چهارشنبه 26 مهر 1396 - 0:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

نزديک شونده اي که نزديک مي شود

 

براساس کتاب(( تصويري از بهشت و جهنم))

هرچيزي که آغازي دارد حتماً پاياني نيز خواهد داشت. کلمه آخرت در مقابل کلمه اول معني خود را نمايان مي سازد. آخر هرچيزي بايد شروعي از ابتدا داشته باشد در فلسفه ي وجودي جهان حتي کساني که قيامت را قبول ندارند و تمامي سخناني که باکي از وجود روز قيامت است را انکار مي کنند، حتماً به اين موضوع معتقدند که جهان را ابتداي است و بشر را نيز همان گونه، سرآغازي داشته اگر بر باور اين نکته ي کاملاً مورد قبول اکثريت دانشمندان و محققان نظر کنيم و در اين مورد باور داشته باشيم که جهاني که امروز در آن زندگي مي کنيم آغازي داشته است پس براي آن بايد پاياني را نيز جستجو کرد بدون در نظر گرفتن سخناني که در اديان بزرگ در مورد پايان جهان آمده است.

بشريت منبع قابل قبول ديگري نخواهد داشت که به اين موضوع بپردازد منکران روز قيامت شايد در ابتدا اين واقع را رد کنند و در سخنانشان از احتمال وجود روز قيامت صحبتي به ميان نياورند وليکن با اندکي انديشيدن در عناصر جهان هستي پيرامونمان برهان هاي عقلي و نظري بسياري را مي توان مشاهده کرد که به اين موضوع اشاره مي کنند. حقيقتاً براي انساني که مي انديشد، اثبات وجود روز قيامت بسيار سازنده است.

در هر حال اگر بپذيريم که براي وجود هرچيزي سرآغازي ممکن بايد باشد. پس بايد بپذيريم که پاياني نيز در کار خواهد بود. از اين مبحث به سرعت بايد گذر کنيم زيرا اثبات وجود روز قيامت بدون در نظر گرفتن منابع مکتوب مسلمانان اندکي مشکل است در هر صورت در اين نوشتار تنها مي خواهيم به نکاتي نظر کنيم که در کتاب فوق نويسنده ي عالي قدر به آنها توجه کرده است به دليل اينکه بحث به درازا نکشد و به طور خلاصه به مباحث اين اثر پرداخته شود بدون فوت وقت به سراغ آن خواهيم رفت.

در اين اثر ما با مجموعه اي از مطالبي روبه رو مي شويم که مربوط به مرگ و جهان پس از آن است تفکيک عناوين به طور کلي بر هشت فصل جداگانه تقسيم بندي شده است. موفقيت شايان توجه کتاب از تعداد تجديد چاپ آن مشخص مي شود. اصل مطالب اثر حاضر از روي بخشي از مجلدهاي کتاب نفيس و گران سنگ بخارالانوار اقتباس شده است با اين حال نويسنده ي محترم اين اثر خود نيز مطالبي را به اين اقتباس افزوده است در کل مي توان ديدگاه نويسنده را اينچنين دانست. او در ابتدا مي خواهد با ساده سازي و امروزي سازي مفاهيم کتاب اصلي و احاديث بزرگان دين به درک مخاطبان اثر خود کمک کند. اين نحوه ي نگرش دو نکته را به ذهن متبادر مي سازد. نخست ساده سازي آثار بزرگاني که در گذشته نگاشته شده آنچنان که مي بينيم مورد پسند و استقبال مطالعه کنندگان قرار گرفته است.

در ورود به مباحث کتاب و دقت نظر در آنها به نکاتي آموزنده خواهيم رسيد. حال با توجه به ترتيبي که نويسنده در اثر آورده است به اين مباحث نظري کوتاه خواهيم کرد. در موضوع مرگ توضيحات نويسنده کافي نيست و به طور خلاصه به آن پرداخته است. در واقع فلسفه ي مرگ توضيحي خواهد بود که پيش از هرچيز بايد به آن پرداخته شود نهايت امر مخاطب اثر پس از توضيحاتي که در مورد علت وجودي مرگ و نگاه به آن را دريافت مي کند حال نيز مي تواند مرگ را چنان چه نويسنده در کتاب آورده است را درک کند اين نقصان براي مبحث مرگ وجود دارد و در اينجا مي توان به طور اجمالي توضيحاتي که نويسنده بايد به آن مي پرداخت را ذکر کنيم و اين توضيحات در چند نکته خلاصه مي شوند. نخست يکي از علت هاي وجودي مرگ و فلسفه ي آن را مي توان در عمل ناشايست بدون پاسخ دانست اصطلاحي که به کابرده شد شايد اندکي گنگ به نظر آيد ولي پاره اي توضيحات منظور را بهتري مي رساند نگارنده معتقد است يکي از دلايل وجودي مرگ همان فلسفه ي جزاي ظالم است ذکر همين فلسفه ي مختصر اگر در عمق آن انديشيده شود باعث اتکاي بسياري خواهد بود. فلسفه ي نيروي برتر هستي به شرارتهاي خلايق در دنيا تنها لحظه اي به وقوع خواهد پيوست که مرگ وجود داشته باشد تا در آن شرايط احقاق حق ضايع شده صورت پذيرد.

فلسفه ي ديگري که مي توان براي مرگ قائل بود و نويسنده به آن توجهي ننموده است همان پيشرفت و ارتقاع انسان است در اين ديدگاه فلسفي موجود انسان در تلاش براي نيل به اهداف بلند خود همچنان در تلاش است و روز به روز به کمال بيشتري خواهد رسيد و اين اضافه نمودن کمال روز افزون موقعي توجيه منطقي خواهد داشت که بتوان از بهره مند شد در حاليکه اگر مرگ را در فلسفه ي خود به عنوان پايان کار بپنداريم ديگر اين تلاش هاي پي در پي براي رسيدن به کمال انسانيت چه حاصل خواهد داشت و ديگر معاني بلندي همچون کمال و پيشرفت در لغت نامه ي انديشه هاي انساني بي معنا و پوچ خواهد ماند به معني ديگر هرچند نکته اي که گفته شده است اندکي دور از ذهن به نظر مي آيد وليکن همين تفکر مادي هم مي تواند پاسخ اين پرسش کاملاً منطقي را بيابد.

اگر انسان امروزي مرگ را پايان کار خود بپندارد پس تلاش براي بهبود زندگي و تلاش براي پيشرفت اخلاقي و علمي در عرصه هاي مختلف بي معنا و بيهوده است زيرا آنچنان که ما مي گوييم و در دين اسلام به آن پرداخته شده است مرگ به عنوان مرحله اي از زندگي مورد قبول بوده و به جز آن ديگر تعبيري را نمي توان براي آن متصور شد. پس نويسنده مي توانست با پرداختن به موضوع مرگ در عرصه هاي اسلامي و تفکري آن ابتدا به بيان مقدماتي از آن ما را در شرايطي قرار دهد که هرچه بهتر بتوانيم مباحث مربوط به مرگ را در ادامه کتاب دنبال کنيم وليکن اين مهم صورت نپذيرفته است.

مفهوم ديگري که به آن در اثر توجهي نشده نگاه دين اسلام به انسان در خصوص تکاليف ديني است هرچند که فلسفه ي انجام تکاليف ديني بسيار گسترده مي باشد وليکن همين نکته ي اساسي نيز به ما در فهم بهتر رابطه ي مرگ با زندگي دنيايي کمک شاياني مي کند. برفرض مثال اگر تکليفي انجام دهيم که در دين توصيه شده است و از تأثيرات اين جهاني آن عمل چشم پوشي کنيم. چه چيزي در انتها برايمان باقي خواهد ماند. برخي از اعمال و تکاليف ديني هم در دنيا و هم در آخرت تأثير گذارند و برخي از آنها که بيش از نيمي را شامل مي شوند بخاطر تأثيراتي که در آخرت دارند براي مومنين پر اهميت جلوه مي کنند.

اگر مرگ در نگاه فردي به پايان زندگي تعبير گردد پس عمل به آن تکاليف ديني نيز بيهوده خواهد بود. در حاليکه اينگونه نيست انسان مومن به خدا و دين خدا براي رضايت او به زندگي مي پردازد و براي اميد به روز آخرت بسياري از رنج هاي دنيوي را متحمل مي شود. پس فلسفه ي ديگري که به اثبات جاودانگي انسان مي پردازد همان عمل به تکاليف ديني خواهد بود. در آيه شريفه ي 115 سوره ي مومنون به يک نکته ي بسيار اساسي در فلسفه ي مرگ اشاره شده است و همان مطلبي را عرضه مي دارد که بايد انسان و ديدگاه او به آن بپردازد.

نگاه قرآن به مرگ دقيقاً همان جهت گيري صحيح به آن را براي ما روشن مي سازد. مفهوم اين آيه شريفه آن است که ما انسانها را براي امري عبث نيافريده ايم و آنها به سوي پروردگار خويش باز خواهند گشت دو نکته اساسي که در اين مفاهيم نهفته مانده است براي خواننده ي کتاب فوق راهگشاست نخست تاکيد بر عبث نبودن آفرينش و هدف داري آن دوم بازگشت به سوي پروردگار و حضور در پيشگاه خداوند متعال. اگر از اين نقطه نظر هم نگاه کنيم باز هم بايد بگوييم نويسنده ي کتاب تصويري از بهشت و جهنم کمتر به موضوع مرگ از نگاه فلسفه ي وجودي آن پرداخته است و فقط به چگونگي آن و شکل آن نظر داشته است هرچند که در لابه لاي سوره هاي قرآن مجيد که در متن کتاب آمده است مي توان اين گونه فلسفه ها را استخراج کرد وليکن يافتن مفاهيم بلندي اين چنيني در عمل بسيار دشوار خواهد بود و مخاطبان اثر شايد به سادگي نتوانند از اين نتيجه گيري اخير بهره مند گردند

به طور مثال مي توان مفهوم زندگي جديد را از آيات قرآن استخراج کرد وليکن مخاطب آگاه و توانا چنين نتيجه گيري را مي تواند انجام دهد و مخاطبي که کمتر مطلع باشد چنين تصميم گيري را نمي تواند انجام دهد. در متن کتاب نويسنده با اشاره به آيه ي 169 تا 171 سوره ي آل عمران به نکته اي اساسي اشاره کرده است در اين آيات اينچنين مي خوانيم(( مپندار کساني که در راه خداوند کشته شده اند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي خورند. از آنچه که خدا به آنها داده شاد مانند و به کساني که هنوز به آنها ملحق نشده اند بشارت مي دهند که (آنجا) نه دچار خوفند و نه دچار حزني. به نعمت الهي و فضل شادمانند و خداوند اجر مومنين را ضايع نمي فرمايد.)) در اين نکته ي ارائه شده توسط نويسنده مخاطبان بايد در پي معاني عميقي برآيد و آنها را بيابند. همين امر باعث مي شود کمتر کسي بتواند تمامي آنچه که نويسنده از آوردن اين آيه ي شريفه مي خواسته است بيان کند مطلع گردند.

قرض از گفتن اين نکته همان است که بايد توجه شود، هر مخاطبي براي خواندن هر کتابي مناسب نيست و در نگاه ديگر هر کتابي براي هر سطح از مخاطبي مناسب نخواهد بود بلکه آگاهي نويسنده و مخاطب هر اثر شرط اساسي ارتباط ميان آن دو است. در اثر حاضر چنان که مي بينيم نويسنده مفاهيم بلندي را در قالب يک نوشتار ارائه فرموده اند و بسياري از نکات پنهان در آن را به مخاطبان خود عرضه داشته اند و ليکن با تمامي اين توضيحات هم بخش قابل توجهي از مطالب در نگاه مخاطبان عام اين اثر سنگين و غير قابل درک مي ماند البته نه به طور کامل بد نيست به چند نمونه از آن اشاره کنيم.

در فصل مربوطه به قيامت نويسنده با استناد به آيات کريمه ي 73 و 74 سوره ي زمره چنين آورده است.(( و کساني که تقوا پيشه کرده بودند(امروز)( توسط فرشتگان الهي و نور اعمال صالحه شان) دسته دسته به سوي بهشت رهبري مي شوند و وقتي به بهشت رسيدند در حالي که درهاي آن به سوي آنها گشوده مي گردد، موکليت بهشت به آنها مي گويند: سلم و سلامت بر شما باد، خوش آمديد و در اين بهشت تا ابد به سر ببريد. آنها مي گويند:سپاس خداي را که به وعده اي که داده بود وفا کرد و ما را وارث اين بهشت گردانيد تا در هرجا که بخواهيم مأوي گزينيم پس چه زيبا و خوب است اجر عمل کنندگان به دستوران خداوند.))

در اين نوشتار که معني آيات 73 و 74 سوره ي زمره مي باشد دو نکته در پرانتز توسط نويسنده آورده شده است. نخست نور اعمال صالح که هدايت گر مومنان است و دوم فرشتگان الهي که هدايت و بشارت مومنان را در اختيار دارند. براي مخاطب عام همين نکته اي که در متن کتاب به آن اشاره شده کافي نخواهد بود نور اعمال صالح احتياج به توضيحي مفصل دارد و بايد براي مخاطب معين گردد که دقيقاً منظور نظر چه چيزي است. در مورد اعمال صالح در دنيا بايد گفت که هر عملي از ديدگاه اسلام داراي صورتي در ذات و حقيقت خود است و در ظاهر امر نيز داراي صورت ديگري آنچه که مسلم است اصل اعمال در جهان پس از مرگ شکل حقيقي خود را پيدا مي کنند و تاثير آنها بيش از آنچه که در اين دنيا بوده خواهد بود به طور مثال کمک به انساني درمانده در ظاهر امر و دنياي مادي داراي محاسن و نتايج بسيار نيکويي است وليکن همين عمل اگر در باطن براي رياکاري و عوام فريبي انجام پذيرد. در دنياي آخرت داراي ظاهري کاملاً متفاوت از آنچه که در دنيا داشته خواهد بود

حال پس از آگاهي از اين نکته مي توان بنابر نتايجي که از نوشتار نويسنده مي توان گرفت به اين نکته رسيد که اعمال صالح مومنين همچنان که در دنيا براي ايشان داراي تبعات ارزشمندي هستند در آخرت نيز داراي نوري هدايت گر و ظاهري نوراني خواهند بود در اين ميان مفهوم نور اعمال صالح بهتر درک خواهد شد. هرچند مفهوم آن در ابتدا و با اشاره ي کوچکي که از سوي نويسنده آمده است براي خوانندگان اندکي مشکل ساز در امر درک آن خواهد بود اما با توضيحي خلاصه از آنچه که در توان نگارنده بوده است، شايد تا حدودي مطالب براي مخاطبان روشن و واضح گردد و براي هرچه بهره مند شدن ايشان ثمر بخش شود.

 نکته ي دومي که نويسنده به آن اشاره داشته فرشتگان بشارت دهنده و هدايت کننده است. در خصوص اين مطلب هم چيزي که بايد گفته شود اين است که خداوند متعال فرشتگاني را در روز قيامت براي بندگان خود اختصاص مي دهد که هم بشارت دهنده هستند و هم هدايت گر و از سوي ديگر فرشتگاني را براي مشرکان يا جهنميان قرار مي دهد که هم آنها را به سوي عذاب جهنم هدايت مي کنند و هم به آنها عذاب جهنم را يادآور مي شوند. نکته اي که بايد نويسنده به آن مي پرداخت و از آن به تعبير فرشتگان الهي يادکرده است ماموريت آنهاست در ارائه ي عذاب  و پاداش به بندگان است يک امري که کمتر به آن توجه مي شود در روز قيامت چنان که از آيات و روايات بر مي آيد و از همين آيه نيز مي توان آن را استخراج کرد. عمال و فرشتگان الهي است و هرکدام از آنها براي امري مامور گشته اند و بسياري از اراده ي خداوند را بر انسان پياده مي کنند ديدگاه اساسي در اين موضوع آن است که عمل انسان را مانند موجودي زنده و داراي خواص وجودي معرفي مي کند پس در نتيجه مي توان بنابر اين آيات به اين موضوع پي برد که عمل انسان در روز آخرت يکي از عناصري است که او را به سوي جهنم و يا بهشت رهنمون مي سازد و بنابراين آيات هدايتگر اوست.

در مورد موضوع اثبات وجود قيامت نيز نويسنده با اشاره به آيه 7 سوره ي هود مي خواهد نظر مخاطبان به نکاتي چند جلب کند. در اين آيه چنين مي خوانيم. (( اي مردم اگر شما درباره ي قيامت و قدرت خدا بر بعثت مردگان شک و ريبي داريد، بدانيد که ما شما را نخست از خاک آفريديم، آنگها از آب نطفه، آنگاه از خون بسته، آنگاه از پاره گوشت تمام و ناتمام، تا در اين انتقال و تحولات، قدرت خود را بر شما آشکار سازيم و از نطفه ها آنچه را که مشيّت ما تعلّق مي گيرد و در رحمها قرار دهيم تا به وقتي معين طفلي(چون گوهر) از (صدف) رحم بيرون آريم تا زيست نموده و به حد بلوغ و کمال برسد. و برخي از شما( در اين بين) بيمرد، و برخي به سن پيري و دوران ضعف و ناتواني رسد تا آنجا که پس از دانش و هوش... و زمين را بنگري وقتي خشک و بي گياه باشد، آنگاه باران بر او فرو باريم تا سبز و خرم شود و ( تخم ها در آن نمو کند) و از هر نوع گياه زيبا بروياند، اين (آثار قدرت) دليل است کار خداي قادر حق است و او البته مردگان را زنده خواهد کرد و او محققاً بر هر چيز تواناست و محققاً ساعت قيامت بيايد، بي هيچ شک و به يقين خدا مردگان را بر انگيزد از قبر.))

در اين ترجمه ي آيه ي کريمه ي سوره ي هود متن به همان شکلي آمده است که در کتاب موجود بود و اشتباهات لغات آن در خود کتاب نيز اينچنين بوده است و نگارنده بنابر آن چه که تا کنون در اثر يافته است به عمد اين قسمت را همانند آنچه که در کتاب بوده است آورده با اين حال از اين بحث که بگذريم بايد منظور نظر نويسنده را از آنچه که در اين آيه آمده است بيان کنيم و براي مخاطبان اين چنين عرضه کنيم که فراخور نياز از آن بهره مند شوند با دقت در اراده ي نويسنده براي بيان اين آيه در متن اثر نکاتي چند براي ما آشکار مي گردد نخست برهاني که قرآن آن را دليلي بر وجود آخرت مي داند بر چند وجه استوار گشته است.

همين که قران دليل شکل گيري انسان از ابتدا تا انتها را اينچنين بيان مي کند مي خواهد به نکته اي اساسي اشاره کند. دميدن روح در کالبد انسان و خروج آن از جسم مسئله اي است بسيار پيچيده که تا کنون در علم بشريت به طور کاملاً ناشناخته مانده است بايد به اين موضوع توجه کافي داشت چرا قرآن به اين مضمون اشاره کرده است که تا کنون ناشناخته مانده است. نويسنده تنها به بيان اين نکته اشاره دارد وليکن مفهوم عميق آن را به مخاطبان انتقال نداده است. آن مفهوم عميق ناظر به اين مطلب است مثالي که قرآن آن را مطرح مي کند در زمان حاضر نيز بسيار در خورد توجه است البته در قرآن به اين نکته نيز اشاره شده که مسئله ي روح چيزي است که بشريت با علم ناقص خود هيچ راهي به آن ندارد و مشخصاً تأکيد شده که انسان را به اين وادي و درک روح هيچ راهي نيست.

طرح ريزي کتاب فوق بر مبناي اثر گران قدر بحارالانوار ما را به اين نتيجه گيري مي رساند که نويسنده هرچند مي خواسته به مطالبي جديد و نو در اين رابطه اشاره کند وليکن بنابر نيازي مبرمي که به منابع ديني و مورد وثوق داشته است بايد به اين گونه کتابهاي گران سنگ نيز نظري جامع مي داشت زيرا آنچه که در کل کتاب آمده است چيزي خارج از منابع مورد قبول و اسناد محکم نيست. آنچه در روايات مورد تاييد و آيات قرآن يافت مي شود در اين اثر آمده است و نويسنده تا حد امکان مي خواسته به آنها نزديک شود و فهم مطالب را براي مخاطبان امروزي خود آسان تر کند.

آنچه کاملاً بصريت انگيز خواهد بود نحوه ي نگرش نويسنده به احاديث و آيات قرآن است، بسيار دشوار مي نمايد که محققي از ميان اين اسناد مهم ديني سخني را آنچنان بيان کند که هم راه را به درستي طي کرده باشد و هم تکرار مکررات نباشد. به معني ديگر نوشتن يک اثر با اين موضوع کاملاً دشوار از دو جهت بايد مورد توجه قرار گيرد. نخست بيان مطالب از خلال مفاهيم عميق ديني مورد نظر در اين منابع و رعايت عدالت و توازن در اين خصوص که هم موضوعي خارج از آن صورت ناشايستي به خود نگيرد و هم اينکه مطلب فوق چنان نباشد که در گذشته نيز بيان شده بود و ما آن را در کتاب ديگري نيز بيابيم تازه و جديد بيان کردن يکي ديگر از همين دشواري ها است.

نگارش نويسنده نيز هرچند برگرفته از مباني ديني است وليکن خاصه مانند کتب تربيتي بيان مي شود. نقش محوري اثر حاضر براي بيان مطالب عميق اما تربيت محور بر خوانندگان نيز پوشيده نيست.چنان که خود نويسنده نيز بر اين اصل استوار بوده که اثرش بتواند در ضمير مخاطبانش همين نقش را ايفا کند و بنابر همين اصل نحوه ي نگارش کتاب فوق را بايد تربيت محور دانست. دست مايه ي نويسنده اما بنابر آن چه که مي دانيم بسيار درخور توجه است مطالب او پربار و بسيار غني مي باشد زيرا دست مايه ي اثر از همين مطلب حکايت دارد. با اين حال همين امر باعث شده است مطالب با حجم بسيار اندکي مخاطب را سردرگم کند.

نويسنده تا جايي که مي توانسته براي هر مبحث، آيات و روايات متعددي را بيان کرده است و اصولاً شکل کتاب نيز از همين امر سرچشمه مي گيرد، بخش اعظم مستنداتي که نويسنده در پي هر موضوع مي آرود بر فشردگي اين اثر افزوده است. بايد گفته شود اين موضوع مانند يک شمشير دو لبه عمل مي کند. در جايي به منتقدان اثر اثبات کرده که سخنان نويسنده مو به مو برگفته از مستنداتي است که ذکر آنها رفته است و در جايي ديگر نشان دهنده ي اين نکته است که نويسنده بيشتر تلاش خود را نموده تا نمونه هاي مثال متفاوت و گاهي هم راستا را با يکديگر براي مخاطبان طرح کند.

نگارنده معتقد است براي عرضه ي هر سخني اگر به حد کافي از پيوندهاي مرتبط و همچنين مثالهاي به تعداد مناسب استفاده شود تاثير آن بيشتر خواهد بود. اگر گرد آوري نمونه هاي موجود در خصوص هر مبحث را گسترش داده و همچنان به تعداد آنها همت گماريم در نهايت خواهيم ديد مبحث مورد نظر با تعداد زيادي شاهد مثال، وليکن در عمق ذهن مخاطب جايي نگرفته است. روش معدل تري نيز مي توان جستجو کرد و آن روش استفاده ي مناسب و به جاي نمونه ها و يا پيوندها است. البته اين روشي که ما در کتاب با آن روبه رو هستيم شکل نگارش معمول اين گونه کتب است و بر اين قائده استوار مي شود که هرچه قدر سخني که در اثر براي بحث و بررسي انتخاب شده در کتب ديگر در خصوص آن سخن به ميان آمده باشد و يا مستنداتي براي اثبات آن آورده شود مورد قبول مخاطبان نيز قرار خواهد گرفت.

اثر فوق چنانچه بيشتر مورد بررسي قرار گيرد مي تواند به فراخور نوع مخاطب خود، مورد استفاده ي گسترده تري نيز داشته باشد. از نگاه پژوهش محور نويسنده بسياري از سخنان خويش را بر پايه ي مستنداتي از قبيل آيات و روايات محکم بنا نهاده است و همين امر باعث مي شود در نگاه مخاطب ، کتاب به نوعي مجموعه اي جذاب از جمع آوري مستندات در خصوص موضوعي مشخص باشد. به زبان ديگر اثر در بطن خود هم مي تواند مورد استفاده ي علم قرار گيرد و هم مي تواند مورد استفاده ي عموم و يا جمعي از هر دوي موارد.

اثر حاضر در سطح کيفي خوبي قرار دارد. و تعدد چاپ هاي متوالي آن شاهدي است بر اين مدعا که استقبال جامعه ي کتاب خوان کشور باعث شده اين کتاب ارزشمند بارها به چاپ برسد. همين امر بر کيفيت اثر و موفقيت نويسنده صحه مي گذارد. کلييت مجموعه ي موضوعات نيز همچنان به هم پيوسته و مطالب آن به هم تنيده است که به سختي مي توان آنها را از يکديگر تفکيک کرد در نهايت بايد گفت که کتاب تصويري از بهشت و جهنم اثر احمد حبيبيان بسيار موفقيت آميز بوده است و در يک نگاه اجمالي براي مخاطبان خود مطالب بسياري دارد تا بازگو کند. در کتاب پر ارج ايشان علاوه بر سبک نگارشي نوين و پر جذبه و همچنين استوار بر حقيقت دين با قلمي جذاب و شيرين روبه رو مي شويم و نکاتي اخلاقي و بعضاً اجتماعي را در لابه لاي سطور کتاب خواهيم يافت که بر زيبايي و سودمندي اين اثر گران قدر افزوده است. سرانجام جا دارد از نويسنده و ناشر اين اثر گران سنگ تقدير و تشکر کرده و لزوم توجه بيشتر به موضوعاتي از اين دست را گوشزد مي کنيم.

 

 

دوشنبه 16 بهمن 1391 - 14:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری