يكشنبه 2 مهر 1396 - 23:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

تأثير انقلاب اسلامي در بيداري اسلامي

 

بسياري از صاحب نظران در پديده جنبش هاي اسلامي معاصر ، معتقدند که انقلاب اسلامي ايران يکي از عوامل مهم و تأثير گذار در پيشبرد روند بيداري و اگاهي مسلمانان و ازدياد فعاليت هاي مؤثر در جوامع غربي و اسلامي بوده است. نظريه تأثير پذيري کشورهاي اسلامي از انقلاب ايران ، مبتني بر سخنان رهبران جنبش هاي آزادي بخش ، الگو برداري آنان از انقلاب ايران و مطالعه تحولات و رويدادهاي است که در کشورهاي اسلامي رخ داده. امام خميني رحمت الله عليه خود بر اين نکته واقف بودند  و به آن افتخار داشتند « آواي انقلاب بزرگ ايران در کشورهاي اسلامي و ديگر کشور ها طنين انداز و افتخار ساز است» 1

همين نکته را خبرنگاري يک ماه قبل از پيروزي انقلاب از امام سوال مي کند :« سوال : آيا فکر مي کنيد دامنه حوادث ايران به ترکيه نيز کشيده شود؟ جواب : نهضت مقدس ايران نهضتي اسلامي است و از اين جهت بديهي است که همه مسلمين جهان تحت تإثير آن قرار مي گيرند.» (2)

خود آگاهي از قدرت خويش به ويژه در کشورهاي اسلامي ، بازگشت به قرآن ،تکيه به فرهنگ غني اسلامي و الهام گيري از انقلاب ايران مسأله اي نبود که هضم آن براي صاحبان قدرت آسان باشد. الکساندر هيک مي گويد: :«به نظر من خطرناک تر از اين (مشکلات بين المللي ) عواقب گسترش بنياد گرايي اسلامي است که درا يران پا گرفته و اکنون عراق و ثبات تمام رژيم هاي عرب ميانه رو را در منطقه تهديد مي کند. اين پديده اگر از اکنترل خارج شود منافع ابرقدرت ها را به خطرناک ترين وجخ به مخاطره خواهد انداخت» (3)

همچنين الهام گيري مسلمانان از ايران ، در تدوين کتاب ها و تيراژ و حجم آن ها و نيز در رسانه ها و مطبوعات چشمگير بوده است.

-          تأثير در هدايت و رهبري

تأثير حضرت امام خميني رحمت الله عليه بر مسلمانان از جنبه ديني و اسلامي کم نظير است. در واقع از قرن پانزدهم دنياي غرب و شايد کمي پس از صدر اسلام ، شخصيتي را نمي بينيم که به اندازه نهضت افکار و عملکرد و راهبردهايش در سطح جهان اعم از جهان غرب ( لبيراليسم)، جهان شرق( کمونيسم) و جهان اسلام تأثير گذاشته باشد. امروزه طبق اذعان تحليل گران مختلف حرکت بيداري در سطح جهان ، مديون منش آزادي خواهانه حضرت امام خميني رحمت الله عليه در سطح راهبردي مي باشد.

-          تغيير در مفاهيم رايج فلسفه سياسي

حضرت امام خميني رحمت الله عليه ، با ايجاد گفتمان دين محور ، بيساري از مفاهيم رايج در فلسفه سياسي غرب و شرق را به چالش کشيد و با پيوند دين و سياست ، پا در عرصه نظريه پردازي نمود. معناي قدرت پيش از او بر منابع مادي تکيه داشت؛ ولي پس از انقلاب اسلامي ايران و تأثير گفتمان امام خميني رحمت الله برجهان، معنا و تعريف قدرت ، از تکيه برمنابع مملوس مادي به غيرمملوس  معنوي ، همچون عقايد، پرورش افکار و اطلاع رساني تغيير يافت.

بازتعريف «مشروعيت» و «مقبوليت» با تکيه بر آموزه هاي ديني

آنچه در قرون متمادي ، به عنوان يک نظريه مقبول جا افتاده بود، تفکيک دو مقوله مشروعيت و مقبوليت در رهبري يک جامعه بود. يا حداقل به دليل نارسايي در فهم سياسي از مشروعيت با تکيه بر جنبه قدسي آن، در فلسفه سياسي آن دو واژه را  يک مقصود استفاده مي کردند ، اما با تأکيد حضرت امام بر جنبه قدسي مشروعيت حاکم در نظام سياسي اسلام ، مقبوليت را روي ديگر آن سکه اي دانستند که براي به فعليت بخشيدن حکومت شرط لازم بود؛ لذا در طول تاريخ سابقه نداشت که يک شخصيت ديني و علمي رهبري ملتي ر ابر عهده بگيرد که همه حتي مخالفانش ، مشروعيت و مقبوليت او را کاملاً تصديق کنند؛ در واقع مي توان گفت: مشروعيت سياسي و ديني امام در سطح جهان و قرون اخير بي نظير بود. (4)

انقلاب اسلامي نجات از بي  آيندگي

بزرگ ترين يأس وقتي به سراغ ملت ها و انسان مي آيد که احساس کنند ، کل زندگي آنان وارد تاريخي شده است که عين بي آيندگي است. چيزي که فرهنگ مدرنيته در جان و قلب انسان هاي گرفتار آن فرهنگ فرو مي کند و فرهنگي که در تار و پود کشورها رسوخ نموده است. در اين تاريخ ، انقلاب اسلامي بستري را آماده کرده است که اگر ملتي خود را به آن متصل کند،کل زندگي او وارد تاريخي از نورانيت و معنويت ميشود . به طوري که خود را در گذشته با همه ي انبياء هم افق و در آينده با حکومت جهاني همراه مي يابد. انساني که گرفتار بي آيندگي تاريخي شد. ديگر براي ادامه ي زندگي تحليل ندارد. (5)

روح اميد به آينده در ملتي دميده شد، شروع به شکفتن و بالندگي مي نمايد امروز شاهد هستيم که روح بيداري اسلامي در مسير گذر از عالم مدرنيته به عالم اسلامي است.

 انقلاب اسلامي گامي در فهم روح زمانه

وقتي روح زمانه و روح انقلاب اسلامي درست شاناخته شود ؛ نه تنها متوجه بي ثمري زندگي بيرون از انقلاب مي شويم ؛ بلکه با ورود به اردوگاه انقلاب اسلامي رهِ صد ساله را يک شبه طي مي کنيم . متاسفانه بعضي از مسلمانان به کلي از زمان خود بيرونند ؛ اصلا توجه نمي کنند که در کجاي تاريخ زندگي مي کنند. حضرت امام خميني رحمت الله عليه روح زمانه را خوب شناختند و بر اساس ذخاير الهي آن را تغذيه کردند و هدايت و رهبري نمودند. (6)

مسلماً بشر امروز از روزگار خود به تنگ آمده است و به خوبي احساس کرده حاصل کارهايش تماماً پوچ شده و ناخوداگاه نتيجه مي گيرد فردايش ، که آينده ي امروزش است، نيز پوچ است و در چنين حالتي است که اگر درست اقدام کند بر خلاف همه ي موانع به نتيجه مي رسيد و به راه  هاي برون رفت از آن مي انديشد و به سرعت متوجه انقلاب اسلامي خواهد شد راهي که امروز دنياي اسلامي گام در آن گذشته است. (7)

انقلاب اسلامي ، در مقام رويکرد نفي غرب

انقلاب اسلامي با ظهور شعور انسان هاي خوداگاه و دل اگاهي که راه و رسم زندگي در دوران معاصر را خوب فهميدند همراه بود . انقلاب اسلامي را سياسون تدوين نکردند. بلکه توسط يک مرد الهي شکل گرفت که اولاً :ظلمات روح مدرنيته را از طريق تجليات اشراقي ، احساس کرده بود. ثانياً راهي را که نبي اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و ائمه طاهرين از طرف خدا متذکر آن بودند ، به خوبي مي شناخت . با توجه به اين نکات ، انقلاب اسلامي با رويکرد نفي غرب و اثبات اسلام به صحنه آمد و توانست  اين تفکر را به انسان هاي آزاده نيز انتقال دهد. (8)

شعارهاي معترضين در کشورهاي اسلامي با رويکرد ديني بعد از آئيين هاي نماز جمعه تصديق اين انتقال مي باشد.

انقلاب اسلامي راهي براي عبور از فرهنگ غرب

در فضايي که بشر مدرن از دين فاصله گرفته و ارتقاي انسان را در پيروي از نديشه هاي منقطع از آسمان جستجو مي کرد ، ناگهان در قرن بيستم ، با وقوع دو جنگ جهاني در مهد تمدن مدرن و شکست ايدئولوژي هايي مثل ليبراليسم  و سوسياليسم و ظهور نابرابري هاي آزار دهنده ، انقلاب اسلامي به عنوان راهي براي عبور از آن فرهنگ به سوي فرهنگ الهي انبياء، عقل ها و دل ها را متوجه خود نمود و برخلاف آن همه تبليغات منفي که نسبت به آن روا داشتند، به خوبي از عهده نشان دادن معني تاريخي خود بر آمد . اين است که روشن مي کند انقلاب اسلامي يک امر اتفاقي نيست ، بلکه گشايش افق و زمان جديد در بحبوحه پايان غرب به شمار مي رود (9) اعتراض امروز ملت هاي اسلامي بر روند تاريخي کشورهاي اسلامي در ذيل تمدن غرب است. (10)

انقلاب اسلامي ابر قدرتي فرهنگي در تقابل با فرهنگ ابر قدرتي

تحليل گران غربي اذعان مي کنند که بخواهيم يا نخواهيم انقلاب اسلامي يک غول فرهنگي است که دارد شيشيه ي حصر خود را مي شکند و بيرون مي آيد . نوع نگرش انسان به خدا ، انسان و هستي متفاوت با تبليغات رنگارنگ دنياي متجدد است . از اين رو جايگاه انقلاب اسلامي در دنياي معاصر را بايد در راستاي اراده خدا در تحقق اسلام در قون اخير دانست تا متوجه شويم که چرا اين چنين قدرتمندانه حول فرهنگ غرب ايستاده و نقشه راه براي ديگر کشورهاي اسلامي ترسيم نمايد.

با توجه به هويتي که انقلاب اسلامي به مسلمانان جهان داد به انان اين ايده را تأکيد کرد که ليبراليسم و کمونيسم  دو دروغ بزرگ تاريخ بشريت مي باشد و براي رهايي از سلطه آن بايد به هويت تاريخ خود بازگشت. (11)

رهبري معنوي حضرت امام الگويي براي حرکت هاي اسلامي

زندگي بي تجمل وي ، صلاحيت رهبري مستضعفان و توده هاي مسلمان را به او ارزاني داشت. در واقع زندگي وي، چه زماني که يک طلبه ساده بود ، چه زماني که مرجع تقليد انسان هاي بسياري قرار گرفت و چه هنگامي که خود را در رأس هرم قدرت يافت، در نهايت سادگي بود. افزون بر آن، تقوا و اخلاق اسلامي امام خميني نيز تأثيرات و فراواني بر  مردم گذشت ، به گونه اي که انسان هاي بسياري را به حرکت عليه ظلم و ستم واداشت.

امام خميني رحمت الله عليه تنها به امت و تمدن اسلامي و نجات آن از گمراهي و عقب ماندگي مادي و معنوي نمي انديشيد؛ بلکه در فکر نجات همه ملت ها و تمدن ها بود ، پيامش به گورباچف و پاپ ، گوياي دغدغه انساني و الهي وي در نجات آنسان ها فرهنگ هايي بود که از جاده هدايت انسان و سعادت دنيا و آخرت خارج شده بودند . اين دلسوزي ، ارتباط و تأثير اننقلاب اسلامي را با بخش هاي ديگر جهان بر قرار ساخت.  (12)

امام خميني رحمت الله عليه هم بر جهان شمولي نهضت اسلامي مردم ايران تأکيد مي ورزيد، به گونه اي که آن را مختص مسلمانان جهان نمي ديد و هم با رد جهان شمول بودن الگوهاي غربي توانايي الگوهاي غربي براي هدايت و نجات آنسان ها را نمي پذيرفت ، در حالي که در ميان بسياري از متفکران مسلمان، اين اصرار و اين نوع نظريه پردازي به چشم نمي آيد. (13)

علاوه بر مطالب بالا که حکايت از تأثير گذاري انقلاب اسلامي ايران، بر جريانات بيداري اسلامي دارد، بسياري از تحليل گران آزاده نيز بر اين عقيده معترف اند که انقلاب اسلامي يکي از مهمترين علت هاي اصلي در حرکت هاي اسلامي در کشورهاي عربي مي باشد:

«هيچ کس باور نداشت که در عصر حاضر اصول اسلام علمي باشد..... انقلاب ايران جان تازه اي به انديشه اسلامي بخشيد و ثابت کرد که اصول اسلامي کماکان کاربرد دارد و مي تواند مبناي جامعه امروزي قرار گيرد....» (14)

« مهم ترين اثر و کار امام اين بود که ديکتاتوري در اسلام را مجاز نشمرد. مردم حق انتخاب دارند و نمي توان حقوق ايشان را رعايت نکرد.» (15)

دکتر شقاقي در کتاب « امام خميني راه حل جديد جهان اسلام» روش انقلاب ايران را مؤثر دانسته و براي تداوم مبارزه انقلاب اسلامي ايران راشايسته پيروي معرفي مي کند. وي در بخشي از کتاب امام را اينگونه معرفي مي کند: « مظهر جرياني نو بود که اسلام را به عنوان يک ايدئولوژي مطرح مي کرد تا از طريق برپايي حکومت اسلامي ، همه ابعاد زندگي و مشکلات آن را حل و فصل نمايد» آنگاه که روشن فکران و مبارزين براي تداوم کارخود و توجيه پيروان خويش به ناسيوناليسم  و مکاتب فکري چب گرايانه روي مي آوردند، انقلاب اسلامي را نمونه اي جديد از تمدن بشري دانسته که «پايان کار انديشه هاي لائيک و همه ديگر انديشه هاي را که مي خواستند جايگزين اسلام شوند اعلام کرد» (16)

بيداري اسلامي هرچند پيش از انقلاب در ايران ، و در دو سده اخير در کشورهاي مختلف شکل گرفته بود؛ اما اگر بيداري اسلامي را در يک منحي رسم کنيم حرکت امام رحمت الله عليه در قالب انقلاب اسلامي را طي 200 سال در قله ي اين منحي مي توان ترسيم نمود . با توجه به رهبري بي نظير حضرت امام خميني رحمت الله عليه در رويارويي با قدرت ها و به پيروزي نشاندن يک انقلاب و راهبري موج بيداري اسلامي و مواجهه با مسائل آن، بررسي مشکلات  و موانع اين پديده از ديدگاه آن بزرگ مرد تاريخ، از اهميت زيادي برخوردار است. تحليل  وبررسي اين موانع مبتني بر يافته هاي امام ، بايد دستاوردي گران سنگ براي اسلام خواهان، صاحب نظران و رهبران جنبش هاي اسلامي تلقي شود.

 

پاورقي ها:

1-         امام خميني، سخنراني ، مورخه 1/9/1357

2-         امام خميني ، صحيفه نور جلد 4 ص 114

3-         روزنامه اطلاعات 1/12/1361

4-         محمدي منوچهر، انقلاب اسلامي: زمينه ها و پيامدها، قم ، نشر معارف 1387 ص 45

5-         طاهر زاده، اصغر ، انقلاب اسلامي بازگشت به عهد قدسي ، اصفهان لب الميزان ، 1388، ص 41

6-         همان ، جلد دوم ص 499

7-         همان ، ص 48- 52

8-         همان 55-56

9-         طاهر زاده ، اصغر، جايگاه اشراقي در فضاي مدرنيسم، لب الميزان،1389 ، ص 12- 13

10-       موسي نجفي ،انقلاب فرامداران  و تمدن اسلامي (موج چهارم بيداري اسلامي) تهران موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1387

11-       اصغر طاهر زاده ، همان 130-128

12-       پارسانيا، حميد، 1376، حديث پيمانه، قم، انتشارات معارف، 376

13-       مجيب الرحمان شامي، روزنامه نگار، مجله ي حضور، ش 34، ص 15

14-       همان ص 13

15-       تقي صوفي نيارکي، حادثه معجره آسا، تهران، اسور 1390، ص 38

16-       دکتر شقاقي، امام خميني  راه حل جديد جهان اسلام، ص 37.

 

 

جواد احمدي منفرد

 کارشناس امور قرآني اداره تبليغات اسلامي شهرستان دشتي

 

يكشنبه 29 بهمن 1391 - 12:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری