دوشنبه 27 آذر 1396 - 0:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

نفر آخر

 

 

نفر آخر ( سايه زنده ياد احمدميرزا حسينعلي تهراني ) / در مکتب عشق / 8

نويسنده : سيدمحمد سادات اخوي

چاپ و شمارگان : اول 87 / 3000 نسخه

ناشر : شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به موسسه انتشارات اميرکبير

 

پيشگفتار ، ابجد خواني ، « ماه » ي در آب و جرعه اي از آيينه فهرست کتاب حاضر را تشکيل مي دهند . سيدمحمد سادات اخوي در پيشگفتار کتاب حاضر بيان مي کند که آدم هايي بسياري در حاشيه زندگي ما نشسته اند که بي خيال  بودنشان مي گذريم و وقتي پشت سرمان را نگاه مي کنيم و جاي خالي شان را مي بينيم ؛ تازه متوجه مي شويم چقدر به بودنشان نياز داشته‌ايم . سادات اخوي ادامه مي دهد که وقتي انبوه کتابهاي زندگي نامه بزرگان و عارفان حقيقي را مي خوانيم ؛ کمي از خود و روزگارمان دلتنگ مي شويم . گمان مي‌کنيم دوره زندگي ما از بودن عارفان حقيقي محروم است و با اين همه دشواري زندگي و حضور سنگين ابزارهاي تبليغي جديد ، ديگر نمي شود مجالي براي عاشقانه زيستن و « با خدا » بودن پيدا کرد ...

وي در ادامه يادآور مي شود که روزگار ما روزگار بدي نيست و ما هم مانند مردمان پيش از خودمان ، در دوره اي از تاريخ زندگي مي کنيم ، فقط همين ... اما شايد نگاه ما به دوره هاي پيشتر ، ما را از دوره خودمان ناراحت و دلتنگ کرده است . سيدمحمد سادات اخوي خوانندگان خود را به نگاه کردن بهتر به گذشته دعوت مي کند و اينکه باور کنيم که انگار بناي خداو تقديرش براين بوده است که عارفان حقيقي ، همه در دوره خودشان غريب و ناشناخته باقي بمانند و حتي نزديک ترين کسانشان هم نيز احوال دروني شان را نفهمند . سادات اخوي تاکيد مي کند که انگار دستي پنهان ، ميان آنان و اطرافيانشان پرده‌اي نازک تنيده تا سر از کارشان درنياورند يا گمان کنند که در آورده اند ودر حقيقت ، نفهميده باشند که البته در اين هم سري است . در حقيقت ، گاهي کساني پيدا شده اند که با يک حرکت درست در يک موقعيت سخت روحي ، چنان پيش خدا عزيز شده اند که يک شبه راه چندين ساله اي را که ديگران با رياضت گذرانده بوده اند ، گذرانده اند و به مقامي رسيده‌اند که وصف شدني نيست و دست و نفسشان شفا شده است و توانسته‌اند به صورت مستقيم از تربيت يکي از امامان معصوم بهره مند شوند.

نويسنده در پايان پيشگفتار خود مطالعه زندگي ميرزا احمد کربلايي را داراي نکته هاي معنوي فراواني مي داند و اينکه بيش از هرچيز به خوانندگان مي آموزد که چگونه براي خدا و اهل بيت جايي مناسب و « متناسب » در زندگي بسازند و ياد مي‌دهد که با همه وجود « ساده » باشند و فرقه ساز و فرقه سوز نباشند و اينکه خوانندگان با خيال راحت مي توانند از يک جلسه کوچک سوگواري و يا جشن اهل بيت ، بالهايشان را باز کنند و با رعايت نکته هايي کوچک ، مهم و تعيين کننده زندگي شان را دلپذير ، معنوي و شيرين کنند . سيدمحمد سادات اخوي يادآور مي شود که ميرزا گوهري ناياب بود و سعادتمند بودند کساني که توانسته بودند او را ببينند چنان که خودش اصرار داشته تنها انگشت اشاره اي  بسوي خدا و اهل بيت بوده است .سادات اخوي آرزو مي کند که اي کاش همه نشانه ها و اشاره ها به همين اندازه ساده ، در دسترس ، از خود گذشته ، باصفا ، به روز و اصل حسيني باشند.

در بخشي از کتاب حاضر مي خوانيم :

شاگرد جوان شيخ رجبعلي خياط ، علاقه فراواني به امام حسين ( ع ) داشت و از بازاري هاي موفق تهران بود . هر شب هم پاي سخنان شيخ مي نشست اما زياد حواسش به حرام و حلال مالش نبود و با اين خيال که مشکل مردم را حل کند ؛ گاهي به آدم هاي گرفتار مالي « نزول » مي داد . وقتي از دنيا رفت من و شيخ براي تشييع جنازه اش رفتيم مراسم مفصلي بود و بخش زيادي از بازار به احترامش تعطيل شد .  در ميانه مراسم ؛ شيخ نگاهي به من کرد و همان طور که عادت داشت گفت :

-        داش احمد ( داداش احمد ! ) وقتي خبر فوتش را شنيدم ، مطمئن بودم حضرت امام حسين ( ع ) به آدمي با آن اندازه محبت به امام حسين ( ع ) و گريه هاي فراوان ، عنايت خاصي خواهند کرد...

... تا اين فکر را کردم ، پرده هاي معنوي کنار رفتند  و خود امام حسين ( ع ) فرمودند :« فلاني ! ... چه خيال کرده اي ؟! مگر من ، رئيس دزدهايم ؟... ما اهل بيت ، اعمال کساني را مي پذيريم که از خدا بترسند و مراقب اعمالشان هم باشند . »

نفر آخر ( سايه زنده ياد احمدميرزا حسينعلي تهراني )  / در مکتب عشق /8 به قلم سيد محمد سادات اخوي در چاپ نخست خود با شمارگان 3000 نسخه و با قيمت 1200 تومان توسط شرکت کتابهاي جيبي وابسته به موسسه انتشارات اميرکبير به چاپ رسيده است .

 

 

چهارشنبه 4 بهمن 1391 - 12:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری