پنجشنبه 8 تير 1396 - 18:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

محمدرضا صادقي

 

برگ هايي از دفتر زندگي يک شاعر شهير شيعي

 

نگاهي به کتاب«دعبل خزاعي» نوشته دکتر علي اکبر ولايتي

کتاب«دعبل خزاعي» نوشته دکتر علي اکبر ولايتي، به معرفي شخصيت شاعر شهير شيعي، دعبل خزاعي؛ يکي از چهره هاي تاثيرگذار فرهنگ و تمدن شيعي در دوره حکومت عباسيان مي پردازد که با اشعار خود نقش موثري در برملا کردن چهره واقعي حاکمان عباسي و همچنين نشان دادن مظلوميت امامان شيعي داشته است. اين کتاب بيست و نهمين اثر از سري کتاب هاي«آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بونم ايران» است که در بخش کتاب هاي جيبي، وابسته به موسسه انتشارات امير کبير چاپ و منتشر شده است. در همان ابتداي کتاب و در معرفي اين مجموعه، دکتر علي اکبر ولايتي آورده است، امت اسلامي مدت هزار سال مهد علم و تمدن و فرهنگ جهان، و ايران پرچمدار اين نهضت بزرک اسلامي بود. تعداد بزرگان علم و ادب و فرهنگ و مدنيت خراسان و خوارزم و فرارود و بين النهرين و فارس وعراقين و آذربايجان و قفقاز و مصر و مغرب اقصا و اندلس پس از اسلام، صدها برابر فرهيختگان يونان و روم و اسکندريه و رها و نصيبين قبل از اسلام، و ابداعات و توليدات علمي و فرهنگي آنها غير قابل قياس و با يکديگر بود. در دو سه قرن اخير، هجوم فرهنگي، نظامي، سياسي و اقتصادي استعمار موجب رخوت و عقب افتادگي جوامع مسلمانشد، ولي بيداري اسلامي قرن گذشته و معاصر، و خيزش اسلامي چند دهه اخير موجب حرکت مسلمانان گرديد. تلاش هاي نخستين در جهت رهايي از سلطه نظامي و سياسي و کسب آزادي و استقلال بود و اکنون زمان بيداري فرهنگي و احياي اعتماد به نفس اسلامي و ايراني فرا رسيده است. براي تحقق چنين حرکتي، از جمله اقدامات اساسي، معرفي و بازشناساندن بزرگان تاريخ تمدن اسلام و ايران، و بازتعريف ارزش هاي اعتقادي و اسلامي و هويت ملي است. در بخش هاي مختلف کتاب، به عصر حيات دعبل، خصوصيات شخصيتي، شعري و انديشه دعبل و آثار و کتاب شناسي اين شاعر شيعي پرداخته شده است.

مخاطب اين کتاب کم حجم با مطالعه آن با زمان و مکان تولد و جواني دعبل خزاعي تا حدودي آشنا مي شود. از جمله اين که دعبل خزاعي در سال 148 هجري قمري در شهر کوفه متولد شد. روز و ماه تولد ايشان مشخص نيست. دعبل از سن نوجواني سرودن شعر را آغاز کرد. در اوايل جواني بود که به درخواست هارون الرشيد خليفه عباسي به دربار او رفت تا شعر بسرايد. اما پس از مدتي از دربار هارون الرشيد خارج شد. با وجود هداياي فراواني که هارون براي دعبل فرستاد، او به دربار بازنگشت. مسير زندگاني دعبل از اين زمان عوض شد. او بيش از گذشته شيفته اهل بيت (ع) شده بود و از اين زمان به بعد شروع به سرودن شعر در مدح اهل عصمت (ع) کرد.

دعبل وجود مقدس امام موسي بن جعفر(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) را درک کرد و به خدمت ايشان رسيد. به دليل شرايط سخت نتوانست خدمت امام علي نقي(ع) برسد ولي شهر سامرا را که امام در آن زنداني بود را سخت نکوهش کرد. زندگي پر برکت دعبل تا زمان امام حسن عسکري(ع) ادامه داشت و او در مدح اين امام بزرگوار هم شعر سروده است. در مجموع، دعبل دانشمندي است که حدود ده نفر از اديبان و دانشمندان از او روايت کرده اند. در کتاب« تأسيس شيعه» دعبل را يکي از بزرگان و علماي کلام و اديبان و تاريخ شناسان توصيف کرده اند که در زمينه زبان شناسي ، فصاحت و تاريخ اعراب يد طولايي داشته است. وي چهار کتاب تأليف کرده است. در دهها سال ايثار، مبارزه، شکيبايي، اختفا و ظهور(به صورت حمله و گريز به سلاح آتشين شعر) از اين فرصت استفاده کرده و چهار کتاب تأليف کرده است. از جمله«الواحده في المثالب العرب و مناقبها» که در آن، دعبل سياست قومي بني اميه را نکوهش کرده است. کتاب«طبقات الشعرا» هم يکي از مهم ترين منابع ادبي و شامل شرح حال شاعران قبل از دعبل است. او در اين کتاب شعر و شاعران را مي ستايد. سيزده تن از اديبان و تاريخ نويسان از کتاب طبقات الشعراي دعبل خزايي مطالبي را نقل کرده اند.

کتاب«وصايا الملوک» که تاکنون خطي است و ديوان شعر دعبل که شامل ده هزار بيت شعر از دعبل است.

دعبل خزايي اغلب به طور مخفيانه و محرمانه، به دليل هجوياتي که در مورد خلفاي عباسي  مي سرود و مأمورين خلفاي عباسي به دنبال او بودند، ميان شهر ها رفت و آمد مي کرد. دعبل مردي بسيار مهمان نواز بود. البته در اين مورد از مولاي خود حضرت علي (ع) پيروي مي کرد که حضرت علي(ع) سه روز غذاي خانواده خود را به نيازمندان مي داد. دعبل هم چنين رفتاري داشت آن هم در راه رضاي خداوند. او سخت تحت تأثير و رفتار و شيوه زندگي خاندان پيامبر( ص) قرار گرفت.

کتاب حاضر به اين نکته هم تاکيد دارد که زندگاني دعبل تقريباً در سطح مرفهي قرار داشت. او در شهرهاي کوفه، بغداد و دينور(در غرب ايران) و در يکي از روستاهاي اطراف شوش که محل شهادت او است منزل داشت. دعبل مدت کوتاهي فرماندار سمنجان(از شهر هاي قديم خراسان) و همچنين فرماندار شهر اسوان مصر شد ولي در عين حال بني عباس و خلفاي آن را سخت نکوهش مي کرد.

اشاره به ملاقات دعبل با امام رضا(ع) و خواندن«قصيده مدارس آيات» براي ايشان، از ديگر مطالبي است که در کتاب به آن اشاره شده و از قول دعبل آمده است، زماني که قصيده مدارس آيات(قصيده اي است بسيار مشهور و از سروده هاي دعبل در مدح اهل بيت که به عقيده بسياري از اديبان و شاعران از بهترين نوع مرثيه هايي است که در اين زمينه سروده شده است) را سرودم قصد کردم به طوس بروم و براي امام رضا(ع) آن را بخوانم. وقتي خدمت امام رسيدم، فرمودند اي دعبل بخوان، شروع به خواندن قصيده کردم تا اين که رسيدم به بيت:«اري فيئم في غير هم متقسماً          و ايدهم من فيئهم صفرات»(من حق خاندان عصمت (ع) را تقسيم شده نزد ديگران مي بينم و دستهايشان از حق اموالشان کلاً خالي است.) زماني که حضرت امام رضا (ع) اين بيت را شنيدند گريه کردند و فرمودند«راست گفتي اي دعبل» بيت بعد را براي ايشان خواندم:«اذا وتروا مدواً الي واتريهم    اکفاً عن الاوتار منقبضات»(هنگامي که از سوي کينه توزان به خاندان عترت ستم مي شود خاندان عصمت به حقشان نمي رسند.) امام رضا بعد از اين که اين بيت را شنيد دستهاي شريف خود را بر گرداند و با اندوه فرمودند: به خدا سوگند که دستهاي ما بسته است.

دعبل نظر شريف امام رضا(ع) را جلب کرد و امام به دعبل فرمودند: اي دعبل آيا مي توانم دو بيت به اشعار تو اضافه کنم(به راستي که اين دو بيت شعر دعبل را به درجه کمال رسانيد) دعبل گفت: بلي اي پسر رسو ل الله.

امام دو بيت به همان وزن و قافيه سرود  آن دو بيت اين است:«وقبر بطوس يالها من مصيبه الحت علي الاحشاء بالزفرات»(و در شهر طوس قبه اي خواهد بود و مصيبت صاحب آن قبر آتش آه و حسرت را بر دل ها مي افروزد)

«الي الحشر يبعث الله قائماً  يفرج عنا الهم والکربات»(آتش اين مصيبت ها تا روز قيامت در دل ماست تا روزي که خداوند متعال قائم آل محمد(ص) را ظاهر سازد و ظهورش اين هم و غم را زايل سازد) در اين لحظه دعبل از امام پرسيدند: يا امام رضا اين قبري که فرموديد در طوس است قبر کيست؟ امام رضا(ع) فرمودند: اي دعبل اين قبر من است. (در طول تاريخ اسلام هيچ شاعري به اندازه دعبل اين افتخار نصيبش نشده بود که يکي از ائمه بيت شعري به اشعار او اضافه کند.)

دعبل در قسمتي از اين قصيده در مورد ظهور ولي عصر (عج) و جدا کردن حق از باطل چند بيتي آورده است. هنگامي که دعبل اين ابيات را براي حضرت امام رضا (ع) خواند، امام بسيار گريستند سپس به دعبل فرمودند:

«يا خزاعي نطق روح القدس علي لسانک بهذين البيتين»(اي دعبل خزاعي  اين جبرئيل بود که اين دو بيت را بر زبان تو جاري کرد.)

در انتهاي قصيده مدارس ايات دعبل يکي از دعاهاي خود را امن و امان بودن بعد از مرگش مي خواند: امام رضا (ع) با شنيدن اين بيت به دعبل فرمودند: اي دعبل خداوند تو را از روز قيامت ايمن گرداند.

هنگامي که دعبل خواندن قصيده را به پايان رساند، حضرت امام رضا (ع) ده هزار سکه رضويه(که نام مبارک امام رضا(ع) روي آنها نوشته شده بود) همراه دستمال و پيراهن خود را به  دعبل هديه دادند(اين قصيده تا به اندازه اي تأثير گذار بود که حتي مأمون و وزيران او هم به دعبل هدايايي تقديم کردند.

پس از مدتي دعبل قصد برگشتن به بغداد را مي کند. در شهر قم مردم به استقبال دعبل رفته و ايشان را به مسجد جامع مي بردند و از دعبل مي خواهند تا قصيده مدارس آيات را براي آنان بخواند. او هم قصيده را براي آنها مي خواند. مردم هم به عنوان پاداش هدايايي فراوان به دعبل مي دهند. با اصرا فراوان پيراهن امام رضا (ع) را از دعبل مي گيرند و در نهايت آستيني از آن پيراهن مبارک به دعبل مي رسد .

 دعبل 98 سال از عمر را سپري کرد. او هنوز هم همان دلاور پير بود که با سلاح آتشين  و برنده شعر بني عباس و مزدوران آنها را مي کوبد؛ تاختن دعبل به طاغوتيان عباسي و به عبارت ديگر هجويات دعبل باعث شهادت او شد. دعبل، هارون الرشيد را«شر الناس» توصيف کرد و سخت به امين و مأمون عباسي تاخت و معتصم عباسي را به شدت نکوهش کرد. يکي از فرمانداران متوکل عباسي، مالک بن طوق فرماندار دمشق بود. دعبل هم متوکل و هم فرمانداران او و هم مالک بن طوق را به سختي نکوهش مي کرد. مالک بن طوق براي کشتن دعبل، به شخصي ده هزار درهم و تيري آغشته به زهري کشنده داد . آن شخص شهر به شهر به  دنبال دعبل گشت تا او را در خوزستان و در يکي از روستاهاي اطراف شوش پيدا کرد. پس از نماز مغرب و عشاء هنگامي که دعبل از مسجد آن روستا خارج مي شد، آن فرد از کمين خارج شد و تير را به پاي دعبل زد. فرداي آن روز دعبل به شهادت رسيد.  وصيت نامه اي که دعبل از خود باقي گذاشت سر تا سر معنوي بود. او حتي وصيت کرد که آستين مبارک پيراهن امام رضا(ع) که نزديک به 50 سال همراه خود داشت را در کفنش قرار دهند. بعد از وفات دعبل تعدادي از خاندان دعبل ايشان را به خواب مي بيند که براي پيامبر شعر مي سرايد و و پيامبر هم پيراهن هاي سفيد به دعبل هديه مي دهند.

چاپ اول(1390) کتاب دعبل خزاعي نوشته علي اکبر ولايتي با سر ويراستاري هومن عباسپور، طراحي جلد محمدرضا نبوي در 117 صفحه با شمارگان 3000 نسخه و قيمت 1450 تومان از سوي شرکت سهامي کتابهاي جيبي، وابسته به انتشارات اميرکبير در تهران چاپ و منتشر شده است.

 

 

 

 

 

 

دوشنبه 25 دی 1391 - 12:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری