شنبه 3 تير 1396 - 8:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

علي الله سليمي

 

شرحي بر خطبه همام

 

گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمين محمدرضا حاتم پوري کرماني؛مولف کتاب «ويژگي هاي قرآن و آداب تلاوت»

درباره کتاب کتاب آسماني، قرآن کريم تا به حال کتاب هاي زيادي توسط انديشمندان مسلمان و مفسران ديني نوشته شده که هر کدام از آنها از زواياي مختلف به شرح و تفسير آيات آسماني قرآن کريم پرداخته و انس با اين کتاب آسماني را براي علاقه مندان بيش از پيش تسهيل کرده است. تازه ترين کتاب در اين زمينه اثري تاليفي از حجت الاسلام و المسلمين محمدرضا حاتم پوري کرماني است که با عنوان«ويژگي هاي قرآن و آداب تلاوت» اخيراً از سوي انتشارات زعيم چاپ و منتشر شده است. براي آشنايي بيشتر با اين کتاب به سراغ مولف آن، حجت الاسلام و المسلمين محمدرضا حاتم پوري کرماني رفتيم. وي معتقد است: کتاب ويژگي هاي قرآن و آداب تلاوت از جامع ترين آثار در اين زمينه است که براي تاليف آن حدود سه سال وقت گذاشته است.

 

***

 

ابتدا درباره ويژگي هاي قرآن کريم برايمان بگوييد که شالوده اصلي کتاب اخير شما يعني«ويژگي هاي قرآن و آداب تلاوت» است.

قبل از بيان خصوصيّات و ويژگي هاي منحصر به فرد اين کتاب بزرگ آسماني بر خود فرض مي دانم که از صاحب اين کتاب و کلام بي نظير يعني ذات اقدس پروردگار نهايت سپاس و تشکر را به عمل آورم.خدايي که با بعثت پيامبرش و نزول اين مجموعه ي ارزشمند بر ما منّت نهاد تا صراط مستقيم را شناخته و انتخاب کنيم. از اخبار، قصص و حکايات آن پند گيريم. در هنگام ترس، اضطراب، خوشحالي،غم، شدايد و فتنه ها به آن پناه ببريم. دردها و مرض هاي جسماني و روحاني خود را با آن درمان كنيم. کتابي بي همتا، ريسماني محکم، فروغي تابناک، مشاوري صادق و مطمئن، دژي استوار، اقيانوسي محيط بر همه ي خرد و کلان، راهنمايي بزرگ که لطايف و غرائب آن پاياني ندارد و فوايد آن، نامحدود است. کتابي که وقتي خداوند آيات سـوره هاي طـه و يس آن را، بر فرشتگان در هزار سال قبل از آفرينـش خلايـق قرائـت فرمود، عرض کردند: خوشا به حال آن مردمي، که اين کتاب برايشان نازل مي گردد. خوشا بر آن حافظه ها و بواطني، که آن را درخود ضبط مي کنند. و خوشا به سعادت آن زبان هايي، که باآن گويا مي شوند.همچنين کتابي که وقتي جنّيان آن را شنيدند، بي درنگ و با تعجّب به انذار قوم خود پرداختند و گفتند:«اِنّا سَمِعْنا قُراناً عَجَباً، يَهْدِيْ اِلَي الرُّشْدِ فَآمَنّا بِهِ» ما قرآن عجيبي شنيده ايم! قرآني که ما را به راه راست هدايت مي کند و ما به آن ايمان آورده ايم و هرگز احدي را شريک پروردگارمان قرار نمي دهيم. در مجموع، کتابي که انسان هاي عاقل و خردمند و دور انديش نيز آيات آن را استماع کردند و پذيرفتند.

 

اگر بخواهيم ويژگي هاي قرآن کريم را در موضوعات مهم طبقه بندي کنيم. شما آنها را چگونه بر مي شماريد؟
اول؛ مظهر قدرت پروردگار و راه ديدار با او، دوم؛ غير قابل تغيير بودن آيات و حفاظت از آن ها،
سوم؛ صادق ترين و مطمئن ترين مشاور و راهنما، چهارم؛ حاوي همه ي علوم و اخبار، پنجم؛ طراوت آيات و به روز بودن آن ها، ششم؛ محکم ترين پناهگاه، هنگام شدايد فتنه ها. هفتم؛ بالاترين ثروت و توانگري. هشتم؛ بليغ ترين کلمات، مواعظ و زيباترين قصص. نهم؛ برترين عبادات و شفاعت کننده. دهم؛ امتيازات اخروي قاري،حافظ و عامل به قرآن. و يازدهم؛ شفا دهنده بيماري هاي جسماني و روحاني.

 

کتاب که شما درباره قرآن تاليف کرده ايد از چه زاويه اي به قرآن نگاه کرده است؟

اين کتاب يکي از جلدهاي مجموع کتاب هاي شرحي بر نهج البلاغه امير المومنين(ع) است که شرحي بر خطبه همام محسوب مي شود. در اين خطبه به يکصد صفت از صفات اهل تقوا اشاره شده که من درباره هر يک از اين صفات به تفصيل توضيح و شرح داده ام.

 

کتاب «ويژگي هاي قرآن و آداب تلاوت» چندمين اثر در بين مجموعه شرحي بر نهج البلاغه امير المومنين(ع) محسوب مي شود و چه تفاوتي با بقيه کتاب هاي اين مجموعه دارد؟

تا حالا پنج جلد کتاب در اين مجموعه چاپ شده که کتاب«ويژگي هاي قرآن و آداب تلاوت» جلد ششم اين مجموعه محسوب مي شود. البته با اين توضيح که اين کتاب اخير به صورت مستقل به موضوعات مرتبط با بحث اصلي کتاب پرداخته است.

 

يکي از مباحث کتاب«ويژگي هاي قرآن و آداب تلاوت»  بحثي درمورد نسخ آيات است. در اين باره بيشتر توضيح مي دهيد؟

نسخ در لغت به معناي نوشتن ﭼﻳزي از روي چيز ديگر، تغيير و از بين بردن و به معناي نقل هم آمده است. همچنين نسخ در اصطلاح  به معناي برداشتن حكمي از احكام ثابت ديني بر اثر ﺳﭘري شدن مدت آن است و قرار دادن حكمي به جاي آن. از ديدﮔاه دانشمندان اسلامي مسئله­ نسخ بعضي آيات قرآن و احكام آن مسلم و پذيرفته است. خداي متعال مي­فرمايد:«ما نَنْسَخْ مِنْ آﻳَﺔٍ اَوْ نُنْسِها نَأتِ بِخَيرٍ مِنْها اَوْ مِثْلِها اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللهَ عَلي كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ »(ﻫﻳﭺ حكمي رانسخ نمي­كنيم و يا نسخ آن را به تأخير نمي­اندازيم، مگراين­كه بهتر از آن يا همانند آن را جانشين آن مي­سازيم، آيا نمي­داني كه خداوند برهر ﭼﻳز قادر است ؟)در سوره­ مباركه نحل آيه­ 101 هم اشاره به تبديل آيه به آيه­ دﻳﮔر(نسخ حكم ) دارد.


مي شود به نمونه­هايي از نسخ آيات و احكام هم اشاره کنيد؟

بله، مسلمانان ﭘس از مهاجرت به مدينه به مدت 16 ماه به سوي بيت المقدس نماز مي­خواندند ﭘس از آن دستور تحويل قبله صادر شد كه مي­بايست هنگام نماز به سوي كعبه بايستند  (يعني حكم قبلي قبله نسخ شد و دستور جديد جاﻳﮔزين ﮔرديد. همچنين ابتدا درمورد زنان زنا كار دستور داده شده بود ( درصورت شهادت 4 شاهد و اثبات زناكاري) آن زن را در خانه­اي حبس كنند تا زماني كه مرﮒ او فرابرسد و يا خداوند حكم را تغيير دهد. بعد اين حكم نسخ شد و به جاي حبس ابد درمنزل دستور ديگري جايگزين ﮔرديدكه آن زن زناكار را صد ضربه تازيانه بزنند.


ﭼرا حكم به ﮔونه­اي نازل نشد كه احتياجي به نسخ نباشد؟

از آن­جايي كه بشر به تدريج به سوي تكامل ﮔام برمي­دارد و مردم در هر دوره (ازنظر درك مطالب) بر يك ﭘايه نيستند و دين هم كه براي تكامل بشر آمده و بايد مطابق ميزان رشد فكري و اجتماعي باشد، زماني اقتضاي تكليف بر حكمي است و بعد از ﮔام برداشتن به سوي تكامل و عدم فايده حكم اوّلي بايد حكم ديگري براي تكامل آن­ها نازل شود. راز تغيير احكام و دستورات ﭘﻳامبران قبلي توسط پيامبران بعدي چيزي جز رشد افراد از نظر درك مطالب و تكامل نيست. مانند نسخه­ي كه امروز طبيب براي دردي تجويز مي­كند و فايده دارد ممكن است براي فردا زيان آور باشد و....و يا مانند دروس تحصيلي امسال كه بسيار مفيد است ممكن است براي سال گذشته يا آينده بي­فايده و حتي زيان آور باشد.  بعضي از دستورات الهي نيز ﮔاهي مخصوص زمان معيني است و با گذشت زمان فلسفه خود را از دست مي­دهد .هريك از تكليف و برداشتن تكليف در جاي خود ، داراي حكمت و مصلحتي بوده و ﭼنين نسخي مستلزم خلاف حكمت و يا ناشي از بي­حكمتي نيست (تابگويند كار بي­حكمت از خداوند محال است). در مجموع، نسخ در آيات به اين معناست كه مدّت حكم از همان ابتدا موقت و محدود بوده و بعداً به عنوان نسخ اعلان ﮔرديده كه مدّت حكم سپري شده است (نه اين ­كه از همان ابتدا براي هميشه بوده و بعداً در اثر برخورد با اشكال و مصلحت­يابي تغيير كرده باشد) ﭘس اﮔر مدت حكم ازهمان اول به صورت موقت باشد هيچ منافاتي با علم و حكمت و مصلحت بيني خداوند ندارد.

 

يکي ديگر از مباحث اصلي کتاب اخير شما درباره اخلاص در قرائت است. در اين باره هم توضيح مي دهيد؟

بله، اخلاص، روح همه عبادات و سرمايه­ي تجارت اخروي و رأس المال تجارت­هاي دنيوي است.

اگر قرائت قرآن، براي اين باشد که مردم خوششان آيد، يا به اين وسيله دکّاني براي به جيب زدن پول مردم داشته باشد، نه تنها ثواب ندارد بلکه عقاب هم دارد. امام صادق (عليه السّلام) مي­فرمايند: کسي که براي استفاده از مردم، قرآن را قرائت کند، در روز قيامت درحالي­که صورت او استخواني بدون گوشت است وارد صحراي محشر مي­گردد. از آن­ جايي که روز قيامت، باطن هر چيز آشکار مي­شود، قاري قرآني که به طمع مال مردم قرآن مي­خوانده ، خواهد ديد که مال مردم را نمي­خورده، بلکه درحقيقت صورت خود را مي­خورده است. پس قارياني که درمجالس ختم و فاتحه، بر سر مقابر و بعضي از محافل قرآن را قرائت مي­کنند بايد مراقب باشند که نيّتشان کسب درآمد نباشد و فقط براي رضاي خداوند اين عمل عبادي راانجام دهند و چنانچه باني مجلس هديه­اي به ايشان داد قبول نمايند و اگرهم نداد هيچ ناراحتي در خود احساس نکنند. مرحوم محدث نوري رحمة الله عليه درکتاب لوءلوء و مرجان يکي از آداب منبر را همين موضوع ذکر کرده و آن را براهل منبر و سخنراني و روضه خواني واجب مي­دانند.

امام باقر (عليه السّلام) به ابي­النعمان وصيت فرمودند: مال مردم را به وسيله و به سبب ما مخور كه فقير خواهي شد.(ظاهراً مراد آن حضرت فقر دنيا و آخرت باشد) شيخ مفيد رحمة الله عليه درامالي مشابه همين روايت را ذكر مي­كنند كه حضرت به اباالنعمان فرمودند:به وسيله­ي ما مال را مخور كه خداي متعال به كسب تو نيفزايد جز فقر و پريشاني. شيخ كشّي در رجال خود از قاسم بن عوف روايت مي­كنند كه امام زين العابدين (عليه السّلام) فرمودند:اگر به وسيله­ي ما (ازراه دين) مال مردم رابخوري، خداوند فقرت رازياد مي­فرمايد. مرحوم آخوند ملامحمدصالح مازندراني و بعضي از بزرگان ديگر درشرح اين احاديث مي­فرمايند: مراد كسي است كه علم دين را آلت و ابزار خود قرار مي­دهد تا مال مردم را بخورد و سرمايه­ي خود قرار مي­دهد كه با آن معاش خود را وسعت دهد. امام صادق (عليه السّلام) مي­فرمايند: هركـس كه حـديثي را بـياموزد تا آن را براي منـافع دنـيوي براي ديگران نقل كند و به وسيله­ي آن مالي را به دست آورد خداوند برايش حظ و نصيبي قرار نخواهد. و بالعكس هركس، قصدش از تعليم و تعلم منافع اخروي باشد، خداوند برايش خير دنيا و آخرت عطا مي­فرمايد. شيخ فقيه محمد بن ادريس حلّي دركتاب ارزشمند سرائر ازابوذر رضي الله عنه روايت مي­كندكه فرمود:هركس، علمي ازعلوم آخرت را به قصد تحصيل متاع دنيايي بياموزد، بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد. شيخ ابن­ابي­جمهور­احسائي دركتاب غوالي اللئالي از اميرالمومنين (عليه السّلام) روايت مي­كند كه رسول خدا (صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمودند:هركس علم را از اهلش بياموزد و به آن عمل كند نجات يافته است وهركس مقصودش از فراگيري علم، تحصيل دنيا باشد پاداش آموختن آن علم فقط همان است كه قصد كرده و به دست آورده است يعني درآخرت هيچ بهره­اي ازآن علم نخواهدداشت. سليم بن قيس هلالي كه از اصحاب اميرالمومنين (عليه السّلام) است ضمن اشاره به همين مضمون فوق­الذكر اين را هم اضافه مي­كند كه نه تنها درآخرت بهره­اي ندارد بلكه هلاك هم خواهد شد.

 

شما در کتاب اخير خود درباره روش هاي مراجعه به قرآن براي تدبّر در آيات الهي چه راهکارهايي را ارائه داده ايد؟

در اين کتاب به روش؛ مراجعه­ مستقيم و مراجعه آموزشي اشاره شده که در روش مراجعه­ مستقيم براي تدبّر در قرآن چند شرط ضرورت دارد که عبارتند از: دانستن زبان عربي و آشنايي با لغات يعني به قدري بر زبان عربي و لغات مسلّط باشد که بتواند کلمات را بر همان معنايي که در عصر نزول به کار رفته حمل نمايد؛ زيرا امکان دارد معاني کلمات در بين مردم، با گذشت زمان تغيير کرده باشد، پس بايد از آميختن زبان قرآن با زبان­ها و اصطلاحات دوران­هاي بعد اجتناب شود. و روش دوم؛ آشنايي با تاريخ اسلام است يعني قرآن مانند بعضي از کتب آسماني (مثل تورات يا انجيل) نيست که يکباره نازل شده باشد، بلکه اين کتاب در طول 23 سال دوران زندگي پيامبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم)(از بعثت تا وفات) در خلال جريانات پرهيجان تاريخ اسلام، نازل شده است. از اين رو آيات آن داراي شأن نزول است.

(شأن نزول يعني واقعه، وضع و شرايطي که به مناسبت آن، آيه يا سوره­اي نازل شده است.) البته شأن نزول معناي آيه را در خود محدود نمي­کند و مضمون و حکم آيه را مختص خود نمي­گرداند،بلکه دانستن آن تا حدود زيادي، ما را در درک مقصود و مضمون آيه ياري مي­کند.

 

 

يكشنبه 29 بهمن 1391 - 9:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری