پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

هنر و تاريخ

 

 

با نگاهي بر سلطانعلي مشهدي

امروزه توجه به فرهنگ و هنر هر مرز و بوم اهميت ويژه اي در تعالي و رشد کشورها ايجاد مي کند. اين موج در ايران نيز به خوبي شکل گرفته و امتداد يافته است. در پيشبرد اين موج، نويسندگان بيشماري سهيم و دخيل بوده اند. از نويسندگاني که خود اديب و شاعر يا هنرمند هستند تا نويسندگاني که از قلم خود در جهت معرفي آثار ديگران بهره مي جويند. يکي از نويسندگاني که در عرصه معرفي نويسندگان ديگر، آثارشان و يا مجموعي از هر دو تلاش کرده اند دکتر علي اکبر ولايتي است که اين مهم را در کتاب سلطانعلي مشهدي به تصوير مي کشد.

"درباره مجموعه"ي کتاب، پيش مقدمه اي است که به ضرورت توجه به قدمت تاريخ و تمدن ايران علي الخصوص تاريخ ورود اسلام به ايران اشاره دارد. به همين جهت از بزرگان علم و ادب ايران نام برده است که اين تکنيک براي هرچه بهتر نمايش دادن اهداف نويسنده بسيار موثر مي باشد. اما در همين راستا به گوشه اي از مطالب که قرار است در ادامه به بررسي آن پرداخته شود اشاره مي گردد. موضوعاتي نظير هجوم فرهنگي، نظامي، سياسي و اقتصادي. با توجه به سابقه اي که از نويسنده پيش روي خوانندگان قرار دارد، نگارش چنين کتبي و همچنين پرداختن به چنين مقولاتي بسيار طبيعي و به دور از ذهن نيست.

مقدمه کتاب حاضر از جمله مقدماتي است که به راستي به بيان مسئله مي پردازد و همچنين بيان مي کند که هدف واقعي از نگارش کتاب چيست؟ همانطور که ذکر شد مقذمه اين کتاب به دور از هر گونه حاشيه اي به موضوع اصلي پرداخته است. از جمله فوايد اين گونه ديدگاه ها، آشنايي مضاعف و ايجاد يک ظرفيت فکري و آمادگي ذهني مناسب براي خوانندگان مي باشد.

فصل نخست کتاب اوضاع سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايران را در قرن نهم و دهم هجري توصيف مي کند. در واقع نويسنده سعي داشته تا با اين موضوعات مقدماتي، بررسي هاي بعدي و موشکافانه خود را مهيا سازد. همانطور که قبلا نيز بدان اشاره شد، هدف اصلي از نگارش بررسي هنر اسلامي در قرون گذشته ايران است به همين منظور لازم است ابتدا مقدماتي از اين دست بيان شود. البته بايد ياد آور شد که اين بخش به صورت خلاصه و مختصر ذکر شده است و همچنين اکثر مطالب بر گرفته از کتب تاريخي است. اين سبک داراي نکات مثبت و منفي نيز مي باشد. از جمله نکات مثبت آن مي توان به گزيده گويي اشاره کرد و نکته منفي آن نيز سرعت بيش از حد در روايت و ناديده گرفتن زمان است. در واقع نويسنده گذر زمان را آن گونه که بايد، مورد توجه خود قرار نداده و به سادگي از کنار آن گذر کرده است. اما در قسمت هايي از کتاب که نقل و قول از ديگر کتب است، به دليل اينکه سبک نگارشي متفاوتي را شامل مي شود از اين سرعت اندکي کاسته است اما باز هم نويسنده در انتخاب اين قسمت ها سعي داشته تا بهترين انتخاب را داشته و حدالمقدور رعايت اين نکته را مد نظر قرار داده باشد.

بعد از گذر از چند صفحه بحث وارد بخش هاي هنري خود شده و صحبت از موضوعات اصلي به ميان مي آيد. از جمله نکات مثبت بخش و شايد در کل کتاب، استفاده از رفرنس ها و بيان منابع مورد استفاده است. اين مطالب به خواننده کمک مي کند تا نکات تکميلي را در منابع مربوطه مطالعه کنند. اندکي که از موضوع فراتر مي رويم، نويسنده قدم در عرصه هاي خاص تري مي گذارد به عنوان نمونه قطعه اي از جامي را بازگو مي کند. همانطور که در صفحه بيست و سوم نيز مشاهده مي شود نويسنده اذعان مي دارد که قرن نهم هجري دوراني مهم از نظر ادبي به شمار مي آيد زيرا شاعران و نويسندگان صاحب سبکي در آن قرن زندگي مي کردند به همين جهت است که نويسنده در مقابل خود دريايي از انتخاب ها را مي بيند و همين مطلب تزلزل در انتخاب را اندکي پر رنگ تر جلوه مي دهد. اما با اين همه سعي نويسنده بر آن بوده تا بهترين نمونه از اشعار را ارئه دهد و به حق نيز در اين امر موفق بوده است.

از آغاز فصل دوم مباحث باز هم اندکي تخصصي تر مي گردد به طوري که شخصيت اصلي کتاب نمايان مي شود. به بيان ديگر نويسنده پا به عرصه اي مي گذارد که از ابتدا نيز موضوع و هدف خود بوده است پس ابتدا زندگي نامه سلطانعلي مشهدي و در فصل بعد آثارش به چشم مي خورد. قسمت اعظم مطالب اين قسمت گردآوري شده از کتب ديگر است. اين مطلب و تکنيک در اکثر کتب شرح حال نويسي وجود دارد و همانطور که ملاحظه مي شود اين فصل از کتاب نيز به نوعي شرح حال نويسي بوده پس نويسنده سعي داشته تا با استفاده از مستندات موجود در کتب ديگر به اعتبار نوشته خود بيافزايد. در مورد اين فصل نکات برجسته زيادي به جهت همين مطالب نمي توان بر شمرد اما در فصل سوم که آثار و افکار او مورد توجه است نکاتي مورد بحث قرار مي گيرد.

کليدي ترين فصل از فصول کتاب همين قسمت است. اين مهم در نوع نگارش نويسنده نيز قابل ملاحظه است به اين جهت که نويسنده استفاده از مقدمه اي جداگانه را براي اين بخش لازم دانسته است. در اين قسمت سير تحول خط در پنج مرحله بيان مي شود. ۱) مرحله نقشي يا تصويري که اشاره دارد به نقاشي هاي انسان هاي اوليه ٢) دوران علامت و رمز : در اين دوران انسان ها از نقاشي ها استفاده کرده و مطالب را با استفاده از آن رمز گذاري کردند. ٣ ) دوره هجايي يا تقطيعي در اين دوره هجا در خط تعريف شده ۴ ) دگرگوني صوتي که در آن اشکا ل به شکل تلفظ در آمده و در واقع بين شکل و صدا ارتباط بر قرار شده ٥ ) دوران هجايي الفبايي : اين دوران دوران شکل گيري الفبا بود.

البته اين طبقه بندي برگرفته از کتاب "فضائلي در اطلس خط" است که به نوعي استناد قوي به مطلب است و به بيان ديگر نويسنده سعي داشت نظرات افراد صاحب سبک را در نگارش مورد توجه قرار دهد تا همان گونه که قبلا نيز اشاره شده به اعتبار اثر خود بيافزايد. يکي ديگر از ويژگي ها متمايز کننده کتاب اطلاعات غني و بسياري است که درباره تاريخ در اختيار خواننده قرار مي دهد به عنوان مثال سخن از تاريخ پيدايش الفبا سخن به ميان مي آورد اين مطالب به شکل يک کتابچه تاريخي همواره همراه مخاطبين قرار دارد تا علاوه بر اينکه جنبه ادبي قرن ها و دوران گذشته ايران بررسي مي شود اندکي نيز در ارتباط با تاريخ کهن ايران زمين و حتي در پاره از اوقات در ارتباط با تاريخ جهان نيز اطلاعاتي در اختيار طرفداران قرار دهد.

بعد از مقدماتي که ايراد شد نوبت به بحث هاي موردي و اندکي حاشيه اي مي رسد. در بخش بعدي نويسنده در ارتباط با ورود خط عربي به ايران جمع بندي هايي از کتب مختلف ارائه مي دهد اين قسمت نيز مانند ساير قسمت ها تاريخي بايد از فرضيه ها و مطالب اثبات شده بهره ببرد. به همين منظور نويسنده در نگارش اين گونه از قسمت ها سعي داشته تا از منابع موجود در آن زمينه استفاده لازم را ببرد. به عقيده نگارنده، داستان ها و رواياتي که در اين قسمت آورده شده بسيار مناسب حال موضوع بخش است. و کمک مي کند تا درک مطالب براي خوانندگان و ضرورت توجه به در هم آميخته شدن خط عربي به ايراني را ياد آور مي شود.

آثار سلطانعلي مشهدي قسمت بعدي است که در آن سبک شعري، مهمترين اثر، نقل و قول هاي موجود در کتب شاعران بزرگ از مشهدي، نقيس ترين اثر وي و بسياري از نکات برجسته اين اديب بزرگ وجود دارد. نکته جالب توجه آن است که براي هر کدام از ادعاهاي ذکر شده در بالا مصاديق معتبري نيز ازائه گشته است در دسته بندي نهايي، آثار ديگر سلطانعلي مشهدي به سه بخش کتيبه ها، کتاب ها و قطعات و مرقعات تقسيم مي کند. براي مصاديق اين بخش نيز از محاسبات رياضي ساده و روايات بهره جسته است به طوري که در قسمتي چنين مي گويند اگر چنان که نقل کرده اند هر روز ٣٠ بيت کتابت کرده بود و فقط بيست سال در دربار مشغول به اين کار بوده باشد، حدود ٣٦٠ هزار بيت کتابت کرده است.

موضوع مورد بحث که در اين مجال به آن مي پردازيم در واقع مطالبي است که مورد علاقه نگارنده است. يک طبقه بندي ديگري از آثار در اين بخش نويسنده آثار مشهدي را از دو جنبه تاريخي و هنري مورد بررسي قرار مي دهد که اين مطلب به تنهايي قابل فهم بوده و از جمله دسته بندي هايي است که مورد توجه بسياري از خوانندگان قرار مي گيرد. اين قسمت از کتاب داراي بار معنايي علمي بيشتري نسبت به بقيه قسمت ها دارد زيرا نويسنده در آن به اوج هنر ايراني در کنار توجه به تاريخ ايران حق مطلب را ادا مي کند. نکته اي که در بسياري از کتب تاريخي جاي خالي آن احساس مي شود. به نظر بسياري از منتقدان تاريخ ايران مخصوصا از جنبه هنري بسيار غني است و همچنين از قدمت بسيار زيادي نسبت به ديکر کشورها برخوردار است. اما آن گونه که شايسته و در خور اين فرهنگ و تمدن است به آن پرداخته نشده است.

در انتها با توجه به اهميت موضوع از نويسنده و ناشر که نکات برجسته و بر شمرده را از نظر دور نکرده و در جهت ارتقاء سطح کيفي کتب ارائه شده در اين زمينه حداکثر تلاش خود را انجام داده اند تشکر و قدرداني کنيم. همچنين از ديگر ناشران و نويسندگان اين عرصه تقاضا داريم به جهت اهميت موضوع توجه هر چه بيشتر به آثاري از اين دست داشته باشند.

 

با همه بي حاصلي و بوالهوسي

درمانده به پارسايي و هيچ کسي

داديم نشان ز گنج مقصود تو را

ما گر نرسيديم تو شايد برسي

 

 

 

چهارشنبه 4 بهمن 1391 - 12:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری