جمعه 28 مهر 1396 - 10:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

اخلاق و توسعه پايدار سازمان ها

 

 

مقدمه

توسعه و رشد روز افزون سازمانها در سطوح مختلف و به طبع آن پيجيده تر شدن رفتارهاي سازماني و افزايش گرايش به كارهاي غير اخلاقي و غير مسئولانه در محيط هاي كاري اهميت اخلاق را در مباحث مديريتي و همچنين توسعه سازمانها دوچندان ساخته است

به عقيده «مارک تواين» خوب بودن و پرهيزگار بودن امري است بسيار شريف و بزرگ ولي آموختن آن به ديگران بسي شريفتر و بزرگتر است. شايد در دهه 1990 کلمات «تواين» درخصوص فضايل اخلاقي و نيز آموزش اين فضايل اخلاقي در بخش دولتي را كمتر به واقعيت نزديك مي دانستند. ليكن امروزه با رشد اطلاعات، سازمانهاي مجازي و نيز افزايش پذيرش تكنيك هاي مديريت دولتي نوين همه و همه در ضرورت بكارگيري دوباره هدايتها و دستورات اخلاقي دخيل شده اند.  و سازمانهاي دستوري با ساختار سلسله مراتبي جاي خود را به سازمانهاي مشاركتي داده اند.

همانطور كه اصول اخلاقي به طور فردي ما را به سوي خير و سعادت هدايت مي كند. براي سازمانها نيز نيازمند اصولي هستيم كه بتوانيم بر آن اساس قوانين و سياستهاي سازماني را با توجه به اخلاقيات وضع كنيم.

سازمانها با ايجاد يك برنامه مديريت خلاق مي توانند اخلاقيات را در محيط كار مديريت كنند . برنامه هاي اخلاق به سازمانها كمك مي كند تا بتوانند در شرايط آشفته عملكرد اخلاقي خود را حفظ كنند. به طور كلي اهميت اخلاق در توسعه سازمانه بدين سبب است كه اخلاق ابزار كنترلي دقيقي است كه اگر بدرستي نهادينه شود كاركنان را از درون كنترل مي كند و با هشدارهاي دروني به موقع مانع از انحراف در مسير حركت سازمانها به سوي اهدافشان مي شود.

 

 اخلاق سازماني

قبل از آن كه به مبحث اخلاق سازماني بپردازيم لازم است تعريفي مختصر از اخلاق ارائه گردد.

اخلاق واژه­اي عربي است که جمع خُلق و خُلُق است که در لغت به معناي سرشت، خوي، طبيعت و امثال اين معاني نيز به کار مي­رود و به معناي صورت دروني و باطني و ناپيداي آدمي است که با بصيرت درک مي­شود

اخلاق در اصطلاح انديشمندان هرگونه صفت نفساني است كه موجب پيدايش كارهاي خوب يا بد مي­شود؛ چه آن صورت نفساني به صورت پايدار و راسخ باشد و چه به صورت ناپايدار و غيرراسخ و چه از روي تامل و انديشه صادر شود يا بدون تفكر و تامل. در عين حال شايع ترين کاربرد اصطلاحي اخلاق در ميان انديشمندان اسلامي عبارت است از «صفات نفساني راسخ و پايداري که موجب مي­شوند افعالي متناسب با آن صفات به سهولت و بدون نياز به تامل از آدمي صادر شود».

بنابراين اخلاق سازماني عبارت است از انجام درست امور با سرلوحه قرار دادن آموزه هاي ديني و پسنديده هاي انساني . اخلاق سازماني در واقع ديدگاهي است كه سبب سخت كوشي و بالا بردن انضباط فردي شده و فرد را به سوي موفقيت و كاميابي و در نتيجه توسعه سازماني سوق مي دهد.

ديويد براين باور است که: «روز به روز باور سازمانها در اين مورد راسخ‌تر مي‌شود که ترويج اصول اخلاقي و تقويت فرهنگ معنوي موجب ايجاد مزيتهاي استراتژيک خواهد شد بدون توجه به فضائل اخلاقي و انساني مديريت و توسعه سازماني، غير ممكن خواهد بود و به دليل ايجاد فضاي بي رغبتي و نااميدي در بين افراد سازمان، به مرور زمان بازده سازمان كاهش مي يابد لذا با بررسي فضاي سازمان و برنامه ريزي براي جبران كمبود و گسترش فرهنگ « اخلاق سازماني» بين كليه نيروهاي سازمان شاهد توسعه پايدار منابع انساني ، ترويج خودكنترلي و وجدان كاري در نتيجه  افزايش بازده سازمان خواهيم بود

ترويج وجدان كاري و خودکنترلي كه حاصل توجه به اخلاق سازماني در پيشبرد اهداف سازمان مي باشد، به عنوان يکي از مکانيزمهاي اصلي کنترل، از مباحثي است که بنيان آن بر اعتماد، اخلاق و ارزشهاي فردي قرار دارد. ترويج خودکنترلي باعث کاهش هزينه هاي ناشي از روشهاي کنترل مستقيم شده و موجب بهبود سود مي‌شود. اين مستلزم تعهد کامل اعضا به تيــم، مسئوليـت پذيري همـــه اعضاي تيم و داشتن احترام و اعتماد بين آنها و مديريت است.

اخلاق سازماني به طور كلي دو بعد ثابت و متغير دارد. ابعاد ثابت اخلاق سازماني فراتر از ظرف زمان و مكان هستند و برخاسته از نگرشهاي هستي شناسانه و انسان شناسانه اند و ماهيتي فرامعيشتي و فراملي داشته و جاوداني اند همچون نيكي ،عدل،ايثار و ... و ابعاد متغير اخلاق سازماني در طول زمان با توجه به مقتضيات زمان و مكان متحول شده و كاركرد و نقش آنها اين است كه مطلوبترين شكل كمي و كبفي كار را با توجه به شرايط تعيين كنند مانند دادن حق كاركنان و توجه به مسائل رفاهي و اوليه آنها. بعد متغير سازمان در واقع برخاسته از بعد ثابت آن مي باشد و يك مدير موفق براي پرورش نيروي كار مواد و خلاق و پايبند به اهداف سازماني نبايد از اصل «اخلاق سازماني» غافل شود.

براي بهبود و تكامل اخلاق سازماني بايد در بافت معرفتي نيروي كار تغييراتي ايجاد كرد و سپس با تقويت هاي مثبت اين تغييرات را از مرحله اعتقاد ذهني به يك اعتماد قلبي مبدل ساخت تا نگرش مناسب به كار و مسائل مربوط به آن حاصل شود.

جايگاه اخلاق در مديريت

از آنجايي كه مديريت، فن اداره يك گروه و يا سازمان است و اداره و هدايت امكانات مادي و انساني، ريزه كاريها و لطافتهاي بسياري را مي طلبد، نقش اخلاقي مدير در گرو نگاهداشتن شورها و برانگيختن انگيزه ها و در نتيجه انسجام واحدها و سرعت بخشيدن به امور سازماني جهت رسيدن به نتايج مطلوب امري انكار ناپذير و حائز اهميت فراوان در اداره بهينه سازمان است. قرآن كريم يكي از عوامل موفقيت پيامبر اكرم (ص) را در مديريت، اخلاق نيك مي داند و در سوره آل عمران آيه 159 مي فرمايد:«حسن اخلاق و مهرباني تو با مردم رحمتي است از جانب خداوند و اگر تندخو و سخت دل بودي مردم از اطراف تو پراكنده مي شدند.»چه بسيارند مديراني كه با داشتن خصوصياتي همانند قاطعيت، تخصص، قدرت و آگاهيهاي لازم در سطحي بالا قرار داشته اند ولي به خاطر عدم رعايت مسائل اخلاقي در حوزه مديريت موفقيت مطلوب را كسب نكرده و در نتيجه با ناكامي روبرو شده اند.

نيروي انساني كارآمد، كار گروهي، مشاركت كاركنان در امور، همكاري صميمانه ميان مديريت و كاركنان، وجود مناسبات دوستانه در ميان كاركنان، استفاده كافي و به جا از فناوري و آگاهي از اهميت بهره‌وري و هماهنگي هدفهاي كاركنان با اهداف مديران يكي ازعوامل بهره‌وري بالاست. هر مديري بايد نسبت به نظام اجتماعي سازمان خود آگاهي داشته و براي افزايش بهره‌وري و اخلاق كار از ديوانسالاري پرهيز كند. به عنوان مثال در تحقيقي نشان داده شده است كه اكثركارگران به ايجاد تعادل ميان كار و زندگي شخصي بيش از ميزان حقوق اهميت مي‌دهند.

يک مدير با سلامتي روان و مديريت سالم مي تواند يک سازمان را به رستگاري و نجات هدايت کند. تعادل در اخلاق و رفتار مدير، نشانه مديريت شايسته اوست و در اين زمينه تمامي صفات بارز را شامل مي شود. برخورد قاطع در مورد مطالب حق، جاذبيت و دافعيت وگشاده رويي، گفتن مطالبي که قابل فهم براي همگان باشد، منظم بودن، وظيفه شناسي و مناسب بودن برخورد با مافوق و ديگران، استفاده صحيح از قدرت سرپرستي خود و توکل به خداوند، از صفات بارز يک مدير است

 

وجدان كاري و بهره وري

بهره وري موضوعي است كه بسيار به آن پرداخته شده است بهره وري نتيجه حاصل از كار يك سيستم در قبال استفاده از منابع و امكانات است با توجه به محدوديت منابع و نامحدود بودن نيازهاي انساني، افزايش جمعيت و رقابت شديد در اقتصاد بهبود بهره وري نه يك انتخاب كه يك ضرورت مي باشد. در دنياي رقابت آميز امروز سازماني برنده خواهد بود كه بتواند دانش، بينش و رفتار بهره وري را در مديران و كاركنان خود ايجاد كند. بينشي كه بتواند فكر كردن، انديشيدن ، آفريدن و خلاقيت را در سازمان خلق كند و آن بينش همان وجدان كاري است كه در بحث اخلاق سازماني از آن به عنوان يكي از  بازخوردهاي اخلاق سازماني ياد شد.

وجدان كاري به تقويت ارزشها و رفع تعارضات مي پردازد با توجه به جايگاه انسان در بهره وري چگونگي رفتار منابع انساني اهميت خاصي پيدا مي كند.امروزه تئوريسين هاي اقتصاد، ديگر بدون در نظر گرفتن وجدان کار، توسعه برابر و موزون، عدالت و اصطلاحاتي از اين دست، در مورد عرضه و تقاضا، بازاريابي، توسعه صادرات و...حرف نمي زنند، سرمايه داران و فعالان اقتصادي با چشم پوشي از اخلاق، عرصه را براي خود تنگ خواهند ديد و مردم نيز به عنوان مصرف کننده يا گردانندگان چرخ هاي اقتصادي، انتظاري جز لمس مفاهيم اخلاقي در مراودات اقتصادي ندارند.

وجدان كاري نوعي احساس پايبندي دروني به منظور رعايت الزامهاي كمي و كيفي كا را به منابع انساني القا مي كند كه سازمانها را تا حدودي از كنترل هاي اضافي بيروني معاف مي سازد. وجدان كاري قبل از هر چيز تحت تاثير نظام اعتقادي حاكم بر فرد است كه به صورت مجموعه اي از پاي بندي ها و تعهدات در فرد جلوه گر مي شود مانند تقيد به بقاء و توسعه سازماني، تقيد به افراد و گروه هاي كاري ديگر در سازمان.

به طور كلي وجدان كاري مجموعه اي از بايد ها و نبايد هاي اخلاقي ثابت و متغير است كه حريم رفتاري مشخصي را در رابطه با وظايف سازماني براي كاركنان ايجاد مي كند. اگر چه اين بايدها و نبايد ها ابتدا بايد توسط سازمانها به شكلي اصولي به كاركنان آموزش داده  شود و يا با رفتارهاي انگيزشي مناسب از سوي مديران تقويت شود وليكن از آن جا كه گستره وسيعي از عوامل تشكيل دهنده اخلاقي از اصول اعتقادي كاركنان هر سازمان در هر مكتب اعتقادي گرفته شده است به نوعي ابزار خود كنترلي قوي تبديل شده است كه سازمانها با بكارگيري صحيح آنها مي توانند بهره وري كه محصول و هدف نهايي هر سازمان است را با كيفي ترين شكل ممكن به دست آورند. حال اين بهره وري مي تواند جنبه اقتصادي داشته باشد و يا معنوي . بهره وري معنوي مصداق حال سازمانهاي فرهنگي متولي ترويج فرهنگ اسلامي است . اگر آميزه اي از وجدان كاري و اخلاق اداري از عملكرد كاركنان اينگونه سازمانه حذف و يا ناديده گرفته شود آيا بهره وري حاصل از تلاش اين گونه سازمانها مولد و سازنده خواهد بود . آيا چرخ دنده معيوب قادر به گردش كار صحيح و توليد (جامعه سالم) خواهد بود.

آموزش

آموزش اخلاق در كار و باز نمودن اهميت كاركرد اخلاق در رشد و توسعه منابع انساني و اهداف سازمان جهت كاركنان هر سازمان از اهميت بالايي برخوردار است كاركنان بايد بدانند جايگاه اخلاق در توسعه اهداف سازماني كجاست و نقش آنها چيست.

اگر سيستم صادقانه و بدون پرده پوشي اداره نشود ماهيت سيستم ممکن است موردشک و سوءظن قرار گيرد. به علاوه قانون کاري به اين ندارد که خط مشي هاي مکتوب سازمان چقدر منصفانه و به روز است؛ قانون رفتار کارکنان را به عنوان خط مشي واقعي سازمان تفسير مي کند. بنابراين، تمام کارکنان بايد از خط مشي ها و رويه ها آگاه بوده و کاملاً طبق آنهــا رفتـار کنند. (چه خط مشي ها و رويه ها براي برنامه هاي اخلاق باشد و چه براي مديريت پرسنل). تطابق کامل فعاليتهاي کارکنان با خط مشي ها و رويه هاي اخلاقي مستلزم آموزش آنهاست.

فوايد مديريت اخلاق در محيط کار

۱.توجه به اخلاق سازماني به بهبود اساسي اوضاع سازمانها مي انجامد

2. اخلاق سازماني باعث مي شود که سازمان در امواج خروشان رقابتي دنياي امروز خود را حفظ کند.

۳.برنامه هاي اخلاق باعث افزايش روحيه كار گروهي مي شود. 

4. برنامه هاي اخلاق باعث رشد و بالندگي کارکنان مي شود.

5. برنامه هاي اخلاق نوعي خودكنترلي را در سازمان ايجاد مي كند كه سازمان و مديران را از كنترل هاي بيروني اضافي معاف مي دارد.

۶.اخلاق سازماني موجب مي شود اعمال غير مسئولانه و مجرمانه كاهش چشمگيري پيدا كند.   

7. برنامه هاي اخلاق به ايجاد تصويري مثبت از سازمان در نزد مردم کمک مي کند.

 

نتيجه گيري

سازمانها با نهادينه كردن اصول اخلاقي در سطوح مختلف سازماني و ترويج اخلاق سازماني از طريق آموزش صحيح اصول اخلاقي و خط مشي سازمان به كاركنان مي توانند حداكثر بهره وري را بدست آورده و سازماني رو به رشد و پويا داشته باشند در اين بين نقش مديران به عنوان رهبران سازمانها از اهميت بالايي برخوردار است يک مدير با سلامتي روان و مديريت سالم و در پرتو نهادينه کردن اصول اخلاقي مي تواند يک سازمان را به رستگاري و نجات هدايت کند. تعادل در اخلاق و رفتار مدير، نشانه مديريت شايسته اوست و در اين زمينه تمامي صفات بارز را شامل مي شود. کارکنان چنين سازماني مطمئنا مدير مورد قبول خود را الگو قرار داده اصول اخلاقي ارائه شده از طريق وي را مورد پذيرش و اجرا مي نمايند.

 

منابع

الزبيدي، محمد مرتضي، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار مکتبه الحياه، بي­تا، ج6،  و ابن منظور، لسان­العرب، بيروت، دار احياء التراث العربي،  1416ق. ج 4.

- ام پوتي،جوزف، مديريت بهره‌وري و شيوه‌هاي بهبود آن، ترجمه: عين ا.. علاء 1371 تهران

گلي بلسينگر فصلنامه کتاب، مديريت منابع انساني، ترجمه علي خسروجردي، پائيز۱۳۸۳ شماره ۵۹

خاکي, غلامرضا آشنايي با مديريت بهره وري 1376 تهران

پرهيزگار ,کمال ،تئوريهاي مديريت ،68؛16

عباس زاده ،مير محمد مجله مديريت دولتي شماره 14 ص 64

 

ليلا دانشيان آزاد

کارشناس امور اداري استان بوشهر

 

چهارشنبه 4 بهمن 1391 - 13:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری