پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

آدم­ها برايم جالبند

 

گفتگو با حبيبه جعفريان

 

زندگي نامه نويسي به آثاري گفته مي­شود که شرح حال افراد و رخدادهاي زندگي آنان ضمن تحليل و توصيف جريانهاي فکري، سياسي و اجتماعي زمان ايشان به قلم فردي که با تحقيق جامع بر اوضاع مسلط است نوشته مي­شود در نگارش اينگونه داستان­ها اگر نويسنده خوش قلم و هوشمند و نکته بين باشد خاطراتي را به رشته تحرير درخواهد آورد که لطف و مزه­اي خاص خواهد داشت به علاوه گاه مطالبي را در برمي­گيرد که در جاهاي ديگر نمي­توان يافت حالت صميمي و بي تکلفي هم مي­تواند در آن ديده شود.

اين نوع نوشتارها گاهي ممکن است با ادعاها و خودستاييها و اظهار نظرهاي يک طرفه نويسنده نيز همراه باشد. نويسندگان به چيزهائي مي­پردازند که به جهتي مورد توجه يا علاقه و احياناً مخالف سليقه و نظرشان بوده است. اما نکات و اطلاعاتي هم در آن نهفته است و از آن مندرج خواهد شد که از نظر مطالعات اجتماعي و نيز تاريخي فوائدي آشکار دارد.

برخي از اين زندگي نامه­ها چنان مطبوع نوشته شده است که نظير داستاني دلکش خواننده را به سمت خود جلب مي­ کند و چون از اشخاص و حقايق واقعي سخن مي­گويد گاهي از برخي از داستان­ها زنده­تر و گيراتر است حتي اگر نويسنده از ذوق و قريحه نوشتن بهره­اي نبرده باشد بسا که اثر او به عنوان يکي از صورت­هاي انواع ادبي درمي­آيد و ارزش خاصي دارد.

حبيبه جعفريان متولد 1353 مشهد است. او که تحصيلات خود را در مقطع ليسانس در رشته کتابداري به پايان برده است از سال 1373 به عنوان روزنامه نگار در روزنامه قدس شروع به فعاليت فرهنگي و رسانه­اي کرد وي اولين اثرش را به عنوان يک زندگي نامه نويس در سال 1377 چاپ کرد. (چمران به روايت همسر شهيد)، (همت به روايت همسر شهيد)، (حميد باکري به روايت همسر شهيد) و زندگي نامه­هاي جلال آل احمد، گاندي، تختي، تولستوي، مورس، انيشتين، سيد محمدحسين طباطبائي، مادام کوري و شهيد آويني از جمله کارهاي ديگر اوست.

- تعريف شما از زندگي نامه چيست؟

زندگي نامه پلي است بين ادبيات و تاريخ، که به نظر من خيلي هم واقعي است قبل از آنکه نوشتن زندگي نامه­ها را آغاز کنم خواندن چنين کتاب­هائي را دوست داشتم و احساس مي­کردم خواندن زندگي نامه جذاب­تر از رمان است ترجيح مي­دادم قبل از خواندن آثار يک نويسنده ابتدا زندگي نامه او را بخوانم.

- نوشتن زندگي نامه چه فايده­اي دارد؟ آيا تأثيرگذار است؟

نمي­شود گفت که بدون تأثير است به خاطر مي­آورم وقتي زندگي نامه اگزوپري در ايران ترجمه شد يکي از اثراتش اين شد که خيلي­ها نظرشان درباره او عوض شد و ديگر اين نويسنده را دوست نداشتند. بسياري که شازده کوچولو دلخواهشان بود بعد از مطالعه زندگي نامه نويسنده آن ديگر با نوشته­هاي اگزوپري احساس نزديکي نمي­کردند و اعتقاد داشتند اين آدم ربطي به نويسنده شازده کوچولو ندارد ممکن است بسياري هم اينگونه فکر نکنند اما بدون تأثير هم نبوده است حداقل زندگي نامه نويسي اين است که افرادي که دوست دارند درباره آدم­هاي مورد علاقه­شان کنجکاوي کنند مي­توانند با خواندن زندگي نامه آن فرد اطلاعاتي بدست آورند.

- بهترين زندگي نامه­اي که خوانديد کدام بود؟

بهترين زندگي نامه­اي که خواندم آثار (هانري ترويا) است. اين نويسنده دورگه­اي فرانسوي – روسي درباره نويسندگان بزرگ روسيه آثاري نوشته است هميشه دوست داشتم مثل او با اطلاعات زياد و مفصل بنويسم اطلاعاتي که ترويا در آثارش بدست مي­دهد بسيار مفصل و دقيق است زندگي نامه­هائي که او نوشته است پرقدرت­تر از رمان­هاي اوست.

- تفاوت زندگي نامه محض و زندگي نامه داستاني چيست؟

تفاوت آنها در روايت و شيوه آن است به نظر من جزئيات از آن دست مؤلفه­هايي است که اين دو را بسيار از هم جدا مي­کند و اهميت زيادي هم دارد به نظرم بزرگترين نقطه قوت (هانري ترويا) هم در اين است که بعد از گردآوري اطلاعات فراوان بسيار جزئي پردازي مي­کند و آنها را مي­پروراند او به عناصر داستاني واقف است که مي­تواند اين طور تأثيرگذار بنويسد.

- تا چه اندازه ورود عنصر تخيل را در زندگي نامه نويسي مجاز مي­دانيد؟ يا استفاده از تخيل اصولاً ضروري است؟

اگر به اين قائل باشيم که داستاني شدن به تأثيرگذاري زندگي نامه کمک مي­کند پس نبايد از گذاشتن تخيل در آن کم بگذاريم در اين صورت استفاده از تخيل اجتناب ناپذير مي­شود اما زندگي نامه نويسي يک کار مستند است درباره کسي که وجود داشته و بسياري از آدم­ها او را مي­شناسند و يا مي­شناختند. اين مورد، اضافه کردن تخيل را کمي سخت مي­ کند نمي­شود تصميم گرفت تا چه اندازه مي­توان تخيل به آن اضافه کرد چون به کار بردن تخيل بسيار مراقبت و وسواس مي­خواهد از سوي ديگر اگر کلاً عنصر تخيل را در کار ناديده بگيريم نوشته­ها بيشتر جنبه اطلاع رساني و اخباري پيدا مي­کند بيشترين کاربرد تخيل نيز در فضاسازيهاست.

- گفته مي­شود در کتاب (ديلماج) شخصيتي تخيلي در يک فضاي کامل رئال به مخاطب معرفي مي­شود. به طوري که هرکس آنرا مي­خواند برايش اين سؤال پيش مي­آيد که اين شخصيت واقعي است و يا تخيلي. در حاليکه خود نويسنده مدعي غيرواقعي بودن آن است. نظر شما درباره چنين آثاري چيست؟

به اين کار نمي­توان گفت زندگي نامه. چون زندگي نامه داستاني تعريفش با اين کاري که شما درباره­اش حرف مي­زنيد تفاوت دارد به نظرم آثاري از اين نوع بيشتر رمان زندگي نامه­اي هستند چون کاري مثل (ديويد کاپرفيلد) هم اينگونه است. اتفاقاتي در اين رمان مطرح مي­شود که مي­توان گفت در تاريخ آن زمان انگليس وجود داشته است و به عنوان پس زمينه­ي کار به حساب مي­آيد يا مثلاً در (بينوايان) يا کتاب (همنام) که با تولد يک آدم شروع مي­شود بزرگ مي­ شود به دانشگاه مي­رود و ازدواج مي­کند و همه اتفاقات روزمره­اي که براي يک آدم عادي پيش آمد در آن به چشم مي­خورد.

- با نوشتن زندگي نامه­هائي از اين نوع آيا ظلمي در حق زندگي نامه نويس­ها مي­شود؟

بله، زندگي نامه نويس­ها موقعيت­هاي خوبي نداشته­اند. تقريباً مانند منتقدنويس­ها که ديگر نويسندگان چشم ديدن آنها را ندارند يادم است که ناباکوف در جايي گفته بود: من نمي­خواهم مثل اين زندگي نامه نويس­هاي فضول که در راهروها و اتاق خواب­ها و صبح و بعدظهرها نويسندگان دنبال سوژه هستند باشم. اصولاً نگاه مثبتي به کار ما وجود ندارد.

- يک زندگي نامه نويس تا چه اندازه اجازه ورود به زندگي شخصي اشخاص را دارد؟ ممکن است در بيان قسمتي از زندگي شخصي مورد نظر از شرعي و عرفي مشکلي بوجود بيايد که افشاي آن چندان به صلاح کسي که زندگي­اش نوشته مي­شود نباشد. اما بيان آن از سوي زندگي نامه نويس ضروري باشد.

شخصيت پردازي تا هرجا که ممکن است آزاد است. نويسنده زندگي نامه حق دارد وارد حريم شخصيت­ها شود و هرچه را که هست در اختيار مخاطب قرار دهد بايد اجازه بدهيم خواننده خود تصميم بگيرد. در ايران دوست نداريم کامل وارد حريم خصوصي افراد شويم اما در غرب اينطور نيست. مثلاً قرار بود ويرجينيا وولف درباره دوستش که نقاش بود در عرض يک سال زندگي نامه بنويسد اما مشکلش اين بود که نمي­توانست همه چيز را درباره او بگويد از طرفي فکر مي­ کرد اگر ننويسد به ما خواننده خيانت کرده است و دور از واقعيت است و آنقدر اين تناقض او را اذيت کرد که در انتها از خير نوشتن زندگي نامه صرف نظر کرد.

- شما اگر در چنين موقعيتي باشيد چه مي­کنيد؟

من هم در اين موقعيت قرار گرفته­ام البته درباره کاراکترهاي ايراني. مثلاً کاري درباره مرتضي آويني نوشتم و چاپ هم نشد به خاطر همين مشکل. اين کار را از روايت فتح سفارش گرفته بودم که البته فکر مي­کنم اين برخوردها بيشتر سليقه­اي است مثلاً من دو مقاله درباره شريعتي و کافکا در سروش چاپ کرده بودم بعدها با کتاب شدن همين مقاله­ها مخالفت شد يعني بيشتر در ايران مديراني هستند که تصميم مي­گيرند براي چاپ يا عدم چاپ اين کارها. وگرنه کم پيش مي­آيد که نويسنده­اي نخواهد کارش چاپ شود. البته سه تا کارهاي مرا بيشتر بازنويسي خاطرات مي­دانند تا زندگي نامه. چون به يک مقطع خاص از زندگي افراد مي­پردازد و يا به روايت همسر و نزديکان او. که اگر بتوان آنها را در قالب زندگي نامه نشان داد از حالت خاطره بيرون مي­آيد.

- به جز زندگي نامه نويسي در چه بخش­هاي ادبي ديگري فعال بوده­ايد؟

کار چاپ شده­اي در فرم کتاب ندارم دوست دارم در زمينه داستان يا رمان بلند کار سنگين انجام بدهم چون علاقه خودم هم بيشتر خواندن و نوشتن رمان و داستان بلند است تا داستان کوتاه. چند کار ترجمه­اي از زبان انگليسي هم انجام داده­ام.

- طرح زندگي نامه نويسي از سوي چه مراکزي به شما پيشنهاد مي­شد؟

اولين کارم بازمي­گردد به زماني که در سروش جوان بودم به پيشنهاد آقاي قنواتي سردبير سابق مجله که از علاقه من به زندگي نامه نويسي مطلع بود در سالگرد جلال آل احمد زندگي نامه بلندي درباره او نوشتم خيلي از اين کار استقبال شد و بعدها ادامه پيدا کرد از زندگي نامه­هائي از گاندي گرفته تا تولستوي.

- نوع قراردادهايتان چه شکلي بود.

درصدي که من براي کارهايم مي­گرفتم با بقيه آثار ديگران فرق مي­کرد مثلاً انتشارات روايت فتح براي زندگي نامه علامه طباطبائي 15 درصد قرارداد بست در حاليکه نرخ قراردادهاي جاهاي ديگر بين 10 تا 12 درصد بود.

- آيا به صورت مستقل و بدون سفارش زندگي نامه نوشته­ايد.

بله درباره کاوه گلستان زندگي نامه نوشته­ام. اين فرد در عراق کشته شد ماحصل کار به شکل زندگي نامه درآمد.

- به طور کلي استقبال از آثارتان چگونه بوده است؟

خوب بوده است کارهاي روايت فتح که خوب فروش داشته است برخلاف آنچه فکر مي­کرديم (همت) خوب فروش کرد و پرفروش­ترين کار چاپ شده است که از اين بابت هم از روايت فتح جايزه­اي گرفتم. فکر مي­کنم سادگي متن و مختصر و مفيد بودن آن به فروش خوب و استقبال از کارهايم کمک کرده است و نيز اينکه مي­شود در يک ساعت آنرا خواند.

- مخاطب آثارتان چه کساني هستند؟

جوانان. کارها عموماً به زبان جوانان و نوجوانان نوشته مي­شود تحليلي نيستند بيشتر توصيفي هستند.

- تا به حال شده کاري به شما پيشنهاد بشود که نسبت به آن فردي که درباره­اش مي­نويسيد اعتقادي نداشته باشيد و يا برعکس به او شديداً علاقمند باشيد و اين باعث شود تفکرات و موضع گيري­هاي شما در اثرتان تأثير بگذارد؟ در چنين شرايطي مي­توانيد صادقانه بنويسيد؟

سعي مي­کنم. دلم مي­خواهد اين طور باشد. کارهاي اين گونه قابل اعتمادترند منتها نمي­دانم چقدر مي­توان در اين مورد موفق بود. بي طرف بودن خيلي سخت است نمي­شود حس را انکار کرد فقط مي­شود آنرا کنترل کرد نمي­توانم بگويم مطلقاً احساسم را دخالت نمي­دهم نمي­شود اين طور وارد قضيه شد.

- شما سنديت­هاي تاريخي را چگونه وارد کار مي­کنيد؟

راجع به کاراکترهاي ايراني کار مشکل­تر است هميشه سعي کرده­ام از اطرافيان آنها که در قيد حيات هستند اطلاعات کسب کنم چون محکم­ترين راه است. مثل کارهاي علامه طباطبائي، سهراب سپهري، زندگي نامه علامه طباطبائي، از مصاحبه با دختر ايشان و منابع مکتوب به نگارش درآمد و براي زندگي نامه سهراب هم با خواهر او مصاحبه انجام دادم. در نوشتن زندگي نامه – اگر خوش شانس باشيم – ممکن است محافل خصوصي يا مجالس سخنراني خصوصي آنها نوار يا فيلمي به دستمان برسد که البته خيلي کمک مي­کند.

- در جمع آوري مطالب زندگي نامه قاعدتاً اعمال سليقه از سوي نويسنده يا ناشر انجام مي­شود. تا چه اندازه شما در اين اعمال سليقه­ها دخالت داريد؟

دخالت و همکاري انتشارات تنها تا مرحله نوشتن است آن هم بعد از اينکه کار تکميل مي­شود آن موقع است که ناشر نظر مي­دهد به جز کار آويني که چاپ نشد هيچ کجا موردي پيش نيامد که بخواهم کار را اصلاح کنم يا تغييرات عمده­اي در آن بدهم. بيشتر صاحبان اثر نظر مي­دهند که سعي مي­کنيم آنها را لحاظ کنيم.

- آيا مي­پسنديد که تنها بخشي از زندگي افراد نوشته شود و نه تمام آن؟ يعني به صورت کاملاً سليقه­اي تنها بخشي از زندگي فرد انتخاب و نوشته شود.

به نظرم درست نيست. زندگي نامه يعني صحبت از تمام آنچه که اتفاق افتاده است البته در جريان کار اتفاقاتي مي­افتد که ناگزير به حذف بخش­هائي مي­شويم ممکن است برخي از خاطرات و گفته­ها از يک دستي روايت کم کنند که به ناچار از آوردن آنها صرف نظر مي­کنيم گاهي هم صرفاً سليقه­اي به برخي نکات بيشتر مي­پردازيم. مثلاً درباره کلمات و کرامات علامه طباطبائي و روابط ايشان با عالم لاهوت نقل قول­هاي بسياري بود اما من حسم اين بود که دليلي ندارد روي اين مسائل بيش از اندازه تمرکز کنم و به بخش­هائي پرداختم که فکر مي­کردم بهتر است مطرح شود مثل مراقبه­ هاي ايشان. به نظرم تزکيه نفسي که ايشان داشتند دليل رسيدن به اين درجات بوده است.

- تحقيق درباره زندگي نامه­هاي داستاني چه تفاوتي با تحقيق درباره داستان دارد؟

به نظرم تفاوت آنها در اين است که به شکل عادي خيلي درباره­ي آن سوژه­ي داستاني تحقيق و فيش برداري نمي­شود ممکن است برخي اين کار را بکنند اما عموماً اين روش متداول نيست. افراد بيشتر سعي مي­کنند درباره آن چيزي که تجربه کرده­اند بنويسند ولي در زندگي نامه مرحله مهم، کليدي و اساسي تحقيق است يعني شما بيش از اينکه نويسنده باشيد محقق هستيد اطلاعات شما کاملاً بايد مستند باشد.

- با توجه به قابليت­هاي هنري داستان و تأثير آن به عنوان يک اثر ناب شما چرا قالب زندگي نامه را انتخاب کرديد؟

اتفاقاً خيلي­ها اين سؤال را از من پرسيدند خودم هم خيلي دوست دارم کار داستاني داشته باشم. فکر نمي­کردم زندگي نامه نويسي من تا اين اندازه طولاني شود. چند وقتي است که کار سفارشي زندگي نامه نويسي را قبول نکرده­ام چون به نوعي احساس مي­کردم در حال درجا زدن هستم. اما در حقيقت زندگي نامه نويسي را بيشتر دوست دارم شايد هم ترس داستان نوشتن هنوز در من نريخته است هنوز دارم مشق مي­کنم و سعي.

- زندگي نامه داستاني وجوهي از تاريخ و وجوهي از داستان را توأماً دارد که به دليل محدوديت در استفاده از اين عناصر نه مانند تاريخ قابل استناد است و نه مانند داستان شکلي تخيلي دارد با اين توضيحات چه دليلي براي پرداخت به آن وجود دارد؟

زندگي نامه نويسي سختي­هاي کم اجري دارد اما براي خود من اينطور نيست. آدم براي من جالب است. آنها پيچيده­اند و توجه مرا جلب مي­کنند برايم مهم است که بفهمم چرا فلان شخصيت دنبال اين کار رفت و اين کار را انتخاب کرد دنبال عوامل رفتن برايم مهم و جالب است يکي از کارهايم درباره­ي ماري کوري است تلاش و جديت و شيوه زندگي او برايم جالب است دلم مي­خواست تجربه­هاي او را به بقيه انتقال دهم همان قدري که خودم آن را حس مي­کنم برايم عجيب بود که او ده سال از عمرش را مي­گذارد تا کاري را که دوست دارد انجام بدهد. هميشه دلم مي­خواست بدانم چطوري مي­شود شخصي چيزي مثل آنا کارنينا را بنويسد. چه نگاهي به اين داشته است؟ روايت درباره اعمال اين شخصيت­ها از طرف من برايم از آنچه که کشف مي­کردم جالب­تر بود.

- کارهاي شما از پرداخت تفصيلي برخوردار نيست بيشتر قصه محور است و جزئي پردازي و شخصيت پردازي رمان را ندارد چرا از نوشتن کارهاي مفصل­تر و داستاني­تر اجتناب کرده­ايد؟

مهم اين است که آنچه بايد مي­گفتم را گفته­ام. همواره اطلاعات زيادي را هم جمع کرده­ام اما در نهايت فکر مي­کنم گفتني­ها را گفته­ام اينطوري مخاطب جوان ما کتاب را راحت­تر مي­خواند. در غير اينصورت مي­رود کتاب ششصد صفحه­اي (ترويا) را مي­خواند نه کتاب چهل صفحه­اي من را. البته همان طور که گفتم براي جمع آوري اين اطلاعات مربوط به همين کتاب چهل صفحه­اي هم زحمات زيادي کشيده­ام. تدوين و يک دستي کارهاي من مهمترين عامل موفقيت آنها بوده است زندگي نامه­ها خواهي نخواهي در دِل خودشان داستان دارند.

- آيا نوشتن زندگي نامه هرگز برايتان دردسرساز شده است؟

البته. من آدم خوش شانسي هستم اما کار دکتر چمران بعد از چاپ برايم دردسرساز شد خانم چمران از کارم راضي نبودند و اين تأثير بدي روي من گذاشت. يکي دو بار شنيدم که ايشان گفتند که چطور مي­شود کسي در رابطه با مادام کوري و انيشتين بنويسد و هم تولستوي. بهتر بود تخصصي­تر به اين مقوله نگاه مي­شد فردي که کار علمي کرده درباره دانشمندان بنويسد و کسي که تخصصش ادبيات است درباره نويسندگان. درباره­ي کار علامه طباطبائي هم همين طور بود. گرافيست کار از آن راضي نبود فکر مي­کرد شأن علامه طباطبائي پائين آمده است در حاليکه من تمام تلاشم را براي بهتر شدن کار انجام داده بودم اين واکنش­هاي منفي البته ناراحت کننده است چون تمام کارهايم برايم حساس است اما وقتي لذت بردن ديگران را از خواندن آثارم مي­بينم اين برخوردهاي منفي را زود از ياد مي­برم.  

 

چهارشنبه 25 بهمن 1391 - 11:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری