شنبه 28 مرداد 1396 - 8:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

نگاه طنزآميز به برخي رفتارهاي اجتماعي

 

 

نگاهي به کتاب«لبخند غير مجاز» نوشته اسماعيل اميني

 

کتاب«لبخند غير مجاز» شامل نوشته هاي طنزآميز اسماعيل اميني، شاعر و طنزپرداز معاصر است که اخيراً از سوي انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است. نوشته اين کتاب در حوزه هاي گوناگون و اغلب اجتماعي است که در آنها نويسنده در پوشش طنز، نگاه تأمل برانگيزي به بعضي از عادات و رفتارهاي اجتماعي در دنياي امروز به ويژه پيرامون خود دارد. قبل از پرداختن به بخش هاي مختلف اين کتاب، اشاره اي کوتاه به موقعيت نويسندگان آثار طنز در کشور ما خالي از لطف نيست، چرا که در بين نويسندگان معاصر، کمتر نويسنده اي را مي توان يافت که به طور اختصاصي و جدي به مقوله طنز بپردازد و در اين عرصه صاحب سبک نوشتاري خاص خود باشد. بيشتر نويسندگاني که رگه هايي از طنز در آثارشان ديده مي شود و حتي آنهايي که در بين اهالي قلم به طنزنويس مشهورند، فقط در برخي از آثار خود از دريچه طنز به وقايع داستاني نگاه کرده و در بقيه آثارشان نگاه جدي به پيرامون و موضوعات مورد علاقه خود نشان داده اند. با اين حال نويسندگاني هم هستند که نگاهشان به مسائل پيرامون خود فقط از دريچه طنز است و مجموع فعاليت هاي نوشتاري خود را به اين سمت هدايت کرده اند، هر چند براي رسيدن به مرحله پختگي در کار طنز هنوز فاصله دارند. در اين راستا، کتاب«لبخند غير مجاز» نوشته اسماعيل اميني از جهات گوناگون قابل توجه و تأمل است. در اين کتاب مجموعه اي از نوشته هاي طنز نويسنده در قالب هاي مقاله، گفت‌وگو، داستان کوتاه و حکايت گردآوري و تدوين شده است. اولين ويژگي نوشته هاي اين مجموعه، دور ساختن مخاطب از خنديدن صرف است. به بيان ديگر، مخاطب موقع خواندن نوشته هاي اين کتاب، با صداي بلند قهقهه نمي زند و حتي ممکن است لبخندي هم روي لب هايش جاري نشود، اما نگاه طنز را در لا به لاي روايت نويسنده تشخيص بدهد. شايد هم بشود گفت نوعي طنز سياه در نوشته هاي اسماعيل اميني وجود دارد که خواننده را بي آنکه بخنداند متآسف مي کند. در يکي از نوشته هاي کوتاه کتاب با عنوان«قصاب و چوپان» مي خوانيم:«قصاب گفت:«همه چوپان ها مثل هم هستند؛ غمگين و کم حرف. تنها صداي ني آن ها را مي شنوي، آن هم هميشه محزون و دلگير. اين بره هاي پرواري، آن قوچ هاي گوشتالو و قبراق، اين بزهاي چاق و چله و شيطان، اين دشت سرسبز هيچ کدام چوپان ها را آن قدر سر کيف نمي آورد تا نوايي شاد و فرح انگيز از ني شان برخيزد.» چوپان چيزي نگفت، نگاهي به چشم هاي معصوم بره ها انداخت و ني را به لب گذاشت و اندوهش را در آن دميد.» (ص 50)

در اين داستانک کوتاه نويسنده دو نگاه و دو دنياي کاملاً متفاوت را در کنار هم قرار مي دهد و آن چه در پايان بر احساس مخاطب تاثير مي گذارد، فاصله اي است که در دنياي متضاد دو کاراکتر قصابب و چوپان وجود دارد. در دنياي کاراکتر قصاب، مرگ بره ها يک اتفاق خيلي عادي است که هر روز در مقابل چشمش اتفاق مي افتد، اما در دنياي کاراکتر چوپان، بره ها بخشي از حيات و سرزندگي هستند که مرگ آن ها مي تواند اندوه را در ني چوپان جاري سازد.

البته نوشته هاي کتاب لبخند غير مجاز همگي به يک اندازه از رويکرد طنز سياه برخوردار نيستند؛ در برخي از نوشته هاي کتاب نگاه نويسنده با گونه اي«هجو» که خود شاخه اي از کليت طنز را تشکيل مي دهد، آميخته و يکدستي نوشته هاي کتاب را بر هم زده است. نوع چينش مطالب و نحوه قرار گرفته نوشته ها در کنار هم، نشان مي دهد نويسنده تلاش نکرده   يا به عمد نخواسته به يک رويکرد ثابت و ساختار يکدست وفادار بماند. او هر جا موضوع نوشته اقتضا کرده، قالب نوشتاري خود را تغيير داده و شايد براي همين است که در يک کتاب 124 صفحه اي از چهار قالب روايي؛ مقاله، گفت‌وگو، داستان کوتاه و حکايت بهره گرفته و در نهايت بيش از همه به مضامين نوشته هايش وفادار مانده تا ساختار يکدست آن که گاه لازمه يک اثر ادبي است.

اسماعيل اميني در بيشتر نوشته هاي کتاب لبخند غير مجاز به موضوعات پيرامون خود واکنش نشان داده و از اتفاق هاي روزمره به عنوان دستمايه کار طنز خود بهره برده است. به عنوان مثال، در يکي از نوشته ها با عنوان«آدم نمايان»که از چهار قطعه مستقل اما به هم پيوسته تشکيل شده است، به مسائلي مانند جاي خالي آموزش اخلاق و جوانمردي در بعضي مراکز فرهنگي و ورزشي، وجود برخي افراد و مديران ناسالم(رشوه گير) در بخش هاي اقتصادي، بي توجهي برخي پرسنل و پزشکان مراکز درماني به تعرفه بر اساس دفترچه هاي تامين اجتماعي و مطالبه وجوه آزاد و بالا از بيماران و موضوع آلودگي هوا پرداخته و با نگاه طنزي که دارد به اين موضوعات ناخوشايند نگاه طنزآلودي کرده است.

اميني سعي کرده از قالب حکايت هاي قديمي هم براي بيان مفاهيم مورد نظرش بهره ببرد. در حکايت واره کوتاهي با عنوان«باغ پادشاه»، نويسنده به محاسبات نادرست در رده هاي بالاي اجتماعي خرده مي گيرد و مي نويسند:« باغبان گفت:«باغ پادشاه پر از موش شده و چند گربه براي شکار آنها لازم است.» وزير تشريفات، چند ببر قوي هيکل و شايسته شکوه پادشاهي در باغ رها کرد. فردا اعليحضرت و وزير تشريفات و باغبان طعمه ببرها شدند و باغ به تصرف موش‌ها درآمد.»  ( ص 11)

موضوعات متنوعي در کتاب لبخند غير مجاز دستمايه کار نويسنده قرار گرفته اند که مرور عناوين آنها تنوع اين نوشته ها را نمايان مي کند.

36 روايت با عناوين: ده تا لقمه بيشتر نمي خورم، پروفسور دلتا، باغ پادشاه، اقتصاد مقامات، روان نويس قرمز، آدم نمايان، عذرخواهي شاهانه، برو سر اصل مطلب، بايد باشند، کلاه چاه و منار، فقط نذار مچاله ت کنن، طرح نجات انسان، آدم چطوري، ترانه سرا مي شود، قصه آن تازه داماد، نيمه پر ليوان، قصاب و چوپان، گربه شوري، کوکب خانم، قوي ترين گربه جهان، تصميم کبري، مرغابي ها و لاک پشت، گاو عموحسين، حسنک کجايي، قالب پنير، آقا برزو و روستاي آفتاب گير، جيک جيک مستون، روباه و خروس، آهاي شهروند محترم!، خط فقر و خط قرمز، يک نفر تلفن همراه داشت، پسر بدو شير بگير، همين که شلوارت پاره شد!، گوسفند و آهو، گوساله معمولي، موش ها و گربه ها مجموع مقاله ها، گفت‌وگوها، داستان هاي کوتاه  و حکايت هاي کتاب لبخند غير مجاز را تشکيل مي دهند.

کتاب«لبخند غير مجاز» محصولي از دفتر طنز حوزه هنري است که طراحي روي جلد آن را رضا زواري انجام داده و چاپ اول(1391) آن با شمارگان 2500 نسخه و با قيمت 2900 تومان از سوي انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر و روانه بازار کتاب ايران شده است.

 

 

دوشنبه 9 بهمن 1391 - 11:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری