شنبه 29 مهر 1396 - 12:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

مديران هنري ابتدا برادري­شان را اثبات کنند

 

گفتگو با حميدرضا شکارسري

آئين­هاي مختلف هنري اعم از جشنواره­هاي هنري و ادبي و فرهنگي، آئين­هاي فرهنگي پراهميت و چشمگير جهان محسوب مي­شوند اين رويدادهاي هنري و رسانه­اي خصوصاً نوع فراملي و معتبر آن از دو نظر واجد اهميت است نخست از نظر جذابيت­هاي خاص موضوعي آن جشنواره که در قالب جشنواره يا يک جشن به اوج خود مي­رسد دوم به علت جايگاه راهبردي جشن­ها در تطورات و تحولات عمومي موضوعات مختلف فرهنگي هنري ادبي از نظر تأثيرگذاري بر جهت گيري­هاي هويتي جريان­هاي فکري و فرهنگي و هنري در فضاي خاص آن موضوع. آئين­هاي هنري و ادبي در کنار اجراي مناسک رسانه­اي و هنري فوق العاده جذاب و خيره کننده که به مثابه نوعي ابرمزيت ميليون ها مخاطب را در حضور جشنواره­ها و جشن­ها ميخکوب مي­کند اصلي­ترين کانون تبلور هويت­هاي مختلف هنري و پاسدار شاخص­هاي مضموني و محتوائي و زباني هريک از آن­ها به شمار مي­آيند.

به جرئت مي­توان گفت که بخش عمده­اي از هويت و حيثيت نحله­هاي هنري در جهان معاصر وابستگي تامي به آئين­ هاي هنري دارد. جشنواره­هاي هنري نيز يکي از نمونه­هائي جالب و متفاوت در آئين­هاي هنري است که با هدف دستيابي به نوعي خاص و متمايز از گفتمان و شکل هنري متناسب با آرمان­هاي فرهنگي و جهاني انقلاب اسلامي ايران در سال­هاي دور تأسيس و براي هر گونه­ي ادبي و هنري قابليت اجرائي شدن دارد. در اين خصوص نبايد از يادها دور کنيم که وجود آئين­هاي ملي و هنري و فرهنگي در قالب­هاي خاص جشنواره­اي، کنگره و يا جشن­هاي مختلف هم اکنون دچار يک سري نقاط ضعف خاص و آسيب­هاي رواني و مديريتي شده است که براي رها شدن از اين اتفاق ناگوار تنها بايد به حل اين مشکلات پرداخت چرا که اين تنها راه رسيدن به يک جشن و جشنواره آزاد و اثرگذار در هر موضوع خاص فرهنگي هنري ادبي است مسيري که از طريق برخي از مديران انجام نمي­گيرد و اين مديران سعي مي­ کنند فضا را به سود خودشان تغيير دهند.

حميدرضا شکارسري شاعر و نويسنده و منتقد ادبي شاخص کشورمان تعارفات را کنار مي­گذارد و به زعم خود مهمترين آسيب­هاي اين جشنواره­ها به همراه پيشنهاداتي خاص را عنوان مي­کند:

- با توجه به شناختي که از روحيه شما داريم و مسئوليت­هاي اجرائي مختلف­تان در جشنواره­هاي مختلف ادبي و هنري و فرهنگي به نظر مي­رسد نظر شما هم پيرامون محتواي علمي جشنواره با انتقاداتي همراه باشد.   

به هر حال هر جشنواره­اي در برگزاري خود از يک سري اجزاء خاص استفاده مي­کند که نوع اين اجزا و ساختار آن در تعامل و يک گفتمان خاص معنايي خاصي هم توليد خواهند کرد. بنابراين يک جشنواره ادبي بنابر نوع آفرينش­هاي ادبي خود و توليداتي که در جشنواره حاصل مي­شود به مانند يک تيغ دودم رخ مي­نمايد. از سوي ديگر در توليد آفرينش ادبي انگيزش ادبي يکي از مهمترين مفاهيمي است که محصولات توليدي با آن دست به گريبان هستند در هيچ کجاي دنيا آفرينش­هاي ادبي خالي از انگيزش ادبي نيست از سوي ديگر انگيزش و آفرينش ادبي ميل به آزادي دارد که در اين جشنواره­ها به دليل نوع نگاه و ساختار و گفتمان برگزاري آن به آفرينش­هاي ادبي شکل و شمايل خاصي مي­دهند بنابراين در اجراي جشنواره­هاي مختلف فرهنگي و هنري و ادبي نکات مثبت و منفي بسياري ديده مي­شود بنابراين بايد گفت که کداميک از کفه ترازو سنگين­تر است آيا بايد آفرينش­هاي ادبي را در نظر گرفت يا به انگيزه­هاي آفرينش بيشتر توجه کرد اگر بخواهيم اين موضوع انگيزش و آفرينش ادبي را در ذهن و آثار شاعران به طور اخص پي بگيريم مشاهده خواهيم کرد که اگر بخواهيم به اين داستان پر و بال بدهيم متوجه خواهيم شد که نبايد انگيزش را در شاعران و شعر اين افراد کشت از طرفي آزادي نکته­اي است که در آثار اين افراد از ظن انگيزش بايد رعايت کرده و به آن احترام بگذاريم. کارکرد برگزاري جشنواره­ها مي­تواند به دليل ايجاد انگيزه آفرينش و توليد گفتمان ادبي به خصوص در ميان شاعران و ادبيان و اهالي فرهنگ و هنر باشد که در اين گفتمان حضور شاعران جوان بسيار مؤثر است از سوي ديگر بايد در خصوص داوري­ها و دعوت از افرادي که در برگزاري و جهت دهي محتوائي به جشنواره صورت مي­گيرد بيش از پيش دقت شود چرا که حضور تفکر آزاد و مؤثر در خلال جشنواره­هاي مختلف مي­تواند انگيزش توليد و آفرينش را رشد داده و از طرفي فضا براي توليد خلاقيت هنري و آزاد و آفرينش باز و حرکت رو به جلو را شاهد باشيم.

-  شما مسير جشنواره­ها طي سالهاي اخير را مثبت ارزيابي مي­کنيد؟

طي سالهاي اخير شايد حرکت­هاي اصولي بهتري صورت گرفته است که البته در جاي خودش نقص­هائي هم به شمار مي­رود که در جاي خودش عنوان و بحث خواهيم کرد. اما طي سالهاي اخير جشنواره­ها پس از برگزاري سخنراني و مفاد علمي و ميزگردهاي تخصصي مختلفي برگزار مي­شود که در گذشته شاهد اين اتفاقات پس از برگزاري کمتر جشنواره­اي شاهد بوديم.

- اما از نظر ساختاري و مديريتي در گذشته در راستاي برگزاري جشنواره­ها موفق­تر بوديم.

بله با اين نظر شما موافق هستم اما اين بدين منظور نيست که الان مشکلات مديريتي بيشتر شده است و آزادي کمتر شده است. از لحاظ اجرائي شايد سالهاي گذشته افراد اجرائي مناسب­­تري انتخاب مي­شدند و مسير نيز از يک مديريت مشخص برخوردار بود به هر حال امروز ما شاهد بروز خلاقيت­هاي مختلفي هستيم به ياد دارم در يک جشنواره هنري ادبي در لرستان پيرامون شعر دفاع مقدس برگزار شد در اين کنگره براي اولين بار بود که پس از برگزاري جشنواره انواع سخنراني­ها و نقدها و گفتگوهاي سالم و مثبت در راستاي برگزاري جشنواره انجام مي­گرفت اين اتفاقات را بايد به فال نيک گرفت.

- داوري­ها هم کمي رنگ و بو گرفته است.

اگر منظورتان رنگ و بوي جهت دار است بايد گفت اين نکته را کمتر شاهد بوده­ام. نگاه کنيد اساساً وقتي در برگزاري يک جشنواره به طور معمول از يک سري طيف فکري و تفکر مشخص و داوران مشخص استفاده مي­شود اين نوع تفکرات هيئت داوران است که به سمت محتوائي و آثار حضور پيدا کرده در کنگره جهت مي­دهد. اينکه پس از چند سال تفکر و چهره­هاي داوران براي يک جشنواره مشخص و ثابت باشد اين چهره­هاي ثابت تفکرات آفرينشي را هم جهت مي­دهند اما اگر اين تفکرات تغيير پيدا کند مي­تواند باعث گفتگو و رشد جشنواره­ها شود.

سابقه­ي حضورم در انواع جشنواره­هاي ادبي و هنري به عناوين مختلف از شرکت کننده صفر تا هيئت داوران و دبير اجرائي مي­توانم با اعتماد کامل به شما بگويم که الحق الانصاف و حضرت عباسي اصلاً هيچ غرض ورزي در اين ميان نبوده است چرا که اصلاً آثار با اسم به دست هيئت داوران نمي­رسد بلکه تنها اين کاغذ است که به دست هيئت داوران مي­رسد از طرفي اگر داوري بخواهد در اين ميان غرض ورزي کند نمي­تواند چرا که اعضا ديگر هيئت داوران هم در اين ميان صاحب نظر هستند و اجماع کلي اين افراد است که اثري را به مرحله بعدي مي­فرستد. اينکه يک گروه داوري دست به يکي کنند و يک شخص را از گردونه رقابت حذف کنند بسيار بعيد به نظر مي­رسد اما اين نکته را نفي نمي­کنم که برخي از آثار با اينکه از يک محتواي خاص و مناسب برخوردار هستند اما با توجه به محيط اتمسفري و چهارچوب خاص هر جشنواره اگر اثر رسيده خارج از اين چهارچوب باشد با توجه به نکات مثبت حرفه­اي و فني مي­تواند از دوره مسابقات بيرون گذاشته شود. اين محيط اتمسفري در برخي از جشنواره آثار خارج از خطوط شفاف و مشخص رنگي جشنواره را نمي­پذيرد اما بايد منصف بود و گفت که کسي قصد نکرده است که ضمناً يک اثر را از دور رقابت خارج کند و يا يک اثر ديگر را بنا بر رابطه به مراحل بعدي برساند. به هر حال خروج از خط قرمزهاي ايدئولوژي و ارزشي و اخلاقي و ديني باعث خروج آثار و حذف آنان مي­شود که اين نکته را نمي­توان انکار کرد.

- اما غرض ورزي در کار نيست.

تجربه بنده مي­گويد که مطلقاً چنين کاري انجام نمي­شود چرا که اصلاً شرايط اين اتفاق براي هيئت داوري ايجاد نمي­ شود.

- با توجه به برگزاري مناسبتي برخي از جشنواره و مد شدن سفارشي نويسي براي اين دست جشنواره­ها شما کلاً با کار سفارشي موافق هستيد؟

من اصلاً با سفارشي کار کردن مشکلي ندارم.

- حتي اگر دغدغه­تان نباشد.

اينگونه نيست که اگر من فاقد عنصر شعر و شاعرانگي باشم با انجام يک سري کارهاي سفارشي بتوانم خودم را مطرح کنم و خوب بنويسم شايد در بحث دفاع مقدس يک شخصي که تجربه­ي خاصي در نوشتن ندارد اما در صحنه­هاي جنگ حضور داشته است و بتواند در اين عرصه اندکي خوش بدرخشد به هر حال من سفارشي نويسي را کمي از اين مباحث کلان­تر مي­بينم ما مي­توانيم از لحاظ آثار و جريان سازي­هاي ايدئولوژيک، اجتماعي، سياسي و ارزشي و ديني و غيره کارهاي سفارشي بپذيريم. بايد نگاه کرد که امروز شرايط اجتماعي و ديگر موقعيت­هايمان چه نوع سفارشي را در جهت رشد و تکامل نياز دارد بنابراين با شناسائي اين گونه نيازسنجي­ها مي­توانيم در اين مسير مشخص حرکت کنيم و نيازهايمان را کم کم برطرف کنيم البته شرط ارائه سفارش هم بستگي به کسي دارد که در اين مبادي داراي تجربه فني و علمي و عملي باشد که دغدغه هم مي­تواند بخشي از اين مشخصاتي باشد که فرد سفارش گيرنده بايد داشته باشد.

- اين دغدغه و تربيت ذهن سفارش گيرنده چگونه مي­تواند در سفارشات مختلف فرهنگي و هنري لحاظ شود؟

به هر حال ارگان­ها و افرادي که سفارش مي­دهند اشخاص را مي­شناسند هيچ گاه يک فرد به کسي که سالها منتقد دفاع مقدس بوده است يک کار ارزشي را سفارش نمي­دهد و بالعکس اين هم مي­تواند حادث شود. سراغ کسي مي­رود که زندگي­اش را در اين مسير گذاشته است و خودش هم در اين زمينه کسب تجربه کرده است بنابراين اين شخص در آفرينش ادبي مي­تواند موفق باشد بنابراين مي­توان به نگارش برخي از اين افراد هم اعتماد کرد از طرفي بايد گفت که چه کسي گفته است که کليه کارهاي سفارشي بايد عالي و مناسب باشد. به هر حال کار خودش را پس از اجرا نشان مي­دهد شايد در اين ميان آثاري بودند که دچار ضعف بوده است حال نبايد تنها به اين کارها اشاره کرد و ديگر آثار را نسبت به اين آثار ضعيف مقايسه کرد.

- مشکل اينجاست که ديده مي­شود مديران مياني و متوليان سفارشات با اينکه به ضعف شديد آثار توليدي سفارشي خود مطلع و آگاه هستند باز هم دست به هزينه­هاي گزاف در جهت تبليغ اين آثار مي­کنند.

اين يک بحث ديگر است اثري که نوشته مي­شود تا زماني که به طور کامل اجرا و تکميل نشود نمي­توان از ميزان اثرگذاري آن مطلع شد به هر حال اگر اين اثر ضعيف هم باشد چون هزينه­هاي زيادي براي شکل گيري آن شده است مديران سعي مي­کنند با تبليغات مختلف اين نقاط ضعف را پوشش دهند و کار را به خورد جامعه بدهند به هر حال اين کار بايد بازگشت مادي داشته باشد چرا که هزينه شده است. اما به هر حال با گفتن تمام اين وجوهات به نظرم مشکل باز هم جاي ديگري است.

- مشکل کجاست؟

مشکل متولي هنري ادبي است که از مفاهيم اين فضا مطلع نيست او از آفرينش هنري يک نجار به همان اندازه توقع دارد که از آفرينش ادبي يک هنرمند و شاعر و نويسنده و بالعکس!!! اين ايراد را از متفکري چون افلاطون هم مي­توان گرفت که توقع هنري­اش از يک نويسنده به اندازه آفرينش هنري يک نجار است!!

- پس مي­توان گفت مديريت هنري هنوز تربيت هنري ندارد؟

قطعاً اينگونه است اصل مطلب هم همين است. مهم اين است که کسي که خودش سفارش يک کار هنري دفاع مقدس براي فلان جشنواره هنري را مي­دهد بايد دغدغه­ي ذهنش هم اين رويداد هنري و خلق آن باشد به نوعي يک متولي هنري بايد اول معناي هنري ذهنش را سامان دهد و بداند که اصلاً به درد اين کار مي­خورد، بعد يک سري سفارش هنري بدهد به نوعي اول بايد برادري­اش را اثبات کند بعد دم از فرهنگ و ساخت و ايده پردازي بدهند. اگر يک مدير هنري دغدغه هنري داشته باشد پس از سفارش کار اگر اثر نامناسب باشد کاملاً برادرانه و عالمانه مي­پذيرد که کار نامناسب است سفارشي نويسي صرفاً به اين معني نيست که اگر يک کاري برچسب سفارشي داشت مشکل دار است و اگر چيزي غير از اين باشد ديگر مشکلي ندارد. نفس سفارشي نويسي اصلاً مشکلي ندارد به شرطي که نويسنده نيز داراي صداقت باشد و خودش را در معرض آفرينش ادبي قرار دهد که اين کار يک شهامت و صداقت خاص مي­ خواهد افرادي که خودشان را در معرض آفرينش ادبي قرار داده­اند متوجه مي­شوند که من چه مي­گويم. معني آفرينش ادبي هم اين نيست که هروقت احساس کردي بايد بنويسي يک گوشه­اي بنشيني و بنويسي هرچند که اين نکته هم گاهي در مسير نوشتن مهم است اما معني آفرينش ادبي اين است که براي نوشتن دست به تهيه مدارک و اسناد بزنيم و با دست پر و ذهن آماده شروع به نوشتن کنيم. مثلاً مي­خواهيم درباره يک شهيد زندگي نامه يا داستان بنويسيم اينکه اين شهيد در فلان روز شهيد شده و در فلان روز متولد شده و در زندگي قرمه سبزي دوست داشته است کافي نيست بايد با انواع افرادي که در زندگي او بوده است صحبت شود مدارک و اسناد جمع آوري شود و از طرفي سير و سلوک او جمع آوري و نوشته شود. بايد ديدگاه­هاي متناقض و غيره را آگاهي پيدا کرده و سپس دست به نوشتن بزنيم. يکي از معضلات مهم در بحث سفارشي نويسي اين است که نويسندگان سعي مي­کنند سياه و سفيد بنويسند اين مطلق نگري باعث مخاطب گريزي مي­شود. هيچ چيز مطلق خوب و بد وجود ندارد بايد يک ديدگاه خاص نسبي نسبت به اين افراد داشته باشيم اين موضوع يک آفت محسوب مي­شود که دامن سفارشي نويسي ما را گرفته است. بايد سفارش نويسان اين نکته را هم در ذهن داشته باشند.

- يکي از مشکلاتي که در اين حوزه وجود دارد اين است که برخي از نويسندگان خاکستري نويسي به خصوص پيرامون مباحث ارزشي به خصوص جنگ تحميلي را اندکي خطرناک قلمداد مي­کنند.

به نظرم ما هرچه از جنگ فاصله بگيريم ملاحظات اجتماعي و سياسي­مان در نوشتن کمتر و کمرنگ­تر مي­شود به نظرم گفتن يک سري اقتضائات فرهنگي و هنري در زمان جنگ صلاح نبوده است و اينگونه هم بود و يک سري مسائل گفته نمي­شد اما الان با گذشت سالهاي زيادي از جنگ مي­توان يک يک اين جريانات را بازگو کرد شايد يک سري از متوليان فرهنگي اين نياز را درک نکنند اما مطمئن باشيد اين مردم و تشنگي و گرسنگي فرهنگي مردم اين اقتضائات و صلاح ديدهاي يکسونگرانه را پس خواهد زد و در انتها شاهد رشد اين نوع آثار فرهنگي خواهيم بود. شکي نيست که تفکر امروز برخي از مديران باعث خواهد شد که خلاقيت­هاي فرهنگي بسيار کمرنگ­تر شود شما ساخت فيلم طنز ليلي با من است را در نظر بگيريد. اين فيلم به عنوان يک فيلم اصيل هنري و طنز چه جايگاهي پس از جنگ در ميان مخاطبان پيدا کرد؟ آيا مي­توانستيم اين فيلم را در خلال جنگ توليد کنيم و انتظار داشته باشيم همانگونه که بعد از جنگ از آن استقبال شد در زمان جنگ مورد تشويق قرار بگيرد. مطمئن باشيد اينگونه نبود. يا در اين اواخر ساخت سريال وضعيت سفيد يا فيلم ضدگلوله را در نظر بگيريد يا به دنبال اين آثار، يک سري آثار زرد مانند اخراجي­ها و يا کارهائي که به تقليد از فيلم­ها و سريال­هاي موفق جنگي ساخته مي­شود که در جاي خودشان بحث و گفتگوهاي عمقي را مي­طلبد. بايد يک مسئول فرهنگي باشد که اين فضا را درک کند که بتوان از دل اين فضا يک سري گفتمان­هاي ديني و ارزشي و آفرينش­هاي هنري را خلق کنيم با توجه به اينکه ديگر ملاحظات و فشار اتفاقات زمان جنگ را هم نداريم. بنابراين مسئولين هنري چه بخواهند و چه نخواهند اين گفتمان هنري و نو براساس معيارها و نيازسنجي از مخاطبان و تشنگي آنان ساخته خواهد شد. بنابراين نمي­توان بيش از اين مقاومت کرد. اين نکته را هم اضافه کنم که اصلاً دليل برگزاري جشنواره­هاي موضوعي توجه به اين نکته است که در اين ميان دبيران اجرائي اين دست مراسم بايد توجه لازم را به گفتمان نو و جديد ميان مردم و خواستشان و نگاه و دستورالعمل­هاي مديران فرهنگي را به خوبي داشته باشند.

- برخي از هنرمندان و اهالي هنر معتقد هستند که در هر جشنواره يک بخش با عناوين خاص ارزشي که تطبيقي هم با موضوع جشنواره ندارد در دل آن گنجانده شود يک آفت است نظر شما چيست؟

اگر بخواهم عوامانه جواب شما را بدهم بايد بگويم که آب که از سرگذشت چه يک وجب چه صد وجب!!. حالا ما اين همه مشکلات در راستاي برگزاري جشنواره­ها داريم دوستان چرا به اين قسمت گير داده­اند؟! توجه به اين بخش اينقدر جاي ما را تنگ کرده است.

- مشکل اينجاست که برخي از مديراني که شخص شما به تفکراتشان ايراد مي­گيريد همين گونه که شما مي­گوييد فکر و عمل مي­کنند؟!

نظر من اين است که در اين فضائي که يک ملي پوش براي اينکه انجام وظيفه کرده است و تيم حريف را در راهيابي به جام جهاني شکست داده است پس از اين همه انتقادات نفري 25 ميليون تومان پاداش مي­دهند چرا يقه­ي برگزاري جشنواره­ها را به اين صورت چسبيده­اند؟! چرا اين پول نبايد هزينه­اي براي پيش برد کارهاي فرهنگي در جامعه کنيم که نقص­هاي کلان­تري تا مشکل فرهنگي ورزشي داريم. من معتقدم البته يک سري ملاحظات سياسي در اين زمينه هم مورد توجه برخي از مسئولين است يک نکته­ي مهم اين است که اين دوستان و بزرگواراني که در اين باره اين نظرات را دارند ممکن است نگاهشان عميق­تر از اين حرف­ها باشد. موضوع اين است که مديران پول هزينه مي­کنند و در اين راستا سابقه درست مي­کنند اما اين اتفاقات آيا منجر به حضور بيمار در ميدان­هاي فرهنگي و هنري منطقه مي­ شود؟! اگر هنرمندان از اين نظر نگران هستند نگراني اين افراد کاملاً بحق است.

- منظورتان را واضح­تر عنوان مي­کنيد؟

منظورم اين است که مديران فرهنگي و هنري از هول حليم توي ديگ نيافتند!! اگر از بحث سياسي و اجتماعي در منطقه دوستاني دست به آفرينش ادبي مي­زنند نکند از هول حليم توي ديگ افتاده باشند؟! اگر پس فردا اين تلاش­ها منجر به بهار نشد و در عوض همه جا را برف و باران گرفت چه کسي پاسخ اين هزينه­هاي ميلياردي را مي­دهد؟ که البته بنده گمان مي­کنم اين دوستان مثل من جرأت گفتن اين سخنان را به اين شفافي ندارد و اينگونه طرح مسئله مي­کنند اينکه حرکات ادبي و هنري برخي از مديران و به تبع آن هنرمندان جز به اين سمت باشد که موضوعات را به روش ژورناليستي پي بگيرند و نان به نرخ روز بخورند مي­تواند براي اين افراد مشکل ساز باشد. اينکه در مواجهه با حوادث فقدان بررسي عمق مطلب داشته باشيم و روزآمد کار کنيم اين خواسته­ي ژورناليست نويسان است اما هنرمندان در اين باره بايد عميق به موضوع نگاه کنند اگر اين نگرش روزآمد مي­شود تبديل به شعار خواهد شد آفتي که اکنون اکثر جشنواره­ها را در بر گرفته است.

 

 

دوشنبه 23 بهمن 1391 - 10:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری