پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

راهي براي انسان سازي

 

با تأملي در کتاب (( سيره پيامبر در رهبري و انسان سازي))

 

انسانيت در دنياي مدرن به شدت خطر است آنچه که اکنون از خوي انساني باقي مانده است اندک افسانه هايي رنگ باخته از گذشته و خاطرات انسانهاي افسانه مانند است. هر چند نگاهي به گذشته ي تاريخي تمدن بشري نشان مي دهد هر عصري از عصر پيش از خود الگو برداري کرده است. روش هاي درست در تمدن هاي باستاني اندک اندک از بين رفته است و به جاي آن آيين هاي جاهلي و غير انساني روز به روز رشد کرده اند در حال حاضر بسياري از بدعت هاي گذشته ي بشري همچنان براي مردم جهان شناخته شده مانده اند و بسياري از فرهنگ هاي اصيل و دست نخورده ي پيشين رو به زوال و گاهي نابودي کامل نهاده اند يک پارچه شدن فرهنگها و تمدن هاي جهاني مسئله اي است که روز به روز جامعه ي بشري را تهديد مي کند و گويي در مقابل آن هيچ راهکاري وجود ندارد.

گاهي از گوشه و کنار دنيا کساني به پا مي خيزند که مي خواهند تحولي در اين عرصه ي روبه زوال ايجاد کنند. بي شک آيين هاي ديني و مذهبي از جمله دين مبين اسلام که به حق انسان ساز است در پيشاني اين حرکت عظيم قرار گرفته اند و هرچند اکنون دير است وليکن بايد از جايي شروع کنيم که امروز ديروز و فرداي خود را بيابيم شايد هم اکنون به نتايجي در خود دست نيابيم و بيداري اسلامي ما در اين حاضر و در زمان حيات ما پاسخ کامل و جامعه اي را براي برون رفت از اين مسئله به ما ارائه ندهد اما بي شک با تداوم در راه حق و حقيقت دين مي توان راه را يافت زيرا که تنها راه مستقيم و حقيقي همين است.

البته لازم به ذکر است که هرچند در دوران حاضر حرکت بيداري اسلامي شروع شده است و ما را روز به روز اميد وارتر مي کند وليکن بايد توجه داشت که ريشه هاي بازگشت دوباره ي ما به مباني اصلي دين اسلام از حدود دويست سال اخير شروع شده بود حال با توجه به گسترش اين دين مبين در جهان حاضر برماست که آنچنان در خور توجه و عمل مفيد انجام شده اي گام نهيم و حرکت رو به جلوي جامعه مسلمانان جهان را ياري رسانيم با نظر به نکاتي که هرچند در ابتدا به شکل بسيار ساده و پيش پا افتاده اي به ذهن مي رسد وليکن امتداد و ادامه همه ي شئون هر چيز کوچک ولي با اهمييت زنده نگاه داشتن آيين هاي اسلامي مي توانيم به سوي هدف قائي خود پيش برويم با اين توضيحات هرچند کوتاه و مختصر وارد بحث اصلي کتاب حاضر مي شويم تا در نهايت به آنچه که نويسنده براي بيان آن تلاش کرده است دست يابيم تا شايد کمکي باشد براي هرچه بهتر فهميدن.

اثر حاضر که به قلم سالم الصفار و ترجمه ي غلامحسين انصاري به زيور چاپ مزين شده است در نه فصل تدوين يافته است و در هريک از آنها نمونه هايي از رفتار و شيوه هاي حکومتي رسول خدا(ص) مورد غور و برسي قرار گرفته اند. هرچند در عصر حاضر الگو برداري از سنت هاي پسنديده ي نبي اکرم(ص) بسيار کم صورت مي گيرد وليکن همين امر باعث شده کساني مانند نويسنده ي اين کتاب ارزشمند به تلاش براي بازيابي و ارائه ي اين روش ها دست بزند. خوشبختانه لحن گفتار کتاب آنچنان است که درک مطالب متن آن براي مخاطبان به سادگي صورت مي گيرد و اين از دو جهت ناشي مي شود يک نحوه ي نگارش کتاب توسط نويسنده که سعي او بر اين بوده است که هرچه صريح تر و آسان تر به اصل مطلب اشاره کند و تا جايي که ممکن است تعابير و توصيفات در جهت راحت الفهم کردن اثر استفاده کند با اين همه بايد گفت نحوه ي ترجمه ي اثر نيز در اين امر کمک شاياني بوده است نوعي از ترجمه که براي اين اثر انتخاب شده آنچنان ساده و روان است که خواننده را در پيچ و تاب جملات درگير نخواهد کرد و سرانجام حق مطلب را ادا مي کند و اين يکي از موفقيتهاي اثر فوق است

با توجه به اين مطلب بد نيست اندکي در اين مورد به بحث و بررسي بنشينيم در اين اثر به سادگي بسيار درخور توجه ي بر مي خوريم که بهره بردن از هريک از آنها در پي تفکر و تعمق مداوم صورت خواهد گرفت معاني عميقي که در پس هريک از عناوين ذکر شده در کتاب به وضوح قابل مشاهده است در نگاه نخست اندکي پنهان و با تأمل بيشتر در آن موضوعات به سادگي قابل استخراج خواهد بود. آنچه که مترجم آن را يکي از نقاط قوت کتاب به حساب مي آورد تکرار برخي از موضوعات است که به نظر ايشان به دو دليل عمده صورت پذيرفته است نخست دليل تربيتي آن و دوم روش قرآن در ايجاد تثبيت مفاهيم در اذهان مردم، هر دو دليل ارائه شده به فراخور موفقيت موضوعات در خور بحث و بررسي خواهد بود. اگر تکرار مکررات براي تثبيت در اذهان عموم مردم به روش قرآن صورت پذيرد پس بايد آنچه که در هر تکرار ارائه مي شود اندکي موضوع را روشن تر از آنچه در قبل گفته شه بود بيان سازد روش قرآن در تکرار داستانهاي عبرت انگيز چنان است که هر تکرار آن مانند دفعه پيشين نخواهد بود و تنها کتاب فوق را در الگو برداري از اين روش قرآني مي توان موفق دانست با اين حال تمامي آنچه که در کتاب پيش روي ما آورده شده است چندان تکرار مکررات نخواهد بود.

در ابتداي کتاب فوق نويسنده به تأسيس دولت اسلامي توسط پيامبر اسلام(ص) اشاره اي کرده است چند نکته ي اساسي در ذکر همين مطلب بايد براي مخاطبان روشن گردد که در متن کتاب چندان نويسنده به آنها نپرداخته است و به نظر مي رسد تا حدودي ابتداي بحث ناقص مانده است. دولت اسلامي براي تشکيل خود احتياج به يک مکاني براي تثبيت حاکمين خود داشت پيامبر اسلام(ص) با تواني که در تحليل و تصميم گيري داشتند در ابتدا مسجدي را بنا نهادند که پايه هاي حکومت اسلامي نيز از همان جا تا کنون شکل گرفته است در دين اسلام بر خلاف ديگر اديان محل عبادت تنها مکان با استفاده ي مذهبي نبوده و نيست.

با اين حال امروزه بسياري از کاربردهاي مساجد از بين رفته است بد نيست نظري کوتاه به کاربري مساجد درصدر اسلام و به خصوص مسجد پيامبر درصدر اسلام نظري افکنيم تا در نهايت آنچه که نويسنده مي خواهد در اين مبحث به مخاطبان عرضه کند بهتر نمايان شود و بيش از هرچيزي توجه کافي به آن مفاهيم گردد. در ابتداي شکل گيري مساجد در اسلام و به خصوص مسجد پيامبر اسلام (ص) مسجد به جز اين که جايگاهي براي عبادت خداوند متعال بود براي کساني که خانه و کاشانه اي نداشتند نيز به مانند يک سر پناه عمل مي کرد بسياري از ياران پيامبر که از مکه به مدينه هجرت کرده بودند. نتوانسته بودند وسايل آسايش و حتي اموال خود را به همراه بياورند و در ابتداي ورود به شهر مدينه سر پناهي نيز براي آنها وجود نداشت پس اولين کاربري مسجد دست ساخته ي مسلمانان به نوعي سر پناهي براي ايشان نيز بود تا در زمان مناسب انديشه اي براي ايجاد سرپناه کنند.

در مرحله ي بعد پيامبر اسلام(ص) به مکاني احتياج داشتند که مباحث ديني را براي مسلمانان بازگو کنند و ايشان را از اين نظر نيز مورد آموزش قرار دهند سيره ي پيامبر هم در عمل و هم در علم نهفته بود چه بسا بحث هايي در آن ميان يا پس از وقت عبادتهاي روزانه صورت مي پذيرفت که بهترين محل براي بيان آن همان مسجد بود پس کاربرد ديگر مسجد همان مکاني است که براي تعليم و عبادت مناس مي نمود. در برخي از مشکلات جامعه ي مسلمانان که پيامبر براي انتخاب راه حل آنها مسلمانان را به مشورت مي خواند نيز مسجد مکاني مناسب بود زيرا محلي براي مشورت نيز مي شود در بسياري از اين مباحث تعداد زيادي از مردم شرکت داشتند که به ناچار بايد در محلي اين مشورت صورت پذيرفت که بتوان اين تعداد مردم را در آن جاي داد و به تبع مکاني مانند مسجد پيامبر(ص) که به فراخور زمان هر موقع که نياز مي بود مي توانستند آن را وسيع تر از قبل بنا کنند مناسب بود زيرا با جابجايي ديوار فضاي مسجد بزرگتر مي شد و مکاني مناسب پديد مي آمد.

کارکرد ديگري که باز هم مي توان از آن ياد کرد محلي بود که پس از غزه هاي پيامبر(ص) آسيب ديدگان جنگ را به آنجا منتقل مي کردند انتقال مسلمانان آسيب ديده و مداواي آنها در محل مناسبي مانند فضاي مسجد در جنگ هاي صور اسلام نشان دهنده ي يکي ديگر از کارکردهاي مسجد در آن زمان است. همه ي کارکردهاي مسجد در آن برهه ي تاريخي بر چگونگي ارتباط حکومت اسلامي پيامبر(ص) و مسلمانان اشاره دارد که پس از رحلت ايشان توسط خلفاي پس از پيامبر(ص) نيز تا حدودي دست نخورده باقي ماند و اين نحوه ي ساده زيستي اندک اندک با بيش را به شرايط کاخهاي امويان و عباسيان و امراي به ظاهر مسلمن و غاصبان حکومت انجاميد با اين توضيحات بهتر مشخص مي شود که ميراث ماندگار سيره ي نبوي پس از ايشان تا چه حد دست خوش تغييرات چشمگير شده است.

همين نگاه کوتاه به کارکردي که مساجد در ابتداي شکل گيري حکومت اسلامي داشته اند و مقايسه ي آن با آنچه که در حال حاضر مساجد اسلامي به شکل امروزي و کارکرد امروزي آنها است به شکاف ميان اسلام راستين با آنچه که پس از رحلت پيامبر رخ داده بود پي خواهيم برد اين کتاب نيز بنابر همين رسالت مقدس شکل گرفته است که آنچه را در تاريخ اسلام به فراموشي سپرده شده است را بازيابي کنيم.

نکته ي ديگري که از اهميت بسياري برخوردار است و کليت کتاب نيز تا حدي به آن اشاره داشته است. نحوه ي ديدگاهي است که حکومت به قدرت و سياهي و نظامي خود خواهد داشت. در حکومتهاي امروزي که دست ساخته ي تفکر بشر هستند قدرت در دست گروهي اندک و با جابجاي آنها صورت مي گيرد و از جمله اين تاثيرات بر گروهي از مردم موثر خواهد بود که در زير سلطه ي قدرت مداران هستند. نظر گاه نويسنده در اين خصوص بيش از هر چيزي بر اين مبنا استوار مي باشد که تفاوت ميان استفاده از قدرت در نظام حکومتي اسلام و ديگر نظام هاي حکومتي مشابه در آن زمان باعث شکل گيري تفکري متفاوت از آنها بوده است.

در مقايسه ميان نظام حکومتي صدر اسلام که پيامبر(ص) آن را بنا نهاده بودند با نظام حکومتي ايران در زمان ساسانيان به نتايجي در خور توجه خواهيم رسيد که نويسنده تا اين حد نتوانسته به موضوع نزديک شود براي ارائه مطلبي در خور درک و فهم مخاطبان و بازنمودن مبحث بد نيست به اين مقايسه دست بزنيم. در زمان حکومت ساسانيان در ايران که خود را وارثان حکومت هخامنشيان مي دانستند و در پي دست يافتن به مباني حکومتي آنها بودند. روش ها و آيين هاي را پي ريزي کردند که بسيار با منشهاي دين اسلام متفاوت بود همين تفاوت ميان طبقات اجتماعي باعث شده بود نارضايتي ميان مردم ايجاد شود. در مقابل حکومت اسلامي برتري را ميان مردم مسلمان به داشتن تقوا مي دانست و ديگر برتري هاي دوران جاهلي را طرد مي کرد در حاليکه در نظام حکومتي ساسانيان برتري قومي قبيله اي و متولد شدن در يک طبقه ي اجتماعي باعث مي شد يک فرد هرچه قدر توانايي داشته باشد نتواند از طبقه ي اجتماعي خود جدا شده و به پيشرفت دست يابد همين مسئله در بي انگيزگي ميان طبقات مختلف مردم موثر بود.

اصالت خون در ميان حکومت ساسانيان ملاک مهمي در تعيين توانايي افراد بود همين مسئله در دوران جاهليت پيش از اسلام نيز در سرزمين عربستان وجود داشت فخر فروختن به نژاد و قبيله و نظامندي قبيله اي جامعه ي عربستان در زمان ظهور اسلام به نحوي رابطه اي ميان حکومت ساسانيان و جاهليت آن و همچنين شکل جاهليت در ميان اقوام ديگر ايجاد مي کند. به سخن ديگر نظام طبقاتي ساسانيان و قبايل عرب در يک جهت گيري کلي شکل جاهليت يکساني داشتند تنها نحوه ي ارائه ي اين جاهليت متفاوت بود حال با مقايسه ي الگوي اسلام با اين گونه حکومتها منظور نظر نويسنده در بيان نگاه به قدرت و سلطه را مي توان دريافت و پي به حقيقت پنهان آن برد.

با اين حال يک نکته ي ديگر که بايد آن را نيز مورد ارزيابي قرار دهيم هم قابل توجه است. قدرت در نظامهاي سياسي هم عصر شکل گيري اسلام و در زمان معاصر در دست گروهي اندک بوده و هست و در واقع صاحبان قدرت در اين نظامها هيچگاه عوض نخواهند شد و نفوذ خود را بر هور دولتي که روي کار مي آيد خواهند داشت در حاليکه قدرت در تفکر اسلامي منشاء الهي دارد و بنابراين صاحب اصلي قدرت خداوند متعال مي باشد. تفاوت ميان اين دو ديدگاه اساساً بر مبناي نياز مادي انسان است در نظامهايي که قدرت در دست گروهي قدرت طلب قرار دارد سوء استفاده و بهره گيري غير اخلاقي از آن به راحتي توجيه خواهد شد ولي در نظام حکومتي بر پايه ي اسلام قدرت هرچيز در دست شخصي است که پيامبر خداست و يا جانشين بر حق اوست وليکن منشائي الهي خواهد داشت و اين افراد از سوي خداوند و بنابر دستورات او به انجام اعمال مي پردازند.

تصور شود ايجاد حکومتي بر پايه ي رسيدن به تمنيات شخصي و دنيوي صورت پذيرد و در مقابل حکومتي بر اساس دستور الهي و نحوه ي اداره ي حکومت از مبنايي ديني باشد. آيا در نهايت مي توان به اين نتيجه ي يکسان اميد داشت که مردمي تحت لواي هر دو حکومت به کمال مطلوب خود برسند؟

قطعاً آنچه از سوي خداوند متعال براي بشريت مفيد دانسته شده است بر نياز واقعي ايشان نزديکتر است تا آنچه که برخي از ابناي بشر بنا بر موقعيت اجتماعي يا اقتصادي شان و براي مطامع شخصي خواهان اجراي آن باشند. نگاهي گذرا به دموکراسي شکل گرفته در اين گونه حکومتها پيش  برد بهتري را در اين مبحث به دنبال خواهد داشت يکي از مباحث اصلي کتاب فوق هم اين موضوع است در حقيقت بخش اعظمي از مطالب اثر پيش روي ما به مقايسه ي ميان حکومت و نحوه ي نگاه پيامبر اسلام(ص) به آن و استفاده ي ايشان از اين موقعيت در جهت پيش برد اهداف الهي و در مقابل شکلي از الگوهاي حکومتي و متعاقباً نگاه حاکمان اين حکومتها به انسان و رهبري جامعه است. پس بهتر است در اين مبحث مهم اندکي درنگ کنيم تا در نهايت الامر واقف بر زواياي آن باشيم.

جامعه ي غربي که بنابر دوري از اين شکل حکومتي دين گريز را بنا کرده است و آن را با جايگزين کردن حکومت به اصطلاح دموکراسي محور پر مي کند. بر اين اصل استوار گشته که چند موضوعي در ميان مردم از مقبوليت عام برخوردار باشد مي توان بنابر همين منطق آن مسئله را دست پنداريم. بر فرض قانوني نادرست در اذهان عمومي جلوه اي مثبت پيدا کند و افکار عمومي مردم بر آن صحه گذارند. آيا چون عده اي کثير آن را درست مي پندارند کافيست که مورد تاييد قرار گيرد؟ البته لازم به توضيح است که بسياري از تبليغات پيدا و پنهان از سوي گروههاي داراي قدرت در جهت تحقير افکار مردم صورت مي پذيرد و در واقع بايد گفت دموکراسي امروزي که پايه و اساس کشورهاي غربي بر آن استوار گشته است در دست عده اي قليل مي باشد و آنها با استفاده از ترفند هاي بسيار پيچيده اي و با کمک علوم جامعه شناسي و روانشناسي و ديگر علوم به ايده سازي و تفکر سازي ميان جوامع دست مي زنند تا اکثريت را هميشه با تفکرات خود هم سو کنند وليکن پر واضح است اين ترفند پرده اي بر روي اعمال و افکار ايشان خواهد بود و در نهايت با شکلي جامعه پسند و قانوني به اعمال غير قانوني دست خواهد زد.

حال تفاوتي که ميان اين نحوه ي مردم سالاري با الگويي غربي و مردم سالاري با الگويي اسلامي وجود دارد. براي مخاطب اثر راهگشا خواهد بود آنچه که نويسنده مقايسه ي آن را کمتر مورد توجه قرار داده است همين موضوع مي باشد با اين حال جان کلام در اين مقايسه ي بصيرت انگيز خلاصه مي شود و بايد از اين مطلب به راحتي گذر نکرد. در بخشي از کتاب نويسنده به مقايسه ي اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و اعلاميه ي حقوق بشر اسلامي دست زده است و از اين ميان به نتايجي در خور توجه رسيده است. با نگاهي کوتاه به اين قسمت تعدادي از اين نتايج را بازبيني مي کنيم.

ممنوعيت نابود سازي چشمه ساز نيات بشري، اين حق در اعلاميه ي جهاني حقوق بشر ذکر نشده است و دليل آن برگرته از فرهنگ و تمدني است که برخي از کشورهاي غربي بر آن استوار گشته اند. هرچند رفتارهاي غير اخلاقي منطقاً باعث آسيبهاي اجتماعي فراواني مي شود و اين موضوع نيز در غرب هم مورد توجه قرار گرفته است وليکن بيان نکردن اين سخن براي جاي گرفتن در قانون حقوق بشر جاي بس تامل دارد. اصولاً سخن در اين مورد بسيار است و ريشه ي آن تا حدودي به مسائل اجتماعي و فرهنگي باز خواهد گشت. حقوق ديگري که در متن اعلاميه ي جهاني وجود ندارد، حرمت جنازه ي انسان است. هرچند در فرهنگ ديني مسلمانان جهان ملموس به نوعي ظاهري از آنچه که در حقيقت وجود دارد است و اصولاً اسلام ديني است که دنيا و ماديات را گذارا و نا پايدار معرفي مي کند با اين اوصاف در مورد همين جهان ناپايدار نيز حرمتهايي قرار داده است و از اين ميان حرمت به جسد بي جان مسلمان يکي از آن برنامه هاي مدون شده است زيرا آيينهاي بسيار زيبا و قابل اعتنايي براي اين امر آورده شده است.

حق انسانيت در حفظ مزرعه هاي کشاورزي و عدم تخريب ساختمانهاي غير نظامي در جنگها. اين حقوق از آنجايي نشأت گرفته است که اسلام براي زندگي بشر برنامه اي کامل و جامع آورده است و اين موضوع ثابت مي کند ديدگاه اسلام نسبت به انسانيت و فرديت او نحوه اي است از تکامل گرايانه ديدن، به يک معني ديگر چون اسلام انسان را موجودي تکامل گرا و داراي خاصيتي کامل جو مي داند و برنامه هاي بسيار دقيقي براي پرورش اين گونه انسان قائل شده است. ديدگاه غربي نسبت به انسان با ديدگاهي که اسلام مطرح مي کند منشائي کاملاً متفاوت خواهد داشت بايد به اين نکته نيز توجه کنيم که نظر گاهي که برخي از متفکران غربي نسبت به انسان دارند برگرفته از دين مسيحيت نيست زيرا اديان الهي به انسان طوري نگاه مي کنند که در تمام جنبه هاي زندگي او نظر کرده باشند و با شناختي که از ضعفهاي بشر داشته اند همواره او را از افتادن به ورطه ي عمل به دستورات شيطاني منع مي کنند. با اين حال برخي از ديدگاه هاي متفکران مادي گرا و داراي عقايدي مخالف دين نگاه به انسان را از نقطه ي نظر موجودي مادي و تک بعدي نگريسته اند و بسياري از آراء و اعقايد آنها برگرفته از همين نوع ديدگاه است. تنها نظر به زندگي و روش رفتار انساني کامل مانند پيامبر اسلام(ص) مي تواند در اين امر راهگشا باشد.

ارتباطي که مي توان با اتکا به نتايجي که نويسنده بيان مي کند، برقرار کرد در چند نکته خلاصه مي شود. نخست نويسنده به عمد مقايسه اي ميان منشور حقوق بشر در نگاه اسلامي و نگاه جهاني را مورد بررسي قرار داده است زيرا از اين خلال يک نتيجه گيري کلي مي توان داشت. در جامعه ي جهاني حقوق بشر تا جايي رعايت مي شود که براي امور قدرت طلبان مانعي ايجاد نشود بارها ديده ايم که در جايي حقوق انساني حتي کمترين حق هم ناديده گرفته شده است و همه اين قانون گذاري ها و موسسات بلند آوازه در مقابل آن سکوت کرده اند. نگارنده به عنوان مثال مسئله اي که هرروزه در فلسطين اشغالي با آن روبه رو مي شويم را به مخاطبان عرضه مي کند. در اين ميان سازمان هاي مسئول حفظ حقوق بشر در موارد بسياري سکوت اختيار کرده اند و يا کم اثر و کم عمل در اين گونه مسائل وارد شده اند به واقع گروه کساني که سردمداران حفظ حقوق بشر هستند بايد پاسخ گوي اين گونه تبعيضات عميق باشند.

القصه جرياني که در جهان غرب بر اريکه ي قدرت تکيه زده است و جهت گيري هاي سياسي و ديگر عرصه هاي را در دست گرفته اند سعي بر اين دارند که در جهان اسلام هم نفوذ پيدا کنند. پس بر ماست که تا جاي ممکن از اين امر جلوگيري کنيم و با روشن گري مداوم جلوي رسيدن به اين گونه مقاصد را بگيريم. النهايه کتاب فوق داراي مفاهيم عميقي در خصوص زندگي پيامبر اسلام(ص) است و نه تنها براي مسلمانان بلکه براي تمامي کسانيکه به راه حق و حقيقت علاقه مند هستند مورد استفاده خواهد بود. در نهايت کتاب فوق داراي زوايايي پنهاني است که به فراخور مخاطبان قابل درک و فهم خواهد بود. سرانجام با تشکر از نويسنده، مترجم و ناشر اين اثر سخن را به پايان مي بريم.

 

 

 

سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 11:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری