پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

مسئله مهم رسيدگي به مطالبات مردمي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «گيرنده»(مهرداد غفارزاده)

 

مهرداد غفارزاده متولد 1345 تهران و داراي تحصيلات ديپلم است. او از نوجواني با داستان نويسي فعاليت هنري اش را شروع کرد و سپس وارد مطبوعات شد.

غفارزاده در 1374 تله فيلم «به خاطر يک فيلم کوتاه» را براي گروه کودک تلويزيون کارگرداني کرد و سپس 5 سريال تلويزيوني از جمله سياه مثل سفيد، و سه پنج دو را ساخت و آخرين کارش در تلويزيون کارگرداني مستند داستاني «يک روز رفت» بود.

وي همچنين تا به حال 30 فيلم مستند را کارگرداني کرده است. گيرنده اولين تجربه کارگرداني غفارزاده در سينما است. فيلم گيرنده برنده ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه در سي امين جشنواره فيلم فجر شده است.

غفارزاده درباره ساخت گيرنده مي گويد: «من در اين 20-25 سالي که وارد عرصه هنر شده ام بيشتر به قصه نويسي و تئاتر اشتغال داشته ام و بعد از آن مدتي در مطبوعات قلم مي زدم اما از همان اول نگاه و رويکردم فيلم سازي بوده و هميشه خواستم کارگرداني باشم که براي دل خودم کار کنم تا اين که در سال 90 فيلمم را ساختم.

بر اساس نظرات منتقدان و کارشناسان سينما پايه و اساس سينما ادبيات و داستان و فيلمنامه است و من اين را از زماني که قصه نويسي مي کردم مي دانستم که مشغول پايه ريزي براي فيلم سازي ام هستم، دوره قصه نويسي و نقد نويسي من مدت طولاني به درازا کشيد و بالاخره به هدف نهايي خود يعني فيلمسازي دست يافتم.»

غفارزاده درباره تاخير در ساخت اولين فيلمش مي گويد: «نزديک به سيزده سال پيش فيلمي را به تهيه کنندگي مسعود اطيابي به مرحله ساخت رسانديم. اما با تغيير مديريت بنياد فارابي فيلمنامه به مشکل برخورد. از سوي ديگر من براي ورود به هيچ عرصه اي از کسي اجازه نمي گيرم. همان طور که با اجازه کسي داستان نويس يا مستندساز نشدم. اما در سال هايي که مي خواستم فيلم بسازم بايد از کانون کارگردانان اجازه مي گرفتم و آنها توانايي ام را تائيد مي کردند.»

غفارزاده درباره ايده اوليه و سپس نگارش فيلمنامه مي گويد: «جرقه اوليه ساخت فيلم دوسال پيش به ذهنم رسيد زماني كه خبري مبني بر اينكه در يكي از سفرهاي استاني رئيس جمهور 150 كيلو نامه جمع شده است.

من قبل از اينكه نگارش فيلمنامه نويس و كارگردان باشم در درجه نخست يك قصه نويس هستم از همين رو براي من عادت شده كه از اتفاق ها و اخباري كه مي شنوم و مي بينم به راحتي نمي گذرم و نسبت به همه وقايع حساسيت نشان مي دهم و خوب طبيعي است كه وقتي خبر دريافت 150 كيلو نامه در يكي از سفرهاي استاني رئيس جمهوري را مي شنوم قطعا به راحتي از كنار آن نمي گذرم.

زماني كه اين خبر را خواندم طرح اوليه كار را نوشتم و به حوزه هنري و موسسه شهيد آويني پيشنهاد تهيه و توليد دادم و در نهايت موسسه شهيد آويني طرح را خواند و پيشنهاد ساخت فيلم را قبول كرد و طرح نوشته شده به مرحله نگارش فيلمنامه رسيد.

نگارش فيلمنامه توسط من ، مهرداد موفق يامي و اكبر روح نوشته شد و البته در يك مدت كوتاهي هم محمدرضا باباگلي بخشي از فيلمنامه را نوشت اما از نيمه تيم فيلمنامه را رها كرد.

بعد از پايان فيلمنامه براي دريافت پروانه ساخت اقدام كرديم كه 7 ماه به طول انجاميد و در نهايت براي صدور پروانه نمايش از من خواستند كه پايان فيلمنامه را تغيير بدهم و پس از بحث و گفتگوهاي فراوان و تغييرات اعمال شده پروانه ساخت را دريافت كردم و به مرحله پيش توليد رسيديم و در نهايت ارديبهشت ماه 90 كار كليد خورد.»

غفارزاده درباره مشكلات توليد فيلم مي گويد: «از آغاز پروژه مشكلات مالي در توليد اثر وجود داشت اما رفته رفته با حضور جمال شورجه در پروژه و همچنين مركز گسترش سينماي مستند و تجربي توليد فيلم به سر و سامان رسيد و به جرات مي گويم كه اگر پاي اين مركز ميان نبود فيلم گيرنده ساخته نمي شد.»

محمد قهرماني(تهيه کننده فيلم) درباره همکاري با غفارزاده مي گويد: «ابتدا ايشان به موسسه شهيد آويني مراجعه کردند و فيلمنامه اي که مدت ها بود که آماده شده بود را به موسسه ارائه کردند. در ادامه با مطالعه فيلمنامه متوجه شدم که فيلمنامه خوبي است و سوژه بسيار بکر و مناسب است.

بعدها که با آقاي غفار زاده صحبت کردم ديدم ما نکته مهمي داريم مثل سفرهاي استاني رئيس جمهور که اين مهم آرزوي ديرينه مقام معظم رهبري بوده است که محقق شده است، به همين دليل فرصت را غنيمت شمرديم و ديديم که سوژه و دستمايه خوبي را براي توليد فيلم در اختيار داريم.

به همين دليل وارد مذاکره با مرکز گسترش شديم تا در صورت توافق براي مشارکت آن را به مرحله توليد برسانيم. پس از پيگيري هاي به عمل آمده و دريافت پروانه ساخت از سوي اداره کل نظارت و ارزشيابي و اصلاحاتي که به خواسته مرکز گسترش روي فيلمنامه انجام شد، پس از عقد قرارداد پيش توليد را آغاز کرديم.

در مراحل بعدي بازنويسي فيلمنامه، داستاني را به سوژه اصلي فيلم چسبانديم که براي مخاطب قابل پذيرش باشد و در نهايت با تلاش گروهي صميمي کار را شکل داديم، اين کار پتانسيل زيادي از گروه گرفت و ما بيش از دو ماه مشغول فيلمبرداري کار جاده اي مان بوديم.»

قهرماني درباره ويژگي هاي فيلمنامه مي گويد: «اتفاقاتي در سطح کشور مي افتد که داراي قابليت خوب داستاني هستند، از جمله سفرهايي که از سوي مقامات کشوري در استان ها صورت مي گيرد. مردم از طريق مکاتبات با آنها ارتباط برقرار مي کنند که برخي از آنها دردل، برخي نيز شکواييه و برخي درخواست است.

برخي از اين نامه ها را که اخيرا در سفرهاي استاني نوشته شده بود مطالعه کردم، قالب داستاني خوبي که کارگردان فيلم به آنها داده و به شکل طنز نوشته بود، نظر ما را جلب کرد و تصميم بر آن شد که در ساخت اين پروژه مشارکت داشته باشيم.»

علي محمدزاده(مدير فيلمبرداري) درباره فيلمبرداري گيرنده مي گويد: «قبلا در تلويزيون با مهرداد غفارزاده در ساخت مجموعه‌اي همکاري داشتم. موقعي که پيشنهاد همکاري و حضور در فيلم گيرنده به من داده شد، چون فرمت فيلمبرداري به صورت ديجيتالي بود، کار برايم جذابيت داشت.

البته فيلمبرداري گيرنده با دوست ديگري آغاز شده بود که حين کار و روزهاي اول فيلمبرداري با مشکلاتي روبه‌رو شد و از حضور در پروژه انصراف داد. مهرداد غفارزاده از من خواست در اين فيلم با او همکاري کنم که البته بيش از سه، چهار روز فيلمبرداري انجام نشده بود.

به تجربه کردن عرصه‌هاي مختلف علاقه دارم. فيلمبرداري فيلم گيرنده ديجيتالي انجام شد؛ سيستمي که در دنيا فراگير شده است. خوبي اين سيستم، اين است که مواد خام زياد به هدر نمي‌رود و طبق نياز فيلمبرداري مواد اوليه مصرف مي‌شود. اما در فيلمبرداري با نگاتيو بسياري از نگاتيوها بيهوده حين فيلمبرداري مصرف مي‌شود.

بخش اعظم فيلمبرداري در يک ماشين انجام مي‌شد. بايد با استفاده از دوربيني سبک، اما با کارايي بالا فيلمبرداري را در محيط کوچک درون ماشين انجام مي‌داديم. دوربيني که بتواند ضمن داشتن قدرت مانور بالا حرکت‌هاي لازم را جهت انجام ميزانسن و تنوع پلاني انجام دهد.

سعيد راد بازيگر باسابقه و ارزنده سينما با حضور حرفه‌اي‌اش در نقش اصلي کمک‌هاي زيادي به من کرد. ساير بازيگران ازجمله چکامه چمن‌ماه، باقر صحرارودي، سيامک اطلسي و... تعامل خوبي داشتند. در اين زمينه باقر صحرارودي در اغلب سکانس‌ها پشت وانت سيمرغ حضور داشت. او کارش سخت بود و در صحنه‌هاي تعقيب و گريز پشت ماشين شرايط سختي را تجربه کرد و با تحمل سختي‌ها صبورانه به من در جهت کار بهتر کمک کرد.»

سعيد راد درباره بازي در گيرنده مي گويد: «من در سينما يک مسئوليتي دارم و اين بار دومي است که در سينماي ايران بعد از 20 سال که توانستم به اين سينما بازگردم فيلم بازي مي کنم و گيرنده دومين فيلم من است، من معمولا کار سينمايي انجام نمي دهم و با اين که حجم زيادي از سناريو برايم مي رسد هيچ يک باب طبع ام نيست.

زماني که از دفتر آقاي قهرماني و غفار زاده اين کار به من پيشنهاد شد من شمال بودم و آنها فيلمنامه را براي من فرستادند و من فيلمنامه را خواندم و بعد از خواندن آن تعجب کردم که چرا در اين فضاي داستاني شخصيتي را براي من در نظر گرفته اند که خارج از معيار کاري هميشگي ام بوده است.

من دو دليل داشتم که اين کار را قبول کردم، اول از همه متفاوت بودن شخصيتي بود که من در گيرنده بازي کردم، اين شخصيت بعد از شخصيت چند وجهي و خبيث  اسکندر در فيلم دوئل براي من دگرگوني در فرم و بافت و زيبايي شناسي و فولکلور را به همراه داشت که برايم بسيار جذاب بود.

دومين دليل من اين بود که غفار زاده دوازدهمين نفري است که من در فيلم اول اش بازي مي کنم و هميشه دوست دارم با کارگردانان جوان کار کنم چون اعتقاد دارم هميشه يک سري آدم هاي جديد بايد وارد اين سينما شوند و در کار خود حرفه اي شوند.»

غفار زاده درباره همکاري با سعيد راد مي گويد: «حساسيت هاي ويژه و درستي كه آقاي سعيد راد در طول كار داشت و همچنين ارتباط حسي مشتركي كه هريك از ما نسبت فيلمنامه داشتيم باعث شد تا من از وجود اين بازيگر به عنوان يك حامي در طول پروژه بهره ببرم و با بازي متفاوتي كه در نقش حاج صمد داشت به هيچ عنوان شبيه كاراكتر زينال در فيلم دوئل نيست.

اگر حمايت و دقت نظر سعيد راد بازيگر نقش حاج صمد در فيلم گيرنده نبود شايد فيلم به رتبه خوبي و از نظر خودم قابل قبولي دست نمي يافت. از همين رو معتقدم كه يكي از اركان اصلي اين فيلم حضور سعيد راد بود.

روايت و داستان در اين فيلم بر اساس تکيه به شخص سعيد راد به پيش مي رود. فيلم تنگناي سعيد راد هميشه براي من جذاب بوده است و من در سکانس نهايي فيلم سعيد راد را بغل کردم و به او گفتم من الان تنگناي امير نادري را بغل کرده ام.»

غفارزاده در مورد جغرافياي نامشخص فيلم مي گويد: «از ابتدا اين گونه نبود؛ ما بر اساس نظرات دوستان و وزارت ارشاد جغرافيا را گنگ کرديم تا تبديل به ناکجا آبادي بشود تا داستان منصوب به يک دوره مشخص نگردد، اصلا در ايران شهري به نام جاروف و يا پي رود وجود ندارد و تمامي اين ها در خيال ما بوده است، ما اين کار را انجام داديم تا فيلم تاريخ مصرف نداشته باشد و اصل داستان ماندگار گردد.»

بهزاد عبدي (آهنگساز) درباره موسيقي فيلم مي گويد: «راجع به موسيقي فيلم بايد بگويم ما به دليل آن که خواستيم تا به فضا نزديک شويم به اين فکر کرديم که پيرمرد ساز زن بايد قيچک يا سرنا داشته باشد و در نهايت به دليل فيزيک قيچک و بومي بودن آن از قيچک استفاده کرديم.»

مشخصات «گيرنده»:

کارگردان: مهرداد غفار زاده، نويسندگان: مهرداد موفق‌يامي، محمدرضا باباگلي و اکبر روح، تهيه کننده: محمد قهرماني، دستيار اول کارگردان: اميرحسين عسگري، مدير توليد: مجتبي اميني، مجري طرح: مصطفي سلطاني، برنامه ريز: آرش سجادي حسيني، مدير فيلم‌برداري: علي محمدزاده، مدير مالي: سارا شريفيان، چهره پردازي: سودابه خسروي، صدابردار: وحيد مقدسي، آهنگساز: بهزاد عبدي، مدير تدارکات: سيد مقصود ميرهاشمي، طراح صحنه لباس: بابک پناهي، مدير صحنه: مجتبي اعرابي، عکاس: عبدالحميد خزائي، منشي صحنه: نائله شريفي، دستياران صدابردار: جواد جهانگيري و حميد غيبي، مجري گريم: رکسانا نيک‌پور‌ و سعيد سدابي، دستياران صحنه و لباس: علي اکبري، شادي رستگار و امير بگي، دستيار برنامه ‌ريز: روح‌الله کاظمي‌زاده، دستيار تدارکات: علي قادي، حمل و نقل: صادق بهبودي، مهدي نقد‌زاده، عليرضا چراغي، اسماعيل مظاهري و محمدعلي صالحي، پذيرايي: رحمان کريمي و حسين‌ صادق‌زاده

بازيگران: سعيد راد، محمدرضا شريفي‌نيا، پرديس افکاري، نيما شاهرخ‌شاهي، سيامک اطلسي، باقر صحرارودي، چکامه چمن ماه، ميرطاهر مظلومي، رضا آحادي، افسانه ناصري، محمدرضا غفاري و ...

خلاصه داستان: حاج صمد راننده وانت كارخانه اي در شهرستاني دور افتاده و كوچك است كه در پي اتفاقي مأموريتي مهم مي يابد. او در حين انجام اين مأموريت، با اتفاقات گوناگوني روبرو مي شود و بارها در تنگناهاي دشوار انتخاب قرار مي گيرد.

 

چهارشنبه 27 دی 1391 - 10:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری