دوشنبه 27 آذر 1396 - 16:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

برگزاري جشنواره­ها را به آئين ملي تبديل کنيم

 

گفتگو با جعفر ابراهيمي

 

 جعفر ابراهيمي (شاهد) در سال 1330 در روستاي حور اردبيل چشم به جهان گشود و تا ده سالگي در همان جا به سر برد سپس به تهران سفر کرد و در همان جا ساکن شد و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته رياضي ادامه داد.

او مدت 10 سال نويسنده برنامه­هاي راديوئي بوده و مسئوليت­هاي مختلفي نيز به عهده داشته است از جمله: مسئول شوراي شعرکانون پرورش فکري (از سال 1360 تا هنگام بازنشستگي در سال 1380) سردبير جنگ ادبي آيش، شش دوره دبير جشنواره مطبوعات، دو دوره دبير جشنواره کتاب کانون پرورش فکري، و چند دوره داوري کتاب سال و با مؤسسه کيهان، صدا و سيما، حوزه هنري و انتشارات اميرکبير نيز همکاري دارد وي حدود 100 کتاب براي گروه­هاي سني مختلف به رشته تحرير درآورده است. وي همچنين موفق به دريافت جوايز مختلفي در زمينه ادبي بوده است که از مهمترين اين آثار مي­توان به: (يک سنگ يک دوست) کتاب سال 67/ (آواز پوپک) کتاب سال 72/ (آسمان ابري نيست) جايزه بزرگ کانون در سال 74/ (آب مثل اسلام) برنده جايزه بزرگ کانون/ (خورشيدي اينجا خورشيدي آنجا) کتاب برگزيده شوراي کودک/و . . .

جعفر ابراهيمي ميهمان گفتگوي اين هفته­ي ما پيرامون آسيب شناسي جشنواره­هاي هنري ادبي است. جعفر ابراهيمي که سالها به عنوان مديران و دبيران جشنواره­هاي مختلف ادبي هنري فعاليت چشمگيري داشته است وضعيت برگزاري جشنواره­ها را مطلوب نمي­داند:

- با توجه به حضور شما به عنوان دبيران اجرائي چندين جشنواره هنري طي فعاليت هنري­تان بفرمائيد برگزاري جشنواره­هاي هنري به صورت کلي چقدر از نظر محتوائي و علمي استانداردسازي شده است؟  

به ياد دارم اولين جشنواره­هائي که برگزار مي­شد با عنوان جشنواره طوس شيراز بود که جشنواره کلي هنري بود. اين قبيل جشنواره­ها ديگر امروز نمونه­اي ندارد چرا که آثار ارائه شده به اين جشنواره­ها پس از جشنواره به شدت از سوي متوليان هنري و اعضاي برگزار کننده مورد بحث و بررسي قرار مي­گرفت و اين آثار تا چندين سال به صورت مکتوب و يا نوارهاي صوتي در اختيار علاقمندان قرار مي­گرفت. اساس تشکيل جشنواره­هاي خوب و فعالي مانند جشنواره­هائي که در دهه­هاي گذشته مانند جشنواره طوس و شيراز که در سراسر ايران برگزار مي­شد، وجود اساسنامه­هاي مدون و مناسبي بود که طي اين اساسنامه­ها مسئولين برگزاري جشنواره هريک به وظايف خود کاملاً آشنا بودند. در حال حاضر شاهد اين ماجرا هستيم که اکثر جشنواره­هاي سراسري در کشور بدون هيچ گونه برنامه ريزي مشخص و اساسنامه مدون تدوين و برگزار مي­شود شايد بتوان تنها جشنواره سراسري فجر را از نظر برنامه ريزي نسبت به ديگر جشنواره­ها اندکي با برنامه­تر دانست اما همين جشنواره هم با انبوهي از انتقادات مواجه است در حال حاضر مد شده است که افراد فرهنگي نما در سراسر کشور يک بودجه سرگردان را طي يک برنامه ريزي نامشخص صرف برگزاري جشنواره­هاي مختلف کنند در برگزاري اين جشنواره­ها هم از افرادي که در زمينه­ي خاص برگزاري جشنواره کمترين سابقه عملي و علمي هستند دعوت مي­کنند تا پيرامون مباحث علمي و محتوائي آثار رسيده نظر بدهند آيا با اين تفکر مي­توان توقع داشت جشنواره­هاي ما حرکت رو به رشدي داشته است به ياد دارم خودمان براي اولين بار براي جلوگيري از برگزاري جشنواره­ي پرهزينه و ديده شدن فعاليت­هاي هنري و علمي­مان در جشنواره­ها تصميم گرفتيم جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان را از دِل جشنواره مطبوعات سراسري جدا کنيم و بصورت انفرادي کار را انجام دهيم البته در اين مسير با ارشاد اسلامي و وزارت آموزش و پرورش هماهنگي­هاي لازم صورت گرفت از طرفي با خانه­ي روزنامه نگاران هم هماهنگي کرديم که در اين مسير بتوانيم از کمک­هاي مادي و معنوي دستگاه­ها و مجامع ذيصلاح استفاده كنيم. اولين کاري که انجام داديم تدوين يک اساسنامه مدون بود که بتوانيم در اين اساسنامه تجميع آرا و نظرات را داشته باشيم برگزاري جشنواره هم بصورت دوسالانه برگزار مي­شد بنابراين مي­توانستيم طي برگزاري دوسالانه جشنواره کليه نقاط ضعف را شناسائي و براي اجراهاي بعدي جشنواره درباره رفع نقاط ضعف تصميم گيري­هاي لازم را انجام دهيم.

- شايد يکي از مهمترين مشکلاتي که جشنواره­ها با آن دست به گريبان هستند بحث مديريتي و اجرائي باشد؟    

اگر بخواهيم صادقانه مسائل مربوط به جشنواره­ها را بيان کنيم که اين خانه از پاي بست ويران است اصلاً مديران بايد دور يکديگر جمع شوند و توجيهي داشته باشند که اصلاً برگزاري يک جشنواره­ با هزينه کردهاي سرسام آور اصلاً چه لزومي دارد. آيا اين جشنواره­ مي­تواند در مسير هنري پيش رو حرفي براي گفتن داشته باشد و يا مي­تواند يک جريان سازي مشخصي انجام دهد کمتر ديده­ام که مسئولين برگزاري دستيابي به اهداف برگزاري جشنواره برايشان پس از برگزاري مهم باشد. اکثراً با صرف برگزاري يک رويداد هنري اين اتفاق را به فال نيک گرفته و ديگر صحبتي ندارند!

- ضرورت برگزاري جشنواره­ها از نظر چه کساني بايد احساس شود؟

به نظرم براي برگزاري جشنواره­ها مديران اجرائي و هنري جشنواره بايد طي نشست­هاي مختلفي اساسنامه­هاي مدوني را تدوين کنند پيرامون برگزاري به بحث و گفتگو و رايزني مختلف بپردازند چرا که بايد سعي شود يک جشنواره از هر لحاظ مادي و معنوي با استانداردهاي اهداف طراحي شده هماهنگ باشد اگر اين ناهماهنگي بين امکانات موجود و اهداف طراحي شده بوجود بيايد يقين بدانيد اين جشنواره سودي در بر نخواهند داشت چنانچه مشاهده مي­کنيم اکثر جشنواره­هاي داخل کشور با اين نقطه دست به گريبان هستند و گاهي صرف برگزاري يک رويداد مديران اجرائي را راضي و اقناع مي­کند.

- ما شاهد برگزاري نشست­هاي مختلفي در ايام دهه فجر و دهه دفاع مقدس و يا دهه يا مناسبت­ هاي مختلف ديگري هستيم اما متأسفانه اکثر برنامه­هاي مطرح شده و برگزاري جشنواره از يک سري نقاط ضعف تکراري برخوردار است و کسي از مديران بر آن نمي­شود که يکسال جشنواره­ها را تعطيل کند و يک سر و سامان کلي به اين فضا بدهد.

اولاً ما متأسفانه هنوز به اين نرسيديم که يک ارگان يا نهاد و مؤسسه خاصي متولي برگزاري جشنواره­هاي هنري، پژوهشي، علمي و غيره شود. دبيرخانه­هاي دائمي پيرامون برگزاري اين جشنواره­ها هنوز بصورت كامل وجود ندارد در اين ميان هم اعمال سليقه مديران اجرائي جشنواره­ها است که پس از برگزاري جشنواره سعي مي­کنند سليقه­ي فکري­شان را به بدنه جشنواره تحميل کنند اين سليقه­ي اعمالي روي برگزاري جشنواره­ها اثرگذار خواهد بود مشاهده مي­کنيم که هر ارگاني با توجه به برش و ميزان ريسک پذيري خودش يک سري افکاري را در ذهن مي­پروراند و اين افکار را در بدنه محتوائي و هنري جشنواره تزريق مي­کند به نظرم بايد مشارکت­هاي برگزاري جشنواره­ها رويکرد عام­ تري به خودش بگيرد و از اين اعمال سليقه­هاي يکسونگرانه دست برداشته شود به نظرم همفکري و مشارکت عموم در پيشبرد اهداف هر جشنواره­اي مي­تواند اثرگذاري مثبتي داشته باشد که البته در اين مسير جشنواره­هاي فجر و دفاع مقدس نسبت به ديگر جشنواره­ها موفقيت بيشتري کسب کرده­اند هرچند اين جشنواره­ها هم به نوعي دچار نقص­هايي هستند.

- تنوع و گستردگي شرکت کنندگان و آثار رسيده به هر جشنواره و تنوع تفکر در اين کنگره­ها را چگونه ارزيابي مي­کنيد؟

اول اينکه همين امروز شايد سه و چهار دعوت براي حضور در جشنواره­هاي مختلف هنري به دستم رسيده است که اين گستردگي کمي جشنواره­ها نمي­تواند آنچنان موفق و مناسب باشد. برخي از اين مراسم شبيه به جشنواره است اما عناصر و ويژگي­هاي يک جشنواره را ندارند اين فضاي جشنواره­زدگي يک آفت و فضاي آشفته را در محافل هنري بوجود آورده است از طرفي برخي از مديران هر نشستي را يک جشنواره قلمداد مي­کنند که اين هم يک اشتباه بزرگ است موضوعات اکثر جشنواره­ها هم از نظر تنوع و گستردگي به تکراري و شعارزدگي کنايه مي­زنند به صورتي که مي­ توان اين جشنواره­ها را در يک مراسم جمع کرد و در يک سال مي­توان يک يا دو جشنواره سراسري کلي برگزار کرد که بتوان ده­ها موضوع را در اين جشنواره­ها مطرح کرد شور و نشاط حاکي از برگزاري اين جشنواره­ها ده­ها برابر شود تک تک اين جشنواره­ها خواهد بود، از طرفي اثرگذاري برگزاري اين جشنواره­ها چندبرابر خواهد شد مي­توان همچون جشنواره­هاي باسابقه قديمي که پس از برگزاري تازه چندين هفته منتقدان آثار منتخب و شرکت کننده را نقد مي­کردند مي­توان روزها به نقد سالم و مؤثر آثار پرداخت و فضا را براي رقابت و اثرگذاري بازتر کرد. اينگونه مي­توان با صحبت با مردم متوجه ميزان اثرگذاري برگزاري جشنواره­ها شد. مي­توان از طرفي به چرائي برگزاري جشنواره­ها هم دست پيدا کرد که اصلاً از نظر مردم و مديران برگزاري اين جشنواره­ ضرورت داشته است يا خير.

- توجه به نيازسنجي پيرامون برگزاري جشنواره تا چه ميزان مي­تواند مؤثر و مهم باشد؟

اين نيازسنجي يکي از مهمترين اتفاقاتي است که بايد در برگزاري جشنواره­ها روي بدهد که کسي به آن توجهي ندارد. برخي از اين جشنواره­ها اصلاً نبايد برگزار شوند و شايد يک نشست دوستانه بتواند بهترين جايگزين براي برگزاري يک جشنواره پرهزينه و بي کيفيت باشد. چرا بايد اين جشنواره­ها برگزار شود و پول بيت المال براي فعاليت­هاي هنري غيراصولي هزينه شود از طرفي رسانه­ها هم با گرفتن هزينه­هاي مختلف سعي مي­کنند فعاليت­ها بزرگ کرده و به نوعي اهميت آنرا بالا برده که بتوان ضرورت برگزاري آنرا توجيه کرد. اگر تصميم گيري انجام شود و همفکري و صحبت ميان مديران وجود داشته باشد و مديري نخواهد براي ماندن پشت ميز خود جشنواره­هاي متمادي برگزار کند مي­توان بودجه­هاي سرگردان در دست مديران را در سمت و سوئي هزينه کرد که به نفع ماهيت هنر و فرهنگ کشور باشد. چرا اين بودجه­ها نبايد هزينه­اي براي رشد فعاليت­هاي نويسندگان و هنرمندان و ناشران سراسر کشور شود. وقتي يک بازيگر تئاتر ميزان دريافتي­اش از يک کارگر ساده در سطح شهر پايين­تر است و يا يک نويسنده براي چاپ اثرش بايد ماه­ها و شايد سالها منت يکي ناشر خاص را بکشد که شايد اثر او را با هزار و يک تبصره در قرارداد وي چاپ کند بايد اين جشنواره­هاي پرهزينه و غيرضروري برگزار شود. اين کمک­هاي مالي مي­تواند مقيم به فرهنگ و هنر کشورمان کمک کند هرچند که گوش شنوائي نيست.

- يکي از مديران در مصاحبه­اش عنوان کرده بود که جشنواره­هاي فرهنگي و هنري ما ظرفيت­هاي بالائي دارد که بتواند خلأهاي فرهنگي­مان را پوشش بدهد شما با بالا بودن ظرفيت­هاي خاص جشنواره­هاي فرهنگي هنري ما در اين راستا موافق هستيد؟

بايد درباره اين سؤال فکر  شده صحبت کرد من نمي­دانم آن مديري که اين صحبت را کرده است چه کسي است شما هم که نامي از اين مدير نمي­بريد ولي به آن مدير مي­گويم که با برگزاري جشنواره­هاي شعاري نمي­توان اميدي داشت که بتوان اين خلأهاي فرهنگي را پر کرد. چرا که معمولاً    يک سر برگزاري اين جشنواره­هاي دولت و مراکزي است که به دولت وابسته هستند اکثر اين جشنواره­ها هم شعاري از آب درمي­آيند. از طرفي مثلاً شاهد هستيم که شهرداري منتظر مي­شود تا نيمه شعبان شود و يک جشنواره خاص در ميدان آزادي برگزار مي­کند سعي مي­کند بچه­ها را به اين نقطه بکشاند و لحظاتي اين عزيزان را شاد کند اين برگزاري و اثرات آن تنها چند ساعت روي اين افراد اثرگذار خواهد بود که البته ديده مي­شود بيشتر از کودکان و خردسالان اين والدينشان هستند که از اين جشنواره­ها استقبال مي­کنند! آيا مي­توان گفت که اين شادي دوساعته مي­تواند روي فرهنگ و هنرمان اثرگذاري مشخصي داشته باشد اگر اين جشنواره­ها صرفاً به عنوان يک فضاي شاد ولاغير عنوان و به کار گرفته شود مي­تواند توجيه داشته باشد اما اينکه ده­ها عنوان فرهنگي و هنري و غيره به آن مي­چسبانند نمي­تواند مؤثر و خوشايند باشد. برگزاري اين برنامه­هاي بيشتر براي شاد کردن و روحيه دادن به بزرگسالان است که بتوانند در برابر غول زندگي دوام بياورند. بنابراين مي­توان نتيجه گرفت که برگزاري غيرضروري و به اشتباه غيرمحتوائي و عجولانه مي­تواند هيچ کارکردي و سودي را به نفع فرهنگ و هنر کشور نداشته باشد. نمونه­اش هم همين برگزاري چنين جشنواره­اي با عنوان رشد فعاليت­هاي هنري و فرهنگي است که منتقدان را بر آن مي­دارد که بنابر عنوان برخي از اين جشنواره­ها توقعات ديگري از برگزاري جشنواره داشته باشند. متأسفانه بايد بگويم هرچند خودم هم با گفتن آن موافق نيستم اما امروز در لايه­هاي مديريتي فضائي وجود دارد که مي­گويند حال که سفره­اي پهن است بگذاريد از آن تا دانه­ي آخر استفاده کنيم!! اين روحيه برخي از مديران به ظاهر فرهنگي کشورمان است که برگزاري بسياري از اين جشنواره­ها را به سان يک سفره هنري و فرهنگي مي­دانند که مي­ توانند اندوخته­هاي مادي­شان را از راه برگزاري اين دست جشنواره­ها گسترده­تر کنند.

- شايد منظورتان سفارشي نويسي در برخي از اين جشنواره­ها است.

سفارشي نويسي هم مي­تواند يکي از ارکان اين سفره­ي پهن شده باشد به طور کلي طي سالهاي گذشته به جز جشنواره فجر و سينما کودک در اکثر جشنواره­هاي هنري و فرهنگي شاهد يک نوع افت خاص محتوائي هستيم.

- حتي جشنواره 1404 که از طرف حوزه هنري برگزار شد را هم در اين راستا قرار مي­دهيد؟

شايد اين جشنواره 1404 هم از اين دست جشنواره­ هائي بود که محتواي لازم را نداشت و شايد طي برگزاري دوره­هاي بعدي بتواند جايگاه اصلي خودش را پيدا کند. به هر حال جشنواره 1404 به اندازه محتواي خود در عرصه هنر و فرهنگ و ساماندهي به اين جريان اثرگذار بوده است اما مي­توان با بالابردن ميزان محتوا و نحوه اجرا و مديريت آن به يک جشنواره ملي و آئيني تبديل شود. چنانچه جشنواره فجر و يا نمايشگاه کتاب تهران که در کنار آن ده­ها جشنواره فرهنگي هم برگزار مي­شود توانستند به يک جشنواره و آئين ملي تبديل شوند. وقتي در برگزاري جشنواره­ها افراط و تفريط مي­شود به نوعي برگزاري آن لوس مي­شود و کسي کمتر به ضرورت برگزاري آن توجه مي­کند. در حاليکه با يک زمان بندي مناسب و برخورداري جشنواره­ها از يک محتوا و معنائي خاص مي­تواند اثرگذاري خودش را بالا ببرد و حفظ کند جشنواره 1404 هم مي­تواند از اين نوع جشنواره­ها باشد که البته به نظرم مي­توان اميدوار بود که امسال هم در صورت برگزاري بتواند از نقاط ضعف دوره قبل درس گرفته و يک جشنواره منسجم و پرمحتوا را شاهد باشيم.

- چرا يک سري موازي کاري­هاي فرهنگي در برگزاري جشنواره­هاي مختلف ميان نهادهاي فرهنگي وجود دارد آيا نمي­توان برگزاري و متولي اين اتفاق را به يک نهاد خاص سپرد؟  

اجازه بدهيد يک خاطره در جواب سؤال شما بيان کنيم که شما هم به جوابتان برسيد. سالها قبل همان طور که در ابتداي گفتگوهايمان گفتم سعي کرديم جريان مطبوعات کودک و نوجوان را از دِل جشنواره مطبوعات سراسري خارج کنيم که اين هماهنگي با ارشاد و خانه روزنامه نگاران و آموزش و پرورش همراه بود. به هر طريق اين اتفاق افتاد و ما طي يک اساسنامه مشخص فعاليت­هايمان را شروع کرديم هريک از ارگان­هائي که گفتم سعي مي­کردند با در دست گرفتن دبيرخانه­ي اين جشنواره افرادي که از نظر خودشان مثبت و همفکر بودند به کار بگيرند اين داستان کم کم داشت سر درازي پيدا مي­کرد که ما تصميم گرفتيم هريک از اين نهادها کار خودش را انجام بدهد و ما خودمان اين دبيرخانه را تشکيل داديم. در ادامه­ي اين جريان شاهد بوديم که از فرداي اين تصميم کوهي از انتقادات مغرضانه­اي بود که درسراسر رسانه­هاي مکتوب کشور بر عليه برگزاري و هيئت انتخاب و دبيرخانه و هيئت اجرائي و غيره آن نوشتند مصاحبه­هائي که انجام مي­شد کاملاً مغرضانه چاپ مي­شد و گفته­هاي افراد اجرائي جشنواره معکوس چاپ مي­شد خود من در جائي گفته بودم از ضوابط معيارهايي که ارشاد در نظر دارد اطلاعي ندارم بعد شاهد بوديم که روزنامه مذکور خبر زده بود که جعفر ابراهيمي گفته است: من هيچ اطلاعي از مطبوعات ندارم . . . !!! اين گونه بود که نقدها نوشتند که يک فردي که از مطبوعات چيزي نمي­داند و مطلع نيست چگونه يک کار اجرائي و دبير جشنواره مطبوعات کودک است؟! امثال اين کارشکني­ها در هر جشنواره­اي وجود دارد و اگر بخواهند يک مرکز مستقل را در اين زمينه موتلف به برگزاري جشنواره­ها کنند شاهد خواهيم بود که از اين دست اتفاقات به دليل عدم روحيه کارگروهي، نگاه انفرادي و منفعت طلبانه برخي از ارکان هنري و فرهنگي کشور کم حادث نخواهد شد.

- به نظر مي­رسد حضور در جشنواره­ها براي بيان بهترين ايده­هاي شرکت کنندگان محيط بسيار مطلوبي است فضاي جشنواره­هاي هنري و فرهنگي چقدر مي­تواند جوابگوي اين هدف در جشنواره­ها براي شرکت کنندگان آن باشد.

به نظرم اين پتانسيل در جشنواره­ها وجود دارد اما چون اکثر اين جشنواره­ها دولتي يا شبه دولتي است و بودجه و تفکرات دولتي در آن وجود دارد کمتر شاهد رخداد اين اتفاق هستيم اگر اين جشنواره­ها را بتوان در آينده بصورت کاملاً خصوصي برگزار کرد شايد بتوان اميد داشت که اين گفته­ي شما که به حق هم يکي از کارکردهاي اساسي جشنواره­ها است محقق شود.

- در حال حاضر شاهد هستيم برخي از جشنواره­هاي دولتي که با کمک بخشي خصوصي راه اندازي مي­شود در انتهاي کار حمايت کنندگان خصوصي به دليل عدم تخصيص بودجه از ارائه جوايز تا ماه­ها پس از برگزاري جشنواره به نفرات برتر سر باز مي­زنند حال چگونه مي­توان توقع داشت که اين بخش خصوصي به تنهائي بتواند يک جشنواره را اداره و حمايت کند.

اين نکته به دليل فضاي منفي است که در جامعه وجود دارد.

- فضاي منفي يعني چه؟

اين به دليل آن است که در برگزاري جشنواره جديت خاصي نداريم و در اين آشفته بازار همين که يک جشنواره­اي برگزار شود و عده­اي هم در آن شرکت کنند کاملاً کافي به نظر مي­رسد دولت هم که سعي مي­کند با دوستان خود همفکري داشته باشد و کلاً در اين ميان بخش خصوصي يک عامل زائد فرهنگي بدون تفکر و بينش خاص به نظر مي­رسد مشخص است که در اين ميان بخش خصوصي دلسرد مي­شود حمايت­هاي خودش را دست کم مي­گيرد. وقتي مديران دولتي از افراد خنثي و منفعت طلب در برخي از جشنواره­ها دعوت مي­کند و اختيار تام هم به اين افراد مي­دهد ديگر از حضور بخش خصوصي چه توقعي است در اين ميان هم تنها شرکت کننده متضرر خواهد شد.

- مهمترين پيشنهادات شما براي کاهش آسيب­هاي جشنواره­ها چه مي­تواند باشد؟               

اجازه بدهيد تنها به برگزاري دو رويداد مهم فرهنگي و هنري يعني برگزاري جشنواره فيلم فجر و نمايشگاه بين المللي کتاب تهران اشاره کنم شما مي­دانيد که برگزاري اين دو رويداد تبديل به يک آئين ملي شده است بنابراين مردم بدون هيچ گونه تبليغات هم متوجه هستند که دوم ارديبهشت نمايشگاه کتاب تهران است بنابراين از نقاط مختلف ايران براي بازديد به تهران مي­آيند. اين برنامه­ها هم سالانه برگزار مي­شود و اين تفکر موجود در اين برنامه­ها به نحوي قوي است که ايجاد يک فرهنگ مستحکم در ذهن مردم کرده است اگر اين جشنواره­ها با يک تفکر خاص به صورت ساليانه به نحوي برگزار شود که جزء آئين­هاي ملي مردم محسوب شود مي­توان اثرگذاري خاص را از آن انتظار داشت.

 

يكشنبه 1 بهمن 1391 - 14:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری