چهارشنبه 26 مهر 1396 - 20:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلمي درباره همسران شهدا

 

نگاهي به گروه فيلمسازي فيلم تلويزيوني «آبي گاهي آسمان»(پرند زاهدي) به مناسبت پخش از سيما

 

پرند زاهدي با نام اصلي پرند زال زاده در سال 1357 در تهران متولد شد. وي داراي تحصيلات ناتمامي در رشته نمايش در دانشگاه آزاد است.

زاهدي يك دوره دو ساله فيلمسازي در كلن(آلمان) گذرانيده است. او كارگردان فيلم هاي كوتاه هم بوده است. زاهدي همچنين بازي در سينما را از سال 1374 با شيرين و فرهاد به كارگرداني رحيم رحيمي پور آغاز كرد.

فيلم‌هاي پاكباخته و اسكادران عشق از جمله آثاري هستند که زاهدي در آنها به ايفاي نقش پرداخته است. وي در سال 1379 اولين فيلم نيمه بلند خود را با نام هستي كارگرداني كرد. فيلم كوتاه زير خاكستر و مجموعه 26 قسمتي فرزند ايران از ديگر ساخته‌هاي اوست.

پرند زاهدي درباره سابقه فعاليت سينمايي خود مي گويد: «از کودکي عاشق فيلم هاي اکشن و حادثه اي بودم. دغدغه ام حضور در سينما نبود. ورودم به سينما در سال 1373 به طور کاملا تصادفي در زمينه بازيگري اتفاق افتاد اما ورودم به عالم فيلمسازي در سال 1379 به شدت انتخابي و آگاهانه بود.

يکي از دوستان پدرم به من پيشنهاد بازي در فيلمي دادند که متاسفانه نتوانستم در آن بازي کنم اما عکس هايي که از من گرفتند که در دفترشان مانده بود و به همين علت از دفاتر فيلمسازي ديگر پيشنهادهاي زيادي به من شد.

بالاخره يکي از آنها را پذيرفتم که نقش شيرين در فيلم شيرين و فرهاد بود ، چون تعطيلات مدرسه ام بود ، مي توانستم کار کنم. آن موقع  کلاس دوم دبيرستان بودم و به همين راحتي وارد سينما شدم.

اما بازيگري راضي ام نمي کرد و خيلي دوستش نداشتم؛ شايد هم خيلي برايش زحمت نکشيده بودم اما فيلمسازي را خيلي دوست داشتم و واقعا برايش زحمت کشيدم.»

زاهدي درباره چگونگي شروع فيلمسازي اش و وضعيت فيلم هاي اول مي گويد: «سال 79 با فيلم نيمه بلند هستي شروع کردم  و سال 81 با فيلم کوتاه زير خاکستر ادامه دادم که هم در بخش مسابقه و هم در بخش بين الملل جشنواره فجر شرکت کرد. بعد تعدادي مستند ساختم و يک مجموعه مستند تلويزيوني هم در سال هاي 83 و 84 به نام فرزند ايران براي تلويزيون کار کردم.

در گذشته چاره اي نبود جز اين که براي ورود به فيلمسازي حرفه اي، فيلم کوتاه يا دستياري را تجربه کنيم و خوشحالم که امروز، با ساخت تله فيلم مي توانيم آزمون و خطا براي ساخت فيلم بلند را پايين بياوريم.

فيلمسازاني در زمينه فيلم کوتاه هستند که به اندازه فيلم بلند، حرف براي زدن ندارند اما به نظر من، لزوما هرکسي که فيلم بلند مي سازد نبايد با ساخت فيلم کوتاه شروع کرده باشد.»

 زاهدي درباره تحقيق در مورد شخصيت هاي داستان مي گويد: «اصولا نه در اين فيلم بلکه حتي در فيلم هاي کوتاهم خيلي اصرار دارم که شخصيت ها واقعيت محض(رئاليته) داشته باشند. من يک اثر سوررئال( زير خاکستر)  کار کردم و هر تم سوررئالي را که داشتم، درون آن ريختم و حالا که  سن و تجربه چنداني ندارم، مي خواهم هر شخصيت تحقيقات مجزاي خودش را داشته باشد.

من اين آدم ها را مي شناسم. آنها را خيلي ديده ام. البته براي کتايون تحقيقي لازم ندارم: يک نمونه از جوانان بلاتکليفي که دورتا دور ما ديده مي شوند،‌ يا کيوان که برگرفته از برخي جوانان نسل امروز است. اينها واقعا تحقيق لازم ندارد. اما راجع به آن مادر منتظر يا همسران دوم تحقيقات لازم را انجام دادم.»

 زاهدي درباره ايده فيلمنامه مي گويد: «ايده اوليه مال من بود؛ سيناپس را به آقاي بامداد دادم و ايشان آن را به فيلمنامه تبديل کردند.»

زاهدي درباره مضمون فيلم مي گويد: «من در خانواده خود با مسئله انتظار روبه رو نبودم اما شاهد اين هستم که زن هاي بازماندگان جنگ هنوز گرفتار تبعات جنگ هستند و دوست داشتم قصه فيلم بلند سينمايي ام نيز در همين مورد باشد.

تمام كساني كه هشت سال جنگيدند و شهيد شدند با ميل و رغبت به جنگ رفتند و با آرمان خود به شهادت رسيدند اما زن‌هايي كه در كنار آنها بودند، بيست سال است كه تاوان جنگ را پس مي‌دهند و جنگ براي آنها به جاي هشت سال، بيست و هشت سال طول كشيده است.»

زاهدي درباره شخصيت مادر در فيلم مي گويد: «انتظاري كه مادر اين فيلم مي‌كشد بسيار جذاب است و من مي‌توانستم اين شخصيت‌ها را لمس كنم. البته عده‌اي مي‌گويند نسرين مقانلو بازيگر سخت‌گيري است و نقش‌ها را سخت مي‌كند اما عقيده دارم بازيگر بايد سعي كند هرجا كه هست خودش را امتحان كند و نقش‌هاي متفاوتي را بازي كند.

دلم مي‌خواست به عنوان يك زن، نگاه فمينيستي نداشته باشم اما توقع نداشته باشيد كه تم من مردانه باشد. مهمترين نكته براي من نشان دادن زن مستقل در جامعه بود.»

زاهدي درباره انتخاب لوکيشن فيلم مي گويد: «اصرار روي باغ انار داشتم. اغلب انار به عنوان نمادي از شهادت استفاده مي شود و ميوه بهشتي ماست.

همه به من مي گفتند به ساوه و يا جاهاي ديگر بروم اما به طور اتفاقي روستايي به نام انارجار را پيدا کردم که باغ انار داشت. اصولا آشنايي زدايي از ذهنيت پيش ساخته بيننده را دوست دارم.»

زاهدي درباره نام فيلم مي گويد: «من معتقد نيستم که اسم فيلم بايد قصه فيلم را بگويد يا مربوط به قصه فيلم باشد. به اعتقاد من،‌ بايد مفهوم قصه را در برداشته باشد. در اين تله فيلم،‌ زن دومي را مي بينيم که بر خلاف زنان دومي که در فيلم ها مي شناسيم و عاشق پول همسر خود هستند ،‌ عاشق مردش است و از او چيزي نمي خواهد.

در اين فيلم بچه اي را مي بينيم که از خارج از کشورآمده و ميراث معنوي مي خواهد نه مادي؛ مادري را مي بينيم که نمي خواهد هيچ امتيازي  از هيچ  کجا بگيرد  بلکه مي خواهد همچنان منتظر بچه اش بماند.

ما آدم هايي را که انتظار داريم به شکل متعارف  ببينيم، دراين فيلم به شکل ديگري مي بينيم. البته منظور دايي و کيوان نيستند  بلکه مقصود من شخصيت هايي است که روي آنها تاکيد داشتم و عنوان فيلم را هم بر همين اساس انتخاب کردم که آبي فقط گاهي براي آسمان استفاده مي شود.

هميشه اين پيشداوري وجود دارد که آسمان، فقط آبي است يا آبي آسماني، اما من مي خواستم  بگويم اين صفت فقط بعضي وقت ها مي تواند براي يک اسم مفيد باشد.»

زاهدي درباره سينماي دفاع مقدس مي گويد: «نسل انقلاب براي ساخت آثار سينمايي در حوزه سينماي دفاع مقدس مناسبترين هستند. سينما در دوره اي براي توليد و عرضه فيلمهاي دفاع مقدس تلاش زيادي کرد، اما در دوران پس از جنگ از آن رويداد و انعکاس مناسب آن عقب مانديم.

نسل من که از کودکي جنگ و دفاع را ديده و تلاش رزمندگان و ايثار شهدا و جانبازان را مشاهده کرده است، محق ترين گروه براي ساخت آثار سينمايي درباره آنان است.

دوران دفاع مقدس آکنده از موضوع هاي بکر است که با تصوير سازي از آنها نسل جوان با آن دوران آشنا مي شود. بايد زمينه توليد فيلم هاي سينمايي و مستند توسط فيلمسازان نسل انقلاب فراهم شود و دايره فيلمسازي به افرادي خاص محدود نشود.»

نسرين مقانلو درباره نقش خود در آبي گاهي آسمان مي گويد: «در طول سي سال انقلاب، ما هشت سال جنگ داشتيم و اگر در خانواده‌هاي خود كسي را نداشتيم كه در انتظار آمدن عزيزي باشد، قطعا در دوستان و آشنايان‌مان داشته‌ايم. من خودم در خانواده‌ام كسي را دارم كه هنوز منتظر بازگشت همسرش است و باور ندارد كسي نيايد.

قصه آبي گاهي آسمان از اين حيث برايم تأثيرگذار بود و به دلم نشست چون شايد اگر رزمنده‌ها نبودند ما هم نبوديم. همين موضوع بود که در گفتگو با خانم پرند زاهدي مرا فريفت و باعث شد اين کار را بپذيرم. از پرداخت زيباي کارگردان نسبت به فيلم و کارکترها تشکر مي کنم.»

در خلاصه داستان فيلم تلويزيوني آبي گاهي آسمان آمده است: كامياب براي خاكسپاري پدرش كوروش اديب به ايران بازمي‌گردد و در آستانه ورودش با اتفاقات تازه‌اي روبرو مي‌شود، زن جواني ادعاي همسري پدر وي را دارد و...

عوامل سازنده «آبي گاهي آسمان» عبارتند از: كارگردان و تهيه‌كننده: پرند زاهدي، مدير تصويربرداري: عبدالله عبدي‌نسب، صدابرداران: داريوش صادق پور، سعيد علي پور، تدوين: مستانه مهاجر، مدير توليد: مهدي لباف، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: بيژن كاشاني، مدير تداركات: جمشيد حاجي اسحاق، منشي صحنه: اميررضا مكين، طراح چهره‌پردازي: افسانه قلي‌زاده،‌ طراح صحنه و لباس: منصوره قاضي،‌ عكاس: مژده لباسچي،‌ روابط عمومي: مهيارجوادي‌فر،‌ بازيگران: نسرين مقانلو، عسل بديعي، نيما رئيسي، مهدي سلوكي، شيوا خسرومهر،‌ بازيگر خردسال : نيايش ترك‌زاده و با حضور سيروس ابراهيم‌زاده و مهوش افشارپناه.

 

 

 

 

يكشنبه 1 بهمن 1391 - 9:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری