سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان فارس

 

ميلاد حضرت محمد (ص) الهام بخش وحدت

 

 

ميلاد با برکت حضرت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، يادکرد پرداختن به رخدادى بنيادين يعنى وحدت ميان مسلمانان جهان است. وحدت درون دينى ميان فرقه‏هاى گوناگون اسلامى بويژه برادران اهل تسنّن و تشيّع، بايسته‏اى است گريزناپذير که سالگشت ولادت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم الهام‏بخش آن است. اين بدان روست که وجود پيامبر و شخصيت والاى آن مقتدا نقطه اتّصال همه آبرفتهاى انديشه‏اى است و هر فرقه و مذهبى گم گشت خود را در او مى‏يابد و پهناى سينه او را جايگاهى آرام براى کاستن از تلاطم موج فتنه مى‏يابد.

 پيمانه جان هر مسلمان واقعى لبريز است از عشق و شيدايى به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و صد البته اين مهر دو سو دارد؛ چه؛ قلب اقيانوس‏گونه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نيز از عشق امت و دلدادگى به ايشان هماره لبريز بوده است. اين‏گونه شيدايى بين مريد و مراد و رهبر و امّت را در کدام دين و آيين مى‏توان سراغ گرفت؟ همين يکسويى نسبت به عشق به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در ميان تمام فرقه‏ها و دسته‏هاى اسلامى نقطه‏اى است بس ارجمند و گرانسنگ که مى‏بايد بر آن تأکيد داشت و با تکيه بر آن، پرچم اخوت را برافراشت. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم از روز نخست پيام‏آور وحدت و يکپارچگى بوده است، چه آن‏روز که در آغاز هجرت به مدينه، دشمنى ديرينه بين اوس و خزرج را به برادرى و همدلى کامل مبدّل ساخت، چه آن هنگام که در

     واپسين لحظات عمر شريف خود با پافشارى بر يکپارچگى چشم از جهان فرو بست و چه با وديعت نهادن کتاب و عترت براى مقابله با پراکندگى، چاره انديشيد.

 وحدت‏خواهى قرآن ـ يادگار جاويد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ـ و هشدار نسبت به عواقب پراکندگى براى هر مسلمان، بهترين رهنمود است. قرآن کريم سه اثر زيانبار را براى پراکندگى ياد کرده است:

     1. فروپاشى درونى و هرز رفتن توانها

     2. کاستى هيمنه در برابر دشمنان دين

     3. فراهم آمدن زمينه سيطره طاغوت بر دين‏باوران

    از پافشارى قرآن بر وحدت و هشدار نسبت به پراکندگى مى‏توان دريافت که مسلمانان از کدام‏سو آسيب جدّى خواهند ديد و در دامن چه خطرى خواهند غلطيد.

قرآن به مسلمانان اعلام داشته است که به‏سبب برخوردارى از آيين حق‏مدارى و ظلم‏ستيزى و نيز دعوى خاتميت، هماره با دشمنان پيدا و پنهان روبرو خواهند بود؛ دشمنانى که جز نيستى و نابودى ايشان را در دل نمى‏پرورانند. شاهد اين مدّعا در سده‏هاى اخير، دستهاى تفرقه‏افکنانه دشمنان دين است که پس از جنگ جهانى اول و با دسيسه فروپاشى امپراطورى عثمانى به قطعه قطعه کردن کشورهاى اسلامى پرداختند و کمابيش در تمام مرزها نقطه چالش برجاى نهادند و از برساختن فرقه‏هاى مذهبى افراطى و تقويت بنيه آنها از هيچ کوششى دريغ نکردند. در مقابل چنين دشمنانى جز وحدت و يکدلى نشايد.

     امروز مسلمانان با دو حقيقت تلخ که هر دو نتيجه اختلاف است، روبرو هستند:

     1. عقب ماندن از کاروان تمدّن و دانش بشرى. اين در حالى است که تمدّن اسلامى قرنها کاروانسالار تمدن و دانش بشرى بوده و به اذعانِ دوست و دشمن، هيچ آيينى همچون اسلام بر علم و دانش تأکيد نکرده است. منوّر الفکرهاى ديروز مشروطيت و

 روشنفکرمآبان امروز اين عقب‏ماندگى را ثمره دين مدارى ندانند و درباره جدايى دين از علم بيهوده سخن‏سرايى نکنند که به جنگ با حقيقت نتوان رفت و راه، بيراهه نتوان پيمود.

    2. دست‏اندازى آشکار و پنهان قدرتهاى جهانى در امور داخلى ملتهاى مسلمان. امروزه جهان اسلام بيش از هر چيز از چکمه‏هاى بيگانه در سرزمين خود و دخالت مستقيم و غير مستقيم قدرتهاى باطل کيش در مصالح ملى اسلامى رنج مى‏برد. در اين بين آنچه از همه تلختر است حضور دولت غاصب و ستم‏پيشه اسرائيل در قلب جهان اسلام و تهاجم بى‏حدّ و مرز او به ساير سرزمينهاى اسلامى مى‏باشد. اين در حالى است که شعار «لن يجعل الله للکافرين على الموءمنين سبيلاً»(1) روحى سرشار از عزّت و سربلندى مى‏آفريند و در دل هر مسلمانِ آزاده‏اى طوفانى از بيگانه‏ستيزى را برمى‏آشوبد.

    چه بايد کرد؟ بى‏شک براى دستيابى به يکپارچگى که قرآن بدان فرامى‏خواند، يک کار درونى و يک تلاش برونى ضرورى است.

    از يک‏سو، مسلمانان مى‏بايد بر نکات مشترک تأکيد کنند و چالشهاى اندکِ مانده را کاهش دهند. براستى اگر واقع‏نگر باشيم درخواهيم يافت که چالشها در قياس با پهندشتهاى مشترک بسيار اندک است. مسلمانان در اصل يگانگى خداوند و رسالت پيامبران و بعثت پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و نيز باورداشت حيات پس از مرگ، اتفاق نظر دارند. در فروع دين نيز افقها بسيار به‏هم نزديک است.

     از سوى ديگر، در بخش برونى مى‏بايد با ظرافت انديشى و مآل‏باورىِ خود تمام طرحهاى تفرقه‏افکنانه دشمنان اسلام را در تشديد منازعات مذهبى و آفريدن دسته‏هاى نوپا نقش بر آب سازند.

    انقلاب اسلامى و وحدت

    به رغم فرقه‏اى خواندن نهضت اسلامى توسط قدرتهاى دين‏ستيز و تلاش براى صف‏بندى ميان نهضت شيعى با ساير نهضتها، انقلاب اسلامى با روشن‏بينى تمام کوشش

    بايسته خود را به‏کار گرفت تا نغمه‏هاى شوم تفرقه را خاموش سازد. معمار انقلاب از همان ابتدا بنياد وحدت را بنا نهاد. امام راحل قدس‏سره براستى فرانگر و دورانديش بود و بنيکى از دسيسه‏هاى تفرقه‏افکنانه و زيانهاى پراکندگى آگاهى داشت. از اين‏رو در آغاز گلگشت پيروزى نهضت اسلامى گامهاى بلندى در اين راه برداشت. اين اقدامات را در چند محور اساسى مى‏توان خلاصه کرد:

    1. فراخوانى مستمر و همه‏جانبه مسلمانان جهان به همبستگى و هشدار نسبت به عواقب پراکندگى.

    امام راحل قدس‏سره يکى از برنامه‏هاى نهضت اسلامى را ايجاد وحدت ميان ملتهاى مسلمان اعلام داشته است:

    «برنامه ما وحدت کلمه مسلمين و اتّحاد ممالک اسلامى است در مقابل دول استعمارطلب.»(1)

    ايشان آسيب‏ناپذيرى مسلمانان را به‏عنوان ميوه شيرين همبستگى دانسته، مى‏فرمايد:

    «اگر همه موءمنين در قطرهاى اسلامى، در تمام کشورهاى اسلامى، همين يک دستور خدا را ـ که بينشان عقد اخوت برقرار کرده است ـ عمل کنند، ديگر قابل آسيب نيستند.»(2)

    امام قدس‏سره در وصيتنامه بلند خود با سوز و گدازى تمام، ملت ايران و مسلمانان جهان را مخاطب ساخته، مى‏نويسد:

    «امروز و در آتيه آنچه براى ملت ايران و مسلمانان جهان بايد مطرح باشد و اهميت آن‏را در نظر گيرند، خنثى‏کردن تبليغات تفرقه‏افکن، خانه‏برانداز است.»(3)

    2. فراهم‏آوردن فضايى آکنده از مهر و عطوفت برادرانه بين شيعه و سنى در سرتاسر ميهن اسلامى و تأکيد بر اجراى بندهاى مربوط به اقليتهاى دينى در قانون اساسى.

    3. اعلام هفته وحدت از دوازدهم تا هفدهم ربيع الاوّل که ضمن مراعات ديدگاه دوطرف

    4. جهتگيرى سياست خارجى براساس دفاع از منافع ملّى، مذهبى کشورهاى اسلامى که نمودهاى بارز آن حمايت از مسلمانان در فلسطين، لبنان، افغانستان و بوسنى هرزگوين مى‏باشد. ملت و دولت اسلامى در پاره‏اى از موارد جهت حمايت همه‏جانبه از ملتهاى اسلامى بهاى بس سنگينى را پرداخته است.

     5. تلاش عينى و عملى در جهت شناسايى هرچه بيشتر مشترکات و راهکارهاى همدلى که در اين‏باره مى‏توان از تشکيل و تلاشهاى مجمع التقريب بين المذاهب الاسلامية ياد کرد.

    با همه بيدارى که امروزه در ميان مسلمانان به‏چشم مى‏خورد و نيز کوششهاى انجام‏شده، تا دستيابى به‏وحدت مطلوب، هنوز راهى دراز در پيش است. از جمله اسباب به‏سامان نرسيدن وحدت، حکومتهاى ناصالحى است که زمام امور مسلمانان را در دست داشته و براى حفظ منافع قدرتهاى خارجى و تثبيت موقعيت ناپايدار خود در پاره‏اى از موارد به تفرقه‏افکنى دامن مى‏زنند. بى‏ترديد اگر اين مزاحمانِ وحدت از راه کنار روند، مسلمانان به‏چنان بالندگى رسيده‏اندکه با شعار «انّما الموءمنون اخوة»(1)و دست در دست هم به عمران و آبادانى دنيا و عقباى خود بکوشند. فرقه‏هاى افراطى که بيشتر آنها از پيشينه‏اى کمتر از يک سده برخوردارند، دومين سبب اساسى در دست‏نيافتن به وحدت واقعى و اسلامى است.

    بدين‏سان آنچه براى مسلمانان بايسته است، جداکردن صف خود از دسته‏بنديهاى افراطى است که خوشبختانه باريک‏انديشان هر دو طيف به اين امر واقفند. اميد آن‏که با دستيابى به يکپارچگى، سيماى روشن جامعه جهانى اسلامى را نظاره‏گر باشيم.

 

نويسنده : علي نصيرى

 

يكشنبه 8 بهمن 1391 - 13:54


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری