي فرهنگي حركت خود را از مجاري«پنهان» آغاز مي‌كند. طراحات ناتوي فرهنگي علاوه بر آنكه ضرب آهنگ شبيخون فرهنگي را تشديد مي‌نمايند در مراحل نهايي نيز تا نيل به«اضمحلال ملتها» به فعاليت خود ادامه مي‌دهند. در نهايت اينكه ناتوي فرهنگي خطراتي به مراتب شديدتر نسبت به ناتوي نظامي دارد، مقابله با اين مجموعه پنهان ولي خطرناك مستلزم اتخاذ رويكردي آگاهانه نسبت به باورها و اصول است مسلماً صيانت از اصول و ريشه‌ها و انتخاب انسانهاي آگاه و هوشمند و نخبه بر مصادر امور فرهنگي ابزارهاي فرهنگ مهاجم را در ابتداي اين مسير به بن‌بست مي‌كشاند.

 

منابع:

1. گوشه اي از سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع دانشگاهيان استان سمنان (ماهنامه پرسمان – ش52).                   

2. پايگاه اطلاع رساني مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

3. حسام الدين برومند ، ناتوي فرهنگي و فرهنگ سازي جهاني ، روزنامه کيهان 2/2/86.

4. پايگاه اطلاع رساني مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

5. سيد رضا مير محمدي ، ناتوي فرهنگي رويکرد جديد نظام سلطه ، (هفته نامه ميثاق ، ش228 ، 19/2/85 ، ص7).

6. مهدي بهشتي نژاد ، ناتوي فرهنگي در تقابل با هويت اسلامي و ملي ، پايگاه اطلاع رساني بصيرت.

7. نماينده ولي فقيه در سپاه ، راههاي مقابله با ناتوي فرهنگي ، ( صبح صادق ، 4/10/85 ).

8. اسماعيل کوشکباغي ، ابعاد ناتوي فرهنگي ، پايگاه اطلاع رساني بصيرت.

9. سيد رضا مير محمدي ، ناتوي فرهنگي رويکرد جديد نظام سلطه ، (هفته نامه ميثاق ، ش228 ، 19/2/85 ، ص7).

10. پايگاه اطلاع رساني مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

11. منظور مقام معظم رهبري از ناتوي فرهنگي چيست و از چه زوايايي برخوردار است ، پايگاه اطلاع رساني بصيرت.

12. مهدي بهشتي نژاد ، ناتوي فرهنگي در تقابل با هويت اسلامي و ملي ، پايگاه اطلاع رساني بصيرت.

13. سيد مسعود جزايري ، ناتوي فرهنگي ، روزنامه کيهان 2/2/86.

14. سيد رضا مير محمدي ، ناتوي فرهنگي رويکرد جديد نظام سلطه ، (هفته نامه ميثاق ، ش228 ، 19/2/85 ، ص7).

15. زهره حسين زادگان ، ناتوي فرهنگي از چالشهاي مهندسي فرهنگي در ايران ، پايگاه اطلاع رساني مديريت فرهنگي.

16. حسام الدين برومند ، ناتوي فرهنگي و فرهنگ سازي جهاني ، روزنامه کيهان 2/2/86.

17. زهره حسين زادگان ، ناتوي فرهنگي از چالشهاي مهندسي فرهنگي در ايران ، پايگاه اطلاع رساني مديريت فرهنگي.

18. اسماعيل کوشکباغي ، ناتوي فرهنگي و ضرورت مقابله با آن ، پايگاه اطلاع رساني بصيرت.

19. اسماعيل کوشکباغي ، نقش نيروهاي فرهنگي در مقابله با ناتوي فرهنگي، پايگاه اطلاع رساني بصيرت.

 

 جواد اکبرپور صدقياني

کارشناس ارشد امور فرهنگي اداره کل تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي

 

يكشنبه 29 بهمن 1391 - 12:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری