سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 0:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اردبيل

 

استكبارستيزي و دشمن شناسي درانديشه هاي امام خميني

 

 

از همان زمان صدر اسلام كه مردم ايران با انديشه هاي عدالت طلبانه و روش هاي عادلانه حكومت عدل اسلامي آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر سپاهيان توحيد در مقابل ارزش هاي آئين آسماني اسلام تمكين كردند حكومت از نظر آن ها وسيله اي براي تامين عدالت اجتماعي و ابزاري موثر براي رسيدن به ارزش هاي الهي در جامعه بود. دل دادگان به آئين محمدي تداوم اسلام اصيل را در چهره علي(ع) و خاندانش ديدند زيرا عدالت در خانه علي و فاطمه(س) ساكن شده بود و صداي آزادي از سرزمين كربلا به گوش مي رسيد و اين بود كه ايرانيان به تدريج به سوي تشيع كشيده شدند و در طول تاريخ با الهام از اسلام اصيل و خون پاك شهداي تشيع به ويژه درس آموزي از سرور و سالار شهيدان حسين بن علي(ع) در برابر زورگويي هاي حكام مسلمان نما و ظالم به مقابله و مقاومت برخاستند.

در طول تاريخ پس از اسلام براساس آموزه هاي مكتب تشيع مردم ايران همواره به ويژه در دوران غيبت امام عصر(عج) مطيع علماي دين و مراجع تقليد بودند. تشكيل حوزه هاي ديني در شهرهاي ايران به خصوص شهر قم و حوزه كهن و ريشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در اين حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هر چه بيشتر مردم با مراجع زمينه اي را فراهم كرد تا مومنان آزاده رهبران ديني مورد اعتماد خود را مهم ترين مرجع حل و فصل مسائل خويش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمايند و حتي براي يك روز هم حاكميت ستمگران را نپذيرند و از همين نقطه به راهنمايي روحانيون و الهام از آرمان هاي اسلامي قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنان كه در انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) اتفاق افتاد. انقلابي كه زلزله اي در جهان معاصر ايجاد نمود و جهانيان را به شگفتي واداشت رهبري اين انقلاب را مردي برعهده داشت كه شخصيتش در مكتب فقه و فقاهت«فيضيه» شكل گرفته بود. فقيهي فرزانه عارفي آگاه فيلسوفي شجاع اديبي عميق مفسري بينا و سياستمداري دانا بود. او سياست و سياستداري را پيشه خود نمي دانست بلكه آن را وظيفه خود مي دانست. كلامي جذاب و فكري پويا داشت. ذهن و زندگيش جامع علم و عمل بود هر آن چه را بر زبان مي راند و به هر ميزان كه از مردم مي خواست خود پيش و بيش از ديگران به آن عمل مي كرد اعتقادش چون صخره هاي سخت و همتش به بلنداي قله ها بود چون شجره طيبه انديشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سيراب مي شد.

شايد بتوان گفت اولين و مهم ترين پيامي كه منادي انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانيان رسانيد چيزي جز خدامحوري و رهايي بي قيد و شرط از سلطه شوم استكبار جهاني به ويژه آمريكا نبود كه اين آواي جانبخش بر دل هاي آزادانديشان و مجاهداني كه دردآشناي غربت اسلام و تاريكي انحطاط انديشه بودند نشست و هم چون آهن ربايي جذاب افكار و انديشه ها را معطوف به خود ساخت.

  امام راحل همواره حكومت را براي مردم با مردم و در خدمت مردم مي خواستند و تاكيد فراوان بر استقلال و خودباوري داشتند زيرا مهم ترين عامل موثر در جهت قطع ايادي شرق و غرب و دستيابي به حاكميت و استقلال چيزي جز خودباوري نيست و اين روحيه وقتي بوجود خواهد آمد كه تحولي عظيم را در جان و درون خود بوجود آوريم. منظور ايشان از استقلال در تمام جنبه ها و شئون بود. در عين حال خودباختگي را مانعي در راه استقلال مي ديدند و خودباوري و خودكفايي را شرط استقلال حتي استقلال فكري مي دانستند. ايشان در سخنان خود در ديدار با وزير و كاركنان آموزش و پرورش وقت در سال ۱۳۶۰ مي فرمايند. «ما بايد سال هاي طولاني زحمت و مشقت بكشيم يا از فطرت ثاني خود متحول شويم و خود را بيابيم و روي پاي خويش بايستيم و مستقل گرديديم و ديگر احتياجي به شرق و غرب نداشته باشيم و... اگر اين مهم را انجام داديم مطمئن باشيد كه هيچ كس و هيچ قدرتي نمي تواند به ما ضربه بزند. اگر ما از نظر فكري مستقل باشيم آن ها چگونه مي توانند به ما ضربه بزنند».۲

امام خميني (ره) با دم مسيحايي خود روح اعتماد به نفس و خودباوري را در كالبد ملت ايران دميد و اين ملت را به نقطه غرورمند خودباوري رسانيد. او در فرازي از سخنان خود فرمود: « اطمينان داشته باشيد اگر بخواهيد مي شود. اگر بيدار بشويد مي خواهيد شما بيدار بشويد و بفهميد اين معنا را كه نژاد ژرمن از نژاد آريا بالاتر نيست و غربي ها از ما بالاتر نيستند».۳

در بخش ديگري از رهنمودهاي خويش فرمود: «اساس باور اين دو مطلب است: باور ضعف و سستي و ناتواني و باور قدرت و قوه و توانايي. اگر ملت اين باور را داشته باشد كه ما مي توانيم در مقابل قدرت هاي بزرگ بايستيم اين باور اسباب اين مي شود كه توانايي پيدا مي كنند و در مقابل قدرت هاي بزرگ ايستادگي مي كنند. اين پيروزي كه شما به دست آورديد براي اين كه باورتان آمده بود كه مي توانيد...»۴.

حضرت امام خميني(ره) آزادي را بالاترين نعمتي مي دانستند كه از سوي خالق باريتعالي به بشريت عطا شده است. انسان را مختار و آزاد آفريد تا او را در بستر حيات و زندگي بيازمايد. آزادي به عنوان ارمغاني بزرگ از سوي دين مبين اسلام به انسان هاي آزادانديش پيش كش شد و آنان كه با همه توان فكري خود به ميدان آمدند تا دين و آزادي را در مقابل يكديگر قرار بدهند امام راحل(ره) فرمود. «در اسلام دمكراسي مندرج است و مردم آزاد هستند به بيان عقايد خود بپردازند و بدان عمل كنند تا زماني كه توطئه اي در كار نباشد و مسائلي مطرح نشود كه نسل ايران را به انحراف بكشاند»۵.

 آن چه كه در انديشه سياسي حضرت امام(ره) قابل طرح است پيدايش نهال نوپاي دمكراسي ديني در انقلاب اسلامي بود دمكراسي به معناي تحقق عيني حق تعيين سرنوشت دنيايي و دين به معناي حضور حق در حيات فردي و جمعي است. از نظر ايشان انسان موجودي است كه مي تواند با اتكا بر خصلت وجودي خويش(اراده) به معناي وجودي خويش(كمال) تحقق بخشد و به مفهوم كليدي در فلسفه اخلاق امام خميني(ره) همانا عمل صالح است و مبارز سياسي مصداقي است از مصاديق عمل صالح. دشمن شناسي و استكبارستيزي از مهم ترين عناصر فرهنگ و تمدن در حيات اجتماعي است. جاودانگي و استمرار اين انديشه بيش از هر چيز مرهون سعي و تلاش رادمردان و بزرگان و فرزانگاني است كه با همت والاي خويش گام در اين راه نهادند و هم چون نوري در دنياي ظلماني جوامع بشري را هدايت گري كردند و مردم را به قسط و عدالت سعادت و آزادي و استقلال فراخواندند.

امام خميني خود يكي از اين دشمن ستيزان آگاه و بلندآوازه بود كه با تكيه بر روح ذلت ناپذيري و ستم ستيزي فرياد«هيهات منا الذله» را كه برگرفته از اسلام ناب محمدي (ص) بود سردادند و اين فرياد كه از عمق ايمان او نشات مي گرفت لرزه بر پيكره بيگانگان و بيگانه پرستان افكند. از كلام و كلماتش كرامت مي باريد و مشعل اميد را در دل هاي سرد و فرسوده برمي افروخت و هم چون اكسيري ناب مس دل ها را مبدل به طلاي خالص مي ساخت نهيبش صاعقه اي بود براي نوكران استكبار و حركتي پر از جوشش بود توكل و تقوايش بارقه اي بود براي جذب عدالت جويان و رسانيدن آنان به ساحل نجات.

آن پير روشن ضمير در هر شرايط مناسبي به روشنگري مي پرداخت و اهداف شوم دشمنان را برملا مي ساخت او در تاريخ ۲۹/۴/۶۷ مسلمانان را به پاسداري از هويت هاي الهي توصيه كرد و تصميم شيطاني دشمن را نسبت به غارت ارزش هاي اسلامي گوشزد نموده و فرمود. «نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كي و كجا ما را تحمل مي كنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند به يقين آنان مرزي جز عدول از همه خوبي ها و ارزش هاي معنوي و الهي مان نمي شناسند و به گفته قرآن كريم هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما برنمي دارند مگر اين كه شما را از دين تان برگردانند».۶

از مهم ترين محورهاي بحث احياگري و اصلاح طلبي امام خميني(ره) در انديشه هايشان: اعتقاد آن حضرت به احياي انديشه حكومت اسلامي و رهبري ديني است. زماني كه حضرت محمد(ص) از مكه به مدينه هجرت نمودند در مدينه پايه هاي حكومت اسلامي را بنيان نهادند و ده سال آخر عمر گهربار خويش را به تقويت و تحكيم آن پرداختند در تاريخ اسلام از آغاز تاكنون شاهد حركت هاي اصلاحي جهت احياي انديشه حكومت اسلامي بوده ايم و مي توان به نمونه هايي هم چون سيدجمال الدين اسدآبادي محمد عبده جنبش اخوان المسلمين و در ايران نهضت فدائيان اسلام و جنبش جنگل اشاره كرد. ولي اقداماتي كه توسط امام خميني(ره) بعنوان رهبر و بنيان گذار اين حركت صورت گرفته است بصورت«محوري» بوده است. ايشان در گفته ها سخنراني ها و آثار مكتوب خويش همواره نظر به ضرورت تبيين حكومت اسلامي داشتند. ابتدا به تبيين نظري و سپس به تبيين عملي و تشكيل حكومت اسلامي اقدام نمودند. به گونه اي تلاش ايشان باعث جلب نظر شخصيت ها و انديشمندان ديني به سياست و امور سياسي شد كه در اين زمينه آثار گرانبهايي از خود برجاي گذاشتند. زماني كه امام راحل به احياي ايده حكومت اسلامي مبادرت ورزيدند مهم ترين راه اصلاح اين ايده را تقويت نظريه عدم جدايي دين از سياست مي دانستند. هر چند در تاريخ كشور ايران«مدرس» از جمله پيشگامان مبارزه با انديشه جدايي دين از سياست بود و سخن معروف وي كه«ديانت ما عين سياست ما و سياست ما عين ديانت ماست» همواره دلنشين عميق و به يادماندني است اما اولين كسي كه اين نظريه را عينيت بخشيد امام خميني بود و همواره بر اين باور بود كه: «اسلام دين سياست است ديني است كه در احكام آن در مواقف آن سياست بوضوع ديده مي شود»۷.

به طور خلاصه مي توان گفت محورهاي احياگري انديشه حكومت اسلامي امام خميني: «مبارزه با انديشه جدايي دين از سياست تبيين ضرورت تشكيل حكومت اسلامي و ماهيت اصول و اهداف اين حكومت و تبيين الگوي رهبري در حكومت اسلامي» از مهم ترين اقدامات حضرت امام در اين عرصه بوده است كه به انجام رسانيدند. امام در رابطه با تشكيل و اداره حكومت بر اين باور بود كه تشكيل حكومت از وظايف مهم و اصلي علماي اسلام است و آن هم بدين معنا كه اداره صحيح امور مردم و محو ظلم بايد توسط حاكميت و حاكمان انجام پذيرد. «عهده دارشدن حكومت في حد ذاته شان و مقامي نيست بلكه وسيله انجام وظيفه اجراي احكام و برقراري نظام عادلانه اسلام است» ... «ائمه و فقهاي عادل موظف اند كه از نظام و تشكيلات حكومتي براي اجراي احكام الهي و برقراري نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند. صرف حكومت براي آنان جز رنج و زحمت چيزي ندارد منتها چه بكنند مامورند انجام وظيفه كنند. موضوع«ولايت فقيه» ماموريت و انجام وظيفه است»۸

آن بزرگوار مشروعيت همه اركان نظام را بسته به راي و خواست مردم در چارچوب معيارهاي ديني مي دانستند. امروز در اغلب كشورهاي دنيا مردم حكومت و حاكمان را تعيين مي كنند. امام راحل نيز همين كار را كرد حتي در تعيين اركان نظام از رهبري گرفته تا ساير مراكز قدرت مردم نقش تعيين كننده خود را با انتخاب چهره هاي مورد نظر ايفا كردند اگر چه انتخاب در نظام اسلامي و ولايي با انتخاب در نظام هاي دموكراسي ليبرال تفاوت هاي فراواني دارد. امام خميني با اعتقاد به عينيت ديانت و سياست اعتقاد به«سياست اسلامي» داشتند يعني اسلام بايستي به عنوان هدف و سياست به عنوان روش و وسيله نيل به هدف مورد توجه قرارگيرد نه اين كه اسلام به عنوان ابزاري سياسي مورد سوءاستفاده برخي از سودانديشان واقع شود. از اين رو فرهنگ استكبارستيزي و دشمن شناسي و داشتن خودباوري و استقلال كه برگرفته از انديشه امام راحل مان است بايد سرلوحه افكار و اعمال مان قرار دهيم و همواره درصدد دفاع از شرف و اقتدار ملي خود برآئيم و بر سخن هوشمندانه و جهت بخش مقام معظم رهبري در اين رابطه تاكيد ورزيم كه فرمود: « هر ملتي اگر تسليم سلطه قدرت هاي بزرگ عالم شد از دست رفته است هر ملتي اگر حاضر شد از شرف ملي اقتدار ملي و اراده ملي خود چشم بپوشد در ورطه بي پايان وادي كه آخر آن معلوم نيست لغزيده است».

 

پي نوشت ها:

۱ـ كتاب«راه انقلاب» ج ۱ ص ۲۸۱.

۲ـ صحيفه نور ج ۱۵ ص ۱۹۲.

۳ـ صحيفه نور ج ۱۳ ص ۲۸۷.

۴ـ همان ج ۱۴ ص ۱۹۴.

۵ـ همان منبع ج ۴ ص ۲۳۴.

۶ـ صحيفه نور ج ۲۰ ص ۲۳۷.

۷ـ صحيفه نور ج ۸ ص ۲۶۵.

۸ـ ولايت فقيه امام خميني(ره) موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ص) ۴۴. امام خميني: «ما بايد سال هاي طولاني زحمت و مشقت بكشيم يا از فطرت ثاني خود متحول شويم و خود را بيابيم و روي پاي خويش بايستيم و مستقل گرديديم و ديگر احتياجي به شرق و غرب نداشته باشيم و... اگر اين مهم را انجام داديم مطمئن باشيد كه هيچ كس و هيچ قدرتي نمي تواند به ما ضربه بزند. اگر ما از نظر فكري مستقل باشيم آن ها چگونه مي توانند به ما ضربه بزنند. امام خميني: «اساس باور اين دو مطلب است: باور ضعف و سستي و ناتواني و باور قدرت و قوه و توانايي. اگر ملت اين باور را داشته باشد كه ما مي توانيم در مقابل قدرت هاي بزرگ بايستيم اين باور اسباب اين مي شود كه توانايي پيدا مي كنند و در مقابل قدرت هاي بزرگ ايستادگي مي كنند. اين پيروزي كه شما به دست آورديد براي اين كه باورتان آمده بود كه مي توانيد امام خميني خود يكي از اين دشمن ستيزان آگاه و بلندآوازه بود كه با تكيه بر روح ذلت ناپذيري و ستم ستيزي فرياد«هيهات منا الذله» را كه برگرفته از اسلام ناب محمدي(ص) بود سردادند و اين فرياد كه از عمق ايمان او نشات مي گرفت لرزه بر پيكره بيگانگان و بيگانه پرستان افكند. از كلام و كلماتش كرامت مي باريد و مشعل اميد را در دل هاي سرد و فرسوده برمي افروخت و هم چون اكسيري ناب مس دل ها را مبدل به طلاي خالص مي ساخت نهيبش صاعقه اي بود براي نوكران استكبار و حركتي پر از جوشش بود توكل و تقوايش بارقه اي بود براي جذب عدالت جويان و رسانيدن آنان به ساحل نجات فرهنگ استكبارستيزي و دشمن شناسي و داشتن خودباوري و استقلال كه برگرفته از انديشه امام راحل مان است بايد سرلوحه افكار و اعمالمان قرار دهيم و همواره درصدد دفاع از شرف و اقتدار ملي خود برآئيم و بر سخن هوشمندانه و جهت بخش مقام معظم رهبري در اين رابطه تاكيد ورزيم كه فرمود: «هر ملتي اگر تسليم سلطه قدرت هاي بزرگ عالم شد از دست رفته است هر ملتي اگر حاضر شد از شرف ملي اقتدار ملي و اراده ملي خود چشم بپوشد در ورطه بي پايان وادي اي كه آخر آن معلوم نيست لغزيده است».

 

سه‌شنبه 24 بهمن 1391 - 10:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری