شنبه 29 مهر 1396 - 19:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

گلگشتي در کوچه باغ انقلاب

 

 مقدمه

رهبران ديني و روحانيت شيعي، با تکيه بر معارف قيام سيد الشهداء ، درتاريکيهاي رعب آور قرون گذشته و درگردنه هاي صعب العبور تاريخ اسلام ، توانستند مکتب حسيني را با مجاهدتي سرخ حفظ نمايند و جوامع اسلامي را با اين معارف رشد دهند .

  قطعاً ايرانياني که به سبب روحيه حق طلبي شان  به اسلام گرويدند و تشنگي آگاهانه شان ، آنها را به سرچشمه ولايت ائمه اطهار (عليهم السلام)کشاند ، پيشگامان حفظ و نشر اين معارف در اقصي نقاط دنياي اسلام بودند که شواهد تاريخي فراواني داّل بر اين مطلب است .

سالها مجاهدت بي وقفه روحانيت شيعه در ايران ، علي رغم مخالفتها و دشمني هاي گسترده و پيچيده اي که پيش رويشان قرار داشت ، بدست يکي از بهترين شاگردان مکتب اهل بيت (عليهم السلام ) به ثمر نشست . حضرت امام خميني (ره) با تکيه بر معارف حقيقي اسلامي که با خون سيد الشهداء (ع) حفظ شده بود توانست بساط 2500 ساله سلطنت وحکومت شاهنشاهي را بر چيند و پايه هاي تأسيس حکومت اسلامي را پس از 14 قرن استوار سازد و با درس گرفتن از مکتب سرخ حسيني ملّت ايران را در مسير رشد مادّي و معنوي هدايت نمايد.

  از آنجا که قيام مردم ايران ، قيامي ذاتاً اسلامي بود ( و نه متأثر از ديد گاههاي ملّي گرايانه يا هر چيز ديگري که ريشه در تقليد از اجنبي داشت ) معارف و شاخصه هاي اسلامي بودند که به آن شکل و شمايل مي دادند و شايد مهمترين شاخصه اي از اسلام که مبارزات ملّت ايران را هدايت کرد ، همين قيام حضرت ابا عبد الله الحسين (ع) بوده است بگونه اي که حداقل در چهل سال گذشته شاهد آن بوديم که حضرت امام خميني (ره) و پس از ايشان مقام معظم رهبري با تکيه بر مسائل مختلف پيرامون قيام سيد الشهداء شکل دهي اهداف ، ساماندهي و تربيت نيروهاي انقلابي ، شيوه هاي مبارزه ، دشمن شناسي ، ظلم ستيزي ، شناخت نفاق ، حق مداري ، کسب بصيرت و آگاه ساختن عوام و خواص و بسياري ديگر از اساسي ترين شاخصه هاي رشد و هدايت جامعه اسلامي را ارائه داده اند . و هر چه از عمر انقلاب اسلامي از دوران مبارزه تا امروز مي گذرد ، بينش ما از اين بحر معرفت و عشق و ايمان بيشتر شده و به تناسب موقعيت هاي خود بهره اي عميق تر از اين اقيانوس بيکران کسب کرده ايم .

   آنچه که بر شکل گيري ، ساماندهي نيروها ، مبارزات قبل از انقلاب ، پيروزي ، استقامت و حفظ نتايج پس از پيروزي و جلوگيري از انحراف مسير انقلاب اسلامي مؤثر بوده برداشتهاي به هنگام و متناسب با مقتضيات زمان ، از قيام امام حسين (ع) بوده که زمان شناسي در ارائه اين برداشتها امري دقيق و راهبردي بوده است به گونه اي که مي توان با نگرش به نوع برداشتهائي که در دوره قبل و پس از انقلاب اسلامي از قيام کربلا توسط رهبران جامعه صورت گرفته است ، مسير حرکت و مباني و تهديدات و آفات انقلاب را شناخت و اين شناخت بصيرتي براي فردا به دست مي دهد .

تحليل انقلاب اسلامي

  به نظر ما تمام تحليل گران انقلاب اسلامي از داخل و خارج با همه  کرّ و فر و زياده گوئي در مدت سي سال ، نتوانسته اند چيزي بهتراز آنچه تئوريسين انقلاب اسلامي استاد شهيد مطهري (ره) در همان فرصت اندک گفته است بگويند ، نظرات استاد مطهري (ره)  درباره انقلاب اسلامي در چند محور خلاصه مي شود :

محورهاي بحث در انقلاب اسلامي

ماهيت انقلاب        4- آفات انقلاب         7- دستاوردهاي انقلاب                            

اهداف انقلاب        5- عدالت و انقلاب   

رهبري انقلاب       6- صدور انقلاب                                 

 

در اين جزوه و مجال اندک ، بسيار مختصر به محورهاي فوق اشاره مي نمائيم .

 

الف : ماهيت انقلاب اسلامي ايران

 انقلاب اسلامي ايران به هيچ صنف  و طبقه خاصي اختصاص نداشت و ندارد همه طبقات در آن شرکت داشتند و نهضتي است از تيپ نهضت پيامبران يعني بر خواسته از ( خود آگاهي الهي ) يا ( خدا آگاهي ) که ريشه اش از اعماق فطرت بشر و ضمير و باطن انسان سرچشمه ميگيرد.

پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن ماه 1357 در حالي اتفاق افتاد که شرائط تاريخي براي تحقق آن – نه به لحاظ اقتصادي ، نه به لحاظ سياسي و نه به لحاظ فرهنگي – حداقل از چشم انداز متداول نظريه پردازي هاي غربيان هيچ آماده نبود ، در آن شرائط به لحاظ اقتصادي با دنيايي دو قطبي مواجه بوديم که در نيمي از آن برنامه هاي اقتصاد سرمايه داري و در نيم ديگر آن برنامه هاي اقتصاد سيوسياليستي اجراء مي شد و هيچ جريان اقتصادي قادر به ادامه حياتش نبود به لحاظ سياسي نيز با دنياي دو قطبي مواجه بوديم که در نيمه غربي آن تفکر ليبراليسم و در نيمه شرقي آن تفکر مارکسيسم حاکم بود و تمام جريانات سياسي تنها با اين دو تفکر مي توانستند هويّت سياسيشان  را ابراز کنند ، نه به لحاظ فرهنگي ، با دنيائي مواجه بوديم که در بهترين شرائط آن دين در حاشيه قرار گرفته بود و از آن ، جز پوسته اي ، چيزي باقي نمانده بود . در چنين شرائطي سخن از دين و دينداري و مهمتر ، سخن گفتن از حکومت ديني ، چيزي که در انقلاب اسلامي اتفاق افتاد ، بسيار بعيد ، غير معقول و نا ممکن مي نمود ، انقلاب اسلامي ايران ضمن اينکه ساختار نظام 2500 ساله شاهنشاهي را به هم ريخت و نيز ضمن اينکه موازنه قدرت را در مقياس جهاني به نفع دين به هم زد بگونه اي که دين در حاشيه را به مرکز مناسبات اجتماعي دعوت کرد ، بستر ي مناسب و در عين حال جدّي براي آزمون و محک انواع تئوري پردازي هاي رايج در رابطه با انقلابها در علوم اجتماعي و سياسي ايجاد کرد . 

  تا زمان وقوع انقلاب اسلامي ، انقلابهاي متعدد و بزرگي همچون ( انقلاب کبير فرانسه در سال 1800 ) و ( انقلاب اکتبر روسيه در سال 1920) و ( انقلاب دهقاني چين در سالهاي 1949-1911) در جهان بوقوع پيوسته بود ، از اين رو جامعه شناسان و محققان علوم سياسي را به تکاپو و اداشت تا با ارائه نظريه هائي منسجم و قابل قبول ، به تحليل و بررسي انقلابها بپردازند ، نظريه هاي مطرح شده با قدري انعطاف ، اين توانائي را داشته اند که انقلاب هاي نو ظهور را تحليل و تبيين کنند و حتي وقوع انقلاب ها را از قبل پيش بيني کنند امّا با ظهور  انقلاب ايران ، جامعه شناسان سياسي ، با پديده اي جديد روبرو شدند که در اساس با انقلاب هاي سابق متفاوت بود .

  در اين راستا انقلاب اسلامي ايران را مي توان مهمترين جنبش اسلامي معاصر دانست که نماد و مظهر اسلام گرائي در عصر حاضر به شمار مي آيد .

  اين انقلاب حرکتي بود که با ويژگي هاي خاص و منحصر به فرد خود تعجب و شگفتي تمام انديشمندان غربي را برانگيخت و وجدانهاي غربي را در بعد دولتي و مردمي تکان داد و به صورت معمائي براي تحليل گران سياسي و اجتماعي جلوه گر شد .  در آن زمان غربي ها فکر نمي کردند که از اين نهاد علمي – سنّتي که به گمان آنها يکي از نهادهاي جمود و فرو رفتن در فضاهاي علمي و روحي است ، مردي بيرون آيد که انقلابي بزرگ را رهبري کند و دولتي هم آهنگ با زمانه تأسيس کند.

  ويژگي هاي مذکور باعث شد که اين حرکت بيش از پيش مورد توجه انديشمندان غرب قرار گيرد و همه سعي در تبيين  وتحليل آن داشته باشند ، حتي بدليل نقش اساسي مذهب در اين حرکت ، بعد از انقلاب اسلامي تعداد محققان علاقمند به مطالعه راجع به شيعه دوازده امامي نيز بصورت فزاينده اي گسترش يافت از جمله اين محققين مي توان به خانمها             ( إن ، کي اس لمتبون  و تدا اسکاچ پل و نيکي کدي) اشاره کرد.

  گستردگي نظريه پردازي غربيان در مورد انقلاب اسلامي فقط به اين دليل نيست که در گوشه اي از جهان يک اتفاق بزرگ و عجيب رخ داده است بلکه نگراني نسبت به الگوي بزرگ غربي نيز آنها را چنين به تحرک وسيعي واداشته است . شکاف و تزلزلي که اين انقلاب در شالوده هاي تفکر غرب ايجاد کرد ، عظيم تر از آن بود که در نظام پژوهش غرب نسبت به آن بي تفاوت باشد .

  ميشل فوکو معتقد است (( مرداني که روي اين خاک (ايران ) زندگي مي کنند در جستجوي چيزي هستند که ما غربي ها امکان آنرا پس از بحران بزرگ مسيحيت از دست داده ايم و آن معنويت است)).

  دانيل پاپيس ، رئيس انجمن سياست خارجي ايالات متحده آمريکا در کنفرانس در استامبول ترکيه گفت ما بايد اعتراف کنيم که پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ما براي افکار ديني و مذهبي هيچ جائي بازنکرده  بوديم ولي از اين پس براي ما آمريکا ئي ها ضروري است که زمينه هائي جهت مطالعه و تحقيق پيرامون مذهب فراهم آوريم.

  ولي علي رغم تمام تلاشها و بررسي ها ، تحليل گران غرب تا حد زيادي از فهم عميق انقلاب اسلامي ، خصوصاً در جنبه هاي معنوي ، عاجز هستند . آن چه نظريه پردازان غربي را دچار مشکل کرده اين است که آنها با حرکاتي روبرو هستند که از طرفي نام آنرا جز (انقلاب) نمي توان گذشت و نام انقلاب هم همواره تداعي گر نوعي پيشرفت و ترقي است و از طرف ديگر ، در متن اين حرکت با پديده اي به نام مذهب روبرو مي شوند ، که در نظر آنان ، نماد تحجّر و عقب ماندگي و مانع پيشرفت و ترقّي است .

  به عبارت ديگر موج اعتراضهاي مردمي براي مبارزه و مخالفت با شاه به اصولي بر مي گشت که متعلق به 14 قرن پيش و امام خميني (ره ) در اوج ناباوري تحليل گران بين المللي با عقائد مذهبي که غرب آنها را کهنه و قرون وسطائي مي دانست ، جهان را تکان داد .

  همراهي مذهب با پيشرفت انقلابي خارج از جنگ طبقاتي و حرکتي در خلاف جهت غرب در نگاه غربي ( جمع اضدادي است که در انقلاب ايران جمع شده اند و در عمل امکان ظهور يافته اند ).

  به همين جهت نظريه پردازان غربي در تحليل انقلاب اسلامي و ماهيت آن با مشکلي جدّي روبرو هستند و فهم آنها از ماهيت آن فهم ناقصي است و همين امر باعث مي شود افرادي مثل (نيکي کندي ) انقلاب اسلامي ايران را در حد يک حرکت ضد استعماري پائين آورد و پيام اصلي انقلاب را که ( حاکميت اسلام ) بود ، ناديده بگيرد و يا به تعبير صحيح تر از درک آن عاجز بماند .

  حضرت امام خميني (ره) با اين حرکت خود نه تنها غرب را محکوم ساخت ، بلکه با غرب از موضع کسي سخن گفت که رسالتي جهاني را براي همگان به ارمغان آورده بود و هنوز که هنوز است رسانه هاي غربي از او بعنوان کسي که جهان را تکان داد ، نام مي برند .

  حضرت امام خميني با حرکت خود شرق و غرب را لرزانيد و ميراثي بر جاي گذاشت که هنوز زنده و فعّال است و بي ترديد جهانيان همچنان تحت تأثير انقلاب او قرار دارند (1).

  آري هنوز مبارزه ادامه دارد ولي نه مبارزه (تحت سيطره غرب ) بلکه مبارزه با (سيطره غرب) براي از بين بردن کامل سلطه و استبداد جهاني و برقراري حاکميت الله در سراسر گيتي و رفع هر گونه ظلم و جور و غلبه مستضعفان بر مستکبران ، به اميد آن روز ، انشاءالله.

 

اهداف انقلاب

  انقلاب اسلامي و مبارزه صرفاً براي بر قراري ارزشها اسلامي انجام گرفت ، مبارزه هدف نيست ، از آنجائي که ماهيت انقلاب ، اسلامي است همه چيز را با رنگ و بوي اسلامي طلب مي کند ، يعني جامع تمام مفاهيم و ارزشها و هدف ها در قالب و شکل اسلامي است.

  لذا از نظر هدف محدود نيست همه هدفهاي اسلامي مد نظر است البته برخي هدف ها مقدم است . مثلاً در مرحله اوّل نفي و انکار و در هم کوبيدن استبداد و استعمار تقدم دارد و در مرحله بعد سازندگي ، و اثبات.

   

  اهداف انقلاب اسلامي عبارتند از :

برقراري حکومت عدل اسلامي .

باز گشت به اسلام ناب محمّدي و سنت هاي اسلامي .

اصلاح اساسي .

نجات مظلومان از دست ظالمان ستمگر و بر قراري عدالت اجتماعي

اجراي احکام و حدود اسلامي .

حضرت امام (ره ) فرمودند :

  ما دنبال اين هستيم که اسلام تحقق پيدا کند . دنبال اسم نيستيم که حالا اسم جمهوري اسلامي پيدا کرديم کافي است براي ما ، ما در هر يک از مواردي که هست در تمام شئون مملکتمان ، مي خواهيم احکام اسلام باشد ، قرآن حکومت کند بر ما ، قانون اسلام بر ما حکومت کند  .

  مسأله اساسي ما اين بود که رژيم سلطنتي برود و قطع ايادي ديگران بشود ، اين ها همه مقدمه بود براي مسأله اساسي ما ، و آن اسلام است.

  مقصد و هدف ما اين است که کشور ما يک کشور اسلامي باشد ، کشور ما در تحت رهبري قرآن ، تحت رهبري پيغمبر (ص) و ساير اولياي عظام ، اداره بشود .

اهداف انقلاب اسلامي از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

هدف انقلاب عبارت بود از ساختن يک ايراني با اين خصوصياتي که عرض مي کنيم :

1- مستقل ، 2- آزاد ، 3- برخوردار از ثروت و امنيت ، 4- متدين و بهره مند از معنويت و اخلاق ، 5- پيشرو در مسابقه جامعه عظيم بشري در علم و بقيه دستاوردها و ... اين چيزي بود که در انقلاب بود ، مي خواستيم ايراني بسازيم با اين خصوصيات . اين مطلب يک     اضافه اي دارد و آن اين است که مسئله فقط ايران هم نبود ، ايران بعنوان يک الگو براي جوامع اسلامي در درجه اوّل و همه جوامع بشري در درجه بعد ، مورد نظر بود.

  اين انقلاب بر پايه اصول مستحکمي بنا شد هم اجراي عدالت را مورد نظر قرار داد ، هم آزادي و استقلال را – که براي ملتها از مهمترين ارزشهاست – مورد توجه قرار داد ، هم معنويت و اخلاق را ، اين انقلاب ترکيبي از عدالتخواهي و آزاديخواهي و مردم سالاري و معنويت و اخلاق است  .

انقلاب اسلامي آنگونه که حضرت امام خميني تفسير مي کرد نقطه برآيند دنيا و آخرت ، دين و حکومت و سياست واخلاق بود و مبنايي ترين خاستگاه اين پيوند، ارتباطي بود که امام خميني (ره) بين خدا وانسان  بر قرار مي کرد .

بر اساس مباني اسلام  برخلاف آنچه در مسيحيت و انديشه غربي روي داد ه است ، خدا هيچگاه در تقابل با انسان تصور نشده است و چنين  نيست که ايمان و اعتقاد به خدا ، حقوق انسان را محدود نمايد ، اساسا در تفکر امام خميني (ره ) مساله خدا يا انسان هيچگاه به رسميت شناخته نمي شود بدون خدا ، انسان غير قابل تعريف است و تبيين رشد ، سعادت و رستگاري انسان بدون خدا ممکن نخواهد بود.

و از سوي ديگر خدا ، خود مهم ترين  مدافع حقوق انسان است . از ديدگاه امام خميني (ره ) فلسفه بعثت  پيامبران آ ن است که انسان ها به رشد شايسته دست يابند ، بر اين مبناست که اگر نتيجه بگيريم دين طفيلي وجود انسان هاست ، راه  بيراهه نپيموده ايم  و اين نه به آن معناست که دين را بر اساس پسند و نا پسند  خود تفسير کنيم بلکه بيشتر ياد آور اين حقيقت است که هدف دين رشد انسان است .

انقلاب اسلامي يک انقلاب انسان گر بود و اين هيچ با خدا محوري اين انقلاب  نا سازگار نيست . اهداف انقلاب اسلامي را که از زبان حضرت امام خميني (ره) مرور مي کنيم مي يابيم که نمي توان سياست ، حکومت و اساسا دين را در غياب انسان تبيين و معنا کنيم .

 انقلاب اسلامي بر مبناي پيوند خدا و انسان رقم خورده است و هر انديشه و رويکردي که اين پيوند را نا ديده بينگارد و از هدف رشد انسا ن در پناه دين غفلت ورزد با مباني انقلاب اسلامي و انديشه هاي امام خميني (ره) منافات دارد .

رهبري  انقلاب

رهبري يک نهضت اسلامي علاوه بر شرائط عمومي بايد واقعاً اسلام شناس باشد و درباره همه چيز داراي بينش اسلامي باشد ، از اين رو تنها روحانيت است که مي تواند اين نهضت را رهبري کندو در رأس آن مرجع عاليقدر حضرت امام خميني (ره) بودند که انقلاب را پايه گذاري نمودند.

رهبري انقلاب اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) چهار خصوصيت داشت :

ايمان به هدف به طوري که اگر تمام دنيا جمع مي شدند نمي توانستند او را از هدفش منصرف نمايند.

ايمان به راهش که همان راه انبياء (ع) است .

ايمان به حرفش .

 ايمان به پروردگارش .

    اين مرد نمونه بود و مقتدايش حضرت علي (ع) بود که در ميدان جنگ به روي دشمن لبخند ميزند و در محراب عبادت از شدّت زاري بيهوش مي شود.

آن خورشيدي که در روايات اسلامي آمده است که در آخر الزمان  از مغرب طلوع مي کند ، همان خورشيد اسلام  (امام خميني(ره) ) بود که به غرب رفت و از آنجا طلوع کرد و چه زيبا نور فشاني کرد.

حضرت امام خميني (ره) بدون هيچ ابزار نظامي ، تنها با اتکاء به حق و پشتيباني نيرو هاي  مردمي ، نظامي را بر پا کرد که الگو گرفته از مضامين شرقي و غربي نبود بلکه بر گرفته از مفاهيم و مضامين الهي و ديني بود و همين امر ، حکومت اسلامي را براي نظريه پردازان غربي ، غير قابل پيش بيني کرد ، زيرا مانند ساير حکومت ها تاريخ مصرف ندارد.

 

مقام معظم رهبري مي فرمايند:

امام با انقلاب اسلامي و با تشکيل جمهوري اسلامي راه ميانه عقب ماندگي و غرب زدگي را ترسيم کرد، ملتها تصور مي کردند يا بايد عقب مانده بمانند  يا بايد غرب زده شوند ، امام نشان دادند که نه ، يک راه مستقيم ، يک صراط مستقيم وجود دارد که انسان اسير غرب هم نشود ، غرب زده هم نشود .

اما راه ترقي و پيشرفت و تعالي را طي کند ، ملت ايران اين راه را طي کرده است .

آنچه مسلم است باز گشت امام (ره)خوشايند ترين مژده زمستان 1357 بود ، ابراهيم زمان آمده بود تا بت هارا درهم شکند و گلستاني در ميان آتش بنا کند ، امام آمد و ده روز بعد ، انقلاب به ثمر نشست ، او کسي بود که شجاعت و ديد انقلابي و اسلاميش با انقلاب معنا بخشيد و نفسش کالبد مرده زمان را روح الله شد ، هم او بود که به همه ايرانيان باوراند  ( ديو چو بيرون رود فرشته در آيد)

آفات انقلاب

آينده انقلاب فرع بر مسئله آينده بشريت است و از آنجائيکه آينده بشريت يک جامعه توحيدي است  هم به مفهوم فکري اعتقادي و هم به مفهوم اجتماعي پيش بيني مي شد که انقلاب اسلامي نيز در آينده به ثمر ه اسلامي خود برسد و بتواند الگويي براي جهانيان باشد و بواسطه گستردگي و شمول بي نظيرش به ايرا ن  محدود نمانده و مطمئناً تمام کشورهاي دنيا را زير نفوذ خود خواهد گرفت.  

امّا اين امر نبايد مارا از آفاتي و آسيب هايي که انقلاب را تهديد مي کند غافل نمايد . بطوري که اين يک اصل است که نگه داشتن يک موهبت از بدست آوردنش مشکل تر است و ما بايد بگوئيم ايجاد انقلاب از نگهداشتن  آن سهل تر است .

انحراف از اهداف

انحراف از اهداف و  سنًت ها ، انحراف و نفوذ ناخالصي در مسئولين و گرايش به مادي گري ، عدم استقلال سياسي ، اقتصادي و مکتبي ، رخنه  فرصت طلبان ، کوتاهي در عرصه ايدئولوژي اسلامي ، تعطيلي حدود الهي و لو به صورت تبعيض ، سلب آزاديها ، عدم حساسيت به عدالت اجتماعي ، هجوم فرهنگي دشمنان و ... از جمله آفاتي است که استمرار انقلاب را تهديد مي کند .  يک نهضت خدائي که براي خدا آغاز شده براي خدا هم بايد ادامه يابد و هيچ خاطره و انديشه غير خدائي در آن راه نيابد تا عنايت و نصرت الهي شاملش شود .

رخنه فرصت طلبان

هميشه سنگيني مراحل دشوار اوّليه بر دوش افراد مؤمن و مخلص و فداکار است اما در مرحله بعدي و ادامه مسير سر و کله افراد فرصت طلب پيدا مي شود تا آنجا که تدريجاً انقلابيون مؤمن و فداکار اوليه را از ميدان به در مي کنند غفلت از نفوذ فرصت طلبان فاجعه به بار      مي آورد . سازشکاري و ملاحظه کاري و معامله گري و رو دربايستي در اجراي امر خدا و ملاحظه دوست و آشنا و خويشاوندان و مريد کردن و همرنگ مردم شدن و طمع و بردگي و بنده مطامع نفساني بودن از آفات ديگري است که کار گزاران را تهديد مي کند .

   ملتي که 8 سال جنگ نابرابر و تمام عيار را با تقديم هزاران شهيد ادامه داد و خم به ابرو نياورد بايد از تمامي اين آفات خود را برهاند و همچنان مسير تعالي و رشد خود را بر اساس رهنمودهاي ولايت امر حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي ) ادامه دهد .

عدالت و انقلاب

   اهميت موضوع عدالت در اجتماع انساني و الهي از سخن مولاي متقيان آشکار مي شود آنجا که مي فرمايد : هر گاه عدالت ميان مردم اجراء شود بي نياز خواهند شد، عدالت عامل پايداري و پايندگي اجتماع مي باشد مهمترين رسالت انبياء نيز آن بوده است که جامعه و انسان را تابع نظام توازن بخش عمومي قرار دهند و پيرو سنتها و قوانين آن سازند . همه نيکيها در عدل نهفته است و عدالت بالاترين مراتب ايمان است ( العدل اجماع الاحسان و اعلي مراتب الايمان ) .

عدالت از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

  از مجموع بيانات مقام معظم رهبري اينگونه استنباط مي شود که در نظر ايشان ، عدالت بيش از هر چيز ، تحت تأثير گفتمان عدالت مهدوي است ، که مقابله با ظلم و ستم و توزيع ارزشهائي نظير معرفت و دانش و صلح را در جهان هدف قرار مي دهد  .

  درد بزرگ بشريت ، امروز همين مسئله فقدان عدالت است ، هميشه دستگاهاي ظلم و جور در سطح دنيا به شکلهاي مختلف بر مردم جفا کرده اند ، بشريت را زير فشار قرار داده اند و انسانها را از حقوق طبيعي خود محروم کرده اند .

  اهميت استقرار عدالت از ديدگاه رهبر انقلاب به حدي است که حتي بدون آن ، توحيد معنا ندارد ، تلاش براي عدالت کار بزرگ پيامبران الهي است و انسانهاي والا در طول تاريخ در اين راه تلاش کرده اند ،

از جمله حضرت امام خميني (ره) براي استقرار عدالت در اجتماع و رفع ظلم و تبعيض ها و ستمها برخواستند و از بزرگترين خصوصيت حضرت وليعصر (عج) که در دعاها و زيارات آمده است ، عدالت مي باشد ( يملأ الله به الارض قسطاً و عدلاً ) ما بايد امروز جامعه را بسوي عدالت به پيش ببريم .

 عدالت يعني کمک به مردم مظلوم و ضعيف ، عدالت يعني اينکه عده خاصي براي خودشان حق ويژه اي قائل نباشند.

  تداوم انقلاب وقتي خواهد بود که حتماً مسير عدالت خواهي را ادامه دهيم و بايد دولت عملا ً در مسير عدالت اسلامي و پر کردن شکافهاي طبقاتي و از بين بردن تبعيض ها و برقراري يک جامعه توحيدي تلاش کنند .

صدور انقلاب

  در اوائل پيروزي انقلاب اسلامي  وقتي ما حرف از صدور انقلاب مي زديم ، خيلي ها به تمسخرمان مي گرفتند حق هم داشتند شايد ! با معيارهاي زميني ، اين جماعت سياست باز ، دو – دو تاي توطئه و جنگ و خيانت و ترور ... بايد مساوي مي شد با از پا در آمدن انقلاب ، چه رسد که اعتماد به نفست ، آنقدر بالا باشد که بخواهي حرف از صدور انقلاب هم بزني !

  راستي اين اعتماد به نفس از کجا ناشي مي شود ؟ ساده است ، ما دلمان را آويخته بوديم به دامان ولايت فقيه ، او هم که دلش به بي نهايت آسمان متصل بود ، همه نقش ها و توطئه ها و تحريم ها را ، يک سجده اماممان بر باد مي داد . 

  خيلي ها به مسخره مي گرفتند وقتي حرف از صدور انقلاب زديم ، انگار که قرار بود انقلاب را بار کاميون کنيم و با ترانزيت بفرستيم با اقصي نقاط دنيا !

  امّا ما حرفمان به تبعيت از سياست دين مدارانه روح خدا ، صدور تفکري بود که پشت اين رويداد عظيم نهفته بود ، حرفي که خيلي از داخلي ها هم باورش نکردند چه رسد به خارجي ها !

  نرم نرمک اتفاقاتي افتاد که طعم شيرين و انقلابيش نشان مي داد که جز از منبع نا متناهي انقلاب تغذيه نکرده است .

   تولد حزب الله لبنان ، شکل گيري انتفاضه فلسطين ، موج اسلام گرائي در غرب ، بيداري ملت ها ، جسارت در زدن حرف حق و ... انقلاب گرچه خود به مدد اسلام  پيروز شده بود ، امّا از سوئي ديگر آرمانها و ارزشهاي اسلام که در وراي منفعت طلبي ها و کج انديشي ها و خيانتهاي سران به اصطلاح مسلمان کشورهاي اسلامي مي رفت که فراموش شود ، جان تازه اي گرفت و حالا نفسهاي متبرکش ، زمين را تسخير کرده است ، قطعه اي از همين نفس متبرک است که در جان واژه هاي نخست وزير ترکيه مي نشيند و طوفاني بر پا مي کند .

   چه چيز جز انديشه انقلابي اسلام باعث مي شود که نخست وزير کشوري که متحد استراتژيک اسرائيل است در اجلاس رسمي که به طور زنده براي مليونها انسان پخش مي شود ، رئيس رژيم صهيونيستي را اينگونه خطاب مي کند که خيلي با صداي بلند حرف   مي زنيد ، شما خيلي کم احساس عذاب وجدان مي کنيد ، شايد اين صداي بلندتان ناشي از احساس جرمي است که مرتکب شده ايد .

  من آدم آرامي هستم امّا آن گوسفند سر به زيري که شما مي خواهيد نيستم !

  بند 6 تورات مي گويد مردم بي گناه را نکشيد امّا دست شما به خون کودکان غزه آلوده است وقتي صحبت از کشتن مي شود شما کشتار را خوب بلديد ، خوب بلديد زنان و کودکان را قتل عام کنيد .

  اين واژه ها اگر از انقلاب اسلامي مردم ايران سر چشمه نگرفته بود ، از کجا آمده است ! از سالها حکومت لائيک ها بر مردم ترکيه !

  سخنان رئيس دفتر بازرسي ويژه رهبر معظم انقلاب هم در اين زمينه خواندني است ؛ او تشکيل دولت ترکيه و آمدن اردوغان را شعاعي از انقلاب اسلامي ايران مي داند .

  حجت الاسلام ناطق نوري در گفتگو با ايرنا در خصوص آثار صدور انقلاب اسلامي ايران گفت : احياي تفکر اسلامي يکي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي بود وي تصريح کرد : ما که گفتيم صدور انقلاب ، نمي خواستيم يک چيزي توليد کنيم و با کاميون و تريلي ، اصلحه ، چريک و اين چيزها صادر کنيم . ما مي خواستيم تفکر انقلابي اسلامي را صادر کنيم . ناطق نوري با اشاره به تأثير انقلاب اسلامي ايران در فلسطين گفت ، اگر تاريخ را بخوانيد ، رهبران فلسطيني ها چپي ها بودند ، امّا امروز رهبرانشان چه کساني هستند ! امروز ديگر کمونيسم رنگي ندارد . امروز اسماعيل هنيه مي آيد و در صحنه فلسطين ايفاي نقش مي کند . برخي نوشته هاي ضد انقلابيون هم در زمينه اقدام نخست وزير ترکيه جالب توجه است ، يک سايت ضد انقلابي که در ارتباط با وزارت خارجه رژيم صهيونيستي فعاليت مي کند ، هشدار داد : ادروغان هم احمدي نژادي شده است .

  اردوغان با اظهارات نا متعارف و غير ديپلماتيک در داووس نشان داد که چقدر به اين پديده ( انقلاب اسلامي ) دچار شده است . اردوغان در برابر چشم ناباور مليونها بيننده به پرز گفت که شما کشتن انسانها

و کودکان را بسيار خوب بلديد .

دستاوردهاي انقلاب

   تاريخ کشور ما از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تا کنون، فراز و نشيب هاي فراواني را گذراند و افق هاي روشن و ابر هاي انبوه و   تيره اي را در مقابل چشم هاي اين ملت قرار داد و اينک ما هستيم و تجربه اي در گذشته و چشم اندازي به آينده .

  با در نظر گرفتن راه دشواري که آمده ايم و راه سختي که پيش رو داريم بايد ببينيم که اين  انقلاب چه چيزي را به ارمغان آورده است؟

البته يادمان نرود که اين انقلاب ثمره خون هزاران شهيد ،نقص عضو ، هزاران جانباز ، تحمل تهديدها ، هزينه ها و خسارات زيادي تا کنون بوده است و هنوز هم با دشواري هاي بسياري روبرو است .

   البته بايد توجه داشت که دست آوردهاي اين انقلاب ، با توجه به انگيزه ها و تفکر اسلامي به عنوان محور اصلي انقلاب اسلامي ، در شرائطي به دست آمد ه است که از بدو شروع تا کنون اين انقلاب همواره در معرض تهاجم نا جوانمردانه و بي امان دشمنان بسياري در

 

جبهه هاي مختلف سياسي ، فرهنگي ،اجتماعي ، اقتصادي ، نظامي و توسعه در بسياري از شا خه ها بوده است .

  چه کسي مي تواند انکار کند که بخشي از کارنامه انقلاب اسلامي موارد زير را شامل مي شود .

الف :بدست اوردن استقلال همه جانبه.

ب : برخورداري از آزادي براي تمامي اقشار جامعه .

ج : استفاده از نعمت جمهوري اسلامي با تمام ويژگي هاي زيبا و جذاب خود .

د : خود باوري مردم در اداره و پشرفت کشور  بدون دخالت اجنبي .

ه : عمران و آبادي اقصي نقاط کشور به گونه اي بسيار وسيع و گسترده .

و : توسعه آموزش در مقاطع مختلف تحصيلي و به ويژه در سطوح عالي و دانشگاهي .

ز  : مشارکت تمامي مردم در اداره امور و پيشرفت کشور به ويژه هم گامي ، هم کاري ، مشارکت و تلاش زنان در پيش برد کارهاي کشوري.

ج : گسترش و ژرفايي اعتقادات مردم  به باورها و ارزش هاي ديني در مقياس ميانگين نسبت به پيش از انقلاب.

ط : پيروزي در جنگي تمام عيار با همه امکاناتي که در اختيار دشمن ما ، هم بلوک شرق و هم بلوک غرب قرار داده بودند. ي : زمين گير نمودن ابر قدرت ها به ويژه  آمريکا در بسياري از مواضع.

ک : چشاندن مزه تلخ شکست به آمريکا در زمان ها و جاهاي مختلف .

ل : باوراندن به مردم دنيا که دوران ابر قدرت ها ديگر گذشته است .

م : خارج شدن از زير سلطه يا سست شدن سلطه آمريکا در بسياري از کشور هاييکه در زير چکمه سلطه او به سختي نفس مي کشيدند ، در اثر وجود انفلاب اسلامي ايران .

ن : ريختن ابهت پوشالي آمريکا وايجاد شرائطي که در اين شرائط ديگر نمي توان فرياد مظلومانه کشورهاي تحت ستم را خاموش نمود.

س : باوراندن به مردم تحت ستم دنيا که آمريکاي سابق مرده است و جرأت مخالفت با زياده طلبي هاي او براي همه ملتهاي دربند ايجاد شده ، به روشني ثبت شده است ، همان گونه که ملاحظه مي گردد ، بخش هائي از اين دستاوردهاي درون مرزي و بسياري از آن ها نيز ، فرامرزي است.البته اين ابتداي کار انقلاب اسلامي است و بايد منتظر بود تا صبح دولتش بدمد.

حال آنکه انقلاب اسلامي تا اين حد اهميت پيدا کرده بايد ديد در تداوم آن چه تمهيداتي مي توان انديشيد تا انقلاب اسلامي با صلابت بيشتر ، آهنگ قدرت مند تر و ثمرات بيشتري داشته باشد؟

  اولاً به نظر مي رسد در داخل کشور تمام مردم و مسئولين بايد متحد و منسجم با اطاعت از ولي امر مسلمين حضرت آبت الله خامنه اي ( مد ظله العالي ) به راه خود ادامه دهند و چشم انداز  بيست ساله انقلاب را همچنان دنبال مي کنند و از اختلافات داخلي پرهيز نمايند .

   ثانياً بايستي فصل جديدي را در مناسبات خارجي جمهوري اسلامي ايران آغاز نمود  و در اين فرايند جديد ، بايستي سياست خارجي خود را در تمام زمينه ها و بويژه مناسبات اختصاصي و ويژه اي که اهرمهاي قدرتمند براي سياستهاي خارجي است ، چنان دقيق تر و صريح تر تنظيم نمود که با حفظ تمامي جوانب مرتبط ، حتي الامکان از حقوق ملت ايران ، چيزي کاسته نگردد .

 

 

حجت الاسلام سميع الله مردان

رئيس اداره تبليغات اسلامي نجف آباد

 

شنبه 14 بهمن 1391 - 14:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری